1-w900-h600
بدون نظر

ما ایرانی ها همان اندازه که پر مصرف ترین کشور دنیا در اقلام کشاورزی و پتروشیمی هستیم،‌ بیش از ۳ برابر سرانه جهانی، اقلام دارویی مصرف می کنیم. این که  چرا جامعه ایرانی تا این اندازه عاشق دارو و داروخانه شده است، موضوع مهمی است که باید به آن توجه شود.

 حرف آخر را باید اول زد: چرا ما ایرانی ها در حد چینی ها با جمعیت یک میلیارد و اندی، دارو مصرف می کنیم آن هم به صورت خودسرانه؟! چه اتفاقی در سبک زندگی ما ایرانی ها روی داده که در عصر مدرن، زندگی ما با دارو پیوند عمیقی خورده است؟ چرا وقتی نزد دکتر می رویم، اگر نسخه ای خالی با چند توصیه  و بدون تجویز داروی شیمیایی به ما تحویل دهد، حتی اگر فوق تخصص هم باشد، او را به بی سوادی متهم می کنیم؟ چرا مصرف خودسرانه دارو های مسکن و آنتی  بیوتیک ها این اندازه در بین خانواده های ایرانی، مثل نقل و نبات افزایش یافته است؟ چرا در کشوری که یکی از قطب های طب سنتی و گیاهی در جهان بوده و هست،‌ مصرف دارو های شیمیایی در سبک زندگی مردم رواج دارد؟

به ازای هر ۱۰۰ هزار ایرانی، تنها ۱۳ داروخانه در کشور وجود دارد که این رقم، نصف استانداردهای جهانی است. اما مصرف دارو در ایران، بیش از ۳ برابر میانگین جهانی برآورد می شود. تنها در سال ۱۳۹۳، قریب به ۱ میلیارد دلار ارز مملکت برای واردات دارو اختصاص یافت، در حالی که با مدیریت بهینه مصرف و افزایش آگاهی عمومی در حوزه سلامت و تقویت توان داخلی تولید کننده گان دارو بر اساس فناوری های پیشرفته، می توانستیم در دوران تحریم و کاهش درآمد های کشور، جلوی این حجم از ارز بری را بگیریم.

چند ماه پیش وزیر بهداشت از تولید دارویی برای درمان هپاتیت C در کشور خبر داد که برای واردات هر مورد آن، ۳.۵ میلیون تومان هزینه می شد. اما اخیرا این دارو به همت صنعت دارویی رو به رشد ایران در داخل تولید می شود و کم تر از ۹۰ هزار تومان هزینه در پی دارد. این تنها مشتی نمونه خروار است. دردهای دو چندان بیماران و خانواده های آنان با قیمت های گزاف و بعضا داروهای کمیاب و نایاب، هم چنان دغدغه مستولان نظام سلامت است که امیدواریم با تقویت توان داخلی و تغییر سبک زندگی ایرانیان، تا افق ۱۴۰۴، شاهد تحولاتی در این حوزه باشیم.

 

از بنزین تا دارو: بدون توقف!

2-w900-h600

به هر حال،  ما ایرانی ها همان طور که در فهرست پر مصرف ترین ملت های جهان در زمینه مصرف شکر، نمک، برنج، آب و بنزین هستیم،‌ رتبه نخست پر مصرف ترین ملیت در حوزه دارو را نیز به خود اختصاص داده ایم. صحبت این است که ما ایرانی ها در دوران معاصر، بیش از آن که به اصول پیشگیری و مراقبت های بهداشتی بپردازیم، دارو مداری را در فرآیند سلامت زندگی خود در دستور کار داشته و خوردن تعداد زیادی قرص (با تجویز یا بدون تجویز) بخشی از سبک زندگی ما را تشکیل داده است.

بنا به گفته های رییس روابط عمومی انجمن دارو سازان ایران، هر ایرانی به طور میانگین ظرف یک سال، بیش از ۳۴۰ بار دارو می خورد و ۸۰ درصد این تعداد داروی مصرف، از مسیر غیر قانونی به کشور وارد می شود که بخشی از آن تقلبی و تهدید کننده سلامت عمومی تشخیص داده شده است. از طرفی، سرانه مصرف داروهای تزریقی در ایران حدود ۱۱/۴ درصد و تقریبا ۴ برابر مصرف در جوامع توسعه ‌یافته است. میانگین اقلام دارویی در جهان حدود ۲ قلم دارو در هر نسخه و این میزان در ایران ۳ تا ۴ قلم است. بررسی ها نشان می دهد که مصرف خود سرانه آنتی بیوتیک ها در ایران، در آینده ای نه چندان دور، نسل ایرانی را با مشکلات جدی مواجه خواهد کرد که باید از الان، به فکر علاج بود

در جمعیت ۸۰ میلیونی ایران که حدود بیست درصد جمعیت کم سواد هستند و از دانش و آگاهی لازم برای بهداشت عمومی برخوردار نیستند، این ارقام خیلی اغراق آمیز به نظر نمی رسد. به هر حال هر اندازه جامعه از سطح سواد و آگاهی بیش تری برخوردار باشد، توانایی آن برای استفاده از روش های گوناگون غیر تهاجمی برای بهداشت و سلامت، افزایش می یابد و هزینه کم تری به نظام سلامت کشور وارد می کند.

داستان عجیب مصرف!

3-w900-h600

داستان مصرف ما ایرانی ها از فرآورده های دارویی شیمیایی، داستان عجیب و تراژیگی است. بسیار اتفاق می افتد که فردی به پزشک مراجعه می کند و از این که طبیب، بعد از نیم ساعت معاینه و صحبت با وی، ۱ قلم دارو را در نسخه او تجویز کرده است، احساس سرخورده گی کرده و از این که به چنین پزشکی مراجعه کرده احساس پشیمانی می کند!

بار ها مشاهده کردید که یکی از اطرافیان شما به واسطه فلان مشکل جسمی یا روحی که برایش پیش آمده، به جای مراجعه به پزشک عمومی برای تشخیص درد و بررسی ارجاع یا عدم ارجاع ایشان به متخصص، مستقیم از یک فوق تخصص گوارش وقت می گیرد و پیش ایشان می رود در حالی که شاید اصلا مشکل وی، ربطی به گوارش نداشته باشد و پر خوری یا هزاران موضوع دیگری که ارتباطی با گوارش ندارد، زمینه بروز مشکل شده است! از طرفی، بسیار مشاهده کردیم که فلان دوست و آشنای ما، بدون مراجعه به پزشک و حتی انتخاب خودسرانه فوق تخصص!، فلان دارو را به واسطه تجربه موفق فلان دوست و آشنا،‌مصرف می کند و حتی اگر داروخانه به وی داروی بدون نسخه را نفروشد،‌از طرق دیگر تهیه  و مصرف می کند!

این بخشی از سبک زندگی دارویی عجب و غریب بخشی از جامعه امروز ایران است. به هر حال، سرانه مصرف دارو معمولاً از میزان فروش دارو بر جمعیت یک کشور به دست می‌آید. شکی نیست که مردم کشور ما دارو زیاد مصرف می‌کنند، اما به همان نسبت آمار مبتلایان به بیماری‌های مزمنی مانند دیابت و بیماری‌های قلبی- عروقی نیز افزایش یافته است.

4-w900-h600

(بخشی از فرهنگ دارو گرای ما ایرانی ها، به خاطر دور شدن از سبک زندگی سنتی است)

دکتر نوشین محمد حسینی، مسوول کمیته آموزش کمیته کشوری تجویز و مصرف منطقی دارو ، قبلا در مورد صحت و سقم اینکه ایرانی‌ها در سال بیش از ۳۰۰ بار دارو می‌خورند، نظر متفاوتی بیان کرد و معتقد بود که : «این آمار از روی میزان فروش دارو در سال به دست می‌آید و نمی‌توان گفت که همه این داروها توسط مردم مصرف شده زیرا قیمت دارو در کشور ما ارزان است و مردم داروهای زیادی می‌خرند ولی ممکن است یک دارو به کسی نسازد و آن را مصرف نکند یا فرد دارویی را از داروخانه بخرد و با مصرف ۱ یا ۲ عدد از آن و برطرف شدن علائم بیماری، دیگر آن دارو را مصرف نکند. حتی گاهی دیده شده مردم برخی داروهای پرمصرف را می‌خرند و در منزل نگهداری می‌کنند ولی مصرف نمی‌کنند، بنابراین نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم میزان فروش دارو، میزان مصرف دارو را هم نشان می‌دهد.»

به هر حال، همه این آمار و ارقام بیانگر این واقعیت تلخ است که ما زیاد دارو می خوریم. ما زیاد به داروخانه مراجعه می کنیم و از همه بد تر،‌ فرهنگ مصرف خود سرانه دارو در کشور ما بسیار بالا تر از کشور های منطقه و جهان است. مصرف آنتی بیوتیک در خانوار های ایرانی، هم چون مصرف نقل و نبات و قند و شکر روزانه،‌ عادیست و بر خللاف کشور های پیشرفته غربی که نظامت سلامت دارو محور ندارند، مصرف دارو در زندگی روزمره ما تعجب آور نیست!

تجویز های غیر منطقی

5-w900-h600

البته نباید از ذهن دور داشت که  سبک زندگی غلط ایرانیان در دارو گرایی،‌به واسطه برخی از تجویز های غیر منطقی و نا به جای پزشکان صورت می گیرد. نمی توان همه مشکل را بر دوش مصرف کننده گان قرار داد. به هر حال،‌ بخشی از نظام سلامت کشور، جامعه پزشکان هستند که می بایست در جامعه ای سنتی با چنین طرز عملکرد هایی در برخورد با بهداشت شخصی و فرهنگ دارو گرایی سنتی، فعالیت کنند. مساله تجویز های غیر منطفی پزشکان در عرصه سلامت کشور،‌ داد تامین اجتماعی را هم از منظر مادی،‌ در آورده است.

چندی پیش مدیرعامل این سازمان اعلام کرد در سال ۱۳۹۴، حدود هشتاد درصد هزینه‌ای که سازمان تأمین اجتماعی در رابطه با دارو پرداخت کرده است مربوط به ۲۰۵ قلم دارو بوده است که بسیاری از این اقلام دارویی نیز به صورت استاندارد تجویز نمی شدند.  همچنین ۳۰ درصد هزینه‌های دارویی سازمان تامین اجتماعی به ۲۲ قلم داروی تجویزی پزشکان اختصاص یافته است.

با توجه به این که در کشورهای پیشرفته در عرصه نظام سلامت،  برای کنترل بهتر هزینه‌ها و خدمت رسانی مناسب به بیماران به خصوص بیماران خاص و پر هزینه،‌ برنامه ریزی راهبردی در دستور کار قرار می گیرد، به نظر می رسد در کشور ما نیز باید استانداردسازی تجویز دارو از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دستور کار قرار بگیرد و مفاد آن به پزشکان و سازمان‌های بیمه‌گر ابلاغ شود.

آمار ها نشان می دهد که در کشور ما، در حال حاضر حدود ۸ درصد داروها، قریب به ۸۰ درصد هزینه‌ها را به خود اختصاص می‌دهند و این در حالیست که در بخش خدمات پاراکلینیکی نیز ۳ درصد از خدمات ، ۸۰ درصد هزینه‌ها را مصروف ساخته است و این در نظام سلامت کشور، ‌تهدید آفرین است و فرصت ساز نیست.

چه باید کرد؟

6-w900-h600

(یکی از راه های علاج، توجه به مفاد سند طب سنتی ایران است)

با این اوصافی که از مصرف دارو تجویز دارو در کشور گفتیم، به نظر می رسد برای رهایی ازاین تهدید بزرگ که در حد و اندازه های مفاهیم پدافند غیر عامل یابد برای آن فکر و برنامه ریزی راهبری در دستور کار قرار گیرد، ۴ اقدام عاجل اهمیت دارد:

۱-فرهنگ سازی اثربخش و اطلاع رسانی گسترده درباره مضرات مصرف دارو های شیمیایی به صورت  برنامه ای مستند ، فیلم و عکس و سریال و کاریکاتور و جنبش های اجتماعی در شبکه های اجتماعی باید در دستور کار فعالان رسانه ای و نظام سلامت کشور قرار بگیرد. حوزه سلامت در رسانه ملی را نباید فقط به شبکه سلامت اختصاص داد. بخشی از توان برنامه سازی کلیه شبکه های تلویزیونی ایراان،‌بهتر است به مقوله اطلاع رسانی فرهنگ سلامت و بهداشت اختصاص یابد تا سبک زندگی غلط رایج در عرصه دارو گرایی کاهش یابد.

۲-همان طور که در این یادداشت مشاهده کردیم،‌نظام تجویز دارو در ایران می بایست حرفه ای تر از قبل شود.

۳-طب سنتی، مقوله ای است که رهبر انقلاب سال گذشته آن را برای ترویج به مسئولان نظام توصیه کردند و سند بالادستی برای آن آماده شد. همه تلاش نظام بهداشت ایران باید معطوف به جایگزین کردن بخشی از فرآیند درمان از طب جدید به سب سنتی باشد که هزینه های درمان و نظام سلامت در ایران را به شدت کاهش می دهد.

۴-به دانش آموزان، دانشجویان در برنامه های درسی‌، همان طور که درباره ادبیات و علم و فناوری مطالب گسترده ای ارائه می شود،‌درباره سبک زندگی مدرن نیز محتوایی مفید و جذاب به خصوص در عرصه سلامت عمومی ارائه شود. وزارت آموزش و پرورش و وزارت آموزش عالی، بایستی ارتباط نزدیک تری با وزارت بهداشت داشته باشند تا فرهنگ سلامت عمومی در ایران در هزاره سوم، متفاوت تر از هزاره دوم شده و نسل جوان ایران، سبک زندگی سلامتی بهتری از نسل قبل را تجربه کند.

مصرف خود سرانه دارو و به طور کل، ‌نظام سلامت دارو محور، از جنبه های استراتژیک و امنیتی، یکی از نقاط آسیب پذیر هر ملت تلقی می شود که اقتصاد را تضعیف و نیروی انسانی را تحلیل می دهد. بنابراین  از هم اکنون باید  ایران بهتر در عصر ۱۴۰۰ تلاش کرد.

بدون نظر

ورود