بدون نظر

تحقیقات نشان می‌دهد که در کشور ما زنان حدود ۴ ساعت وقت فراغت دارند که ۵۰ درصد آن صرف تماشای تلویزیون می‌شود. ۵۰ درصد دیگر نیز صرف فعالیت‌های فراغتی دیگر همانند مطالعه، صحبت کردن با تلفن  یا فعالیت‌های روزمره دیگر می‌شود و بخش اندکی از آن به ورزش اختصاص پیدا می کند!

در همین راستا، وزیر ورزش و جوانان نیز بیان داشته که بیش از ۸۰ درصد زنان کشور ورزش نمی کنند و این یک آسیب برای نسل آینده جامعه ایران محسوب می شود. وی در سال گذشته گفت: «این آمار، خیلی تعجب بر انگیز نیست. کسب نخستین مدال بانوان ایرانی در تاریخ المپیک پس از گذشت ۵۲ سال از حضور ورزشکاران کشورمان در این رقابت ها توسط کیمیا علیزاده ۱۸ ساله نشان داد که چقدر ورزش بانوان ایران به خصوص در سطح قهرمانی، با استاندارد های جهانی فاصله دارد.

3

نخستین حضور بانوان ایران در رقابت های المپیک به المپیک ۱۹۶۴ توکیو باز می گردد که در آن، نازلی بیات، ژولیت گفرگف، سیمین صفامهر و جمیله سروری در رشته های دومیدانی و ژیمناستیک، به نمایندگی بانوان ورزشکار ایران، در رقابت ها حاضر شدند.

پس از این حضور،‌ در ۱۰ دوره رقابت هایی که برگزار شد، تنها در ۶ دوره بانوان ورزشکار ایران موفق به کسب سهمیه المپیک شدند و در ۴ دوره از حضور در رقابت ها باز ماندند. حضور کم رنگ و ضعیف بانوان ایرانی در رقابت های المپیک، چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب، نشان دهنده ضعف های ساختاری در ورزش بانوان است.

حتی اگر در این دوره از رقابت ها، هر ۹ ورزشکار ایرانی حاضر در مسابقات ریو، موفق به کسب مدال طلای المپیک می شدند، باز ضعف ساختاری و عملکردی و مشکلات زیر ساختی مربوط به چالش ورزش بانوان کشور از ذهن ها دور نمی شد.

چرا بانوان ایرانی ورزش نمی کنند؟

پیش از هر توضیحی بد نیست تا کیمیا علیزاده ۱۸ ساله با قد ۱۸۰ سانتیمتری را مثال بزنیم. وی چندین سال است که در ورزش قهرمانی تکواندو فعالیت می کند و رسیدن او به این سطح از ورزش قهرمانی،‌ نه صدها میلیون تومان سرمایه نیاز داشت و نه تجربه طولانی و درازمدت! او تنها ۱۸ سال داشت که برای کشور افتخار آفرید.

بنابراین، ‌مثال کیمیا، مبین این واقعیت است که برای ورزش کار شدن بانوان، نه سرمایه سنگین و نه برای مدال آوری آن ها‌ به ده ها سال تمرین و ممارست نیاز است.

مهم تر از همه این ها،‌ همت و عزم جدی است. فرق کیمیا با میلیون ها دختر ایرانی که بزرگ تر و توانمندتر از او هستند اما مدال المپیک را باید در رویاهای خود دنبال کنند، تنها واژه همت و عزم جدیست.

واقعیت این است که خیل انبوهی از مردان و زنان غیر ورزشکار ایرانی، نه بخاطر پول و کمبود امکانات ورزشی، بلکه به خاطر همت نداشتن و بعضا بی حوصلگی و مستولی شدن تنبلی بر روح و جسم آن ها، از ورزش کردن طفره می روند.

خیلی از ما عادت داریم در طول روز، ساعت ها با تلفن حرف بزنیم بدون آن که کلا ۱۰۰ قدم در طول روز تحرک داشته باشیم. بسیاری از ما عادت داریم برای خرید یک پاکت شیر یا ماست از بقالی سر کوچه، خودروی شخصی را روشن کرده و یک مسیر ۲۰۰ متری را با خودرو رفته و برگردیم!

خیلی از ما عادت داریم، در طول ماه،‌ ده ها هزار تومان خرج دود کردن سیگار بکنیم اما برای ۱۰۰ هزار تومان ثبت نام در یک باشگاه ورزشی و یا چند بار استخر رفتن در طول ماه،‌ هزاران آسمان و ریسمان را به هم ببافیم که چرا باید این همه برای ورزش هزینه کنیم و چرا این قدر هزینه های ورزش گران است!

4

بنابراین نخستین دلیلی که می توان برای ورزش نکردن بانوان ایرانی پیدا کرد، همت کم و عزم ناکافی‌است که متاسفانه در طیف های مختلف بانوان ایرانی دیده می شود و ربطی هم به تهران یا شهرستان و بالا شهر یا جنوب شهر و تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده هم ندارد.

دلیل دومی که می توان برای ورزشکار نبودن زنان ایرانی مطرح کرد، نبود فرهنگ برنامه ریزی در سبک زندگی بانوان ایرانیست. بانویی که می خواهد ورزشکار باشد، هم چون بانویی که می خواهد تحصیل کرده باشد، برنامه ریزی می کند. وقت شناسی می کند. آسیب شناسی می کند. متاسفانه طیف عظیمی از جامعه، با مقوله برنامه ریزی حتی برنامه ریزی ساده ورزشی بیگانه هستند.

دلیل سومی که برای ورزشکار نبودن و قهرمان پروری ضعیف در ورزش بانوان می توان ارائه کرد، در عدم تخصیص وقت و بودجه لازم برای صرف کارهای ورزشی است. خیلی از بانوان عزیز، در طول سال،‌ میلیون ها تومان خرج پوشاک و زیبایی و امثالهم می کنند، اما متاسفانه ۱ میلیون ریال هم خرج ورزش که تضمین سلامت روح و جسم است،‌ نمی کنند.

دلیل چهارم که اتفاقا دلیل خیلی مهمی هم به شمار می رود، به بی اطلاعی زنان ارتباط دارد. هنوز خیلی از بانوان کشورمان به این درک کافی نرسیده اند که ورزش نکردن آنان، نسل آینده ایران را با چالش های عمده جسمی و روحی مواجه خواهد کرد. مشکلات جسمی، کوتاهی قد مزمن، افزایش وزن و خیلی از چالش هایی که امروزه زنان کشور با آن در سنین مختلف رو به رو هستند، بخشی از آن به فرهنگ ورزش نکردن مرتبط است.

پذیرفته است که کمبود اعتبارات و مشکلات سازماندهی و توزیع منابع،‌ در ورزش نکردن زنان و قهرمان پروری زنان ایرانی تاثیر گذار بوده و تاثیرگذار خواهد بود، اما ناگفته پیداست که درصد کمی از بانوان ورزشکار، به دنبال کسب طلای المپیک هستند. بنابراین از همه بانوان و مردان ایرانی انتظار می رود که ورزش کردن را هم چون سه وعده غذای سالم خوردن، در برنامه روزانه خود قرار دهند.

اگر ایرانیان به فکر قرار گیری در فهرست ۱۰ کشور پر مدال رقابت های المپیک هستند،‌ چاره ای ندارند که ورزش  بانوان را جدی بگیرند. اگر بانوان ایرانی علاقمندند تا در رقابت های ورزشی، فعالانه و پر افتخار عمل کنند، چاره ای ندارند که ورزش کنند و ورزش، فرهنگ آن ها شود.

زنان مسنی که در کشورهای دیگر جهان، زیر برف و باران مشغول دویدن و دوچرخه سواری هستند، مبین این واقعیت است که ورزش را باید از کودکی تا پیری دنبال کرد. حتی اگر ۳۰ دقیقه پیاده روی روزانه و دراز و نشست و ۱ بار استخر رفتن در ماه باشد.

مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود