معرفی فیلم کوتاه: شش لول

اراده استوار مرد مبهوت

معرفی فیلم کوتاه: شش لول

مارتین مک دونا با نخستین فیلم بلندش «در بروژ» در سال ۲۰۰۸ درخشید. فیلمی که قصه دو گنگستر بریتانیایی را روایت می‌کرد که خودشان نمی‌دانستند، در این شهر چه می‌کنند اما می‌دانستند مأموریتی دارند. همین دو گنگستر هاج و واج خیلی سریع جایشان را در دل فیلم بازها (سینه فیل‌ها) باز کردند.

به‌این‌ترتیب مشهورترین نمایشنامه‌نویس جوان ایرلندی که با نمایشنامه‌های درخشاناش از لندن تا نیویورک را فتح کرده بود، در صف فیلم‌سازانی قرار گرفت که علاقه‌مندان سینما منتظر دیدن فیلم بعدی‌اش هستند، همان‌طور که تماشاگران تئاتر حالا در سرتاسر دنیا نمایشنامه‌های او را دنبال می‌کنند و در ایران هم این نمایشنامه‌نویس و کارگردان ایرلندی شناخته‌ شده است و طرفداران پرشماری دارد و از نخستین نمایشنامه‌اش «ملکه زیبایی لی‌نین» (سال ۱۹۹۶) تا «مامورهای اعدام» (۲۰۱۵) همگی در ایران ترجمه و منتشر شده اند.

مارتین مک دونا با اینکه خود را چندان نویسنده و کارگردان فعال و کوشایی نمی‌داند اما لابه‌لای نمایشنامه‌ها و فیلم‌های بلندش در سال ۲۰۰۴ یک فیلم کوتاه با عنوان«شش لول» ساخت و موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه را دریافت کند.

مردی ایرلندی به بیمارستان رفته برای دیدار و عیادت همسرش که خبر درگذشت همراه زندگی اش را به او می‌دهند، سوار قطار می‌شود و در کوپه قطار به پسری برمی‌خورد با داستان‌هایی غریب از قتل مادر تا انفجار گاو، بعد هم پلیس سر می‌رسد و در تیراندازی پسر را از پای درمی‌آورند. پیرمرد حیرت‌زده و مغموم به خانه‌اش بازمی‌گردد و با شش لولی به زندگی‌اش خاتمه می‌دهد.

مارتین مک دونا که کار خود را با نمایشنامه‌نویسی آغاز کرده است، یکی از بهترین قصه‌گوهای دنیاست. قصه‌گویی که انگار چشمه قصه‌های غریب و تکان‌دهنده‌اش پایانی ندارد. او در این فیلم کوتاه هم از قصه‌گویی منحصر به‌ فردش بهره می‌گیرد، هم اینکه به‌خوبی در محدوده‌ی نمایش کلاسیک مردی تنها و سوگوار در غم همسرش را نشان می‌دهد که مسیری محتوم  را طی می‌کند و قصه‌های غریب نوجوان او را به مکاشفه‌هایی در باب، مرگ و گناه می‌اندازد.

آنچه فیلم کوتاه مک دونا استحکام می‌بخشد، فقط روایت داستان‌هایی غریب از زبان یک نوجوان نیست بلکه شخصیت‌پردازی مؤثر و دقیق شخصیت‌ها در محدوده‌ی فیلم کوتاه است و بازی‌هایی فوق‌العاده در اجرای این نقش‌ها که طبعاً کار براندان گلیسن در نقش اصلی فیلم بیشتر به نظر می‌آید، آن آرامش سرشار از بهت‌زدگی در برابر اتفاقات و ماجراهای زندگی و اراده‌ای خلل‌ناپذیر برای پایان زندگی که آرامش و بهت دائم او را به چالش می‌کشد.

مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود