تجارت یا طبابت؟

پزشکان به نماد در آمدهای چند صد میلیونی در جامعه بدل شده اند

87535_520
بدون نظر

بسیاری از ما ایرانی ها دچار عارضه حساب کردن درآمد پزشکان هستیم. یعنی چی؟ یعنی اینکه وقتی به مطب یک پزشک مراجعه می کنیم در مدتی که در انتظار رفتن به داخل اتاق او هستیم با شمردن تعداد بیماران و مبلغ ویزیت به حساب کردن حدودی درآمد پزشک مزبور اقدام می کنیم. اما چرا چنین عادتی میان ایرانی ها به ویژه در شهرهای بزرگ رایج شده است؟

شاید بسیاری از ما این جمله را در کودکی مان بارها شنیده باشیم، «اگر می خواهی در آینده راحت زندگی کنی، خوب درس بخوان تا دکتر بشی».

اما چرا مردم  بر این باورند که پزشک شدن مساوی است با سرمایه دار شدن. مگر یک پزشک چقدر درآمد دارد. البته اصرار والدین به دکتر یا همان پزشک شدن فرزندانشان علاوه بر بحث درآمدی علت دیگری نیز دارد و آن پرستیژ و جایگاه اجتماعی این حرفه است. زیرا در جامعه ما اینگونه القا شده است که دانش آموختگان رشته های پزشکی، باسوادتر و با کلاس تر از  بقیه تحصیل کردگان جامعه هستند و حتی از کسانیکه در رشته های دیگر phd (دکتری) دارند در مرتبه ی بالاتری قرار می گیرند.

دراین نوشتار قصد ما پرداختن به علت دوم علاقه مردم به رشته پزشکی نیست. بلکه قصد داریم تا بحث اقتصادی و درآمدی این رشته را بررسی کنیم.

یکی از دلایلی که در ایران، پزشکان معمولا از در آمد بالا و بعضا غیر متعارف برخوردارند، نبود یک قانون جامع و یک سیستم نظام مند در این خصوص است.

یک متخصص و جراح قلب که همسرش نیز متخصص زنان و زایمان بود می گفت: ماهانه فقط ۱۰۸ میلیون تومان قسط سهام بیمارستان را پرداخت می کند، ماهی ۲۰ میلیون تومان اجاره خانه می دهد. حال اگر هزینه زندگی و دیگر خرج های روزمره را به این مبلغ اضافه کنیم شاید چیزی بالغ بر ۱۶۰ میلیون تومان شود. رقمی که شاید هضم آن (البته تا پیش از افشای فیش های حقوقی نجومی) برای افراد عادی جامعه که بعضی از آنها به ویژه در روستاها فقط با پول یارانه شان زندگی می کنند، سخت باشد.

با شنیدن رقم درآمد برخی از پزشکان اولین سوالی که به ذهن انسان خطور می کند، این است که مگر یک پزشک در طول روز چند بیمار را می تواند ویزیت کند و یا چند عمل جراحی می تواند انجام دهد.

اگر ساعت کاری پزشک را ۸ ساعت و شروع آن را از ۷ صبح و پایان آن را ساعت ۱۵ در نظر بگیریم. علی القاعده یک پزشک برای هربیمار باید حدودا نیم ساعت وقت بگذارد که البته این میزان وقت در کشورهای مختلف متفاوت است به گونه ای که در کشورهای پیشرفته این رقم تا بیش از یک ساعت هم به درازا می کشد اما درایران در خوش بینانه ترین حالت همان نیم ساعت را باید در نظر گرفت، با احتساب وقتی که یک پزشک برای رفع احتیاجات روزمره خود صرف می کند، می توان گفت در یک شیفت کاری هر پزشک می تواند ۱۴ مریض را ویزیت کند.

اگر همین میزان ساعت را برای عصرهای یک پزشک در نظر بگیریم می شود روزی نهایتا ۳۰ بیمار که با احتساب روزهای کاری پزشکان که معمولان ۵ روز در هفته است و همچنین هزینه ویزیت یک فوق تخصص که طبق قانون باید حدود ۵۰ هزار تومان باشد، می تواند تخمین زد که درآمد یک پزشک فوق تخصص حاذق که روزی سی بیمار را ویزیت می کند می شود ماهی ۳۰ میلیون تومان.

این رقم تقریبا یک پنجم ارقامی است که پیش تر در مورد یک پزشک متخصص قلب گفته شد. پس مابقی درآمد جناب متخصص تا دستکم ۱۶۰ میلیون تومان از کجا می آید؟ حتی اگر فرض را براین بگیریم که پزشک،  درآمدی هم از جراحی های روزانه داشته باشد بازهم درآمد چند صد میلیونی کمی عجیب به نظر می رسد.

