بدون نظر

در سال ۲۰۱۱، سریال «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) برای اولین بار روی آنتن رفت و به سرعت به خاطر صحنه های نبرد مسحور کننده، شخصیت های نادیده گرفته شده و البته اژدهاهایش مشهور شد. از فصل اول تاکنون بسیاری از شخصیت های آن کشته شده اند و شخصیت هایی نیز که هنوز در داستان حضور دارند تغییرات ظاهری شدیدی داشته اند. در حالی که قرار است در یکی دو ماه آینده فصل بعدی این سریال خوش ساخت و محبوب پخش شود می خواهیم نگاهی بیاندازیم به تغییراتی که بازیگران باقیمانده ی این سریال از فصل اول تاکنون داشته اند. با ادامه ی مطلب همراه باشید.

5759763d949f4919008b4929-1334-1001-w700

در فصل اول این سریال، جان اسنو پسر حرامزاده ی ادارد استارک بود که در قصر وینترفل زندگی می کرد، در حالی که از احترام و اعتبار فرزندان قانونی خانواده ی استارک محروم بود. جان اسنو که همواره مورد بی مهری دائمی نامادری خود (ظاهراً) کاتلین استارک، همسر ادارد استارک، واقع می شد قصد داشت که با رفتن به سمت دیوار بزرگ در شمال زندگی جدیدی را آغاز کند. از این رو بعد از منصوب شدن پدرش به عنوان دستیار ارشد شاه، جان اسنو خودخواسته ردای سیاه به تن کرد و به برادرانش در «نگهبانی شب» پیوست.

57b4cabb04732f18008b4e47-1536-1152-w700

جان به خاطر هوش و شجاعتش پله های ترقی را در بین نگهبانان شب طی کرد و به عنوان فرمانده این افراد انتخاب شد. اکنون بعد از بازگشت از مرگ، وی وینترفل را باز پس گرفته و «شاه شمال» نامیده می شود. جان اسنو به عنوان شاه شمال اکنون باید با مردگان سفید و شاه آنان مقابله کند. در فصل آخر مشخص شد که وی در واقع پسر لیانا استارک، خواهد ادارد استارک، و ریگر تارگِریَن بوده که به وی خون پادشاهی داده داده است.

591f119e1cc9c51e008b4619-1334-1001-w700

وقتی که اولین باز سانسا استارک را در این سریال دیدیم وی به عنوان دختر ارش ادارد و کاتلین استارک به داستان های عاشقانه علاقه داشت و رویای دیدن پایتخت هفت قلمرو را در سر می پروراند. او بسیار مشتاق سفر به منطقه ی موسوم به «کینگز لندینگ» (King’s Landing) در جنوب قلمرو پادشاهی بود. اما متاسفانه وستروس داستان های ترسناک زیادی برای سانسا داشت از جمله این که شاهد کشته شدن پدرش بود و مجبور شد به سه ازدواج اجباری و ناخوشایند تن دهد.

591efa814574a022008b460a-1536-1152-w700

در طول داستان این سریال شخصیت سانسا محکم تر و پخته تر شده و بعد از فرار از دست رمزی بولتون بیرحم ولی باهوش بار دیگر در کنار برادر بزرگ تر خود جان قرار گرفته و توانستند در یک نبرد حماسی رمزی را شکست داده و وینترفل را پس بگیرند. او در این همه سال یاد گرفته است که قواعد بازی تاج و تخت چگونه است. دختر احساساتی و شکننده ی اول سریال اکنون چنان محکم و بی رحم شده که به شیوه ی مورد علاقه ی رمزی برای کشتن مخالفان (سگ های شکاری گرسنه) در انتهای فصل آخر از رمزی انتقام گرفت.

57597c87bcc8ba18008b4960-1136-852-w700

در قسمت های ابتدایی این سریال، آریا استارک یک دختر با رفتارها و علایق پسرانه بود که از هر چه خواهرش سانسا دوست داشت متنفر بود. او به مبارزه و نبرد علاقه داشت. زمانی که سانسا در رویای سوزن دوزی و داستان های عاشقانه بسر می برد، آریا تیرانداختن با کمان و مبارزه را ترجیح می داد.

57713eba0aec9516008b4f50-960-720-w700

آریا بعد از کشته شدن پدرش در کینگز لندینگ مجبور شد خیلی سریع بزرگ شده و با سفر طولانی به تمام نقاط وستروس در نهایت به براووس رسید و به عنوان یک «مرد بدون چهره» آموزش دید. اکنون او یک قاتل باتجربه است که رویای انتقام در سر دارد و البته تاکنون نیز خون های زیادی ریخته است. آریا توانست والدر فرَی که مادر و برادرش را به قتل رسانده بود را در انتهای فصل ششم بکشد و انتقام آن ها را بگیرد.

57598043bcc8ba18008b496c-1334-1001-w700

برَن استارک، پسر دوم ادارد و کاتلین استارک، پسربچه ای بود که به بالا رفتن از ساختمان ها علاقه داشته و گرگی به نام «سامر» (Summer) همیشه همراه او بود. برَن در رویای تبدیل شدن به شوالیه به سر می برد اما به طور اتفاقی در یکی از بالا رفتن هایش از ساختمان های وینترفل شاهد رابطه ی نامشروع جیمی و سرسی لنیستر بود و به همین دلیل از بالای برج پایین انداخته شد. وقتی که برَن به هوش آمد دیگر نمی توانست راه برود.

591effb94574a01e008b460b-1136-852-w700

برَن در نهایت به دنبال کلاغ سیاه سه چشم به سمت شمال رفت و توانست توانایی های خارق العاده ای در زمینه ی دیدن اتفاقات گذشته و حلول در بدن دیگران را بدست آورد. اکنون برَن قدرتمندترین شخص در وستروس از لحاظ قدرت جادویی است. برنَ راز مردگان سفید را می داند و قدرت سفر به گذشته را نیز دارد. آخرین بار او را در حالی که به سمت جنوب باز می گشت تا جان را پیدا کرده و در نبرد با مردگان سفید به او کمک کند دیدیم.

5759820e949f4917008b49a8-1136-852-w700

ثیون گریجوی محافظ مغرور و سرسخت ادارد استارک بود و رویای بدست آوردن دوباره ی اعتبار از دست رفته ی خانواده اش را در سر می پروراند. وی همیشه با خود بغض و کینه ای داشت که سعی می کرد آن را پنهان کند. ثیون بیشتر فصل اول را با احساس خفت و خواری در میان خانواده ی استارک گذراند. وی آخرین فرزند پسر بَیلون گریجوی بود که خود را شاه «آیرون آیلندز» می دانست.

591f00611cc9c51e008b460d-750-562-w700

بعد از این که ثیون قضاوت های نادرستی داشت با خیانت به خانواده ی استارک به چنگ رمزی بولتون افتاد و به شدت شکنجه روحی و جسمی شد. او در نهایت همراه سانسا از دست رمزی فرار کرده و بار دیگر خود را به آیرون آیلندز رساند تا با خواهرش یارا همراه شود. وقتی که به خانه بازگشت دریافت که پدرش توسط عمویش کشته شده است. از این رو او و یارا از ترس عموی خود با کشتی به سمت میرین رفته و با دینریس تارگرین ملاقات کرده و به جمع افراد شورشی او پیوستند. اکنون آن ها کشتی هایشان را به سمت وستروس به آب انداخته اند و همراه با ناوگان دینریس قصد فتح وستروس را دارند.

5759b426949f49b6098b48e8-1334-1001-w700

در فصل یک، دینریس تارگرین تنها یک مهره ی بی ارزش در بازی قدرت برادرش ویسریس بود که به اجبار به نکاح کال دروگو درآمد. سال ها بدرفتاری و سوء استفاده ی وسریس از دینریس یک زن سرسخت و ترسناک ساخته است. وی در فصل های بعد نحوه ی زمامداری را یاد گرفته و قدرت خود به عنوان همسر کال دروگو را به رخ رقیبان کشیده است.

Daenerys-Targaryen-GIFs-w700

اما در آخرین فصل وی به یک ملکه ی قدرتمند و فاتح تبدیل شده و همراه با سه اژدهای غول پیکر خود قصد تسخیر وستروس را در سر دارد. باید منتظر بود و عکس العمل مردم وستروس به بازگشت وی را دید. دیدار او با برادرزاده اش جان اسنو نیز دیدنی خواهد بود.

5759ade6949f49b6098b48d2-1334-1001-w700

در فصل اول جوراه مورمونت یک لُرد شمالی تبعیدی بود که سوگند وفاداری به تارگرین ها خورد. او تنها مشاور وستروسی دینریس تارگرین بعد از مرگ ویسریس بود. اما در واقع در تمام طول فصل اول داستان وی به طور مخفیانه برای شاه رابرت جاسوسی می کرد. جوراه بعد از مدت کوتاهی از جاسوسی دست برداشته و اعلام کرد که به دینریس علاقه دارد. بدین ترتیب بار دیگر وفاداری خود به ملکه را اعلام کرد.

jorah3-w700

علی رغم افت و خیزها و بی مهری های ملکه، جوراه همچنان به وی وفادار مانده است. وقتی که جوراه به بیماری کشنده ی موسوم به «Greyscale» مبتلا شد، دینریس از او خواست که به دنبال درمان این بیماری برود. البته در فصول قبلی و بعد از این که دینریس از جاسوس بودن جوراه مطلع شد او را از خود دور کرد. جوراه نیز برای این که بار دیگر اعتماد او را به دست آورد، تیریون لنیستر را نزد او برد اما در این مسیر به بیماری مهلکی که گفته شد دچار گشت.

game-of-the-thrones-tyrion-1024x682-w700

تیریون لنیستر در هفت قلمرو پادشاهی به خاطر هوش سرشار و علاقه ی مفرطش به شهوترانی مشهور بود. وی در قسمت های اول بسیار بلوند به نظر می رسید. تیریون هیچ گاه رفتار بدی با خانواده ی استارک نداشت اما دیگر اعضای خانواده ی او دست به اعمال وحشتناکی می زدند.

game-of-thrones-saison-5-serie-hbo-daenerys-w700

تیریون قبل از به قتل رساندن پدر و زن مورد علاقه ی خود به دروغ به دست داشتن در قتل خواهرزاده اش جافری متهم شد و بعد از فرار از زندان نزد دینریس رفت و در حال حاضر مقام دستیاری دینریس را دارد.تیریون خود را به عنوان یک عضو مورد اعتماد و وفادار در میان ملازمان دینریس به اثبات رسانده و در حال حاضر همراه با ناوگان بزرگ دینریس در حال حرکت به سمت وستروس است.

57598718949f4916008b498b-1334-1001-w700

سرسی لنیستر فصل اول را تنها در فکر بدست آوردن تاج و تخت برای خانواده ی خود گذراند. او در واقع هیچ علاقه ای به رابرت برثیون، شوهر خود نداشت از این رو برای قتل وی نقشه ای ریخت و موفق نیز شد. سپس در یک جلسه ی مشورتی فرمایشی پسر بزرگترش جافری را شاه هفت قلمرو نامید.

57b47c5fe4f6911a008b4c30-1334-1001-w700

با این وجود وی یک به یک فرزندانش را به شیوه های غم انگیز از دست داد. اکنون وی تخت آهنین را از آن خود کرده و در این راه هزاران نفر از مردم قلمرو خود را به قتل رسانده است. از این رو هیچ بازگشتی در انتظار سرسی نخواهد بود و با توجه به این که وی فرزندانش را از دست داده خشن تر و ترسناک تر از هر زمان دیگری به نظر می رسد. البته برادر دوقلویش، جیمی هنوز در کنار اوست.

591f11c72b02027e408b457f-1136-851-w700

در فصل اول، جیمی لنیستر به عنوان یک شخصیت شرور و قاتل نمایش داده می شد که بنظر می رسید هیچ چیزی برای افتخار کردن ندارد. در اپیزود اول او برَن استارک، پسربچه ی ۱۰ ساله ی ادارد استارک را از پنجره ی برج وینترفل پایین انداخت تا راز روابط نامشروع او و سرسی فاش نشود. جیمی در باره ی این کار خود گفت:” چیزهایی که من برای عشق انجام می دهم”.

591f05322b02027e408b4568-1536-1152-w700

در طول فصل های بعدی جیمی موهایش را کوتاه کرده و بعد از این که دستش را از دست داد وجدانش بیدار شده است. اکنون بیش از هر زمان دیگری وی با سرسی مخالفت می کند. وی بارها باورهای متنوع و عشق و وفاداری خود به خانواده و سرسی را نشان داده است. اما با مرگ سه فرزندش و اقدامات وحشتناک سرسی باید شاهد اتفاقات جالبی در فصل هفتم باشیم.

575993e3949f491b008b49e8-1334-1000-w700

ساموئل تارلی در قسمت های اول حضورش در سریال نقش یک پسر چاق و بی دست و پا و ترسو را بازی می کرد که به اجبار به نگهبانان شب پیوسته بود. وی قبل از این که توسط پدرش از خانه بیرون انداخته شده و عاق گردد مدام توسط پدرش تحقیر می شد. او به محض ورود به دیوار شمالی با جان اسنو رابطه ی دوستانه ای برقرار کرد و جان از او محافظت می کرد.

591f09501cc9c52f008b461d-1334-1001-w700

از آن زمان تاکنون وی شجاعتش را به روش خاص خود نشان داده و با رفتن به شهر موسوم به «شهر قدیمی» و آموزش دیدن در آن جا قصد دارد به استاد بزرگ نگهبانان دیوار تبدل شود. ساموئل توانست یکی از مردگان سفید را بکشد. او اکنون در کنار گیلی خانواده تشکیل داده و قصد دارد نوزاد گیلی را به عنوان پسر خود بزرگ کند.

5759a752949f4919008b49e7-1334-1001-w700

واریس یکی از اعضای زیرک مجمع مشاوران شاه رابرت بود که از تمامی اتفاقاتی که در هفت قلمرو می گذشت اطلاع داشت. وی به عنوان استاد نجواکنندگان در مجمع کوچک پادشاهی همیشه در حال نقشه کشیدن به نظر می رسید. اما مشخص نبود که وی به چه کسی خدمت می کند. هیچ کدام از تماشاگران احساس خوبی به این شخصیت نداشتند.

591f0bca1cc9c522008b4622-1334-1001-w700

اکنون اگر چه ظاهر او در کل تفاوت زیادی با فصل های اول سریال ندارد اما در نهایت مشخص شد که او به دینریس خدمت می کند. در آخر فصل ششم دیدیم که واریس باعث شد الاریا سَند و دورن با دینریس متحد شوند و برای متحد کردن اولنا تایرل نیز نقشه کشیده است.

5759aaf0949f4919008b49f4-1334-1001-w700

در فصل اول این سریال، دیدیم که پیتر بَیلیش که با نام «انگشت کوچک» (Littlefinger) نیز شناخته می شود صاحب یک مرکز عیاشی، از اعضای مجمع پادشاهی و خزانه دار سرزمین کینگز لندینگ بود. وفاداری لُرد بیلیش نیز مانند برخی دیگر از شخصیت ها همواره در حال تغییر بوده و کسی نمی دانست او به چه کسی و چه چیزی وفادار است. او و واریس همواره به عنوان کسانی که بیشترین و تازه ترین اطلاعات را در دست داشتند با هم رقابت می کردند.هر نقشه یا رسوایی وجود داشت بیلیش از آن باخبر بود.

591f0e224574a025008b461c-1334-1001-w700

در نهایت لرد بیلیش ارتشی جمع کرده و وفاداری خود به سانسا را اعلام نموده است اما به او می گوید که قصد دارد در کنار او بر تخت پادشاهی تکیه بزند. هنوز هم در قابل اعتماد بودن لرد بیلیش شک هست اما در آخرین لحظات نبرد بین جان اسنو و رمزی بولتون توانست شوالیه های سرزمین وَیل را با خود همراه کرده و جان سانسا و برادرش را نجات دهد. با این وجود وقتی یک بار دیگر سعی کرد که سانسا را اغوا کند او پیشنهاد بیلیش رانپذیرفت. اکنون او نیز همراه جان اسنو در وینترفل ساکن شده است.

منبع: thisisinsider
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود