بدون نظر

ساعات اولیه روز ۲۰ نوامبر ۱۹۴۴ بود. خورشید برآمده و بر کشتی یو اس اس میسیسینوا می تابید؛ بندر کوچک اولیتهی در جزایر کارولین کاملاً روشن شده بود. برای مردان جوانی که روی عرشه این نفتکش آمریکایی حضور داشتند، این طلوع زیبا و دیدنی در یک بهشت استوایی، به احتمال فراوان یکی از زیباترین مناظری بوده است که در عمرشان دیده بودند و برای بسیاری نیز آخرین صحنه زیبایی بود که می دیدند. در زیر آب های کریستالی بندر، یک دشمن مخفی و نادیده انتظار آن ها را می کشید. ستوان سیکو نیشینا در درون یک «کایتن» (Kaiten) به سمت کشتی میسیسینوا می رفت.

اژدر

کایتن سلاحی بود که ستوان نیشینا خود در اختراع آن نقش مهمی داشت و در درون این کایتن خاص کوزه ای نیز قرار داشت که بقایای جسد ستوان هیروشی کوروکی که او نیز در ساخت این سلاح مشارکت داشته و هنگام هدایت یکی از نمونه های اولیه این سلاح کشته شده بود در آن نگهداری می شد. در عرض چند دقیقه این دو دوست قدیمی با مرگ نیشینا به یکدیگر پیوستند. در ساعت ۵:۴۷ دقیقه صبح کایتنی که توسط ستوان نیشینا هدایت می شد به پهلوی کشتی میسیسینوا برخورد کرده و منفجر شد. در عرض چند ثانیه بیش از ۴۰۰٫۰۰۰ گالن بنزین هواپیما همراه با ۹۰٫۰۰۰ گالن نفت که در درون کشتی ذخیره شده بود منفجر شد.

اژدر

تنها تعداد کمی از افرادی که روی عرشه بودند با خوش شانسی محض از انفجار اولیه جان سالم به در برده و به درون آب افتادند، شعله هایی به ارتفاع نزدیک به ۳۰ متر نفتکش آمریکایی را در بر گرفت. لحظاتی بعد مخزن سوخت کشتی منفجر شده و سوراخی بزرگ در بدنه کشتی ایجاد شد. کشتی هایی که در همان حوالی لنگر گرفته بودند برای نجات بازماندگان و خاموش کردن آتش دست به کار شدند اما به نظر می رسید هیچ چیزی قادر به خاموش کردن جهنمی که برپا شده بود نیست. چند ساعت بعد بود که نفتکش مسیسینوا به پهلو کج شده و خیلی زود به عمق دریا رفت. ۶۳ نفر از خدمه کشته شده و زندگی بسیاری نیز به دلیل سوختگی شدید برای همیشه تغییر کرد.

اژدر

در همان حوالی، یک زیردریایی ژاپنی که از طریق پریسکوپ به تماشای انفجار نشسته بود، بر اساس بزرگی انفجار و آتش سوزی به مقامات ارشد خود اطلاع داد که به احتمال فراوان این سلاح کامیکازه باعث غرق شدن یکی از ناوهای هواپیمابر ایالات متحده شده است. این همان خبری بود که فرماندهان نیروی دریایی ژاپن برای شنیدن آن لحظه شماری می کردند، کایتن که در زبان ژاپنی به معنای «بازگشت به بهشت» است و با عبارت «لزراننده بهشت» تعریف می شود توانسته بود معنای خود را به حقیقت بدل کند. لرزاندن بهشت همان هدفی بود که از ساخت این اژدر انتحاری وجود داشت.

«کایتن»، لرزاننده بهشت، چه بود؟

اژدر

با اتمام سال ۱۹۴۳، در یک سری شکست های فاجعه بار، تمامی موفقیت ها و فتوحاتی که قبلاً نیروهای ژاپنی در اقیانوس آرام بدست آورده بودند از دست رفته بود. در ژوئن ۱۹۴۲، نیروی دریایی ایالات متحده که پس از حمله سهمگین پرل هاربر خود را بازسازی کرده و تشنه انتقام بود در نبرد موسوم به «میدوی» (Midway) نیروی دریایی سلطنتی ژاپن را در هم شکست. از همان جا بود که نیروهای آمریکایی جزیره به جزیره پیش رفته و هر لحظه به سرزمین اصلی ژاپن نزدیک می شدند. ژاپنی ها که در مواجهه با ارتشی بسیار پرتعدادتر، پرقدرت تر و با لجستیک و تسلیحات نظامی بسیار نامحدود درمانده شده بود برای نجات از یک شکست سخت و نهایی تنها به یک معجزه نیاز داشت.

اژدر

از این رو آن ها به تنها چیزی که برایشان باقی مانده بود متوسل شدند: مردان جوانشان. برای سال های متوالی سیاستمداران و فرماندهان ژاپنی توانسته بودند حس فداکاری و سرسپردگی بی قید و شرط نسبت به حکومت و سردمداران آن را در ذهن سربازان و جوانان این کشور نهادینه کنند. اکنون آن ها می خواستند از این حس قوی برای نجات ژاپن استفاده کنند. این گونه بود که اژدر «لرزاننده بهشت» از درون ناامیدی بیرون آمده و انتظار می رفت که فداکاری و جان نثاری جوانان از خود بیخود شده و گاه دیوانه جوانان ژاپنی برای قربانی کردن جان خود در راه وطن بتواند ضعف های ارتش ژاپن در برابر دشمن را جبران نماید.

اژدر

ستوان هیروشی کوروکی و ستوان سکیو نیشینا از نیروی دریایی ژاپن، اولین نمونه از این اژدر را ساخته و آزمایش کردند که چیزی جز یک اژدر انتحاری با هدایت انسانی نبود. این اژدر هیچگاه در عمل به چیزی فراتر از یک اژدر انتحاری ساده تبدیل نشد. تنها تغییراتی که در این اژدر صورت گرفته بود اضافه کردن کنترل دستی و سیستم فیلتر هوا همراه با یک کلاهک انفجاری ۱۵۵۰ کیلوگرمی جدید بود. در نهایت بیش از ۳۰۰ فروند از اژدر نوع ۱ کایتن ساخته شد و در حالی که تا پایان جنگ جهانی دوم تغییرات زیادی در این نمونه ها ایجاد شد اما در واقع نوع ۱ تنها نمونه ای از این اژدر بود که در میدان نبرد به کار گرفته شد. همانطور که باید تاکنون فهمیده باشید این اژدر نوعی سلاح انتحاری بود که مرگ سرنشین یا همان راننده را در پی داشت.

اژدر

نیشینا و کورکی

اما حتی قبل از برخورد با هدف نیز جان سرنشین به شدت در خطر بود زیرا اغلب آب به درون کابین او و درون موتور نشت کرده و با انفجار پیش از موعد آن همراه می شد. نمونه های اولیه به سرنشین اژدر کایتن امکان می داد که در موارد اضطراری از آن خارج شود اما دریچه فرار در نهایت از دور خارج شد زیرا سرنشینان چنان شستشوی مغزی شده بودند که از استفاده از آن سرباز می زدند. هر کسی که در درون این اژدر انتحاری می نشست می دانست که دیگر بازگشتی در کار نخواهد بود. آن ها تصمیم گرفته بودند که برای کشور و امپراطورشان بمیرند و در واقع بسیاری از آن ها به همین سرنوشت نیز دچار شدند. سرنشینان این اژدر در واقع جوانانی بین ۱۷ تا ۲۸ سال بودند که اکثراً هیچ تجربه ای در زمینه هدایت زیردریایی نیز نداشتند زیرا برای هدایت این اژدر نیاز به چنین دانشی وجود نداشت.

اژدر

به آن ها آموزش هایی در زمینه اصول پایه ای هدایت و مسیریابی کشتی های سطحی داده شده بود. وقتی که آن ها این اصول را فرا می گرفتند به آن ها اجازه داده می شد که سوار اژدر انتحاری کایتن شوند. مرحله آخر آموزش، نحوه استفاده از ابزارهای درون اژدر برای مسیریابی در طول دوران پس از پرتاب شدن و هدایت کردن آن به سمت کشتی های دشمن بود. دستکم ۱۵ نفر در حین این آموزش ها جان خود را از دست دادند و در اغلب موارد مرگ در اثر برخورد اژدر با کشتی ها رخ می داد. اگر چه در این موارد آموزشی هیچ مواد منفجره ای درون این اژدر قرار داده نمی شد اما قدرت و شدت برخورد به حدی بود که مرگ نوآموزان را در پی داشت.

اژدر

اما اگر نوآموزان می توانستند چندین هفته آموزشی را بدون مشکل به پایان برسانند، به آن ها فرصتی برای هدایت اژدر انتحاری کایتن برای حمله به کشتی های آمریکایی داده می شد. حمله ستوان نیشینا به نفتکش میسیسینوا به احتمال فراوان اولین ماموریت موفقیت آمیز این اژدر انتحاری بود و همین مورد نیز نشان داد که کایتن آن قابلیتی که ژاپنی ها برای تغییر معادله نبرد در دریا در این اژدر می دیدند را نداشت. نیشینا یکی از ۸ اژدر انتحاری که آن روز پرتاب شد را هدایت می کرد. هرچند که همه ۸ سرنشین این اژدرها کشته شدند اما نیشینا تنها کسی بود که توانست اژدر خود را با موفقیت به هدفی آمریکایی بکوبد. اگر چه از دست دادن نفتکش میسیسینوا برای نیروی دریای ایالات متحده دردناک بود اما برای بر هم زدن تعادل جنگ در اقیانوس آرام کافی به نظر نمی رسد.

عملیات های خطرناک

اژدر

یکی از پیامدهای ناخوشایند استفاده از این اژدرها برای نیروی دریایی ژاپن، غرق شدن زیردریایی های حامل این اژدرها قبل از رسیدن کایتن ها به هدف بود. بیش از ۱۰۰ داوطلب ژاپنی در حین آموزش یا استفاده عملی از اژدر کایتن در میدان نبرد کشته شدند و بیش از ۸۰۰ ملوان ژاپنی نیز در مسیر انتقال این اژدرها به سمت اهداف تعیین شده جان خود را از دست دادند. در طرف دیگر اما تمامی کشته های ایالات متحده در اثر حمله با اژدرهای ژاپنی تنها کمتر از ۲۰۰ نفر اعلام شد. در نهایت اژدرهای انتحاری کایتن تنها موفق به غرق کردن ۲ کشتی آمریکایی شد: کشتی نفتکش میسیسینوا و ناوشکن یو اس اس آندرهیل. سوال اصلی البته این بود که چه چیزی باعث می شد سربازان ژاپنی چنین مشتاقانه سوار این اژدر انتحاری شوند.

اژدر

ظاهراً دلیل آن ها نیز همان چیزی بود که در طول تاریخ میلیون ها سرباز را برانگیخته تا جان خود را فدا کنند. یکی از سربازان ژاپنی به نام تارو تسوکاموتو که سوار بر کایتن جان خود را از دست داد لحظاتی پیش از سفر مرگ خود چنین گفته بود:” نباید فراموش کنم که من بیش از هر چیز یک ژاپنی هستم… باشد که کشورم برای همیشه آباد بماند. با همه شما خداحافظی می کنم”. سرنشینان این اژدرها بر این باور بودند که کشورشان برای نجات به جان آن ها نیاز دارد و آن ها نیز با خوشحالی و رضایت جان خود را تقدیم کشورشان می کردند. البته در آن دوران روحیه فداکاری و شجاعت برای جانفشانی در راه وطن به شدت در میان مردم ژاپن تقویت شده بود.

اژدر

از همان دوران کودکی به آن ها آموزش داده شده بود که وظیفه دارند در راه وطن و امپراطور خود جانشان را فدا کنند. مهم تر این که سیاستمداران و نظامیان این کشور چنین انتظاری را نیز از شهروندان کشور داشته و شرم ناشی از خودداری کردن از بخشیدن جان برای وطن انگیزه ای شده بود که این سربازان را به سمت عملیات های انتحاری اینچنینی سوق می داد. البته نباید تصور کرد که همه جوانان آن نسل ژاپن شستشوی مغزی داده شده بودند. بسیاری از آن ها احساس می کردند که به اجبار باید قربانی شوند. خلبانی به نام هایاشی ایشیزو مجبور شد که هواپیمای خود را در یک عملیات انتحاری در جزیره اکیناوا به کشتی های آمریکایی بکوبد.

اژدر

وی در آخرین نامه اش پیش از اجرای عملیات به مادر خود چنین نوشت:” صادقانه بگویم، نمی توانم بگویم که میل من برای مرگ در راه امپراطوری واقعی است. با این وجود برای من تصمیم گرفته اند که که باید برای امپراطور بمیرم”. در نهایت حتی شوریدگی و شجاعت این جوانان نیز نتوانست مانع از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم شود. برنامه اژدر انتحاری کایتن نیز در واقع تنها یکی دیگر از توهمات تراژیک یکی از تلخ ترین و مرگبارترین نبردهای تاریخ بشریت بود.

۷ سلاح جدیدی که آمریکا در صورت تسلیم نشدن ژاپن در جنگ جهانی دوم به کار می گرفت

۱۰ سلاح عجیب و غریبی که در دوران جنگ جهانی دوم ساخته شدند

نبرد تاراوا؛ جزیره کوچکی که به باتلاق مرگ نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی دوم تبدیل شد

داستان شگفت انگیز سربازان ژاپنی که سال ها بعد از پایان جنگ جهانی دوم دست از مبارزه نکشیدند

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود