بدون نظر

ستاره هایی به فوتبال ما آمدند؛ گاهی درخشیدند و گاهی طبلی توخالی بودند. دمی دل هواداران را ربودند و لقب هوار هوار را مال خود کردند و مدتی هم نماد گل نزدن شدند؛ مثل دی کارمو.

پس از جنگ جهانی دوم بود. لهستان بود و هزاران کشته و کیلومتر ها خرابی و ویرانی. جایی برای فوتبال نبود. در این بین جوانی به نام “پیر کارلو” بود که تصمیم گرفت مهاجرت کند. دل بکند. بار سفر را ببندد. مقصد؟ ایران.

زندگی “پیر” وارد فاز جدیدی شد. به کشوری آمده بود که بنا بود؛ اتفاقات مهم و تاریخی در آن رقم بزند. به جایی قدم گذاشته بود که قرار بود؛ تنها فوتبالیست خارجی تیم ملی اش باشد. کسی که رگ و ریشه اش نه از پدر و نه از مادر به سرزمین پارس برنمی گشت. درست است که یک بازی ملی بیشتر انجام نداد؛ اما آن روزها و سال ها اصولا هر چند سال یک بار، بازی دوستانه برگزار می کردیم و نمی شد به سطح فنی “پیر” ایراد گرفت و ادعا کرد چون خوب نبوده؛ در عدد ۱ استوپ کرد.

این پایان کار لهستانی ایرانی شده نبود. او ۱۱ سال سنگربان شماره یک دوچرخه سواران و تاج بود. ۱۱ سال برای این تیم درون دروازه حکم یک قوت قلب را داشت. تاتی تاتی کردن تیمی که کسی فکر نمی کرد اینقدر بعدها بزرگ شود؛ با حضور “کارلو” گره خورده بود. تیمی که بعدها استقلال شد و حالا میلیون ها هوادار و خاطرخواه دارد.

“پیر” تبدیل شد به اولین خارجی تاریخ باشگاه استقلال. استقلالی که تا ۴۴ سال بعد از او هیچ بازیکن خارجی به خدمت نگرفت.

شماره ۱، همیشه ۱ ماند. اولین خارجی تاریخ فوتبال ایران بود. اولین و تنهاترین خارجی تیم ملی ایران بود. یک بازی ملی بیشتر انجام نداد. اولین خارجی تاریخ استقلال بود و ۱۱ سال در این تیم حضور داشت. کارلو در ایران ماند و به گفته تاریخ در همینجا آرام گرفت و آرمید. او ایرانی شده بود و به این هویت جدید افتخار می کرد.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود