۵ زوج جذاب سریال «بریجرتون» که مخاطبان را شیفته رابطه عاشقانه خود کردند

۵ زوج جذاب سریال «بریجرتون» که مخاطبان را شیفته رابطه عاشقانه خود کردند

بخش اول فصل چهارم سریال بریجرتون (Bridgerton) جواهر جدید فصل را معرفی کرد، اما این بار او یک دختر جوان در جست‌وجوی شوهر نیست. ملکه شارلوت روی عاشق شدن بندیکت بریجرتون شرط می‌بندد و هشدار پنه‌لوپه که می‌گوید بندیکت فعلاً قصد ازدواج ندارد را نادیده می‌گیرد. با این حال، بخت با ملکه یار است، چون در مهمانی بالماسکه، بندیکت با سوفی بک یا همان «بانوی نقره‌ای» آشنا می‌شود. درست مثل داستان سیندرلا، سوفی می‌خواهد برای یک شب از واقعیت تلخ زندگی‌اش فرار کند، لباس مجلسی می‌پوشد، به مهمانی می‌رود و با مرد رویاهایش روبه‌رو می‌شود. با اینکه بندیکت نمی‌تواند دو دو تا چهار تا کند و فکر می‌کند سوفی فقط خدمتکاری است که رفته رفته به او دل می‌بازد، در حقیقت او همان زنی است که تمام این مدت به دنبالش بوده.

معرفی یک زوج جدید در بریجرتون نه‌تنها هیجان‌انگیز است بلکه حس نوستالژی نسبت به زوج‌های قبلی سریال را هم زنده می‌کند. با توجه به اینکه بخش دوم فصل چهارم بریجرتون اواخر همین ماه پخش می‌شود، ما بهترین زوج‌های اصلی این درام تاریخی نتفلیکس را رتبه‌بندی کرده‌ایم و نگاهی دوباره به داستان‌های عاشقانه‌ای انداخته‌ایم که در هر فصل دل مخاطبان را لرزاندند. بندیکت و سوفی شاید جدیدترین زوج این سریال باشند، اما قطعاً در فهرست زیر جایگاه بالایی خواهند داشت.

فرانچسکا بریجرتون و جان استیرلینگ

۵- فرانچسکا بریجرتون و جان استرلینگ

با اینکه هنوز فصل مربوط به فرانچسکا را ندیده‌ایم، در فصل سوم شاهد عاشق شدن و ازدواج او با جان استرلینگ بودیم و ازدواجشان به یکی از خطوط داستانی فرعی فصل چهارم بریجرتون تبدیل شده است. فرانچسکا درون‌گراست و پس از ورود به جامعه اشرافی برای پیدا کردن صدای خودش با مشکل مواجه می‌شود. جان تنها مردی است که او را درک می‌کند و باعث می‌شود احساس عشق و قدر دانسته شدن کند. رابطه آن‌ها بر پایه شور آتشین شکل نگرفته، بلکه پیوندی شیرین و آرام است که حتی وقتی در سکوت کنار هم نشسته‌اند هم برقرار می‌ماند. روند شکل‌گیری آرام اما صادقانه عشق این دو با هرچه تاکنون در بریجرتون دیده‌ایم فرق دارد، اما همان‌طور که فرانچسکا در فصل سوم به مادرش می‌گوید، عشقشان بسیار خاص و متفاوت است.

در فصل چهارم بریجرتون، فرانچسکا در صمیمی شدن با جان دچار تردید می‌شود و اغلب از خود می‌پرسد تجربه لذت واقعی برای یک زن چگونه است. حتی نگران است شاید همین موضوع دلیل بچه‌دار نشدنشان باشد. با اینکه می‌دانیم فرانچسکا در نهایت با دخترعموی جان، میکائلا استرلینگ، اخت می‌گیرد، دیدن اینکه جان به او آرامش می‌دهد و اطمینان می‌یابیم که رابطه‌شان همان‌طور که هست هیچ مشکلی ندارد، دلگرم‌کننده است. شاید عشق فرانچسکا و جان به اندازه روابط پایین‌تر این فهرست پرشور نباشد، اما بر پایه صداقت، مراقبت و دوستی بنا شده، عناصری که برای یک ازدواج موفق حیاتی‌اند.

پنه‌لوپه فدرینگتون و کالین بریجرتون

۴- پنه‌لوپه فدرینگتون و کالین بریجرتون

داستان پنه‌لوپه و کالین یک روایت کلاسیک از دوستی تا عشق است. پنه‌لوپه از فصل اول دل‌بسته کالین بود، اما این احساس تا مدت‌ها دوطرفه نشد. در پایان فصل دوم بریجرتون، کالین حتی با دوستانش به احتمال خواستگاری از پنه‌لوپه نیز خندید، صحنه‌ای که واقعاً ناخوشایند بود. در فصل سوم، وقتی کالین پس از مدتی سفر به جامعه بازمی‌گردد، پنه‌لوپه در ستون لیدی ویسل‌داون به آن رفتارش طعنه می‌زند. با این حال دلخوری‌اش از کالین زیاد دوام نمی‌آورد. وقتی در سومین فصل حضورش در بازار ازدواج به دنبال خواستگار می‌گردد، کالین پیشنهاد کمک می‌دهد و کم‌کم متوجه می‌شود به بهترین دوست خواهرش علاقه‌مند شده است. دیدن تغییر احساسات او زمانی جالب‌تر می‌شود که می‌فهمد پنه‌لوپه شانس زیادی برای ازدواج با لُرد دبلینگ دارد. اگر نظرش عوض نمی‌شد، هرگز برخی از داغ‌ترین صحنه‌های سریال بین آن دو را نمی‌دیدیم.

از لحظه معروف کالسکه که با آهنگ Give Me Everything از پیت‌بول همراه بود تا آغوش صمیمی‌شان جلوی آینه، کشش متقابل بین پنه‌لوپه و کالین انکارناپذیر است. با این حال در مقایسه با دیگر زوج‌های بریجرتون، بینندگان زمان کمتری را با این دو گذراندند، چون تمرکز فصل بیشتر روی افشای هویت لیدی ویسل‌داون بود. کالین بخش زیادی از فصل سوم را از زنی که دوستش دارد عصبانی است، چون می‌فهمد او پشت چندین شایعه‌ درباره خودش و خانواده‌اش بوده است. حتی سعی می‌کند پنه‌لوپه را قانع کند که نوشتن را کنار بگذارد، در حالی که چنین درخواستی یعنی از او می‌خواهد بخش مهمی از هویتش را رها کند. خوشبختانه سرانجام به خود می‌آید و پنه‌لوپه هم هویت مستعارش را می‌پذیرد و هر دو خوشبخت می‌شوند و وارث آینده فدرینگتون را به دنیا می‌آورند.

دافنه بریجرتون و سایمون بَسِت

۳ – دافنه بریجرتون و سایمون بَسِت

حالا دیگر فصل اول انگار مربوط به سال‌ها پیش است، اما فراموش نکرده‌ایم که دافنه و سایمون چه زوج به‌یادماندنی‌ بودند. وقتی ملکه شارلوت او را الماس فصل معرفی کرد، همه نگاه‌ها به دافنه دوخته شد تا همسری مناسب پیدا کند. اما پیدا کردن خواستگار چندان آسان نبود، آن هم وقتی برادر بزرگ‌ترش، آنتونی همه را می‌ترساند و فراری می‌داد. در نهایت، در شرایطی که گزینه‌های محدودی باقی مانده بود، دافنه و دوک هیستینگز با هم توافقی می‌کنند. سایمون با تظاهر به خواستگاری از او می‌توانست از دست مادرانی که می‌خواستند دخترانشان را به او بچسبانند خلاص شود و دافنه هم توجه مردان بیشتری را که به درد ازدواج می‌خوردند جلب کند. این قرار ساختگی خیلی زود میل پنهانی آن‌ها به یکدیگر را آشکار می‌کند و به بوسه‌ای پرشور می‌انجامد. در دوران ریجنسی، اگر زنی بدون همراه با مردی دیده می‌شد، اعتبارش لکه‌دار می‌شد مگر اینکه آن مرد با او ازدواج می‌کرد. سایمون دلایل خودش را برای نخواستن این ازدواج داشت، اما در نهایت کوتاه می‌آید و عشق نوپایشان چیزی کم از جادو ندارد.

پس از ازدواج دافنه و سایمون، آن‌ها سرانجام عشقشان را به زبان می‌آورند و این صحنه به یکی از دلرباترین لحظات تاریخ درام‌های تاریخی تلویزیون تبدیل شد. جمله ماندگار دافنه، «از عشق تو می‌سوزم»، به‌خوبی اشتیاق ناگفته‌ای را که تا آن لحظه پنهان کرده بودند خلاصه می‌کند. با شروع ماه عسل، آن‌ها دیوانه‌وار عاشق هم هستند و در هر گوشه قلعه کلایودن عشقشان را به هم نشان می‌دهند. درست مثل کالین و پنه‌لوپه، آن‌ها هم با مانعی روبه‌رو می‌شوند وقتی دافنه می‌خواهد بچه‌دار شود در حالی که سایمون تمایلی به پدر شدن ندارد. این شکاف روی ازدواجشان اثر می‌گذارد، اما در نهایت آشتی می‌کنند و پدر و مادر می‌شوند. با اینکه داستان عشق دافنه و سایمون در سال ۲۰۲۰ روایت شد و بازیگران این دو نقش دیگر کنار هم دیده نشده‌اند، آن‌ها استاندارد بسیار بالایی برای فصل‌های بعدی تعیین کردند. اگر آن زوج آغازگر چنین رابطه عاشقانه زیبایی نبودند، هیچ‌کدام از روابط بعدی چنین تأثیری نمی‌گذاشت.

سوفی بک و بندیکت بریجرتون

۲ – سوفی بک و بندیکت بریجرتون

هنوز فقط نیمی از فصل چهارم بریجرتون منتشر شده، اما بینندگان خیلی سریع نسخه بریجرتون از داستان سیندرلا را پذیرفتند. با اینکه بندیکت در ابتدای فصل می‌خواهد همان خوش‌گذران همیشگی باقی بماند، بانوی نقره‌ای که در بالماسکه مادرش می‌بیند، تقریباً بلافاصله دلش را می‌برد. سوفی مثل دیگر زنانی که در بازار ازدواج می‌چرخند نیست. سرزنده است، تجربه‌ای در رقص ندارد و هیچ انتظاری هم برای ازدواج با یک بریجرتون ندارد. همین تفاوت باعث می‌شود بندیکت مجذوبش شود. رازی در پشت آن نقاب وجود دارد، هویتی پنهان که حتی وقتی با رسیدن نیمه‌شب از پله‌ها می‌گریزد همچنان فاش نمی‌شود. در پایان بخش اول، بندیکت هنوز نمی‌داند سوفی همان دختری است که در مهمانی با او رقصید، اما تعاملات افسانه‌ای‌شان تا اینجا باعث شده نتوانیم طرفدارشان نباشیم. اگر این دو یک چیز را برگردانده باشند، همان اشتیاق عاشقانه بین شخصیت‌هاست که دوست داریم از سریال بریجرتون ببینیم.

از تردید سوفی برای باز کردن در و گفتن حقیقت وقتی بندیکت به خانه پن‌وود می‌آید، تا تلاش بندیکت برای مهار خودش بعد از صحنه کنار دریاچه، شکل گرفتن رابطه‌ این دو نمونه یک عشق آهسته و تدریجی است که هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود. بله، قسمت چهارم با پیشنهادی نه‌چندان جوانمردانه از سوی بندیکت تمام می‌شود، اما کسانی که کتاب را خوانده‌اند می‌دانند هنوز اتفاق‌های زیادی در بخش دوم در پیش است. تیزر جدید قسمت دوم فصل چهارم حتی به صحنه‌ای از کتاب اشاره کرد که خیلی‌ها فکر نمی‌کردند وارد اقتباس تلویزیونی نتفلیکس شود. همین نشان می‌دهد فصل چهارم بریجرتون چقدر تلاش می‌کند خوانندگان را راضی نگه دارد و در عین حال کسانی را که رمان جولیا کویین را نخوانده‌اند هم کاملاً در جریان داستان قرار دهد. شوخی‌ها، عشق ممنوعه و حال و هوای سیندرلایی همه عناصری هستند که این فصل را به بازگشتی تازه به ریشه‌های بریجرتون تبدیل کرده‌اند و بی‌صبرانه منتظریم ببینیم برای بندیکت و سوفی چه پیش می‌آید.

کیت شارما و آنتونی بریجرتون

۱ – کیت شارما و آنتونی بریجرتون

هر چقدر هم زوج‌های بریجرتون فوق‌العاده باشند، قلب ما همیشه برای کیت و آنتونی می‌تپد. در فصل دوم، آنتونی با ایده ازدواج کنار می‌آید، اما باور دارد عشق واقعی سهم او نیست. هدفش پیدا کردن همسری است که معیارهایش را داشته باشد و ادوینا شارما همه این شرط‌ها را دارد. تنها مانع، خواهر بزرگ‌تر اوست که می‌خواهد مطمئن شود مردی که از ادوینا خواستگاری می‌کند واقعاً دوستش خواهد داشت. کیت به نیت‌ آنتونی شک دارد، اما زیر آن همه بحث و جدل، کاملاً پیداست که در حقیقت جذب هم شده‌اند. از میان همه فصل‌ها، این یکی بیش از بقیه یادآور غرور و تعصب جین آستن است. کیت و آنتونی فکر می‌کنند از هم متنفرند، اما در حقیقت دقیقاً برعکس است.

جر و بحث‌های بامزه و پیوند احساسی عمیقشان در تمام صحنه‌هایی که با هم دارند موج می‌زند. وقتی ازدواج با ادوینا به هم می‌خورد، کیت و آنتونی بالاخره در قسمت ششم عشقشان را علنی‌تر ابراز می‌کنند و مقدمه‌چینی برای این لحظه بی‌نظیر است. رقص پایانی‌شان در مهمانی فدرینگتون هم یکی از عاشقانه‌ترین صحنه‌های سریال بریجرتون تا امروز است. هر بار که در فصل‌های بعدی حتی در حد حضور کوتاه آن‌ها را کنار هم می‌بینیم، طرفداران بیشتر می‌فهمند چقدر دلتنگشان بودند و چرا هنوز محبوب باقی مانده‌اند. طبق تریلر بخش دوم فصل چهارم بریجرتون، این زوج برمی‌گردند و ظاهراً همان‌قدر عاشق‌اند که آخرین بار دیدیمشان.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود