بدون نظر

سعدی، شیخِ اجل، اُستاد سُخن، از گرانمایه ترین شاعران عهدِ کلاسیک ماست؛ زبان فارسی با غزل های سعدی جانی دوباره گرفته و بسیاری از پژوهش گران، او را استادِ مُسلم کلام فارسی دانسته اند. کارنامه ادبی سعدی بر دو فصلِ کلی مشتمل است، نثرهای پندآمیز و غزل های عاشقانه. به عبارتی، آنچه منظور نظرِ پژوهش گران است از گران مایه گی سعدی، بیشتر مربوط به غزل های عاشقانه اوست و در مرحله بعد نثرهای پندآمیزش. ادبیاتِ تعلیمی –متنی که خاصیت پندگونه دارد- در عهد کلاسیک ما جایگاه ویژه ای داشته و سعدی از طریقِ حکایت های شیرین اش، به خواننده زمان پند می داده است. گرچه با گذشتِ زمان، غزل های سعدی اهمیت بیشتر و خاص تری پیدا کردند اما با تمام این اوصاف حکایت های او، در گونه ادبیات تعلیمی جایگاه منحصربه فردی دارند.

طراوت و نظمِ کلام سعدی، به غزل هایش ویژگی منحصربه فردی بخشیده است. ویژگی ای که نزد او مانده و هنوز هم غزل های عاشقانه را، با نمونه نابِ آن، یعنی غزل های سعدی در ادبیات فارسی مقایسه می کنند. غزل های سعدی، گرچه در عهد کهن سروده شده اند، اما معاصریتِ نهفته در کلامش، آن ها را تا همین امروز امتداد داده است، هنوز هم غزل های سعدی طنینِ ویژه ای دارند و مورد خوانش قرار می گیرند. غزل های سعدی را می توان کلاسیک، به معنای ماندگار کلمه دانست، نه صرفا کلامی منحصر به عهدی ماضی. انقلابِ سعدی در غزل، به او جایگاه ویژه ای در تاریخ ادبیات ما بخشیده و او را، به شاعری یگانه بدل ساخته است. شاعری که غزل های عاشقانه اش نمونه ای بکر، در تاریخِ عاشقانه سُرایی شعر فارسی محسوب می شوند.

قصد و غرض از این مقدمه چینی، رسیدن به کتابِ «با سعدی در بازارچه ی زندگی» بود، کتابی نوشته ی روزنامه نگار برجسته معاصر، «صدرالدین الهی». الهی در این کتاب که مشتمل بر بیست و دو مقاله است، ایده جالبی را به اجرا درآمده است. مقاله های او، به عقیده خودش تحقیق و پژوهش در بابِ شعر و نثر سعدی نیستند، او اساسا متون سعدی را مستقیما مورد ارجاع قرار نمی دهد، بلکه شیوه دیگری را برای مواجهه با آن ها در پیش می گیرد. کارِ الهی در این کتاب، در واقع شرحِ خاطراتی از رُخدادهای ایام زندگی اش است، نویسنده از غزل ها و حکایت های سعدی، در متن خاطراتش استفاده می کند و به واسطه آن ها اشاره ای درخور به سعدی دارد. مواجهه نویسنده با سعدی به واسطه ای اتفاق می افتد که آن واسطه در واقع زندگی اوست.

الهی به واسطه سعدی، بخشی از زندگیِ شخصی و مواجهاتش با مسائل مختلف اجتماعی-سیاسی را شرح می دهد و در خلال آن ها نقبی به اُستاد سخن و کلامش می زند. نشان می دهد که شعرِ سعدی، خود زندگی ست، شعری ست که از متن زندگی برآمده و می توان به واسطه آن به جهانِ اطراف نگریست و به زندگی و رُخدادهای شخصی، غنایی عمومی بخشید. الهی در بیست و دو مقاله این کتاب، همراه با سعدی بوده است، از ایام کودکی تا کهنسالی در غُربت. حدیثِ غربت نویسنده در این کتاب، با حدیثِ غُربت سعدی گره می خورد و متنی یگانه را می سازد. در واقع الهی در این کتاب از شیوه حکایت در حکایت استفاده می کند و حکایت های سعدی را با حکایت های شخصی اش گره می زند.

کتابِ «با سعدی در بازارچه ی زندگی» توسط انتشارات معین در سال جاری منتشر شده است. پشت جلد کتاب می خوانیم: «در این یادداشت ها من با سعدی که در ادبِ فارسی از او به شیخ اجل و یا شیخ یاد می شود زیسته ام، یعنی شیخ در زندگی من ایستاده است. بنابراین، این مقالات نه از مقولات تحقیق ادبی است و نه داوری نیک و بد در حق او. برخلاف بسیاری از کارها که در مورد سعدی صورت گرفته است قصد هیچ تجزیه و تحلیلی از هیج دست در میان نبوده بلکه این حکایات قصه ی شیفتگی یک ایرانی عادی است به درخت برومند چندصدساله ای ایستاده در بازارچه ی زندگی، که در سایه اش می توان نشست، برشاخه اش می توان آویخت، به نغمه ی مرغان شاخسارش می توان گوش داد، با همسایه ی روبرویی می توان از او سخت گفت و از جامع بعلبک تا آن سوی ختا و خوارزم لبخند حکیمانه ی او را دید. او. کسی است که اگر دل به وی بسپاری همراه تو در زندگی خواهد بود و در قیل و قال بازارچه ی عمر تنهایت نخواهد گذاشت.

مطالب مرتبط
بدون نظر

ورود