چرا بحرین از ایران جدا شد؟ ماجرای استان چهاردهم و تصمیم جنجالی حکومت پهلوی

چرا بحرین از ایران جدا شد؟ ماجرای استان چهاردهم و تصمیم جنجالی حکومت پهلوی

بحرین که در دوره‌های مختلف تاریخی بخشی از قلمرو ایران و از مناطق مهم خلیج فارس به‌شمار می‌رفت، در آبان ۱۳۳۶ به‌عنوان استان چهاردهم ایران معرفی شد؛ بااین‌حال، حکومت محمدرضا شاه پهلوی کمتر از ۱۳ سال بعد، با پذیرش نتیجه نظرخواهی محدود سازمان ملل، از پیگیری رسمی حاکمیت تاریخی ایران بر این مجمع‌الجزایر عقب‌نشینی کرد.

روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۹، نمایندگان مجلس شورای ملی گزارش دولت و نتیجه اعلام‌شده از سوی سازمان ملل را تصویب کردند. در این فرایند، برخلاف یک همه‌پرسی عمومی، رأی مستقیم تمام مردم بحرین اخذ نشد و نماینده دبیرکل سازمان ملل تنها با شماری از شخصیت‌ها، گروه‌ها و نمایندگان بخش‌هایی از جامعه بحرین گفت‌وگو کرد.

جدایی بحرین از ایران

بحرین در مرداد ۱۳۵۰، هم‌زمان با پایان سلطه رسمی بریتانیا بر این منطقه، استقلال خود را اعلام کرد. ازاین‌رو، جدایی بحرین را باید حاصل مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، گسترش نفوذ استعمار بریتانیا در خلیج فارس و تصمیم حکومت پهلوی برای چشم‌پوشی از حقوق تاریخی ایران دانست؛ تصمیمی که از همان زمان با مخالفت شماری از نمایندگان مجلس، گروه‌های سیاسی و شخصیت‌های ملی روبه‌رو شد.

بحرین از چه زمانی بخشی از ایران بود؟

پیوند تاریخی بحرین با ایران به دوران پیش از اسلام بازمی‌گردد. این مجمع‌الجزایر در دوره‌هایی از تاریخ، از جمله دوران هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، در حوزه حاکمیت و تمدن ایران قرار داشت. پس از ورود اسلام نیز ارتباط بحرین با حکومت‌های مستقر در ایران به شکل‌های مختلف ادامه یافت.

در آغاز قرن شانزدهم میلادی، پرتغالی‌ها با هدف تسلط بر راه‌های تجاری خلیج فارس، شماری از بنادر و جزایر منطقه، از جمله بحرین را اشغال کردند. حضور پرتغال در بحرین تا دوره شاه عباس صفوی ادامه داشت و نیروهای ایرانی در سال ۱۶۰۲ میلادی توانستند پرتغالی‌ها را از این مجمع‌الجزایر بیرون برانند.

تصویری از یک نقشه قدیمی مربوط به امپراتوری عثمانی که بحرین را متعلق به ایران نشان می‌دهد.
تصویری از یک نقشه قدیمی مربوط به امپراتوری عثمانی که بحرین را متعلق به ایران نشان می‌دهد.

پس از این تحول، حاکمیت ایران بر بحرین بار دیگر تثبیت شد و این منطقه برای مدتی از طریق حاکمان محلی وابسته به دولت صفوی اداره می‌شد. با سقوط صفویه و گسترش بی‌ثباتی در ایران، قدرت دولت مرکزی در بخش‌هایی از خلیج فارس کاهش یافت و زمینه برای قدرت‌گیری نیروهای محلی و دخالت قدرت‌های خارجی فراهم شد.

آل‌خلیفه چگونه بر بحرین مسلط شد؟

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ بحرین در سال ۱۷۸۳ میلادی رقم خورد. در این سال، خاندان آل‌خلیفه که پیش‌تر در بخش‌هایی از شبه‌جزیره عربستان و قطر استقرار داشت، با حمله به بحرین کنترل این مجمع‌الجزایر را در دست گرفت.

پس از تسلط آل‌خلیفه، اعمال حاکمیت مستقیم ایران بر بحرین با موانع جدی روبه‌رو شد؛ بااین‌حال، دولت‌های ایران همچنان بحرین را بخشی از قلمرو تاریخی کشور می‌دانستند و حکومت خاندان آل‌خلیفه و حضور بریتانیا را موجب از میان رفتن حقوق ایران تلقی نمی‌کردند.

تاجگذاری حمد بن عیسی آل خلیفه به عنوان حاکم بحرین در سال ۱۹۳۳
تاجگذاری حمد بن عیسی آل خلیفه به عنوان حاکم بحرین در سال ۱۹۳۳

خاندان آل‌خلیفه برای تثبیت موقعیت خود، به‌تدریج به حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و سپس بریتانیا متکی شد. این حمایت خارجی تلاش‌های دولت ایران برای اعمال دوباره حاکمیت خود بر بحرین را دشوار کرد.

آغاز نفوذ استعمار بریتانیا در بحرین

با گسترش فعالیت‌های استعماری بریتانیا و افزایش اهمیت مسیر دریایی منتهی به هندوستان، خلیج فارس به یکی از مناطق راهبردی سیاست خارجی لندن تبدیل شد. دولت بریتانیا به‌تدریج با شماری از شیوخ و حکام محلی سواحل جنوبی خلیج فارس پیمان‌هایی منعقد کرد و نفوذ سیاسی و نظامی خود را در منطقه گسترش داد.

نفوذ رسمی بریتانیا در بحرین از پیمان سال ۱۸۲۰ افزایش یافت و در دهه‌های بعد، با امضای پیمان‌های تازه، عمیق‌تر شد. براساس پیمان سال ۱۸۶۱، بریتانیا تعهد کرد در برابر حملات خارجی از بحرین دفاع کند و در مقابل، حاکم بحرین محدودیت‌هایی را در روابط خارجی خود پذیرفت.

مقامات بریتانیایی به همراه اعضای ارشد خانواده حاکم بحرین در سال ۱۹۲۹
مقامات بریتانیایی به همراه اعضای ارشد خانواده حاکم بحرین در سال ۱۹۲۹

پیمان‌های بعدی نیز استقلال عمل حکومت محلی را بیش از پیش کاهش دادند. در نتیجه، اگرچه خاندان آل‌خلیفه همچنان اداره امور داخلی بحرین را در دست داشت، سیاست خارجی و امنیت این مجمع‌الجزایر عملاً زیر نفوذ و نظارت بریتانیا قرار گرفت.

این وضعیت باعث شد مسئله بحرین از یک موضوع میان ایران و حاکمان محلی، به مناقشه‌ای میان ایران و یکی از مهم‌ترین قدرت‌های استعماری آن دوران تبدیل شود.

اهمیت اقتصادی و راهبردی بحرین برای ایران

مجمع‌الجزایر بحرین در بخش جنوبی خلیج فارس و در نزدیکی سواحل عربستان سعودی و قطر قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی آن سبب شده بود بحرین از گذشته در تجارت دریایی، صید مروارید و کنترل مسیرهای ارتباطی منطقه نقش مهمی داشته باشد.

اقتصاد بحرین برای مدت‌ها بر صید و تجارت مروارید طبیعی متکی بود، اما با گسترش تولید مروارید پرورشی در ژاپن، این صنعت با رکود مواجه شد. کشف نفت در دهه ۱۹۳۰ نیز ساختار اقتصادی بحرین را تغییر داد و بر اهمیت سیاسی آن افزود.

نقشه بحرین در سال ۱۸۲۵
نقشه بحرین در سال ۱۸۲۵

با وجود محدود بودن منابع نفت و گاز بحرین در مقایسه با برخی کشورهای همسایه، موقعیت جغرافیایی این مجمع‌الجزایر اهمیت راهبردی بیشتری داشت. تداوم حاکمیت ایران بر بحرین می‌توانست موقعیت سیاسی، نظامی و دریایی ایران را در خلیج فارس به شکل قابل‌توجهی تقویت کند.

به دلیل همین اهمیت ژئوپلیتیکی، مسئله بحرین برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی ایران در خلیج فارس و از اصلی‌ترین موارد اختلاف تهران با بریتانیا و حکومت‌های عربی منطقه بود.

بحرین چگونه استان چهاردهم ایران شد؟

در دوره پهلوی، پیگیری حقوق تاریخی ایران در بحرین با جدیت بیشتری دنبال شد. دولت ایران بارها نسبت به اقداماتی که بحرین را یک واحد سیاسی مستقل معرفی می‌کرد اعتراض کرد و جدایی آن را مغایر حاکمیت تاریخی کشور دانست.

در آبان ۱۳۳۶، هیئت وزیران با تقسیم کشور به ۱۴ استان، بحرین را به‌عنوان استان چهاردهم ایران معرفی کرد. برای این استان دو کرسی نمایندگی در مجلس شورای ملی نیز در نظر گرفته شد.

بحرین استان چهاردهم ایران

اعلام بحرین به‌عنوان استان چهاردهم، بیش از آنکه موجب اعمال فوری حاکمیت ایران بر این مجمع‌الجزایر شود، اقدامی سیاسی و حقوقی بود و نشان می‌داد دولت وقت همچنان بر حقوق تاریخی ایران تأکید دارد.

این اقدام با واکنش منفی بریتانیا، حکومت آل‌خلیفه و تعدادی از دولت‌های عربی روبه‌رو شد. دولت‌ها و رسانه‌های مخالف ایران نیز از آن برای متهم کردن تهران به توسعه‌طلبی استفاده کردند.

چرا سیاست محمدرضا شاه درباره بحرین تغییر کرد؟

حکومت پهلوی تا اواسط دهه ۱۳۴۰ همچنان بر حقوق تاریخی و حاکمیت ایران بر بحرین تأکید داشت، اما در سال‌های پایانی این دهه، سیاست محمدرضا شاه به‌تدریج تغییر کرد.

یکی از عوامل مهم این تغییر، تصمیم بریتانیا برای خارج کردن نیروهای نظامی خود از شرق سوئز و خلیج فارس تا پایان سال ۱۹۷۱ بود. با نزدیک شدن زمان خروج انگلیسی‌ها، وضعیت سیاسی بحرین، قطر، امارات و جزایر خلیج فارس باید تعیین تکلیف می‌شد. در همان سال، پس از توافق ایران و بریتانیا و پیش از خروج نیروهای نظامی انگلیس از منطقه و تأسیس کشور امارات متحده عربی، ابوموسی به همراه تنب بزرگ و تنب کوچک پس از نزدیک به ۷۰ سال شکایت‌های مداوم دولت ایران علیه اشغال‌ این جزایر توسط انگلیس، سرانجام به ایران بازگردانده شدند. برخی ادعاها وجود دارد مبنی بر این که پهلوی در ازای کنترل این سه جزیره، با استقلال بحرین موافقت کرده است.

امارات سال‌هاست که ادعای مالکیت این سه جزیره را داشته و مدعی است که ایران بعد از خروج انگلیس، جزایر فوق را تصرف کرده و در واقع این سه جزیره را به خود متعلق می‌داند.

محمدرضا شاه

محمدرضا شاه در آن مقطع تلاش می‌کرد ایران را به قدرت اصلی نظامی و سیاسی خلیج فارس تبدیل کند. ادامه مناقشه بر سر بحرین، روابط ایران با عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی را با دشواری روبه‌رو می‌کرد و می‌توانست برنامه‌های منطقه‌ای حکومت پهلوی را تحت تأثیر قرار دهد.

از سوی دیگر، اعمال حاکمیت ایران از طریق اقدام نظامی، کشور را با خطر ورود به یک درگیری گسترده با بریتانیا و برخی حکومت‌های عربی مواجه می‌کرد. دولت وقت، تغییر سیاست خود را راهی برای جلوگیری از تنش و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسئله معرفی می‌کرد.

منتقدان اما معتقد بودند حکومت پهلوی تحت فشار بریتانیا و بدون دفاع کافی از حقوق تاریخی ایران، راه عقب‌نشینی را در پیش گرفته است.

سخنان شاه در دهلی‌نو؛ آغاز عقب‌نشینی علنی

نقطه آشکار تغییر سیاست حکومت پهلوی را می‌توان در سخنان محمدرضا شاه در دی‌ماه ۱۳۴۷ جست‌وجو کرد. شاه در جریان سفر به هند اعلام کرد ایران برای بازگرداندن بحرین به زور متوسل نخواهد شد و چنانچه ساکنان بحرین تمایلی به پیوستن به ایران نداشته باشند، حکومت ایران قصد ندارد این سرزمین را با استفاده از نیروی نظامی در اختیار بگیرد.

محمدرضا شاه

این سخنان از آن جهت اهمیت داشت که برای نخستین‌بار احتمال عقب‌نشینی حکومت پهلوی از پیگیری حاکمیت ایران بر بحرین به‌طور علنی مطرح می‌شد.

پس از این موضع‌گیری، مذاکرات میان ایران، بریتانیا و دبیرخانه سازمان ملل شدت گرفت. دولت ایران خواستار آن بود که دیدگاه مردم بحرین از طریق یک روند مورد قبول بین‌المللی بررسی شود؛ اما درباره شکل اجرای این فرایند اختلاف وجود داشت.

چرا در بحرین همه‌پرسی عمومی برگزار نشد؟

دولت وقت ایران در مراحل اولیه بر مراجعه مستقیم به آرای مردم بحرین تأکید داشت، اما بریتانیا و حکومت آل‌خلیفه با برگزاری یک همه‌پرسی عمومی و سراسری مخالفت کردند.

برگزاری رفراندوم می‌توانست پرسش‌هایی را درباره مشروعیت حکومت آل‌خلیفه، حدود اختیارات بریتانیا و گزینه‌های پیش روی مردم بحرین ایجاد کند. در نهایت، به‌جای رأی‌گیری عمومی با صندوق رأی، توافق شد نماینده‌ای از طرف دبیرکل سازمان ملل به بحرین اعزام شود و از طریق گفت‌وگو با گروه‌ها و شخصیت‌های منتخب، دیدگاه مردم را بررسی کند.

جدایی بحرین از ایران

این مسئله بعدها به یکی از اصلی‌ترین محورهای انتقاد از نحوه تعیین سرنوشت بحرین تبدیل شد.

مأموریت نماینده سازمان ملل در بحرین

اوتانت، دبیرکل وقت سازمان ملل، ویتوریو وینسپیر گیچیاردی، مدیرکل دفتر سازمان ملل در ژنو، را به‌عنوان نماینده شخصی خود مأمور بررسی وضعیت بحرین کرد.

گیچیاردی در فروردین ۱۳۴۹ به بحرین رفت و با نمایندگان گروه‌های اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی، تجار، رؤسای انجمن‌ها و شماری از افراد منتخب گفت‌وگو کرد. او از طریق این ملاقات‌ها کوشید دیدگاه غالب درباره آینده سیاسی بحرین را مشخص کند.

شیخ عیسی در حال اعلام استقلال بحرین در سال ۱۹۷۱
شیخ عیسی در حال اعلام استقلال بحرین در سال ۱۹۷۱

منتقدان این فرایند معتقد بودند که نماینده سازمان ملل به آرای تمام مردم بحرین مراجعه نکرد و گفت‌وگو با تعدادی از افراد منتخب نمی‌توانست جایگزین یک همه‌پرسی آزاد و فراگیر شود. همچنین این انتقاد مطرح بود که گروه‌ها و چهره‌های نزدیک به حکومت آل‌خلیفه در روند نظرخواهی نفوذ بیشتری داشته‌اند.

در نهایت، نماینده دبیرکل سازمان ملل در گزارش خود اعلام کرد که براساس گفت‌وگوهای انجام‌شده، اکثریت قاطع افراد مورد مشورت خواهان شناسایی بحرین به‌عنوان کشوری مستقل و دارای حاکمیت بوده‌اند.

جدایی بحرین از ایران

شورای امنیت سازمان ملل در ۱۱ مه ۱۹۷۰، برابر با ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۹، با تصویب قطعنامه ۲۷۸ گزارش نماینده دبیرکل را تأیید کرد.

رأی مجلس شورای ملی به گزارش سازمان ملل

پس از تصویب گزارش در شورای امنیت، دولت امیرعباس هویدا نتیجه مأموریت سازمان ملل را به مجلس شورای ملی ارائه کرد. نمایندگان مجلس در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۹ گزارش دولت و نتیجه اعلام‌شده از سوی سازمان ملل را بررسی کردند.

اکثریت نمایندگان با موضع دولت موافقت کردند و به این ترتیب، حکومت پهلوی نتیجه نظرخواهی محدود سازمان ملل را پذیرفت. این تصمیم در عمل به معنای عقب‌نشینی رسمی دولت وقت از پیگیری حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین بود.

جدایی بحرین از ایران

بااین‌حال، همه نمایندگان با این تصمیم موافق نبودند. مخالفان استدلال می‌کردند که دولت و مجلس نمی‌توانند بدون مراجعه مستقیم به ملت ایران و بدون برگزاری یک همه‌پرسی واقعی در بحرین، از حقوق تاریخی کشور صرف‌نظر کنند. آنان همچنین شیوه نظرخواهی سازمان ملل را ناقص و تحت تأثیر بریتانیا و حکومت آل‌خلیفه می‌دانستند.

در مقابل، دولت هویدا مدعی بود که پذیرش گزارش سازمان ملل از ایجاد درگیری جلوگیری می‌کند و به یکی از مناقشات طولانی ایران با کشورهای منطقه پایان می‌دهد.

اعلام استقلال بحرین

بحرین چه زمانی رسماً مستقل شد؟

رأی مجلس شورای ملی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به معنای اعلام فوری استقلال بحرین نبود. بحرین بیش از یک سال بعد، در ۱۴ اوت ۱۹۷۱ پایان ترتیبات قراردادی خود با بریتانیا را اعلام کرد و در ۱۵ اوت همان سال، برابر با ۲۴ مرداد ۱۳۵۰، استقلال خود را اعلام کرد. این کشور سپس به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
18 نظر

ورود

  • امیر مرداد 24, 1401

    به خداوندی خدا قسم این کفتار ها اگر از قدرت عزل نشده بودند
    شمال و شرق و جنوب و غرب و بخش هایی از مرکز کشور را داده بودند و مساحت ایران را به چند کیلومتر مربع می رساندند.
    بعد هم جشن های دو هزار ساله می گرفتند!
    کوروش بر قبر امثال اینها تف می انداخت اگر امروز زنده بود.

    • مریم مهر 20, 1402

      دوست عزیز ، بریتانیای کبیر مزد خودش را از سرنگونی دولت محبوب دکتر محمد مصدق میخواست. استان چهاردهم ایران را در دیس گذاشتند و تقدیم حضورش،کردند. در ضمن از قتل عام ایرانیان شب قبل از واگذاری این استان ، در کتاب خاطرات علم بخوانید.

    • اسد تیر 30, 1405

      کاش نویسنده اینقدر صداقت داشت و میگفت که به جای بحرین که مردمش خواهان جدایی بودند ، ایران سه جزیره ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک را گرفت که از نظر سوق الجیشی اهمیت بسیاری دارد ، که الان به کمک همین سه جزیره حاکم خلیج فارس است ! یا تاریخ نگویید یا اگر میخواهید بگویید کامل و بدون غرض بگویید

      • محمد تیر 31, 1405

        الان تو داری چی رو ماله میکشی عمو!؟

        جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک، بوموسی از اول هم مال ایران بود که در دوره قاجار و به خاطر ضعف حکومت مرکزی به تصرف انگلیسی ها در اومده!

        به غیر از جزایر سه جزایر زرکوه و آریانا مال ایران بود و چون مثل جزایر سه گانه در اشغال ایران انگلیسی ها بود بعد از خروج انگلیسی ها از خلیج فارس چون نزدیک سواحل امارات بود توسط انگلیسی ها به امارات واگذار شد!

        بعد که اون محمد رضا پهلوی گوربه گوری بحرین داد رفت به بهانه اسقبال و اینه دیگه تو آب بحرین مروارید نیست و….. در صورتی که یه ورق دیگه به خیانت های خاندان پهلوی اضافه شد!
        چون اگه الان ما بحرین رو داشتیم خطوط آب های ساحلی مون نزدیک عربستان بود و میتونستیم با قرار دادن چندتا سامانه موشک کوتاه بر و میان برد کل اون سمت خلیج فارس رو کنترل کنیم!

        دادن بحرین و گرفتن جزایر سه گانه ساده بخوام واست مثال بزنم:

        مثل این میمونه یکی باید به زور ماشین تو رو ازت بگیره و بعد بهت بگه ماشین تو میخوای بهت بدم!؟
        تو هم بگی آره میخوام اون بگه خونه تو بزن به اسم تا ماشین تو بهت بدم

        خب به نظر خودت تو همچین معامله تو بردی یا باختی!؟

        • ایران آباد تیر 31, 1405

          اگه به تو این پیشنهاد بدن و بگن اگه قبول نکنی نه ماشین بهت میدیم نه خونه تازه جایی هم که پیشینی میزنیم خرابش میکنیم چکار میکنی
          مطمئن باش اگه شاه بحرین رو نمیداد انگلیس با همدستی کشورای عربی به ایران حمله میکرد اونوقت هم کشور درگیر جنگی ویرانگر میشد هم بحرین و جزایر ازش میگرفتن

    • ایران تیر 31, 1405

      زیاد رو خودت فشار نیار و از چیزی که زیاد نمیدونی نظر نده

  • جواد مرداد 25, 1401

    اگه این شاه های بی لیاغت این همه از کشور رو از دست نمی‌دادند الان انحصار نفت دنیا برای ما بود و باید اقرار کنم خیلی خوش میگذشت

    • xv2 تیر 30, 1405

      میدونی که بلد نبودید و نیستید استخراج کنید دیگه ؟ میدونی که استفاده ایران از فقط محدود به قیر بوده که در دسترس بوده وگرنه استخراج یه علمی میخواد یه صنعتی میخواد که هنوز که هنوزه ایران نداره یا اگه داشته باشه مربوط به قدیمه ؟

  • حامد مرداد 25, 1401

    اگر بجای اون خدابیامرز اینا بودن اونموقع کل کشور رو میدادن

    • مریم مهر 20, 1402

      دوست عزیز ، بد بودن اینها ، دلیل خوب بودن قبلی ها نیست. این را درک کن. واگذاری استان چهاردهم ایران به بریتانیای کبیر که همواره مورد نفرت ایرانیان بود و هست ، کل ایرانیان را عصبانی کرد ویکی از علل بسیار مهم انقلاب بود. در ضمن ، آخوندها، هر کار بدی که کرده ، این را اعتراف کن که تمامیت ارضی را حفظ کرده است.

      • م ب تیر 31, 1405

        پس از صفویه تنها حکومتی که تلاش کرد حاکمیت ایران بر بحرین به دست بیاره پهلوی بود همین استان چهاردهم که میگی نتیجه تلاش دولت اون زمان بود که بحرین تبدیل شد به استان چهاردهم ولی در ادامه کار طبیعتا زور ایران به انگلیس و سازمان ملل نرسید

      • م ب تیر 31, 1405

        پس از صفویه تنها حکومتی که تلاش کرد حاکمیت ایران بر بحرین به دست بیاره پهلوی بود همین استان چهاردهم که میگی نتیجه تلاش دولت اون زمان بود که بحرین تبدیل شد به استان چهاردهم ولی در ادامه کار طبیعتا زور ایران به انگلیس و سازمان ملل نرسید
        در ضمن از بریتانیای کبیر گفتنت معلوم چند چند هستی

    • یه انسان تیر 30, 1405

      در پاسخ به حامد

      پهلوی های بی شرف و خائن که از جدا از جنوب مناطقی از شمال غرب، شمال شرق و شرق را هم دادند ….

      در طول این انقلاب اسلامی مقدس یک وجب هم از ایران جدا نشد،
      رهبر ایران برخلاف اون پهلوی ها، با چمدان های طلا و دلار فرار نکردند.

      ننگ بر پهلوی پرست

      • ایران آباد تیر 31, 1405

        آره سی درصد از دریای خزر به روسیه و قسمتی از آبهای خلیج فارس به چین و فروختن خاک بخشی از بیرجند به امارات که جزایر نخل رو بسازه اصلا در دوران مقدس انقلاب اسلامی نبوده

  • بادکوبه،گنجه،شیروان خاک‌ایران مهر 20, 1402

    متاسفانه در دوره‌ زمونه‌ای هستیم که نه کتابی در دسترس هست نه مقاله‌ای نه اساتید تاریخی وجود دارند و بخاطر همین ملت نمیدونن کی دروغگو و خائن هست و کی میهن‌پرست و صادق !!!
    پس ازتون ممنونم که چهره‌ی واقعی خاندان غیر ایرانی پهلوی رو نشون میدین، این خاندان اصالتا ایرانی نبودند و بخاطر همین هیچ تعصبی روی مملکت نداشتند و بخاطر همین جوانان این مرز و بوم رک قتل‌عام می‌کردند.پهلوی‌ها یک فرقه‌ی تبهکار‌ و مافیایی و جنایتکار بودند که با کمک آمریکا و انگلیس سر کار اومدند و سالها هم حکومتشونو حفظ کردند تا جلوی پیشرفت این کشور رو بگیرند.چون استعمار خوب میدونست ایران هم نبوغ و هم توانایی رسیدن به ابرقدرت شدن روداره و میدیدن که ایران در اواخر دوران قاجار بخاطر وجود مسئولان میهن‌پرست داره به دروازه‌های تمدن میرسه و دست استعمار از کشور قطع شده.
    رضاشاه نه رگ و ریشه ایرانی داشت و نه بویی از انسانیت برده بود، فقط و فقط یک اجنبی اجنبی پرست تبهکار بود که موظف بود بیاد و ایران و فرهنگ غنی ایرانی و تمدن ایرانی رو نابود کنه و منافع استعمار رو تامین کنه.
    پسرش هم تفاوتی با خودش نداشت و او هم هدفی بجز نابودی ایران و تمدن ایران و فرهنگ ایران و حتی زبان فارسی را نداشت.
    اگر تاریخ رو بی‌طرف بخونید و کمی فهمتون‌ رو زیاد کنید می‌فهمید محمدرضاشاه از طرف غرب ماموریت داشت تا تمامیت ارضی ایران رو از بین ببره و قوم‌وقبیله پرستی رو آنچنان با مهارت و مخفیانه در جامعه ایران تزریق می‌کرد که هویت ملی_تاریخی ایرانی داشت نابود می‌شد.
    صحبت درباره این پدر و پسر اجنبی اجنبی‌پرست زیاد هست اما مهمترین چیزی که غافلان باید بفهمند اینه که این دو شیطان پلید از روز اول برای نابودی کامل ایران البته بصورت پله‌پله و خیلی آهسته ، انتخاب و تربیت شدند و از روز اول تا آخر مورد حمایت کامل استعمار بودند و آمریکای جهان‌خوار مانند پدری واقعی، از هیچ تلاشی برای حفظشون فروگذار نمی‌کرد.
    اگر نمی‌بود حضرت امام و شهدا و مردم با ایمان ایران بطور کامل نابود می‌شد.
    کسانی که پهلوی‌ها رو ملی‌گرا یا میهن‌پرست و عاشق هویت ایرانی میدونن برن درباره مطالبی که گفتم تحقیق کنند. شاید راه درست را پیدا کنند

    • زیبا تیر 30, 1405

      عجب لابد شما ….زاده م فت خور سر سفره گسترده انقلاب ……ایرانی هستی و پهلوی غیر ایرانی
      بله خوبه شناسنامه …… …زده اینا کجا به دنیا اومدن رضاشاه اصل و نسبش و پدرش خاستگاهش همه چیش معلومه از کدوم‌نقطه ایرانه خدا دروغگو ها رو لال میکنه مزدور بی شر افت

  • xv2 تیر 30, 1405

    یه اشاره ای هم میکردید که یکی 2 ماه بعد از اعلام استقلال بحرین ایران 3 جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی رو تحت کنترل گرفت که اگه اونارو نداشتیم الان ادعایی هم رو هرمز نمیشد داشت قدرتی هم نداشتیم برای حفظ و نگهداری از جزایر حالا چه بحرین چه تنب چه ابوموسی !!!

  • H تیر 30, 1405

    از این عرزشی هایی که نه چشم دیدن تمدن تاریخی ایران باستان رو دارن، نه کوروش و نه روز کوروش نه فرهنگ قبل از اسلام رو ، ولی ژست وطن پرستی میگیرن، حالم به هم میخوره