در اینجا موضوعی که نقل بسیاری از محافل رسمی و غیر رسمی است مطرح می شود و آن موضوع زیر میزی است. گرچه در بیشتر موارد اثبات این دریافت های غیرقانونی کار بسیار دشواری محسوب می شود و بیماران نیز به دلایل مختلف از جمله این که اگر دوباره سروکارشان به پزشک مربوطه بیفتد از دریافت خدمات درمانی محروم خواهند بود از اعتراف به پرداخت چنین مبالغی خودداری می کنند، اما متاسفانه چنین دریافت های غیرمتعارفی در جامعه پزشکی وجود دارد و گرچه نمی توان دریافت آن را به تمام جامعه پزشکی تعمیم داد اما واقعیت تلخی است که همه به وجود آن واقفند.

رئیس جامعه جراحان ایران، دلایل بروز پدیده زیرمیزی در بازار سلامت را ناشی از به روز نبودن تعرفه های پزشکی و بیمه ها می داند . دکتر ایرج فاضل که در اظهار نظری گفته بود زیر میزی حق پزشک است می گوید مشکل ما این است که تعرفه های پزشکی را خریداران خدمت تعیین می کنند. در حالی که این روند باعث می شود جامعه پزشکی متضرر شود.

204189_805

وی معتقد است تعرفه های پزشکی باید بر اساس نرخ تورم و با توجه به هزینه ها و قیمت تمام شده تعیین شود. اما، در همه سال ها هرگز تعرفه ها با نرخ تورم در کشور همخوانی نداشته است.

البته شاید سخنان ایشان کمی با واقعیت ملموسی که مردم در مطب ها با آن مواجه هستند فرق کند زیرا که پزشکان هرگز منتظر تعیین تعرفه ها و اعلام آن از سوی مراجع رسمی نمی مانند و خودشان اتوماتیک  هم تعرفه های را افزایش می دهند و هم  براساس معروفیتشان میزان آن را تعیین می کنند. مثلا در حالی که توقع می رود هزینه ویزیت همه متخصصان یکسان باشد اما درجایی یک متخصص مبلغ سی هزار تومان و در جای دیگر متخصصی دیگر در همان رشته مبلغ ۶۰ هزار تومان یا بیشتر را از بیماران طلب می کند.

طرح چنین مسائلی به معنای زیر سوال بردن کل جامعه پزشکی نیست و هنوز هم هستند پزشکانی که بدون هیچ نوع چشم داشتی درمناطق محروم و دور افتاده با وجود تمامی سختی ها و مشقات به ارائه خدمات درمانی به بیماران می پردازند، اما روی سخن با آن معدود پزشکانی است که به حق خود قانع نیستند و با عدول از قانون به حقوق بیمار تجاوز می کنند و تحت عناوین مختلف اقدام به دریافت رشوه یا زیرمیزی می نمایند.

693772

این که پزشکان بتوانند بین تجارت و طبابت توازن برقرار کنند و با وجود تمامی معضلاتی که به نحوی با آن دست به گریبانند هم چنان اخلاق مدارانه با مسائل درمانی بیماران برخورد کنند در هاله ای از ابهام قرار دارد و  همچنان این سوال در اذهان باقی است که پزشکان بین تجارت و طبابت کدام را انتخاب می کنند؟

هرچند جریمه های سنگینی برای پزشکانی که دریافت های غیر متعارف از بیماران دارند تعیین شده اما متاسفانه این پدیده همچنان قابل مشاهده است بنابراین به نظر می رسد سیاست گذاران نظام سلامت کشور بهتر است به جای برخوردهای سلبی با الگو برداری از برخی از کشورهای پیشرفته به حل این معضل اقدام کنند.

مثلا در کشوری مثل کانادا بیماران به صورت خودخواسته نمی توانند به پزشکان متخصص و بالاتر مراجعه کنند بلکه باید ابتدا به پزشک عمومی یا پزشک ارجاع مراجعه و به درمان خود اقدام کنند و اگر پزشک عمومی تشخیص دهد که در خصوص بیمار کاری از دستش بر نمی آید وی را به پزشک متخصص مربوطه معرفی می کند و این موضوع به همین شکل ادامه می یابد تا به پزشکان فوق تخصص برسد. در این سیستم حتی اگر بیمار مستقیما به پزشک متخصص مراجعه کند پدیرش نمی شود.

همچنین پزشکان عمومی و متخصص هریک تعداد مشخصی بیمار را می توانند در یک روز و حتی در یک ساعت ویزیت کنند و بیشتر از آن تعداد را مجاز نیستند و در همین حال حق ویزیت آنها نیز کاملا مشخص و قانون مند است بنابراین تفاوتی فاحش بین درآمد یک پزشک عمومی و یک متخصص و جراح به آن شکلی در ایران مشاهده می شود به وجود نمی آید.

بنابراین می توان گفت این سیستم که البته در ایران هم دو سه سالی است با طرح «تحول نظام سلامت و اجرای پزشک خانواده» به صورت خیلی دست و پا شکسته و ناقص آنهم در برخی از مناطق درحال اجراست اولا باعث بالانس و متعادل شدن درآمد پزشکان عمومی و  پزشکان متخصص و فوق تخصص می شود  و ثانیا از هدر رفت پول بیمار و البته دولت جلوگیری می کند.

بدون نظر

ورود