بدون نظر

کلا عده ای هستند که تمام نمی شوند؛ یعنی اعتقادی به رفتن و افت کردن ندارند. از این قبیل آدم ها در ورزش هستند ولی تعدادشان کمتر از آن چیزی است که فکرش را بکنید. اتفاقا ما در این بخش قصد داریم از همین استثناء ها و آدمهای نرفتنی بگوییم و حرف بزنیم. این بار فقط خودمان را به فوتبال محدود نکرده ایم و از هر رشته ورزشی سراغ این افراد می رویم و چند خطی را با زندگی عجیبشان خواهیم گذراند. همراهی چند سطری با این پدیده ها که ملاک اصلی موفقیتشان در پیرانه سری، پشتکار است و عشق، خالی از لطف نیست؛ حتی برای کسانی که اصلا با ورزش رابطه خوبی ندارند.

اولین کسی که می خواهیم از کامیابی اش در سنین پایانی دوران ورزشی صحبت کنیم مهدی رجب زاده است. کاپیتان ذوب آهن. بازیکنی که در این روزها حسابی نامش نقل محافل ورزشی و خاصه فوتبالی ها شده است. کاپیتان ۳۸ ساله سفیدپوشان اصفهانی که اعتقادی به تمام شدن ندارد و اتفاقا در دو سال اخیر دوباره متولد شده است.

آقا مهدی قصه ما از همشهریان حافظ و سعدی است. سرزمین نارنجستان؛ شهر شعر و شعور، شیراز. دست بر قضا در همانجا استارت فوتبال حرفه ای اش زده شد و سال ۷۶ بود که به تیم اول استان رفت. به فجر شهید سپاسی. ۶ سال در این تیم بازی کرد و زیر نظر غلامحسین پیروانی درس فوتبال را مشق کرد. سپس به تیمی پیوست که قرار بود وطن دومش شود و بهترین روزهایش را در آن تیم و شهرش سپری کند. رجب زاده شماره ۳۰ ذوب آهن اصفهان را به تن کرد.

قریب به چهار سال گذشت و مرد ۱۷۴ سانتی متری با ۱۷ گل، اقای گل لیگ ۸۵-۸۶ شد. همین درخشش خیره کننده کافی بود تا او به الامارات برود و لژیونر شود. اوضاع در این باشگاه برای هیچ کس از جمله رجب زاده بر وفق مراد نگذشت و او با ۶ گل به همراه تیمش سقوط کرد. همین مساله باعث شد؛ تیمش را عوض کند و به الظفره نقل مکان کند. شرایط آن جا بدتر شد و مهدی بعد از گذراندن روزهایی نه چندان جالب در سن ۳۲ سالگی به ایران برگشت و به عضویت مس درآمد. پس از مس، مهدی در تیمهای ذوب آهن و فجر سپاسی بازی کرد و همه فوتبال او را تمام شده می دانستند و کسی به ادامه راهش امیدوار نبود اما رجب زاده اینطور فکر نمی کرد.

زندگی سالم و حرفه ای او باعث شد در ذوب آهن با تلاش و همت مضاعف و با کمک یحیی گل محمدی لیگ چهاردهم را فوق العاده بگذراند و جام حذفی را بالای سر ببرد. در لیگ پانزدهم در میان جوان های تیم آقایی کرد و از مرز ۱۰۰ گل هم در تاریخ لیگ برتر گذشت. همزمان در لیگ قهرمانان هم خوش درخشید و عصای دست تیمش شد. حالا همه او را جدی می گیرند و برای موفقیت های روزافزونش کلاه از سر بر می دارند.

در کنار دوران باشگاهی ایده آل، رجب زاده ۱۶ بارهم برای تیم ملی بازی کرد. ۴ گل به ثمر رساند. در جام ملت ملت های آسیا در سال ۲۰۰۷ همراه تیم ملی بود. در راه جام جهانی ۲۰۱۰ با نظر منصور ابراهیم زاده در لیست ۵۰ نفره حضور داشت. با تیم پرویز مظلومی توانست عراقی که قرار بود مدتی بعد فاتح جام ملت ها شود را شکست داد. اما همه این ها باعث نشد این را نگوییم که مهدی به حق واقعی اش در تیم ملی نرسید. مثل خیلی از ستاره های لیگ ما در دهه ۸۰ که یا دیده نشدند یا پشت خط ماندند. درست است که او از سال ۸۳ به تیم ملی راه یافت اما هیچ گاه درخشش تیم های باشگاهی را در رده ملی تکرار نکرد و یا اجازه این کار نصیب او نشد.

علی ای حال باید برای مرد ۳۸ ساله فوتبال ایران اسپند دود کنیم که تا هر وقت می خواهد بازی کند؛ سربلند باشد و همینطور با اقتدار پا به توپ بزند. کاکو مهدی در آخرین مصاحبه اش گفته فعلا قصد خداحافظی ندارد و حالا حالا ها در چمن سبز خواهد ماند.

بدون نظر

ورود