۲۰ فیلم جاسوسی مهیج و دیدنی که عاشقان این ژانر باید قبل از مرگ ببینند [قسمت دوم]

۲۰ فیلم جاسوسی مهیج و دیدنی که عاشقان این ژانر باید قبل از مرگ ببینند [قسمت دوم]
بدون نظر

فیلم های جاسوسی باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد. هیچ کدام از ما برای یک عملیات مخفی به نقطه ای دیگر از جهان نمی رویم، برای فرار از دست دشمن از هواپیما به بیرون نمی پریم یا وارد یک تعقیب و گریز خودرویی خطرناک نمی شویم. اما با تماشای یک فیلم جاسوسی از روی کاناپه، هیجان همه این موارد را حس می کنیم. یک نقطه مشترک فیلم های جاسوسی غیرقابل پیش بینی بودن آن هاست. در این فیلم ها پای مرگ و زندگی در میان است، مامورین مخفی به خوبی آموزش دیده و نمی توانید حدس بزنید که حرکت بعدی آن ها چه خواهد بود.

ژانر جاسوسی از دیرباز یکی از ژانرهای مورد احترام و قوی سینما بوده و به تصویر کشیدن عملیات های موذیانه و مخفیانه همواره برای تمجید یا انتقاد از دولت ها برای دهه ها مورد استفاده قرار گرفته است. وقتی هالیوود چیزی برای گفتن در مورد سیاست های جهانی و دورنمای یک فیلم جنگی دیگر تاریک به نظر می رسد، می توانید با خیال راحت روی کاناپه دراز بکشید با این اطمینان که جیمز باند، جیسون بورن، بولداگ دورمند و آستین پاورز زیاد از صفحه نمایش تلویزیون ما دور نیستند. در حالی که مدت هاست انتظار انتشار تازه ترین فیلم جیمز باند با عنوان No Time to Die را می کشیم، خوشبختانه فیلم های جاسوسی زیادی وجود دارند که در این دوران تماشا کنیم. در قسمت دوم این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ فیلم برتر ژانر جاسوسی که باید قبل از مرگ دید آشنا کنیم.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۱۰- The Spy Who Came In From The Cold (1965)

کلاسیکی از دهه ۱۹۶۰ که هیچگاه به اندازه دیگر فیلم های این فهرست مورد تمجید و شناخت قرار نگرفته است، اقتباس استادانه مارتین ریت از رمان جان لی لاکاری با عنوان The Spy Who Came in From the Cold در مورد یک مامور MI6 به نام الک لیماس با بازی ریچارد برتون است که در آخرین ماموریتش به آلمان شرقی فرستاده می شود و آنجاست که خود را در دامی مملو از دروغ و فریب از جانب کشور خودش و کشور دشمن می یابد. این فیلم سیاه و سفید با بازی خیره کننده برتون در نقش یک مامور خسته و از توهم درآمده است که به مقدار بسیار زیادی به رمان اورجینال وفادار مانده و هوش پیچیده ای در آن موج می زند. داستان فیلم عمداً پیچیده طراحی شده و به همین خاطر مدتی طول می کشد تا از سرگیجه تماشای آن بیرون بیایید.

وقتی که موفق به این امر شدید، و پازل کامل شد جذابیت فیلم خود را به شما نشان داده و زیبایی پرجزییات آن برایتان عیان خواهد شد. در قلب آن، این فیلم در مورد اخلاقیات حرفه جاسوسی است که از مخاطب می پرسد آیا گول زدن و به بیراهه کشاندن برای یک هدف خوب بزرگ تر اشکال دارد یا خیر. هر کسی که این فیلم را تماشا کند به نتیجه گیری خاص خود خواهد رسید و این یکی از بزرگ ترین نقاط قوت این اقتباس جذاب و تکان دهنده است. قلب فیلم در یک فضای غرق شده در آشوب است، جایی که خطوط بین خوب و بد مبهم نمی مانند زیرا در واقع خوبی و بدی اینجا وجود ندارد.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۹- The Manchurian Candidate (1962)

شستشوی مغزی! ماموران مخفی گول خورده! این دو از معمول ترین کلیشه های قلمرو تریلرهای جاسوسی هستند اما هیچ فیلمی این دو را به خوبی فیلم The Manchurian Candidate به تصویر نکشیده است. جان فرانکنهایمر یکی از نادیده گرفته شده ترین فیلمسازان تاریخ سینماست (نکته ای که با قرار داشتن دو مورد از فیلم های او در این فهرست مورد تاکید قرار می گیرد) و The Manchurian Candidate شاید بزرگ ترین دستاورد سینمایی او باشد. این فیلم فرانک سیناترا را در نقش سروان بنت مارکو دارد، کسی که متقاعد می شود یک اسیر جنگی به نام ریموند شاو به عنوان یک سلاح مخفی توسط نیروهای شیطان صفت کمونیست شستشوی مغزی داده شده و برای یک عملیات مرگبار به کار گرفته شده است. هر چه داستان به جزییات بیشتری می پردازد، The Manchurian Candidate از ابتدا تا پایان مخاطب را در تنش و اضطراب نگه می دارد، در شرایطی که سطح پارانویا همچنان بالا رفته و به مرحله ای غیرقابل تحمل می رسد.

سیناترا در نقش مارکو بسیار بی نقص و فوق العاده ظاهر می شود، که نشان می دهد وی می تواند چیزی فراتر از یک خواننده باشد، در حالی که آنجلا لنزبری در نقش مادر شاو یک بازی به شدت تاثیرگذار از خود ارائه می دهد. از آن زمان به بعد از بسیاری از ترفندهای فرانکنهایمر در این کلاسیک استفاده شده است اما در اینجا با یک تریلر بسیار جذاب و اتمسفری مواجه هستیم که شایستگی اعتبارش به عنوان نماد ژانر جاسوسی را دارد، فیلمی که در سال ۲۰۰۴ با بازی دنزل واشنگتن بازسازی شد که آن هم فیلم خوب و دارای ارزش تماشایی به شمار می آید.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۸- The 39 Steps (1935)

The 39 Steps اولین فیلم بسیار موفق و بی نقص آلفرد هیچکاک بود که به یکی از تم های محبوب و بزرگ ترین ترس های استاد فیملسازی بریتانیایی نیز مربوط است: مردی بیگناه در حال فرار. بر اساس رمانی به همین نام نوشته جان بوچان، The 39 Steps برای فیلمی که در سال ۱۹۳۵ ساخته شده احساس یک فیلم مدرن را دارد. محل قرارگیری دوربین هیچکاک کاملاً استادانه است در حالی که لحظاتی از شوک و وحشت فیلم با لحظاتی از شوخی و کمدی همراه می شوند که باعث می شوند فیلم همزمان پرتنش و بامزه باشد. از همان سکانس ابتدایی، سرعت پیش رفتن داستان نیز بی نقص است در حالی که ریچارد هانای با بازی رابرت دوونات، به قتلی که مرتکب نشده متهم می شود و بدین ترتیب در حالی که در طول کشور انگلستان از شهری به شهر دیگر فرار می کند در حالی که هم نیروهای پلیس و هم یک حلقه جاسوسی خطرناک در تعقیب او هستند.

به یادماندنی ترین سکانس فیلم در یک قطار که به سمت اسکاتلند می رود رخ می دهد که سکانسی بسیار جلوتر از زمان خود به شمار می آید. بزرگ ترین فریب فیلم نیز حیله نیمه راه فیلم است که در آن دست دونات به شخصیت زن اصلی داستان با بازی مادلین کارول، دستبند زده می شود که خود به منازعه و آشوبی تبدیل می شود که می توان از این سناریو انتظار داشت. شیمی بین این دو شخصیت خیلی زود شکل گرفته و از این فیلم کلاسیک بریتانیایی به قلب مخاطب نفوذ می کند.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۷- Zero Dark Thirty (2012)

کاترین بیگلو به خاطر شاهکار ترور خود با عنوان Zero Dark Thirty به اولین زن برنده جایزه اسکار به عنوان کارگردان تبدیل شد، در حالی که شوهرش جیمز کامرون یک سال بعد برنده اسکار شد. Zero Dark Thirty یک فیلم طولانی، دشوار و تنبیه کننده است اما همزمان فیلمی مملو از ایده ها در مورد جهان، اخلاقیات و شرایط انسانی است که باعث می شود جایگاه آن به عنوان یک کلاسیک مدرن غیرقابل انکار باشد. علاوه بر این، Zero Dark Thirty با داستان خود درباره زنی که وسواس شکار اسامه بن لادن به تمام زندگی او تبدیل شده، هیچگاه قرار نبود یک تماشای بامزه برای مخاطب باشد. بیگلو به هر شکلی که فکرش را بکنید به سراغ موضوعات ناخوشایند رفته است- برای مثال صحنه های شکنجه به روش خفگی مصنوعی که بسیار جنجالی نیز شد- در حالی که شخصیت زجر کشیده مایا با بازی جسیکا چستین، هر دقیقه از فیلم را به دنبال کردن یک هدف در ظاهر دست نیافتنی است.

برای بسیاری این فیلم باز کننده چشم ها بود از آنجایی که بخش زیادی از محتوای عملیات کشتن بن لادن با جزییات شفاف روایت نشده است. ناگهان این فیلم چیزهایی را نشان داد که قرار نبود کسی ببیند، همه چیز آنجا بود شفاف و واضح: بمباران ها، شکنجه، حمله به محل زندگی بن لادن در سکانس پایانی فراموش نشدنی فیلم. به یاد ماندنی ترین سکانس فیلم اما پایان آن است، جایی که تلاش و ماموریت مایا بالاخره به پایا می رسد و او ناگهان به گریه افتاده و بغضش پاره می شود. بزرگ ترین دستاورد فیلم بیگلو چیزی است که ما درکش می کنیم و آن حسی است که داریم، انگار که ما نیز تمام این مدت رنج درون او را تجربه می کردیم.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۶- Argo (2012)

اگر فیلم Argo بر اساس یک داستان واقعی ساخته نمی شود، شاید به این روایت عجیب نگاه کرده و با خود می گفتید:«خدای من، باز هالیوود یک فیلم هندی ساخت». اما فیلم Argo تقریباً به تمامی بر اساس اتفاقات واقعی ساخته شده است و در مورد عملیات نجات بسیار سری است که در سال ۱۹۷۹ توسط سازمان سیا برای آزادی گروهی از کارکنان سفارت ایالات متحده در ایران در جریان انقلاب اسلامی انجام شد. برای رساندن ایمن آن ها به خارج از ایران، تیم عملیات در قالب یک تیم فیلمسازی که قصد ساخت فیلمی علمی تخیلی به نام Argo را دارند وارد ایران شده و مدعی می شوند دنبال لوکیشن های ایده آل برای ساخت فیلم هستند. پس از ورود تیم به ایران شاهد یک فیلم جاسوسی است که علیرغم خالی بودن از تیراندازی و انفجار یک فیلم پرتنش و مهیج است اما به داستانی وابسته است که بر اساس آن باید در شرایط تحت فشار قرار گرفتن آرامش خود را حفظ کرد و در لحظات کلیدی تصمیمات سریع گرفت.

به عنوان رهبر تیم نجات، یک مامور سازمان سیا به نام تونی مندز با بازی بن افلک، یک بازی نادیده گرفته شده ارائه می دهد که در زمان انتشار فیلم با نقدهای متفاوتی مواجه شد. اما اکنون به آن زمان فکر می کنیم می بینیم که بازی او بهترین نوع بازی برای فیلمی اینچنینی بوده است و کیفیت بی صدای آن باعث می شود سایه ای از رئالیسم تاریخی بر سر فیلم بیفتد. آلن آرکین، جان گودمن و برایان کرانستون نیز دیگر بازیگران فیلم هستند که نقش هایی کوتاه اما ماندگار ایفا می کنند در حالی که سناریو نوشته شده توسط کریس تریو یک شاهکار در زمینه نویسندگی اقتصادی و بدون احساس است.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۵- Notorious (1946)

دومین شاهکار جاسوسی آلفرد هیچکاک که در این فهرست قرار می گیرد فیلم Notorious است که بی نقص ترین تجربه تصویر متحرکی است که می توانید درخواست داشته باشید. کری گرانت، اینگرید برگمن و همین دو بازیگر برای بی نقص شدن یک فیلم کافی خواهند بود. با شنیدن نام این دو بازیگر آب دهانتان راه خواهد افتاد اما Notorious چیزهای زیاد دیگری برای ارائه دارد: این فیلم نه تنها یکی از فیلم های به شدت پرهیجان و پرتنش هیچکاک است بلکه همزمان رمانتیک ترین و احساسی ترین فیلم تمام کارنامه فیلمسازی استاد سینما نیز هست. همچنین باید از سناریو بی نقص فیلم نیز یاد کرد اما شیمی دوست داشتنی بین دو شخصیت اول داستان جذاب ترین بخش فیلم است.

برگمن در فیلم نقش یک مامور مخفی به نام آلیسیا را بازی می کند که توسط یک مامور دولتی به نام دولین با بازی کری گرانت استخدام می شود تا به درون گروهی از نازی ها که بعد از جنگ جهانی دوم به برزیل فرار کرده اند نفوذ کند. Notorious به همان اندازه که یک فیلم جاسوسی است یک فیلم نوآر نیز هست و تحت کنتر بی نقص و سختگیرانه هیچکاک، این دو ژانر در بهترین شکل ممکن با هم ترکیب می شوند. این همان فیلمی بود که هیچکاک را کانون توجه قرار داد و باعث شد منتقدان شروع به اهمیت دادن به مرد پست دوربین کنند و نام آلفرد هیچکاک را بر سر زبان ها انداخت. سکانس ابتدایی فیلم Notorious را ببینید تا دلیل این گفته ها را درک کنید.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۴- The Bourne Ultimatum (2007)

هر کسی بنا بر سلیقه اش یکی از فیلم های مجموعه Bourne را می پسندد، اگر چه بسیاری فیلم سوم آن با عنوان The Bourne Ultimatum را می پسندند که نه تنها بهترین فیلم این مجموعه بلکه یکی از بهترین فیلم های اکشن-جاسوسی تاریخ سینماست. به طور خلاصه، این فیلم با هر چیزی که در اطرافش باشد به سر شما ضربه خواهد زد، که باعث می شود برخی از گیج کننده ترین سکانس های مبارزه تن به تن در تاریخ سینما را شاهد باشید. فرانچایز Bourne زمانی آغاز شد که James Bond برای جلب کردن طرفداران آن انجام می داد. Ultimatum اما امروز به خاطر حرکات خاص و لرزان دوربینش شناخته می شود اما چیزهای دیگری غیر از سکانس های مبارزه مستند-مانند نیز در مورد این فیلم هست. مت دیمون بار دیگر نقش خود را به عنوان قهرمان در خطر ترور داستان تکرار می کند و یکی از بهترین بازی هایش را ارائه می دهد در حالی که داستان دائماً جذاب و از لحاظ اخلاقی پیچیده است.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۳- The Third Man (1949)

The Third Man در ابتدا به عنوان یک رمان کوتاه نوشته شده بود که گراهام گرین از آن برای نوشتن سناریو خود استفاده کرد. فیلمی که بر اساس این سناریو ساخته شد، به کارگردانی کارول رید فیلمساز افسانه ای بریتانیایی، به عنوان یک شاهکار گستاخانه خود را نشان داد، فیلمی پر از تنش، با فضایی بزرگتر از سناریو و با پارانویایی همه جا حاضر که به سختی بتوان آن را در وین پس از جنگ جهانی دوم جای داد. داستان The Third Man در شهر وین رخ می دهد، که خود نیز یکی از شخصیت های فیلم است، زمانی که شهر بین چهار کشور متفقین تقسیم شده است. بعد از یک پیشنهاد کاری، هالی مارتینز با بازی جوزف کاتن، در جستجوی دوستش هری لایم به شهر می آید، در حالی که معلوم نیست دوستش چه سرنوشتی داشته است؛ شاید مرده شاید زنده.

اما اتفاقاتی که پس از آن رخ می دهند، مارتینز را وارد یک داستان جاسوسی گیج کننده می کنند که او را به شدت درگیر خود می کند. همانند Notorious ، فیلم The Third Man هم یک فیلم نوآر و هم یک فیلم جاسوسی است و اینجاست که این دو ژانر به شکلی بی سابقه با هم ترکیب می شوند. رید توانسته حسی ناخوشایندی را در سراسر روایت فیلم ایجاد کند، که با فیلمبرداری سیاه و سفید خاص فیلم پرتنش تر نیز شده است. و بعد از آن به شکل ناگهانی نوبت پیچش های داستانی می رسد، آن حضور کوتاه مشهور از اورسن ولز و تعقیب و گریز مشهور با پای پیاده در سیستم فاضلاب. راجر ایبرت در مورد فیلم The Third Man نوشته بود: «از تمام فیلم هایی که دیده ام، این یکی به طور کامل عشق رفتن به سینما را در خود دارد».

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۲- North By Northwest (1959)

North by Northwest، شاهکار آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۵۹ که می تواند یکی از بهترین فیلم های او در کنار Psycho, Rear Window و Vertigo باشد. این فیلم توسعه تم ها و شخصیت هایی است که هیچکاک پیش از آن در The 39 Steps و سپس Notorious انجام داده بود، دو فیلم جاسوسی که هر دو در این فهرست قرار گرفتند و تجربه انجام آن ها به ساخت یک فیلم بهتر منتهی شد. در هنگام ساخت فیلم North By Northwest، هیچکاک در اوج شهرت، اعتبار و قدرتش قرار داشت و هر آنچه که تا آن زمان یاد گرفته بود را در این فیلم به کار گرفت. کری گرانت نقش «مرد اشتباهی» داستان را بازی می کند، مردی عادی به نام راجر ثورنهیل که با شخصیت منفی ون دام با بازی جیمز میسون که جاسوس دشمن است اشتباه گرفته می شود و مورد تعقیبی بی پایان قرار می گیرد. مابقی فیلم به فرارهای مداوم گرانت از شهری به شهر دیگر می پردازد، در حالی که تلاش دارد زنده بماند و بی گناهیش را ثابت کند. لوکیشن های فیلم فوق العاده و بی مانند هستند و در اینجا با فیلمی مواجه هستید که همه چیز به لوکیشن های آن باز می گردد. هیچکاک در این فیلم به شکلی استادانه سکانس ها را به هم وصل می کند و نتیجه کار شاید جذاب ترین و دیوانه کننده فیلم جاسوسی تاریخ سینماست.

فیلم های جاسوسی خوب باعث می شوند احساس کنید یک مامور مخفی واقعی هستید، حتی اگر برای چند ساعت کوتاه باشد.

۱- Casino Royale (2006)

خب اکنون به بهترین فیلم جاسوسی تاریخ سینما تاکنون می رسیم. فیلم بسیار سرگرم کننده، احساسی و به شدت دیدنی مارتین کمپبل در فرانچایز جیمز باند یک تریلر جاسوسی است که هر رقیبی را شکست می دهد. از کجا شروع کنیم؟ با سکانس باشکوه سیاه و سفید شروع می کنیم که دیوارها را ویران کرده و راه را برای عصر جدیدی در فرانچایز جیمز باند باز می کند. بعد از آن نوبت به داستان عاشقانه ویرانگر Casino Royale می رسد که همه چیزی که تا آن زمان در مورد جاسوس مشهور می دانستیم را تغییر می دهد و او را یک انسان کاملاً بالغ نشان می دهد در حالی که ما نیز مانند او عاشق شخصیت سه بعدی دختر باند، وسپر لیند با بازی ایوا گرین می شویم. Casino Royale به نوعی راه اندازی مجدد فرانچایز جیمز باند بود، فیلمی که بیشتر در حال و هوای فیلم های Bourne است تا Die Another Day که بدترین فیلم این فرانچایز به شمار می رفت.

دانیل کریگ که در آن زمان یک بازیگر تقریباً معمولی بود در نقش مامور مشهور بریتانیایی به کار گرفته می شود و از همان سکانس اکشن اول فیلم- یک سکانس پارکور بسیار هیجان انگیز- مشخص می شود که او نسل متفاوتی از قهرمانان امروزی است. از این رو در حالی که سکانس های اکشن بسیار خارق العاده هستند، داستان بسیار باکلاس است و حال و هوای فیلم همه جا به سمت بی نقصی میل می کند، موفقیت این فیلم را باید مرهون کریگ دانست که موفق می شود جیمز باند را تجسم انسانیت جلوه دهد در حالی که ذره ای از جذابیت و سرخوشی شخصیت جیمز باند نمی کاهد. از این رو Casino Royale معیاری برای این فرانچایز ایجاد کرد که دنباله های آن هرگز نتوانسته اند به سطحی مشابه آن برسند. شاید برخی از طرفداران پروپاقرص جیمز باند بگویند که جایگاه بهترین فیلم جیمز باندی به Dr. No, Goldfinger یا From Russia With Love یا حتی GoldenEye می رسد اما با Casino Royale بود که این فرانچایز به پتانسیل واقعی خود به عنوان یک فیلم جاسوسی و اکشن کامل و بی نقص رسید و همچنین به عنوان یک بررسی شخصیتی ماهرانه در مورد شخصیت قهرمان پیچیده داستان.

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 2.8 / 5. تعداد رای: 4

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

منبع: whatculture
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود