این گزارش روایت زخمیهایی است که ترس، آنها را از درمان بهموقع محروم کرده؛ زخمیهایی که بهجای تخت بیمارستان، در سکوت و در خانه مداوا شدند و حالا با پیامدهای جبرانناپذیری مثل نابینایی، عفونتهای شدید و خطر قطع عضو دستوپنجه نرم میکنند. گزارش روزنامه شرق، با تکیه بر روایت مجروحان وقایع دیماه و گفتههای کادر درمان، تصویری از هزینههای انسانی «درمان دیرهنگام» ارائه میدهد.
به گزارش روزنامه شرق، یکی نابینا شده، دیگری با خطر قطع عضو مواجه است و بسیاری هم درگیر عفونتهای شدید هستند. آنها کسانی هستند که در ماجراهای دیماه مصدوم شدند، اما هنوز به مراکز درمانی مراجعه نکردهاند یا مراجعههای دیرهنگامی داشتهاند؛ زخمهایی که بهجای اتاق عمل، در خانه مداوا شدند. ترس از بازداشت یا احضار باعث شده بسیاری از مجروحان، درمان را به تعویق بیندازند یا اصلاً به مراکز درمانی مراجعه نکنند؛ تعویقی که حالا برای بعضی از آنها به نابینایی، خطر قطع عضو، عفونتهای شدید و ناتوانی دائمی و حتی مرگ انجامیده است.
در ادامه گزارش امروز روزنامه شرق از مراجعه دیرهنگام برخی مجروحان وقایع دیماه به مراکز درمانی را به قلم نسترن فرخه میخوانید:

در حالی که مسئولان وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی در گفتوگو خود تأکید میکنند مراکز درمانی باید فضایی امن و بدون فشارهای امنیتی برای همه بیماران باشد، با این حال روایت زخمیها و بخشی از کادر درمان، از شرایط دیگری در بیمارستانها حکایت دارد؛ فضایی که مجروحان را وادار کرده زخمهای عمیق ناشی از شلیک ساچمه و تیر جنگی را در خانه تحمل کنند که همین مسئله عوارض جسمی متعددی برای آنها در پی داشته و خواهد داشت. با این حال رئیس سازمان نظام پزشکی توضیح میدهد که بیش از ۲۵ هزار نفر از مجروحان اعتراضات، در بازهای حدود یک هفته، به مراکز بهداشت و درمان کشور مراجعه کردهاند. مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت هم بازگو میکند که پس از هشدارها درباره خطر درمان دیرهنگام، نزدیک به سه هزار نفر دیگر که پیشتر به دلیل ترس مراجعه نکرده بودند، به مراکز درمانی مراجعه کرده و خدمات دریافت کردهاند.
درمانی نیمهکاره و پاهای مجروح
تعدادی از ساچمهها را با کمک مادر و خواهرش از کمر و پشت ساق پا بیرون کشیدهاند، اما درد هنوز همراه روز و شب امیرعلی است؛ پسر جوانی که به دلیل نگرانی از برخوردهای قضائی به مراکز درمانی مراجعه نکرده است:
شاید نزدیک به ۷۰ ساچمه به بدنم اصابت کرده بود. آنقدر درد داشتم که همان ۱۸ دی، بعد از شلیک، دوستانم زیر بغلم را گرفتند و من را به خانه رساندند. همان شب خواهرم از داروخانه بتادین، آبمقطر، پانسمان و چند داروی قوی مسکن و آنتیبیوتیک تهیه کرد. با کمک مادرم چند ساچمه را خارج کردند ولی باقی در بافت بدنم ماند. از گردن تا پشت مچ پاهایم آسیب دیده است. درد بسیار بدی بود و پزشک معتمدی هم نمیشناختیم تا برای معاینه مراجعه کنیم.
یک هفته بعد دوستانم، دندانپزشک سالخوردهای را معرفی کردند که به آنجا رفتم، چند ساچمه دیگر را تخلیه کرد و قرار شد چند روز بعد دوباره مراجعه کنم؛ چون گفتند احتمال عفونت زخمها بسیار بالاست. فردای همان روز شنیدم که وی دستگیر شده، بنابراین پس از آن به پزشک دیگری مراجعه نکردم. از ترس عفونت زخمها مرتب آنتیبیوتیک مصرف میکنم ولی هنوز درد شدیدی دارم. حس میکنم ساچمهها در بدنم حرکت میکنند. وقتی پاشنه پاهایم را زمین میگذارم انگار میخ کف پایم فرومیرود و نمیدانم با این وضعیت باید چه کار کنم، چون توان راهرفتن را از من گرفته است.
عصب انگشتم از کار افتاده
دستانش باد کرده بود و بیحسی در انگشتانش شروع شده بود که برای مراجعه به پزشک اقدام میکنند. محسن جوان دیگری است که نوزدهم دیماه با شلیک ساچمه، دستش دچار آسیب میشود:
همان شب خودم را به خانه رساندم، چون اصلاً قصد مراجعه به مراکز درمان را نداشتم. برای خرید بتادین و باند از داروخانه هم ترس داشتیم. حدود ۱۵ ساچمه در دستم بود که چندتای آنها خونریزی بیشتری داشت که با هیچ مسکنی آرام نمیشد.
روز بعد دستم به شدت باد کرده بود و انگشتانم هم حرکت نمیکرد. حتی خودمان هم سعی کردیم در خانه ساچمهها را بیرون بیاوریم، ساچمهها بسیار عمیق بودند و اصلا نمیشد با موچین یا ابزار ساده آنها را خارج کرد. روز بعد متوجه شدیم که دستم عفونت کرده و ورم دارد و عملاً امکان درمان درست وجود نداشت. بعد از دو روز با پیگیری دوستانمان پزشک معتمدی پیدا کردیم و پزشک تأکید کرد باید چند ساچمه حتماً خارج شود، چون نزدیک مفصل است و نیاز به رادیولوژی دارد. ولی به هیچکس اعتماد نداریم و فکر میکنم عصب یکی از انگشتانم دیگر کار نمیکند. الان ماندهام چه کار کنم. امیدوارم حداقل بتوانیم آن یکی یا دو ساچمهای را که آسیبزنندهتر و دردناکتر هستند، خارج کنیم.
تحمل چندین روز درد وحشتناک صورت
درد تجربه هفتههای اخیر «نگین» است. از هجدهم تیرماه که تیر صورت و فکش را هدف گرفت تا همین حالا، حتی یک وعده غذا هم نخورده و همچنان توان درست حرفزدن ندارد:
یک هفته فقط با نی، مایعات میخوردم. فکم نصف شده بود و سقف دهانم هم پاره شده بود. در تمام این مدت درد شدیدی داشتم اما به هیچ مرکز درمانی مراجعه نکردم. تنها غذایی که میتوانستم بخورم نوشیدنی با نی بود که البته همان هم به سختی میخوردم، چون فکم را نمیتوانستم حرکت بدهم و امکان داشت در گلویم بپرد. فقط یکی از دوستانم که پرستار است سقف دهانم را بخیه کرد، ولی فکم در همان وضعیت بود. بعد از چند روز و تحمل این شرایط وحشتناک، هفته قبل در یک مرکز درمانی، عمل جراحی شدم و در مورد علت هم گفتم گوشه پنجره به صورتم اصابت کرده است، در صورتی که اقدام دیرتر امکان کججوشخوردن و بههمخوردن ظاهر صورتم را در پی داشت.
نابینایی و قطع عضو؛ نتیجه درمان دیرهنگام
بسیاری از زخمیهای اعتراضات اخیر با مراجعه دیرهنگام به مراکز درمان دچار آسیبهای غیرقابل جبران شدند. همچون پسر جوانی که طبق گفتههای پرستار یکی از بیمارستانهای دولتی در تهران، حالا نابینا شده است:
ساچمه کنار چشمش اصابت کرده بود، روزهای اول نوری میدید، اما چون چند روز بعد برای درمان اقدام کرد، بهطور کامل نابینا شد.
در بین کادر درمان روایتهای متفاوتی از زخمیهایی وجود دارد که برای درمان دیر اقدام کردهاند. طبق گفتههای رادیولوژیست یکی از مراکز درمانی تهران، روزهای اول مردم از ترس به مراکز درمان و بخش عکسبرداری مراجعه نمیکردند:
برخی از آنها که برای عکسبرداری میآمدند، با درمان در خانه تیرها را از بدن خارج کرده بودند. مثلاً یکی از آنها تیر به پایش خورده بود و توانسته بودند خودشان گلوله را خارج کنند، اما همچنان برای گرفتن سیتیاسکن هم میترسیدند مراجعه کنند که مشخص شود به عصب آسیب رسیده یا نه. از هفتههای دوم موجی از مراجعهکنندگان آمدند که در بدنشان ساچمه و تعدادی هم تیر بود. یکی از موارد جوانی ۱۹ ساله بود که خانواده در خانه تیر جنگی را از پای او بیرون کشیده بودند، اما همچنان درد شدید داشت. در عکسبرداری مشخص شد هنوز تیر دیگری در پای او وجود داشته که همان منجر به عفونت شدید شده بود. الان که چند هفته از اعتراضات گذشته، همچنان این زخمیها با ترس به مرکز ما مراجعه میکنند و همکارانم ساعتهای خلوت به آنها نوبت میدهند تا دردسری ایجاد نشود.





بدون نظر