سال ۲۰۲۵ از بسیاری جهات، سال خوبی برای تلویزیون بوده است؛ چه در قالب سریالهای کاملاً جدیدی مانند Pluribus که هنوز هم در حال جذب گسترده مخاطبان هستند، و چه در قالب مینیسریالهایی مثل Adolescence که بحثی را به راه انداختند که بسیاری هنوز آمادگی طرح عمومی آن را نداشتند. چه طرفدار سریالهایی با تنها یک فصل محدود باشید و چه ترجیح بدهید مجموعهها حداقل دو فصل داشته باشند، نمیتوان انکار کرد که سال ۲۰۲۵ سال مینیسریالها نیز بوده است. در این مطلب بهترین مینیسریالهای سال ۲۰۲۵ را معرفی خواهیم کرد.

بهترین مینیسریالهای ۲۰۲۵
۱۰- Smoke
۹- Secrets We Keep
۸- As You Stood By
۷- Dying for Sex
۶- Death by Lightning
۵- All Her Fault
۴- The Beast In Me
۳- The Residence
۲- American Primeval
۱- Adolescence

۱۰- Smoke
دود دومین همکاری دنیس لیهین و تارون اجرتون است؛ آنها پس از موفقیت چشمگیر در تریلر جنایی واقعگرایانه Black Bird، بار دیگر کنار هم قرار گرفتند و یک جنایت واقعی دیگر را در قالب مینیسریال ساختند. هرچند Smoke شاید به سطح پرنده سیاه نرسد، اما همچنان یک درام پرتنش و شخصیتمحور با ترکیبی از تریلر و تعلیق است. اجرتون بار دیگر نشان میدهد که جذابیت و تواناییهایش بهعنوان بازیگر نقش اول، اغلب نجاتبخش اثر هستند. همبازی او در این مینیسریال، جرنی اسمولت، نیز اجرای درخشانی دارد و بار دیگر ثابت میکند که بازیگری است که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
Smoke بر اساس پادکست جنایی واقعی Firebug ساخته شده که به جنایات جان لئونارد اور، آتشافروز زنجیرهای میپردازد. سریال از این پیشفرض استفاده میکند و ما را با دیو گودسن (اجرتون)، آتشنشانی که به کارآگاه آتشسوزیهای عمدی تبدیل شده، آشنا میکند؛ او با کارآگاه میشل کالدرونه (اسمولت) همکاری میکند تا راز مجموعهای از آتشسوزیها را حل کند. بیشتر شخصیتهای مینیسریال دود از نظر اخلاقی مبهم هستند و زندگی خصوصی آنها به مانعی برای انجام درست وظایفشان تبدیل میشود. این یک سریال تاریک با پیچشها و غافلگیریهای بسیار لذتبخش و خوراکی دلپذیر برای دوستداران آثار جنایی است.

۹- Secrets We Keep
تریلر معمایی دانمارکی رازهایی که نگه میداریم یکی از شگفتیهای غیرمنتظره در میان بهترین مینیسریالهای ۲۰۲۵ است؛ سریالهای نوآر نوردیک نتفلیکس معمولاً بیسروصدا منتشر میشوند و کسی متوجهشان نمیشود، اما این اثر بسیار دیده شد و تماشاگران زیادی در سراسر جهان جذب کرد. این مینیسریال یک معمای خانوادگی خیرهکننده است که در هر قسمت گرهگشایی میکند و میتوان آن را همزمان یک داستان هشداردهنده یا درسی اخلاقی دانست که زیر لایههای روایت پنهان شده است. Secrets We Keep علیرغم فضای معمول نوردیک نوآر که اغلب بر کارآگاهان پلیس تمرکز دارد، از بقیه متفاوت است؛ در اینجا، شخصیتها اعضای ثروتمند یک محله اشرافی در کپنهاگ هستند.
داستان رازهایی که نگه میداریم با ناپدید شدن یک پرستار کودک فیلیپینی که برای یک زوج ثروتمند در کپنهاگ کار میکرد، آغاز میشود. شخصیت اصلی داستان، سیسیلیا (ماری باخ هانسن)، زن ثروتمندی است که رفتار همسایگانش را زیر نظر میگیرد و تلاش میکند به روند تحقیقات کمک کند، در حالی که همزمان با خطاها و سوءتفاهمهای شخصی خود نیز روبهرو میشود. برای سیسیلیا، دیگر چشمپوشی ممکن نیست و با کشفیات او، نقابها فرو میریزند. این یک تریلر خیرهکننده است که با دقت فراوان تدوین و کارگردانی شده و هر قاب آن بهگونهای طراحی شده که توهمی از امنیت ایجاد کند. با وجود اندکی قابلپیشبینی بودن و بار دراماتیک، Secrets We Keep یک جواهر پنهان و ارزشمند است.

۸- As You Stood By
مینیسریال کرهای همانطور که کنارم ایستادی یک نقد اجتماعی، یک تریلر جنایی جسورانه و یک داستان احساسی درباره دوستی است؛ اثری قدرتمند که در برخی لحظات بسیار سنگین میشود. این سنگینی زمانی به اوج میرسد که یکی از شخصیتهای اصلی، خشونت خانگی شدیدی را تجربه میکند و اطرافیانش، با وجود آگاهی کامل از آنچه در حال رخ دادن است، تصمیم میگیرند سکوت کنند. با این حال، هرچند این موضوع بسیار برجسته است، اما بخش محوری سریال محسوب نمیشود. در عوض، رابطه میان دو شخصیت اصلی، همراه با مسیرهای احساسی آنها، هسته و چسبی است که As You Stood By را به شکلی زیبا و منسجم کنار هم نگه میدارد.
همانطور که کنارم ایستادی داستان اونسو (جون سو-نی) را دنبال میکند؛ کارمندی شاغل در یک مرکز خرید لوکس که با مشتریان ثروتمند سر و کار دارد. اونسو متوجه میشود که صورت همسر یکی از مشتریان بهشدت کبود شده است، اما تصمیم میگیرد چیزی نگوید. این اتفاق آغاز فلشبکهایی به تمام دفعاتی است که او در خانهی خودش شاهد خشونت خانگی بوده است. زمانی که بهترین دوست دوران کودکیاش، هویسو (لی یو-می)، نیز نشانههایی آشکار از آزار جسمی را نشان میدهد، اونسو دیگر از چشمپوشی خسته میشود و تصمیم میگیرد به هویسو کمک کند تا از شوهر آزارگرش خلاص شود. تماشای این سریال کرهای در برخی لحظات دردناک است، اما برای درک زندگی مدرن ضروری به نظر میرسد؛ چرا که نشان میدهد سکوت نیز گاهی میتواند خود نوعی جرم باشد.

۷- Dying for Sex
در سریال کشته مرده سکس یا مردن برای سکس، میشل ویلیامز در نقشی اصلی در سریالی غیرمنتظره، تاریک و در عین حال کمدی ظاهر میشود. این سریال اقتباسی آزاد بر اساس زندگی مالی کوکان، پادکستر و نویسنده ساخته شده است؛ کسی که همراه با بهترین دوستش نیکی بویر، پادکستی با همین نام راهاندازی کرد و در آن از تشخیص سرطان مرحله چهارم، پایان دادن به ازدواج و تلاش برای کشف زندگی و جنسیت خود سخن گفت. ویلیامز نقش مالی را بازی میکند و جنی اسلیت در نقش نیکی ظاهر میشود. رابطه میان این دو دلنشین است، اما ویلیامز بیش از همه با بازی صادقانه و لطیف خود از زنی که در حال کشف دوباره خویش است، میدرخشد.
داستان مینیسریال Dying for Sex پس از تشخیص سرطان مالی آغاز میشود و دنیای سکس را از مسیرهای مختلف بررسی میکند. داروهای ضد سرطان مالی میل جنسیاش را افزایش دادهاند و او میخواهد پیش از مرگ، به اوج لذت جنسی برسد؛ چرا که متوجه شده هرگز چنین تجربهای نداشته است. هرچند این ایده در نگاه اول ممکن است ساده یا حتی زننده به نظر برسد، اما عمق بیشتری در آن نهفته است. این سریال فقط درباره سکس و لذت نیست، بلکه درباره این آگاهی است که انسان حتی زمانی که با مرگ روبهروست، میتواند و باید کنترل زندگی خود را به دست بگیرد. کشته مرده سکس یک مینیسریال کمتر دیدهشده اما بهشدت احساسی و زیباست.

۶- Death by Lightning
مرگ جیمز گارفیلد، بیستمین رئیسجمهور ایالات متحده، طبیعی یا تصادفی نبود: او ترور شد. گارفیلد نه یک دموکرات نمونه بود و نه یک جمهوریخواه سرسخت؛ او هم با انحصارهای شرکتی و هم با اتحادیههای کارگری مخالفت میکرد و نامزدی امیدوارکننده به شمار میرفت. مانند هر سیاستمدار برجستهای، او در دوران فعالیتش هم طرفداران فراوانی داشت و هم دشمنان متعدد. Death by Lightning سریالی درباره جیمز گارفیلد و قاتل او، چارلز گیتو است؛ جایی که مایکل شنون نقش گارفیلد و متیو مکفادین نقش گیتو را ایفا میکنند.
مرگ در اثر صاعقه انتخاب گارفیلد بهعنوان رئیسجمهور آمریکا و مواجهههای او با چارلز گیتو به عنوان طرفداری سیاسی که در آن زمان وکیلی ناموفق بود را به تصویر میکشد. گیتو با اطمینان کامل باور داشت که نقشی اساسی در پیروزی گارفیلد در انتخابات داشته و تصور میکرد شایسته نوعی قدردانی یا جایگاه است. در نهایت، گیتو عامدانه گارفیلد را به قتل میرساند و سریال نشان میدهد این وقایع چگونه رخ دادند. با کارگردانی و طراحی صحنهای چشمنواز، مرگ در اثر صاعقه تصویری کمتر دیدهشده از نخستین نمودهای «رویای آمریکایی» ارائه میدهد؛ و مکفادین با بازی قانعکنندهای از استیصال و پلیدی، نقطه اوج این سریال به شمار میرود.

۵- All Her Fault
مینیسریال همه چیز تقصیر اوست اثری بسیار پرتنش است که با بازی درخشان سارا اسنوک به پیش میرود؛ اجرایی که میتوان آن را استادانه توصیف کرد. حالتهای چهره و بازی بدنی مینیمالیستی او نقش مهمی در پیشبرد سریال دارند و نقشآفرینی کاملاً بینقص است. با وجود حضور همبازیهای بسیار توانمندی مانند مایکل پنیا و داکوتا فنینگ (که آنها نیز عالی هستند)، اسنوک اغلب صحنهها را از آنِ خود میکند. خط داستانی گاهی مصنوعی و در برخی لحظات دراماتیک است، اما هرگز از حد نمیگذرد؛ درست به اندازهای از رمز و راز، تریلر و تعلیق برخوردار است که مخاطب را نیمخیز روی لبه صندلی نگه دارد و به ادامه تماشا ترغیب کند.
All Her Fault داستان زنی مرفه به نام ماریسا (با بازی اسنوک) را دنبال میکند که قرار است پسرش، مایلو، را پس از یک بازی در خانه دوستانش به خانه ببرد. او تصور میکند مایلو در خانه جنی کامینسکی (داکوتا فنینگ) و پسرش جیکوب است، اما وقتی به آدرسی که به او داده شده میرسد، متوجه میشود خانواده کامینسکی اصلاً در آنجا زندگی نمیکنند. مایلو حالا مفقود فرض میشود و این پرونده شکافهایی جدی در زندگی خانوادگی ماریسا و روابط همسایگی ایجاد میکند. پیچشهای داستانی جذاب و افشاگریهای شوکهکننده، همه چیز تقصیر اوست را به یکی از بهترین مینیسریالهای سال تبدیل کردهاند.

۴- The Beast In Me
مینیسریال مورد انتظار هیولای درون من با بازی کلر دینز و متیو ریس، پس از انتشار، به آمار بیننده و استریم چشمگیری دست یافت. شاید در حد تعداد بینندگان و بازدیدهای Stranger Things نباشد، اما برای سریالی کاملاً تازه و آن هم در قالب مینیسریال، دستاوردی قابلتوجه محسوب میشود. دینز و ریس در یک بازی نفسگیر «موش و گربه» مقابل یکدیگر قرار میگیرند که حضور هر دو، آن را بینقص و کامل میکند؛ چه بازی روان با لحنی آرام از ریس باشد و چه بازی عمیق و متعهدانه دینز، وقتی این دو در یک صحنه کنار هم قرار میگیرند، نتیجه بسیار دیدنی و پرانرژی است.
The Beast In Me داستان نویسندهای به نام اَگی ویگز (کلر دینز) را روایت میکند که پس از مرگ پسرش، ذوق نویسندگی خود را از دست داده است. اگی که در خانهاش تنها زندگی میکند، با همسایگان جدیدش آشنا میشود: نیل جارویس (متیو ریس)، یک فعال حوزه املاک، و همسرش نینا (بریتانیا اسنو). نیل مظنون اصلی مرگ همسر اولش (پیش از نینا) است و اگی بهتدریج به این باور میرسد که او واقعاً قاتل بوده و به این فکر وسواسگونه دچار میشود. اما زندگی آنها به هم گره میخورد و ماجرا خیلی زود به چیزی فراتر از یک تحقیق ساده درباره قتل برای نوشتن کتاب جدید اگی تبدیل میشود. این تریلر با روایت روان و سرگرمکننده تجربهای لذتبخش است و میتوان آن را در مدت کوتاهی به صورت بیوقفه تماشا کرد.

۳- The Residence
اقامتگاه پس از انتشار با استقبال گستردهای روبهرو شد و امید زیادی وجود داشت که فصل دوم آن ساخته شود. با این حال، ادامه این سریال لغو شد و اکنون بهعنوان یک مینیسریال در نظر گرفته میشود. این اثر اقتباسی آزاد از رمانی به همین نام نوشته کیت اندرسن براور بوده و به راهروها و فضاهای پنهان کاخ سفید میپردازد. سریال یک خط داستانی معمایی/جنایی را معرفی میکند که توسط کارآگاهی خصوصی، تیزبین و باهوش (هرچند عجیبوغریب) به نام کوردلیا کاپ، با بازی جذاب اوزو آدوبا، بررسی میشود. این سریال محصول شوندالند است و امضای آشنای شوندا رایمز را با معمایی در سبک Knives Out ترکیب میکند.
داستان The Residence در کاخ سفید میگذرد؛ جایی که ورود نخستوزیر استرالیا (با بازی جولین مکماهون) با وقوع یک مرگ در طول اقامتش بههم میریزد. کوردلیا کاپ، کارآگاهی خصوصی، به تیم تحقیق میپیوندد و داستان حالوهوایی شبیه معماهای پوآرو در یک فضای بسته پیدا میکند. این سریال اغلب مکانهای تازه و جالبی از کاخ سفید را به نمایش میگذارد و در عین حال، بسیار سرگرمکننده و بامزه است.

۲- American Primeval
آمریکای نخستین نمونهای برجسته از یک وسترن تجدیدنظرطلبانه و خیرهکننده است؛ سریالی که اگرچه بسیار مورد انتظار بود، اما در زمان انتشار با استقبالی نسبتاً سرد مواجه شد. با این حال، این مینیسریال وسترن شایسته توجه بسیار بیشتری است، چرا که یکی از وسترنهای مدرن اندکی به شمار میآید که بخش مهمی از غرب وحشی را کالبدشکافی میکند: خشونت. وسترنها اغلب گذشته را رمانتیک جلوه میدهند، اما وسترنهای بازنگرانه واقعیت را همانگونه که بوده نشان میدهند: کثیف، خونین و ناپایدار. American Primeval از ابتدا تا انتها سریالی قابل توجه و تاثیرگذار است؛ کارگردانی و تدوین آن با مهارت بالا انجام شده و صحنههای اکشن و تعقیبوگریزهای نفسگیر متعددی دارد. بازیها نیز بهشدت سنگین و تأثیرگذار هستند، به ویژه در مورد دین دیهان، تیلور کیچ و بتی گیلپین.
داستان آمریکای نخستین در دوران جنگ یوتا میگذرد؛ زمانی که اعضای کلیسای قدیسان آخرالزمان (ال دی اس) قصد داشتند حضور خود را در این ایالت تثبیت کنند. آنها بر سر قلمرو با جیم بریجر (با بازی شی ویگهام)، بنیانگذار یک مرکز تجاری، وارد جنگ شدند و درگیری در همهجا جریان داشت. در میان این آشوب، سارا هالووی (گیلپین) میخواهد پسرش را از این ایالت عبور داده و نزد پدرش ببرد، اما با توجه به خطرات فراوان، یک مرد کوهنشین به نام آیزاک رید (کیچ) به او توصیه میکند که از این تصمیم صرفنظر کند. با این حال، سارا و آیزاک در نهایت با هم همراه میشوند و سریال تمرکز خود را بر آنها، اعضای کلیسای قدیسان آخرالزمان و قبیله شوشونی قرار میدهد. نکته جالب این است که زیر لایههای تاریک و مرگهای فراوان سریال، عشق همچنان هسته اصلی داستان باقی میماند.

۱- Adolescence
نوجوانی، مینیسریال برنده جایزه امی، ۲۰۲۵ را به سالی پرگفتوگو درباره نوجوانان پسر و الگوهای آنها تبدیل کرد. این سریال ما را با نمونهای از یک نوجوان همراه میکند که برای یادگیری انواع مسائل به اینترنت پناه میبرد و به اسطورههای دروغین و بلندترین صداها گوش میدهد. داستان بررسی میکند که آیا رابطه این پسر با پدرش، همسالانش یا خودش مهمترین عامل برای رفتارهای اوست یا نه و پاسخ روشنی وجود ندارد؛ شاید تنها با پرسشهای بیشتری روبهرو شویم. استیون گراهام در این سریال نقشآفرینی میکند و یکی از خالقان آن نیز هست. فیلیپ بارانتینی، به عنوان کارگردان سریال، تصمیم گرفت چهار قسمت نوجوانی را بهصورت برداشتهای تکپلان فیلمبرداری کند؛ انتخابی که بر شدت احساسات و فضای ملتهب اثر تأکید دارد.
Adolescence با دستگیری جیمی ۱۳ ساله (با بازی اوون کوپر) در خانهای که با والدین و خواهرش در آن زندگی میکند آغاز میشود. پدر جیمی، ادی (گراهام)، در تمام طول بازداشت و بازجویی حضور دارد و زمانی دچار شوک میشود که در یک ویدیو دوربین مداربسته، جیمی در حال کشتن دختری از همکلاسیهایش دیده میشود. چهار قسمت سریال تلاش میکنند از تمام زوایا به دنیای جیمی نفوذ کنند؛ از نگاه همسالانش، خانوادهاش و خود او. بازی کوپر فوقالعاده است و استعدادی نوظهور محسوب میشود که باید به آن توجه کرد. قسمت مربوط به گفتوگوی جیمی با درمانگرش، یکی از هولناکترین سکانسهای تلویزیون تا امروز بهشمار میآید.





بدون نظر