بدون نظر

فرهنگ ایرانی، فرهنگ شادی و شادمانی است. این را در رسم و رسوم و مد و لباس اقوام ایرانی و تاریخ کهن این مرز و بوم می توان مشاهده  کرد. اما امروزه که به سال پایانی سده سیزدهم هجری شمسی وارد می شویم، ایرانیان در فهرست عصبانی ترین ملت های جهان هستند. ما برای غم و اندوه، بیش از شادی هزینه می کنیم. همان طور که برای درمان، بیش از سلامتی، هزینه می کنیم.

نگرانی از آینده، ایرانیان نسل امروز را که اکثرا جوانان تشکیل می دهند، عصبانی و ناراحت کرده است و فراز و نشیب های اقتصادی و سیاسی یک دهه اخیر که با تضادهای ژرف نیز همراه شده است، تنور این نارضایتی و عصبانیت را داغ تر کرده است.

نبود شادی و نشاط، محرومیت هایی که در جامعه وجود دارد، تبعیض ها، انقلاب ژن خوب ها، مافیای کنکور و طلاق و .. . آزار روحی و روانی، بیکاری و نا امیدی، همه در ایجاد استرس و نگرانی از آینده تاثیر دارد. در جامعه امروز ایران، عاملی برای کاهش عصبانیت وجود ندارد.

بخشی از سریال های تلویزیونی و فیلم های روی پرده سینماهای ایران نیز در ترویج خشونت موثر است. برخی از این فیلم‌ها، بیش ترین فروش اکران را در سال های اخیر در اختیار داشتند. کتک و زد و خورد دانش آموزان در مدارس و برخوردهای برخی از معلمان با شاگردها، فضای نا امنی را در مدارس رقم زده است که کودک های عصبانی را پرورش می دهد.

رنگ لباس ایرانیان امروز، بیش تر به سیاهی و رنگ های تیره می زند. اگر کسی کت صورتی یا خودرو نارنجی داشته باشد، همه به چشم حقارت و تعجب به او می نگرند. اگر کسی مرتب خنده بر لب داشته باشد، او را کودن یا شیرین عقل خطاب می کنیم. ما حالمان خوب نیست!

ما «ارتباط بدون خشونت» را که دکتر مارشال روزنبرگ بر آن پافشاری می کند ، بلد نیستیم. در حال حاضر، مردان جامعه ایران بیش تر از زنان،‌ عصبانی هستند. در کلانشهر، میزان عصبانیت بیشتر است و اوجش را در تهران و مصداقش را در کم تحملی رانندگان تهرانی می توان جستجو کرد. برای رهایی از عصبانیت، باید امید به جامعه برگردانده شود.

مهارت های ارتباط بدون خشونت را یاد بگیریم و جامعه را شاد کنیم. جامعه شاد، سالم تر است.

عصبانیت

جامعه ما، سال‌هاست به سمت عصبانیت رفته است. اما شادی بیخودی نباید ایجاد شود وقتی مردم شغل و امید به آینده داشته باشند، شاد هستند. افراد در جامعه، اکنون تنها و بی‌‌هویت هستند. در حالی که در یک جامعه شاد، مردم اینگونه نیستند. شادی در جامعه به جلوگیری از انواع آسیب‌های اجتماعی، بهبود مسائل سیاسی و دلبستگی به حکومت می‌انجامد.

عصبانیت احساسی است که هر شخصی گاهی اوقات آن را احساس می کند، اما اگر فرد در بسیاری از مواقع احساس عصبانیت کند ممکن است دچار افسردگی باشد. در بسیاری از موارد، دارو، درمان، تغییر در شیوه زندگی یا ترکیبی از این درمانها می‌تواند به تسکین علائم کمک کند. به گفته محققان، بین سطح عصبانیت که افراد تجربه می کنند و شدت افسردگی ارتباط وجود دارد.

مساله چیست؟

مسأله مجموعه ای از اخبار بدی است که در یکسال اخیر به گوش مردم ایران می رسد و شدت گرفتنش را شاید بتوان از نوروز ۹۸ با سیل های متعدد در سراسر کشور در نظر گرفت. اخباری که با افزایش قیمت دلار و سکه و مسکن، وضعیت بحرانی پس از تحریم های ایالات متحده، ناکارآمدی ها و عدم تعادل بازار و عدم تثبیت قیمت های کالاهای مصرفی و ضروری خانوارها روند تصاعدی پیدا کرد.

اکثریت جامعه، تحت فشارهایی هستند که به دلیل تنش های سیاسی و بین المللی ایجاد شده است. جیب خال،ی آدم ها را نگران می کند، نگرانی، آدم ها را در مقابل خواسته های خود و خانواده هایشان شرمنده می کند.

عدم دسترسی به خواسته ها و عدم برآورده شدن نیازها در آدمها، ایجاد احساس محرومیت و نارضایتی می کند و در نهایت آدم ها، عصبی و پرخاشگر می شوند… در نهایت خشم های فروخورده در تعامل های روزمره در خانواده، محیط کار، خیابان و در کل با دیگران بروز و ظهور پیدا می کنند.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود