صبح دوشنبه، بالاخره شمشیر اخراج مدیران شیاطین سرخ فرود آمد و رویه سقوط منچستر یونایتد پس از سر الکس فرگوسن ادامه یافت. دوره پرتنش و پرحاشیه روبن آموریم بهعنوان سرمربی باشگاه به شکلی ناگهانی و مطابق با رویکرد همیشگی این باشگاه به پایان رسید.
برای برخی، این خبر شوکهکننده بود. بههرحال، تساوی نسبتاً قابلقبول ۱-۱ در دیدار خارج از خانه مقابل رقیب سنتی، لیدز، در روز یکشنبه، آن هم در شرایطی که تعداد زیادی از بازیکنان اصلی در دسترس نبودند، باعث شده بود یونایتد در رده ششم لیگ برتر قرار بگیرد. نسبت به فصل گذشته که با رتبه فاجعهبار پانزدهم به پایان رسید، پیشرفتهایی دیده میشد.

اما برای بسیاری دیگر، اخراج آموریم کاملاً قابلدرک به نظر میرسد؛ بهویژه اگر کارنامه کلی او در این باشگاه و این واقعیت را در نظر بگیریم که تیم او هنوز فاصله زیادی با تبدیل شدن به ترکیبی منسجم، باثبات و واقعاً کارآمد دارد.
برای مثال، از نخستین روز حضور آموریم در منچستریونایتد در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۴، این تیم در ۴۷ مسابقه لیگ برتر تنها ۵۸ امتیاز کسب کرده است؛ آماری که چهارمین بدترین عملکرد در میان تیمهایی محسوب میشود که در این بازه همواره در سطح اول فوتبال انگلیس حضور داشتهاند. از سه تیمی که عملکرد ضعیفتری داشتهاند، دو تیم یعنی وولوز و وستهام در منطقه سقوط قرار دارند و به احتمال زیاد راهی چمپیونشیپ خواهند شد.

درست است که فرم ناامیدکننده فصل گذشته، در حالی که تمرکز تیم بیشتر روی صعود تا فینال لیگ اروپا بود، بیتأثیر نیست؛ اما این موضوع بهتنهایی نمیتواند توجیهکننده عملکرد ضعیف باشگاهی در ابعاد منچستریونایتد در چنین بازه زمانی باشد.
آموریم در حالی باشگاه را ترک میکند که تنها ۳۱.۹ درصد از بازیهای لیگ را در دوران حضورش روی نیمکت شیاطین سرخ با پیروزی به پایان رسانده است؛ آماری که بهراحتی ضعیفترین نرخ برد هر سرمربی منچستریونایتد در دوران لیگ برتر به شمار میآید.
با این حال، منچستریونایتد نسبت به فصل گذشته تیم بهتری است؛ بازیکنان جذبشده کیفیت جمعی تیم را بالاتر بردهاند، چیزی که پیشتر چندان چشمگیر نبود، و این تیم از پایان سپتامبر تاکنون فقط دو بار در لیگ برتر شکست خورده است. بنابراین شواهد معقولی وجود دارد که نشان میدهد تصمیم باشگاه لزوماً مستقیماً بر پایه نتایج گرفته نشده؛ این در حالی است که بیانیه رسمی باشگاه در صبح دوشنبه خلاف این را القا میکرد.

در عوض، به نظر میرسد باشگاه در هفتههای اخیر به صحنه یک کشمکش قدرت تبدیل شده بود؛ جایی که اظهارنظرهای اخیر آموریم نشانههایی از اختلافنظر با مدیران بالادستی را آشکار میکرد و به نظر میرسد دستکم بخشی از این تنشها به سیستم مشهور و نه چندان محبوب ۳-۴-۳ او بازمیگردد.
در کنفرانس مطبوعاتی شب کریسمس بود که آموریم گفت: «اگر قرار باشد یک ۳-۴-۳ بینقص بازی کنیم، به پول زیاد و زمان نیاز داریم…دارم کمکم میفهمم که این اتفاق قرار نیست بیفتد، پس شاید مجبور باشم خودم را تطبیق بدهم.»

آموریم روز جمعه حاضر نشد این اظهارات را توضیح دهد یا شفافسازی کند، اما وقتی از او پرسیده شد که آیا بهطور غیرمستقیم به بحثهایی با جیسون ویلکاکس، مدیر ورزشی باشگاه، اشاره داشته است یا نه، سرمربی پرتغالی از پاسخ طفره رفت و به خبرنگار گفت: «تو خیلی باهوشی.»
پس از بازی با لیدز، آموریم سه بار تأکید کرد که برای «مدیر بودن» به باشگاه آمده، نه صرفاً «مربی» بودن؛ کنایهای دیگر که میتواند نشانه نارضایتی او و احتمالاً اشارهای به دخالتهای بالادستی در تصمیمات او باشد. البته باید گفت در بیانیه انتصاب آموریم در نوامبر ۲۰۲۴ درباره ورود او، از عنوان «سرمربی» استفاده شده بود؛ تغییری قابل توجه نسبت به عنوان «مدیر» که پیشتر همواره برای این نقش به کار میرفت.
آموریم با ادامه اظهاراتش عملاً تنش را بامدیران باشگاه بیشتر کرد و گفت: «اگر بعضیها نمیتوانند نظرات گری نویلها، انتقادها و همه این چیزها را تحمل کنند، آن وقت باید کل باشگاه را تغییر بدهیم… هر بخش، از استعدادیابی گرفته تا مدیر ورزشی، همه باید کار خودشان را انجام دهند؛ من هم کار خودم را برای ۱۸ ماه انجام میدهم و بعد جلو میرویم.»

با این حال، نشانههایی از همان تطبیقی که آموریم در ۲۴ دسامبر به آن اشاره کرده بود، دیده میشد. هشت روز پیش از آن اظهارات، ترکیب یونایتد در تساوی ۴-۴ مقابل بورنموث اغلب شبیه به یک خط دفاعی چهار نفره بود. همین موضوع در پیروزی ۱-۰ برابر نیوکاسل نیز صدق میکرد.

البته بحث درباره آرایشهای تاکتیکی میتواند تا حدی سادهانگارانه و تقلیلگرایانه باشد. ممکن است تیمی در یک چینش ظاهری مشخص مانند ۳-۴-۳، ۴-۲-۳-۱، ۵-۳-۲ یا هر شکل دیگری بازی را شروع کند، اما در تمام دقایق بازی دقیقاً به همان شکل دیده نمیشود؛ فازهای مختلف بازی، چه در زمان مالکیت توپ و چه بدون آن، به آرایشهای متفاوتی نیاز دارند.
آرایش منچستریونایتد در هفتههای اخیر برای بخش قابلتوجهی از زمان مسابقات بیشتر به یک خط دفاعی چهار نفره متکی بوده است.
اینکه آیا این تغییر واکنشی به فشارهای داخلی باشگاه بوده یا نتیجه واکنش سرمربی به مشکلات گسترده ترکیب و کمبود نفرات یونایتد، فقط میتوان گمانهزنی کرد. با این حال، وقتی آموریم از نیاز ظاهری خود به تطبیق صحبت میکرد، نوعی حس ناامیدی و حتی اکراه در کلامش وجود داشت؛ پس از آنکه به این نتیجه رسید زمان و یا منابع مالی که انتظارش را داشت، احتمالاً فراهم نخواهد شد.

بنابراین، وقتی تیم آموریم در تساویها مقابل وولوز و لیدز عمدتاً به سیستم ۳-۴-۳ مطلوب او بازگشت و پس از بازی لیدز هم صحبتهای قاطعانهای درباره «مدیر بودن» نه صرفاً «مربی بودن» مطرح شد، تعبیر این رفتار بهعنوان تعیین قلمرو از سوی آموریم چندان دور از ذهن نبود.
اما فارغ از اینکه سیستم آموریم را مؤثر بدانید یا نه، یک استدلال قوی وجود دارد مبنی بر اینکه این همه سردرگمی و بحث درباره آرایشها و اشکال تاکتیکی اساساً از ابتدا ضروری نبوده است؛ دستکم نه در این حدی که از زمان جانشینی اریک تنهاخ مطرح شده است.
کمی پس از آنکه سر جیم رتکلیف در فوریه ۲۰۲۴ بهعنوان مالک اقلیت وارد منچستریونایتد شد، گفت که باشگاه سبک بازی تیم را تعیین خواهد کرد و «مربی باید به آن سبک بازی کند».

اینکه آیا آموریم و مدیران اصلاً به توافق روشنی درباره این سبک بازی رسیده بودند یا نه، مشخص نیست، چرا که هرگز بهصورت عمومی اعلام نشد. با این حال، بعید به نظر میرسد که آنها بهطور مشخص به سیستمی و فلسفهای شبیه به آنچه آموریم دارد رسیده باشند، چون این رویکرد فاصله زیادی با هویتی داشت که یونایتد در تاریخ خود با آن شناخته میشد.
پس آیا یونایتد در تعیین یک «سبک بازی» مطلوب ناکام ماند، یا صرفاً آن را کنار گذاشت؟
هیچکدام از اینها به این معنا نیست که اخراج آموریم تصمیم اشتباهی بوده است؛ بخش زیادی از آنچه در ۱۴ ماه گذشته از او دیدهایم با قوانین و هویت یونایتد در تضاد بوده، از سیستم بازی گرفته تا نحوه بحثبرانگیز برخورد با برخی بازیکنان آکادمی. همانطور که گفته شد، نتایج هم چندان مطلوب نبودهاند.

اما نگرانی بزرگتر اینجاست که استخدام او از ابتدا حالا تصمیمی بسیار بد به نظر میرسد؛ چرا که تیم بیش از یک سال زمان را صرف تطبیق یافتن با یک سیستم بسیار خاص کرده و بهتدریج در آن پیشرفت کرده است؛ سیستمی که حتی به جذب چند بازیکن تخصصی نیاز داشت، بازیکنانی که شاید حالا دیگر با ساختار سرمربی بعدی همخوانی نداشته باشند.
در نتیجه، اگرچه آموریم بیتقصیر یا عاری از ایراد نیست، اما در نهایت همهچیز به تصمیم یونایتد برای انتخاب یک سرمربی بازمیگردد که از همان ابتدا استخدامی بسیار پرریسک به نظر میرسید؛ و با توجه به باورهای سختگیرانه و انعطافناپذیر آموریم، حتی انتخابی بیش از حد معمولی. همان افرادی که چنین انتخابی را انجام دادند، حالا مسئول انتخاب جانشین او در منچستر یونایتد هستند.





بدون نظر