یک نظر

شاید بتوان گفت یکی از دشوارترین وظایف انسان ها، پدر یا مادر شدن است. زوج هایی که تصمیم می گیرند بچه دار شوند باید توان تحمل همه مسائل مربوط به کودکان را داشته باشند و چه بهتر که حس شوخ طبعی خود را نیز حفظ کرده و در ارتباط با فرزندانشان از آن بهره بگیرند.

بدون شک با اعمال کمی طنز و خنده در روش های تربیتی، رابطه عمیق تر و شیرین تری میان والدین و فرزندان ایجاد می شود.

در همین رابطه، از شما دعوت می کنیم به تصاویر زیر نگاهی داشته باشید که بخشی از رفتارهای بسیار جالب و خنده دار پدر/مادرهای بانمک در راستای تربیت و ارتباط با فرزندانشان را به تصویر کشیده اند.

پیش از دیدن عکس ها جا دارد اشاره کنیم که نوشته های زیر عکس از زبان فرزندان و به زبان آن ها نوشته شده است.

پدر و مادرم برای اینکه به من و برادرم نشان دهند که ما یک برادر دیگر هم داشته ایم که به خاطر حمام نرفتن به قارچ تبدیل شده، یک آلبوم عکس خانوادگی درست کرده و در میان عکس های خودمان، تصاویری از قارچ را هم گنجانده اند.

پدر و مادرم برای اینکه به من و برادرم نشان دهند که ما یک برادر دیگر هم داشته ایم که به خاطر حمام نرفتن به قارچ تبدیل شده، یک آلبوم عکس خانوادگی درست کرده و در میان عکس های خودمان، تصاویری از قارچ را هم گنجانده اند.

پدر و مادر من برای تعطیلات لب دریا رفته اند و این عکس سه نفره با سگ خود را برایم ارسال کرده اند.

پدر و مادر من برای تعطیلات لب دریا رفته اند و این عکس سه نفره با سگ خود را برایم ارسال کرده اند.

پدرم روی همه وسایل داخل یخچال چشم گذاشته

پدرم روی همه وسایل داخل یخچال چشم گذاشته

این زوج جوان با هم به دیزنی ورلد رفته و تصویر سمت چپ را برای والدین خود ارسال کرده اند و آن ها هم برای اینکه کم نیاورند، عکس سمت راست را گرفته و برای فرزندانشان ارسال کرده اند.

این زوج جوان با هم به دیزنی ورلد رفته و تصویر سمت چپ را برای والدین خود ارسال کرده اند و آن ها هم برای اینکه کم نیاورند، عکس سمت راست را گرفته و برای فرزندانشان ارسال کرده اند.

پدر برایم نوشته که پس از رفتن من به کالج، سگم اتاقم را اشغال کرده و این عکس را هم برایم فرستاده

پدر برایم نوشته که پس از رفتن من به کالج، سگم اتاقم را اشغال کرده و این عکس را هم برایم فرستاده

پدرم 5 دقیقه خیره به من نگاه کرد و سپس به بشقاب خود نگاه کرد تا توجه من را به صحنه ای که خلق کرده جلب نماید.

پدرم ۵ دقیقه خیره به من نگاه کرد و سپس به بشقاب خود نگاه کرد تا توجه من را به صحنه ای که خلق کرده جلب نماید.

آپارتمان من دو روز برق نداشت و به پدرم شکایت کردم که چرا آن را درست نمی کند و چند دقیقه بعد برای من پیام فرستاد که «دو تکنسین آماده خدمت هستند!»

آپارتمان من دو روز برق نداشت و به پدرم شکایت کردم که چرا آن را درست نمی کند و چند دقیقه بعد برای من پیام فرستاد که «دو تکنسین آماده خدمت هستند!»

پدرم به این صورت مراقب رانندگی کردن من است

پدرم به این صورت مراقب رانندگی کردن من است

مطالب مرتبط
یک نظر

ورود

  • امیرمحمد دی 26, 1395

    شما به اینا میگین شوخی
    هیچوقت یادم نمیره که بابام منو میزاشت بالای پاهاش و پرت می کرد و منم پرواز میکردم(مثل توپ ماشین پرتاب کن grand tour!!!!)منتهی موقع فرود به مشکل بر میخوردم(حتی یه بارم دستم شکست)
    البته مرز بین شوخی و شجاعت و حماقت خیلی نازکه