۷ دعوای رایج زوجها اندکی پیش از طلاق

آنچه باید درباره زندگی مشترک و تهدیدهای موجود بدانید

بدون نظر

اگرچه هیچ جدایی و طلاقی در دنیا کاملا شبیه به یکدیگر نیستند اما عموما در روزهای آخر منتهی به این اتفاق تلخ، دعواهای رایجی بین زوجها صورت می گیرد که به گفته متخصان امر کاملا مشابهند.

پایگاه اینترنتی هافینگتون پست ۷ دعوای مرسوم زوجها پیش از جدایی را مورد بررسی قرار داده است:

۱- دعوای: “احساس می کنم شبیه هم خانه ایم تا زن ُ شوهر”

اگرچه بسیاری از زوج ها اساس زندگی مشترک خود را بر روابط جنسی بنا نمی کنند اما بسیاری دیگر آن را بعنوان اولویتی مهم و حساس برای بهره مندی از رابطه ای گرم و رضایت بخش می دانند.

ساری کوپر مشاور ازدواج در نیویورک بر این باور است: “زمانی که روابط جنسی به پَستوی زندگی مشترک رانده شود آنگاه شکل گرفتن این حس که «شبیه به هم خانه هستیم» چندان طول نخواهد کشید.”  زمانی که یکی از زوجین لب به اعتراض می گشاید در واقع این پیام مهم را به طرف مقابل مخابره می کند که زندگی بدون هیجانات جنسی دیگر برایش قابل تحمل نیست.

در این شرایط اگر طرف مقابل برای از سرگیری روابط جنسی دست به کار نشود، جدایی و پایان زندگی مشترک چندان دور از ذهن نیست.

 

۲- دعوای “ما از همان روز اول بدرد هم نمی خوردیم”

زوج هایی که در یک رابطه سلامت به سر می برند عموما با حالی خوش به گذشته و روزهای ابتدایی آشنایی اشاره می کنند. اما اگر احساس می کنید بیشتر به یادآوری و کنکاش در خاطرات تلخ گذشته متمایل هستید، اندکی نگران آینده زندگی مشترک خود باشید.

کِری کارول مشاور خانواده و ازدواج در پورتلند اورگان با بیان این مطلب که اگر خاطرات مثبت در زندگی، هر روز کم رنگ تر می شوند به این معنی است که زوجین در حال فاصله گیری احساسی از یکدیگرند، تاکید کرد: “درست در همین مقطع دو طرف شروع به بازنویسی گذشته کرده و در نهایت به این باور می رسند که انتخابشان از روز اول اشتباه بوده است”.

متخصصان روانشناسی در این موارد توصیه می کنند زوج ها مدام خاطرات و لحضات خوش گذشته را با یکدیگر مرور کنند؛ حتی اگر این تلاش به نگاه کردن چند عکس قدیمی محدود شود، بازهم کمک خواهد کرد تمایل به کند و کاو خاطرات منفی کمتر شود.

08_prostate_cancer_always_leaves_you_impotent_skynesher-w600

 

۳- دعوای “متاسفم که اینطور فکر می کنی”

دانیله کاپلر مشاور امور خانواده در شیکاگو ایالت ایلی نوی تعبیر جالبی در این مورد داد: “اگر می خواهید عذرخواهی تان تاثیری داشته باشد باید “واقعی” و “خالص” باشد. جمله واقعا متاسفم که اینطور فکر می کنی آن هم در وسط یک جر  و بحث جدی نه تنها نادیده گرفتن احساسات طرف مقابل است بلکه کارکردی کاملا متضاد با عذرخواهی خالص و فروتنانه دارد”.

اینکه شما بخاطر حسی که در شریک زندگیتان ایجاد شده است، ابراز تاسف می کنید، لزوما به این معنی نیست که بدانید منشا این حس منفی کجاست!  تلاش های نافرجام برای بازسازی، خود نشانه ای دیگر برای آینده ای ناامید کننده است.

۴- دعوای مبالغه آمیز “تو همیشه اینطور هستی” و یا “تو هیچ وقت آن طور نیستی”

در بحث هایتان منصف باشید و همه چیز را به همه چیز ربط ندهید. موضوع بحث هر چه که باشد، توسل به “تعمیم های اتهامی” و استفاده از کلماتی همچون “همیشه” یا “هرگز” نه تنها دردی را درمان نمی کند، بلکه موجب عصبانیت و بالاگرفتن بحث و دعوا می شود.

مارنی فیورمن -مشاور ازدواج در بوکا ریتون فلوریدا با اشاره به مورد بالا، خاطر نشان می کند: گاهی اوقات افراد فکر می کنند با به کار بردن چنین کلمه هایی به بحث پایان داده اند اما واقعیت این است که در دراز مدت این رویه موجب خواهد شد، فرد باور کند واقعا اینطور است و برای مثال همسرش همیشه در مشکلات طرف مادرش را می گیرد.

این تلقی دقیقا همان نقطه ای در رابطه است که می تواند به عاملی مهم برای پایان زندگی مشترک بیانجامد.

Couple sitting on sofa with arms folded, looking angry

۵- دعوای “چرا موقع بحث راهت را می کشی  و می روی؟”

این جمله دست کم نشان دهنده  واقعیت نگران کننده است و آن اینکه یکی از زوجین “سرد و بی تفاوت” -یکی از مهمترین معضلات برای هر رابطه ای- شده است. این حس بی تفاوتی زمانی شکل می گیرد که یکی از زوج ها به شدت حس سرخوردگی و غمگینی می کند؛ بنابراین سکوت کرده و در بحث شرکت نمی کند.

خانم فیورمن همچنین با تاکید بر این موضوع که عدم تمایل هر یک از زوجین به شرکت در بحث و حل  و فصل مشکل، به تشدید آن خواهد انجامید، تصریح کرد: گاهی فردی که نمی خواهد در بحث شرکت کند حس منکوب شدگی دارد و به فضایی برای رهایی از این حجم از فشار نیازمند است. اما ضروری است که پس از تعدیل این فضا، دو طرف مجددا به بحث برگشته و راه برون رفتی بیابند.

اگر یکی از زوجین به بی تفاوتی کامل برسد و از هرگونه بحث و گفتگو اجتناب ورزد، به راحتی می تواند طرف دیگر و بطور کل زندگی مشترک را به جاده “مرگ عاطفی” و در نهایت جدایی سوق دهد.

 

۶- دعوای “تمام بار زندگی بر دوش من است”

شاید باورش دشوار باشد اما موضوعی به ظاهر ساده همچون باقی گذاشتن ظرف های کثیف آن هم برای دفعات متعدد داخل سینک ظرفشویی بسیار بیش از آنچه فکر می کنید می تواند به یک رابطه زناشویی لطمه وارد کند.

نتیجه یک تحقیق در سال ۲۰۱۵ که توسط دانشگاه آلبرتا انجام شده بود نشان می دهد: زوج هایی که کارهای خانه و عادی را بطور مساوی بین هم تقسیم می کنند و اصطلاحا به “تساوی گرایی” باور دارند، از رابطه ای به مراتب شیرین تر  و گرم تری در مقایسه با زوج هایی که تقسیم کار در بینشان وجود ندارد، برخوردارند.

خانم کارول با اشاره به برخی تجربیات شخصی در مواجهه با زوج های مراجعه کننده، می گوید: در بسیاری از موارد زوج ها در بیان مشکلاتشان از کارهای منزل شروع می کنند و در نهایت به مشکلات بزرگتر  و عمیق تر مثلا عدم توازن قدرت در زندگی مشترک می رسند.

این در حالی است که زوج هایی که بر لزوم توازن قدرت در زندگی باور دارند، هیچ ابایی از تقسیم کارهای روزمره خانه بین خود نخواهند داشت و طبعا زندگی لذت بخش تری را تجربه می کنند.

 

۷- دعوای “از جنگ و دعوا خسته شدم”

برخلاف آنچه بنظر می رسد، زمانیکه از جنگ و دعوا بین زوجها خبری نیست می توان گفت “آغاز پایان راه” برای آن زندگی فرا رسیده است.

امی بِگِل مشاور خانواده و ازدواج در شهر نیویورک با تاکید بر این نکته که این شرایط بسیار شبیه به طلاق عاطفی است می افزاید: در واقع به حدی از سردی و فاصله احساسی نسبت به زندگی  و شریک زندگیتان رسیده اید که ترجیح می دهید سکوت کنید.

در اکثر مواقع وقتی یکی از زوجین می گوید دیگر نمی خواهد در دعوا شرکت کند به این معنی است که پذیرفته است طرف مقابل اساسا به حرف هایش گوش نمی دهد. اما واقعیت تلخ اینجاست که اگر درباره مشکلاتتان حرف نزنید، کشمکش های درونی تشدید شده و این درست زمانی است که بسیاری از زوج ها تصمیم به جدایی می گیرند.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود