عباس عبدی: «بحران خطوط سفید محصول ریاکاری ساختاری است»

عباس عبدی: «بحران خطوط سفید محصول ریاکاری ساختاری است»

بحران اخیر «سیم‌کارت‌های سفید» در شبکه‌های اجتماعی که افشاگر وجود هزاران خط اینترنت بدون محدودیت فیلترینگ برای مسئولان و نزدیکانشان بود، از دیدگاه عباس عبدی در یادداشت امروز او، فراتر از یک نشت اطلاعاتی ساده است. او این ماجرا را محصول مستقیم و ناگزیر «عصر شفافیت اینترنتی» می‌داند؛ عصری که با فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند و اینترنت، هیچ چیز پنهان و محافظت‌شده باقی نمی‌ماند و افشای اطلاعات، هرچند دیر، حتمی است.

در ادامه گزارش رویداد ۲۴ را می‌خوانید:

عبدی می‌نویسد: «با وجود گوشی هوشمند و اینترنت هیچ چیز مخفی و حفاظت‌شده وجود نخواهد داشت. افشای آن دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.»

او معتقد است افشای خطوط سفید – که نشان داد برخلاف ادعا‌های رسمی، ده‌ها هزار خط برای مسئولان و نزدیکانشان از محدودیت فیلترینگ مستثنا بوده، تنها یکی از نتایج این شفافیت ناگزیر است. به تعبیر او، این ماجرا بیش از هرچیز «بطلان یک سیاست نادرست و ریاکارانه» را آشکار کرده است.

سیمکارت سفید

ریاکاری ساختاری: وقتی مخالفان فیلترینگ در عمل آزادند

عبدی با صراحت به رفتار دوگانه مسئولان اشاره می‌کند و می‌نویسد: «به احتمال فراوان خطوط اغلب آنان سفید است، و این نهایت رفتار ریاکارانه است… این ریاکاری وحشتناک که برای سایبری‌های خود و حتی تجزیه‌طلب و سلطنت‌طلب دست ساخته، محدودیت را رفع می‌کنند ولی مردم را همچنان در محدودیت قرار داده‌اند.»

او از دولت می‌خواهد که اگر قادر به رفع فیلترینگ نیست، دست‌کم خطوط ویژه حامیان محدودیت را نیز فیلتر کند: «آقای پزشکیان هم اگر نمی‌توانند فیلترینگ را رفع کنند، حداقل می‌توانند دستور دهند که همه این موارد را فیلتر کنند.»

روایت شخصی عبدی؛ از خط غیر فیلتر تا نقد دائمی فیلترینگ

در بخش دیگری از یادداشت، عبدی توضیح می‌دهد که چگونه از سال ۱۳۹۷ خط او فیلتر نبوده است؛ موضوعی که در سال ۱۳۹۸ در گفت‌و‌گو با جماران نیز توضیح داده بود. او تأکید می‌کند که این «امتیاز» به معنای رانت نبوده، بلکه حقی بود که به دلیل فیلتر شدن تلگرام از عموم مردم سلب شده و برای روزنامه‌نگاران بازگردانده شده بود.

او می‌گوید: «کافی است که کلمات مرتبط با موضوع را در کانال بنده جست‌و‌جو کنید… حدود ۱۰۰ نوشته‌ام در نقد این موضوع است بدون اینکه خطم فیلتر باشد.»

عبدی سپس مقایسه مهمی مطرح می‌کند: همان‌طور که کسی به دانشگاه‌ها ایراد نمی‌گرفت که چرا سرعت اینترنت‌شان بالاتر است، اکنون نیز موضوع اصلی این نیست که چرا خطوط برخی افراد فیلتر نیست؛ مساله واقعی، فیلتر بودن خطوط مردم است.

مسئله اصلی: تبعیض انباشته، نه یک خط اینترنت

عبدی یادآور می‌شود که فیلترینگ تنها یکی از ده‌ها تبعیض ساختاری است که اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند: «بدترین و ریشه تمام آنها اقدامات رد صلاحیت افراد برای انتخابات‌هاست.»

او از منع ورود زنان به ورزشگاه، محدودیت گواهینامه، سهمیه‌های کنکور و گزینش‌های استخدامی به‌عنوان مصادیق دیگر این تبعیض‌ها یاد می‌کند و می‌نویسد: «اگر اینگونه نگاه کنیم که، چون من رد شده‌ام پس دیگران هم نباید بروند، سیاست و زندگی بن‌بست می‌شود.»

چرخش خطرناک سیاست فیلترینگ در دولت رئیسی

در بخش پایانی، عبدی به تغییر سیاست‌ها با روی کار آمدن دولت سیزدهم اشاره می‌کند؛ دوره‌ای که به گفته او، تعداد بسیار بیشتری از پلتفرم‌ها فیلتر شد و همزمان حجم گسترده‌ای از خطوط سفید ایجاد گردید. او معتقد است بحران امروز نتیجه همین تناقض است: «مشکل اصلی نه مستثنا شدن روزنامه‌نگاران، بلکه وجود تعداد زیادی افرادی است که هم حامی محدودیت هستند و هم از این محدودیت مستثنا هستند؛ و این فساد اصلی است.»

عصر شفافیت فرا رسیده، چه بخواهیم چه نخواهیم

عبدی یادداشت خود را با یک هشدار مهم تمام می‌کند: «باید دانست که راه زیادی تا رسیدن به شفافیت آخرالزمانی نمانده است.»

به تعبیر او، این شفافیت دیگر انتخاب مسئولان نیست؛ یک سرنوشت فناورانه است که سیاستمداران ناچارند با آن مواجه شوند. نه خطوط سفید، نه شبکه‌های بسته، نه فیلترینگ و نه تصمیمات پشت‌پرده دوام نخواهند داشت.

مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود