فال حافظ از دیرباز در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای داشته و بسیاری از مردم برای گرفتن نشانه و الهام از غزلهای این شاعر بزرگ به دیوان حافظ رجوع میکنند. فال امروز نیز با نیتی پاک و دلی آرام گرفته شده و میتواند راهنمایی نمادین برای تصمیمها، احساسات و برنامههای شما در روزهای پیش رو باشد. به یاد داشته باشید که فال حافظ بیشتر جنبه الهامبخش و معنوی دارد و بهترین تصمیمها همیشه با عقل، مشورت و تجربه گرفته میشوند.
فال حافظ متولدین فروردین
روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
پیشِ شمع آتشِ پروانه به جان گو درگیر
در لبِ تشنه ما بین و مدار آب دریغ
بر سَرِ کُشته خویش آی و ز خاکَش برگیر
تَرکِ درویش مگیر ار نَبُوَد سیم و زَرَش
در غَمَت سیمْ شُمار اشک و رُخَش را زر گیر
چنگ بِنْواز و بساز ار نَبُوَد عود چه باک؟
آتشم عشق و دلم عود و تَنَم مِجمَر گیر
در سَماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گیر
صوف بَرکَش ز سر و باده صافی دَرکَش
سیم در باز و به زر سیمبَری در بر گیر
دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش
بخت گو پشت مَکُن، رویِ زمین لشکر گیر
میل رفتن مَکُن ای دوست دَمی با ما باش
بر لبِ جوی، طرب جوی و به کف ساغر گیر
رفته گیر از بَرَم و زآتش و آبِ دل و چشم
گونهام زرد و لبم خشک و کنارم تَر گیر
حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را
که ببین مجلسم و تَرکِ سَرِ منبر گیر
تعبیر: شما در این روزها با شور و اشتیاقی عمیق روبهرو هستید که دلتان را به سوی چیزی یا کسی کشانده است؛ این غزل نشان میدهد که عشق یا علاقهای در وجودتان شعلهور است و آمادهاید تا برای آن از جان مایه بگذارید. مراقب باشید که این آتش، شما را نسوزاند و اجازه دهید تعادل میان احساس و عقل حفظ شود. شاید زمانی رسیده که بخشی از خود را رها کنید و با شجاعت به سمت آنچه دلخواهتان است گام بردارید، اما فراموش نکنید که ارزش واقعی در وفاداری به خویشتن نهفته است. این نشانه دعوتی است به شادی و همراهی با لحظهها، بدون آنکه از مسیر اصلی زندگی دور شوید.
فال حافظ متولدین اردیبهشت
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
جایی که تخت و مسند جم میرود به باد
گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم
از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست
با خاک آستانه این در به سر بریم
تعبیر: شما در مرحلهای هستید که باید انتخاب کنید میان آنچه ظاهراً ارزشمند به نظر میرسد و آنچه واقعاً دلتان را آرام میکند. این غزل به شما میگوید که گاهی گذشتن از مسیرهای پرزرقوبرق و بازگشت به سادگی و صداقت درونی، بزرگترین پیروزی است. اگر احساس میکنید در پی چیزی هستید که دستنیافتنی به نظر میرسد، بدانید که ارزش واقعی در وفاداری به همان راه عشق و رندی است که از ابتدا برگزیدهاید. این نشانهای است برای آنکه به جای حسرت، به آنچه دارید با مهربانی بنگرید و اجازه دهید آرامش درونت رشد کند.
فال حافظ متولدین خرداد
گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
بجز از خدمتِ رندان نکنم کارِ دِگَر
خُرَّم آن روز که با دیده گریان بِرَوَم
تا زنم آب درِ میکده یک بارِ دگر
معرفت نیست در این قوم خدا را سَبَبی
تا بَرَم گوهرِ خود را به خریدارِ دگر
یار اگر رفت و حقِ صحبتِ دیرین نشناخت
حاشَ لِلَّه که رَوَم من ز پِیِ یارِ دگر
گر مساعد شَوَدَم دایره چرخِ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگارِ دگر
عافیت میطلبد خاطرم ار بگذارند
غمزه شوخَش و آن طره طَرّارِ دگر
راز سربسته ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سرِ بازارِ دگر
هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت
کُنَدَم قصدِ دلِ ریش به آزارِ دگر
بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند در این بادیه بسیارِ دگر
تعبیر: دلتان هنوز به چیزی یا کسی وفادار مانده که شاید اکنون دور به نظر برسد، اما این وفاداری نشاندهنده عمق احساس شماست. این غزل به شما یادآوری میکند که ارزش خود را به کسی یا چیزی نسپارید که قدر آن را نمیداند؛ اگر لازم شد، آماده باشید تا دوباره آغاز کنید، اما با همان صداقت و پاکی پیشین. شاید در پیش رو آزمایشی از پایداری در انتظارتان باشد؛ با آرامش پیش بروید و بدانید که کسانی که قدر شما را میدانند، روزی به سویتان بازمیگردند. این نشانه دعوتی است به حفظ گوهر درونی و عدم عجله در تغییر مسیر.

فال حافظ متولدین تیر
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید
گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموز
گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم
گفتا که شبرو است او از راهِ دیگر آید
گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد
گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید
گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید
گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟
گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید
گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟
گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید
تعبیر: شما در حال حاضر با پرسشهای درونی بسیاری روبهرو هستید که پاسخشان هنوز کاملاً آشکار نشده؛ این غزل نشان میدهد که صبر و اعتماد به زمان، کلید آرامش شماست. غمی که اکنون احساس میکنید، گذرا است و به زودی راه برای شادی و وضوح باز میشود. اگر در رابطه یا تصمیمی تردید دارید، اجازه دهید زمان خود را نشان دهد؛ آنچه از سر عشق و صداقت باشد، دیر یا زود به صلح و رضایت میرسد. این نشانهای است برای آنکه با آرامش منتظر بمانید و به جای فشار آوردن، به جریان زندگی اعتماد کنید.
فال حافظ متولدین مرداد
به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
تو را در این سخن، انکارِ کارِ ما نرسد
اگر چه حُسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حُسن و ملاحت به یارِ ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرمِ راز
به یارِ یک جهت حقگزارِ ما نرسد
هزار نقش برآید ز کِلکِ صُنع و یکی
به دلپذیری نقشِ نگارِ ما نرسد
هزار نقد به بازارِ کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیارِ ما نرسد
دریغ قافله عمر کآن چنان رفتند
که گَردشان به هوایِ دیارِ ما نرسد
دلا ز رنجِ حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطرِ امیدوارِ ما نرسد
چنان بِزی که اگر خاکِ ره شوی کس را
غبارِ خاطری از رهگذارِ ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرحِ قصه او
به سمعِ پادشهِ کامگارِ ما نرسد
تعبیر: شما دارای ارزش و وفاداری هستید که کمتر کسی به آن میرسد؛ این غزل تأیید میکند که آنچه در وجودتان دارید، بینظیر است و نباید اجازه دهید حسادت یا تردید دیگران آن را کمرنگ کند. اگر در روابط یا تصمیمهایتان احساس میکنید دیگران قدر نمیدانند، بدانید که این کمبود از جانب آنهاست، نه شما. با اعتماد به نفس پیش بروید و اجازه دهید کسانی که شایستهاند، به سویتان جذب شوند. این نشانهای است برای حفظ آرامش درونی و زندگی به گونهای که حتی اگر کسی قدر ندانست، لطمهای به ارزش شما وارد نشود.
فال حافظ متولدین شهریور
صَحنِ بُستان ذوقبخش و صحبتِ یاران خوش است
وقتِ گل خوش باد کز وی وقتِ میخواران خوش است
از صبا هر دم مشامِ جانِ ما خوش میشود
آری آری طیبِ اَنفاسِ هواداران خوش است
ناگشوده گُل نِقاب، آهنگِ رحلت ساز کرد
ناله کن بلبل که گلبانگِ دلاَفکاران خوش است
مرغِ خوشخوان را بشارت باد کاندر راهِ عشق
دوست را با ناله شبهای بیداران خوش است
نیست در بازارِ عالَم خوشدلی ور زان که هست
شیوه رندی و خوشباشیِ عیاران خوش است
از زبانِ سوسنِ آزادهام آمد به گوش
کاندر این دِیرِ کهن، کارِ سبکباران خوش است
حافظا! تَرکِ جهان گفتن طریقِ خوشدلیست
تا نپنداری که احوالِ جهانداران خوش است
تعبیر: این روزها فرصتی است تا از زیباییهای ساده زندگی لذت ببرید و با کسانی که واقعاً دلتان را شاد میکنند، همراه شوید. غزل به شما میگوید که خوشدلی در سبکباری و رهایی از بارهای سنگین نهفته است؛ اگر احساس سنگینی میکنید، زمان آن رسیده که بخشی از دلبستگیهای غیرضروری را رها کنید. به صدای دلتان گوش دهید و اجازه دهید نسیم شادی وارد زندگیتان شود. این نشانه دعوتی است به قدردانی از لحظهها و همراهی با آنچه واقعاً برایتان آرامش میآورد.
فال حافظ متولدین مهر
اِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآیی
هر جا که رَوی، زود، پَشیمان به دَرآیی
هُش دار که گَر وَسْوَسِه عَقْل کُنی گوش
آدَمصِفَت از روضِه رِضْوان به دَرآیی
شایَد که به آبی، فَلَکَت، دَسْت نَگیرد
گر تِشْنِهلَب از چَشْمِه حِیوان به دَرآیی
جان میدَهم از حَسْرَتِ دیدارِ تو، چون صُبْح
باشَد که چو خورشید درخشان به دَرآیی
چَنْدان، چو صَبا بَر تو گُمارم دَمِ هِمَّت
کز غُنْچِه چو گُل، خُرَّم و خَنْدان به دَرآیی
در تیرهشَبِ هِجْرِ تو، جانَم به لَب آمَد
وَقْت است که همچون مَهِ تابان به دَرآیی
بَر رَهْگُذَرَت بَسْتِهام از دیده، دو صَد جوی
تا بو که تو چون سَرْوِ خُرامان به دَرآیی
حافِظ! مَکُن اَنْدیشِه که آن یوسُفِ مَهرو
بازآیَد و از کُلْبِه اَحْزان به دَرآیی!
تعبیر: شما در انتظار چیزی یا کسی هستید که دلتان را روشن کند؛ این غزل نوید میدهد که صبرتان به زودی به ثمر مینشیند و آنچه از آن دور ماندهاید، با شکوه بازمیگردد. اگر اکنون در تاریکی هجران یا تردید هستید، بدانید که این شب نیز سپیده خواهد زد. با امید و همت پیش بروید و اجازه ندهید ناامیدی شما را از حرکت بازدارد. این نشانهای است برای آنکه به دیدار درونیتان ایمان داشته باشید و آماده پذیرش شادی بزرگی باشید.

فال حافظ متولدین آبان
یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
دوستی کِی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟
آب حیوان تیرهگون شد، خضر فرخپِی کجاست؟
خون چکید از شاخِ گل، بادِ بهاران را چه شد؟
کس نمیگوید که «یاری داشت حقِّ دوستی»
حقشناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟
لعلی از کانِ مُروّت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟
شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار
مهربانی کِی سر آمد؟ شهریاران را چه شد؟
گویِ توفیق و کرامت، در میان افکندهاند
کس به میدان در نمیآید، سواران را چه شد؟
صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هَزاران را چه شد؟
زهره سازی خوش نمیسازد، مگر عودش بسوخت؟
کس ندارد ذوقِ مستی، مِیگساران را چه شد؟
حافظ اسرارِ الهی کَس نمیداند، خموش
از که میپرسی که دورِ روزگاران را چه شد؟
تعبیر: شما گاهی احساس تنهایی یا دلزدگی از روابط میکنید و میپرسید چرا مهربانی و وفاداری کمرنگ شده؛ این غزل به شما میگوید که این چرخش روزگار است و نباید امیدتان را از دست دهید. در میان این تغییرات، همچنان خودتان را با مهربانی و صداقت حفظ کنید، زیرا کسانی که شایستهاند، روزی دوباره ظاهر میشوند. اگر اکنون یاران کم هستند، زمان آن است که به درون خود رجوع کنید و از آنجا نیرو بگیرید. این نشانه دعوتی است به صبوری و باور به اینکه نیکی شما بیپاسخ نمیماند.
فال حافظ متولدین آذر
عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام
وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
عاشق و رِند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
شَرمَم از خرقه آلوده خود میآید
که بر او وصله به صد شُعبده پیراستهام
خوش بسوز از غَمَش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
با چُنین حیرتم از دست بِشُد صرفه کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
همچو حافظ به خرابات رَوَم جامه قبا
بو که در بَر کَشَد آن دلبرِ نوخاستهام
تعبیر: شما با شور جوانی و عشقی تازه روبهرو هستید که دلتان را به لرزه درآورده؛ این غزل نشان میدهد که این احساس، هرچند همراه با حیرت و سوزش است، اما ارزشمند و آراسته به صدق است. اجازه دهید این غم شیرین شما را به سوی رشد ببرد و از آن نترسید. اگر گاهی احساس شرم یا تردید میکنید، بدانید که همین صداقت، شما را متمایز میکند. این نشانهای است برای آنکه با شجاعت به سوی آنچه دلخواهتان است گام بردارید و اجازه دهید عشق راه خود را پیدا کند.
فال حافظ متولدین دی
غلامِ نرگسِ مستِ تو تاجدارانند
خرابِ باده لعلِ تو هوشیارانند
تو را صبا و مرا آبِ دیده شد غَمّاز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
ز زیرِ زلفِ دوتا چون گذر کُنی بِنْگر
که از یَمین و یَسارت چه سوگوارانند
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تَطاوُلِ زلفت چه بیقرارانند
نصیبِ ماست بهشت ای خداشناس برو
که مُستَحَقِّ کرامت گناهکارانند
نه من بر آن گُلِ عارض غزل سُرایم و بس
که عَندَلیبِ تو از هر طرف هزارانند
تو دستگیر شو ای خضرِ پی خجسته که من
پیاده میروم و هَمرَهان سوارانند
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کآنجا سیاه کارانند
خلاصِ حافظ از آن زلفِ تابدار مباد
که بستگانِ کمندِ تو رستگارانند
تعبیر: شما در حال حاضر اسیر جذابیتی هستید که هوش و دلتان را ربوده؛ این غزل به شما میگوید که این اسارت، در واقع راهی به سوی رهایی و سعادت است. اگر احساس میکنید تنها هستید در این مسیر، بدانید که بسیاری پیش از شما در همین دام افتادهاند و رستگار شدهاند. اجازه دهید این احساس شما را به سوی شادی و رنگ ببرد، نه به سوی محدودیت. این نشانه دعوتی است به رها شدن در عشق و زیبایی، با اطمینان به اینکه دستگیری الهی در کار است.
فال حافظ متولدین بهمن
به دورِ لاله، قدح گیر و بیریا میباش
به بویِ گُل، نفسی همدمِ صبا میباش
نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن
سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا میباش
چو پیرِ سالِک عشقت به مِی حواله کند
بنوش و منتظرِ رحمتِ خدا میباش
گَرَت هواست که چُون جَم به سِرِّ غیب رسی
بیا و همدمِ جامِ جهاننما میباش
چو غنچه گر چه فروبستگیست کارِ جهان
تو همچو بادِ بهاری گرهگشا میباش
وفا مجوی ز کس ور سخن نمیشنوی
به هرزه طالبِ سیمرغ و کیمیا میباش
مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظ
ولی معاشرِ رندانِ پارسا میباش
تعبیر: زندگی شما نیاز به تعادل میان شادی و پارسایی دارد؛ این غزل به شما توصیه میکند که گاهی رها شوید و از زیباییها لذت ببرید، اما همیشه به سوی پاکی و درونی بازگردید. اگر در جستجوی چیزی بزرگ هستید، بدانید که رهایی و گرهگشایی با دستان خودتان ممکن است. از دیگران انتظار وفاداری بیش از حد نداشته باشید و به جای آن، خودتان را در مسیر رندی و پارسایی همراه کنید. این نشانهای است برای زندگی سبکبال و منتظر رحمت بودن با آرامش.
فال حافظ متولدین اسفند
آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است
یا رب این تأثیرِ دولت در کدامین کوکب است؟
تا به گیسویِ تو دستِ ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقهای در ذکرِ یارب یارب است
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردنِ جان زیرِ طوقِ غَبغَب است
شهسوارِ من که مه آیینه دارِ روی اوست
تاجِ خورشیدِ بلندش خاکِ نعلِ مَرکَب است
عکسِ خِوی بر عارضَش بین کآفتابِ گرم رو
در هوایِ آن عَرَق تا هست هر روزش تب است
من نخواهم کرد تَرکِ لعلِ یار و جام می
زاهدان معذور داریدم که اینَم مذهب است
اندر آن ساعت که بر پشتِ صبا بندند زین
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است
آن که ناوَک بر دلِ من زیرِ چشمی میزند
قوتِ جانِ حافظش در خنده زیر لب است
آبِ حیوانش ز منقارِ بلاغت میچکد
زاغِ کِلکِ من به نام ایزد چه عالی مشرب است
تعبیر: شما در لحظهای هستید که احساس میکنید چیزی بزرگ و معنوی در حال رخ دادن است؛ این غزل نوید میدهد که قدرتی برتر در کار است و دعاهایتان شنیده میشود. اگر دلتان به سوی کسی یا هدفی اسیر شده، این اسارت مقدس است و شما را به سوی کمال میبرد. اجازه ندهید دیگران مسیرتان را قضاوت کنند؛ مذهب شما عشق و وفاداری است. این نشانهای است برای آنکه با ایمان و شادی به جلو بروید و بدانید که نیروی درونیتان شما را هدایت میکند.





بدون نظر