۱۳ مورد از شوکه‌ کننده‌ ترین و بدترین خیانت‌ های سریال «مردگان متحرک» از ابتدا تاکنون

۱۳ مورد از شوکه‌ کننده‌ ترین و بدترین خیانت‌ های سریال «مردگان متحرک» از ابتدا تاکنون

از سوزاندن افراد بیمار تا تغییر اتحاد و حتی خیانت های عاشقانه، سریال مردگان متحرک ( The Walking Dead) مملو از خیانت ها از تمامی انواعش بوده است. این خیانت ها بین افرادی رخ می دهد که دشمنان قسم خورده هستند، یا کسانی که روزگاری دوست بوده اند و برخی نیز کسانی هستند که در زمان وقوع خیانت همه فکر می کردند دوست هستند. شناسایی برخی از این خیانت ها، از فاصله چند کیلومتری نیز برای مخاطبان ممکن بود اما برخی دیگر به شدت شوکه کننده بوده و باعث شد بینندگان سریال مردگان متحرک از خود بپرسند که آیا چیزی که روی صفحه نمایش می بینند واقعیت است یا دارند خواب می بینند.

در شرایطی که تنها چند اپیزود از فصل یازدهم و پایانی سریال The Walking Dead باقی مانده است. مخاطبان برای دیدن پایان داستان لحظه شماری می کنند. در شرایطی که گروه اصلی بازماندگان آخرالزمان زامبی ها با چالش های متوالی و متفاوتی روبرو شدند، هر چالش وفاداری آن ها به یکدیگر را به بوته آزمایش می گذاشت و خیانت ها تداوم داشت. در برخی موارد، این خیانت ها از نوع خوبش بود که به سود شخصیت های محبوب تماشاگران سریال تمام می شد. اما برخی از این خیانت های به شدت شوکه کننده و غیرمنتظره بود. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۳ مورد از شوکه کننده ترین و باورنکردنی ترین خیانت های سریال مردگان متحرک از فصل اول تا یازدهم آشنا کنیم.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۱- سوزاندن دوستان بیمار توسط کارول و اخراج شدن او از گروه توسط ریک

کارول برای بخش زیادی از سریال مردگان متحرک یکی از شخصیت های محبوب طرفداران سریال بوده است. اما تردیدی وجود ندارد که او در دوران حضورش در سریال از ابتدا تاکنون کارهای هولناک و قابل سرزنشی انجام داده است، اگر چه اکثر آن ها تصمیماتی سخت بوده و عمدتاً به خاطر منافع گروه بازماندگان انجام شده است. یکی از غم انگیزترین چیزها در مورد کارول زمانی بود که او دو تن از دوستان بیمارش را به حیاط محل سکونتشان برده و برای جلوگیری از احتمال مبتلا شدن دیگر افراد به ویروس زامبی کننده، آن ها را به آتش کشید. این تصمیم هوشمندانه ای بود اما همزمان تصمیمی بود که با خیانت کارول به دوستانش و به طور ویژه تایریس همراه شد و بعدها باعث درگیری این دو گردید. این خیانت یک شمشیر دو جنبه کاملاً متفاوت داشت و در نهایت باعث شد خیانت به یکی از قدیمی ترین و مورد اعتمادترین دوستانش خیانت کرده و به خاطر این کار، او را از گروه بیرون بیندازد.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۲- رابطه بین لوری و شین

این رابطه سوال جالبی را مطرح می کند: لوری که فکر می کرد شوهرش مرده است رابطه ای را با بهترین دوست و همکار شوهرش به نام شین آغاز می کند. هنوز مدت زمانی زیادی از شروع آخرالزمان زامبی ها و مرگ مفروض ریک نگذشته است و طرفداران از خود پرسیدند که آیا لوری در تمام این مدت به شین علاقمند بوده و برعکس یا خیر. شاید به خاطر شرایطی که ای دو شخصیت در آن قرار داشتند، احساسات به شدت تحریک می شد اما طرفداران سریال، این رابطه را خیانتی بزرگ می دانستند زیرا به باور آن ها، لوری خیلی زود با مرد دیگری وارد رابطه شد در شرایطی که یک آخرالزمان ترسناک در جریان بود، پیش از اینکه وی وقت کافی برای سوگواری شوهرش صرف کند. لوری یکی از شخصیت های سریال مردگان متحرک بود که تاثیر زیادی بر رفتار ریک گرایمز داشت و در حالی که مرگ او کاتالیزوری برای خشم بدون کنترل ریک بود اما این اتفاق ضرورتاً نتایج خوبی در پی نداشت.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۳- خیانت آبراهام به روزیتا به خاطر ساشا

در حالی که رابطه آبراهام و روزیتا نوعی رابطه موقتی و کم عمق به نظر می رسید، آن ها با گذشت زمان به شدت به یکدیگر اهمیت می دادند، تا جایی که وقتی روزیتا فهمید آبراهام نسبت به ساشا علاقه پیدا کرده و رفتارش را تغییر داده است، به شدت احساس دلشکستگی کرد. آبراهام خیلی ساده رابطه خود با روزیتا را پایان داد اگر چه رابطه بین این دو از همان ابتدا نیز چندان جدی و عمیق به نظر نمی رسید. در حالی که رابطه عاشقانه آبراهام و ساشا در حال شکل گرفتن بود، آبراهام باید به روزیتا احترام گذاشته و به او می گفت که دیگر نمی خواهد رابطه کجدار و مریزش را با او ادامه دهد و دلایل و شرایط را برایش توضیح دهد. این موضوع یکی از معدود خیانت های عاشقانه سریال مردگان متحرک بود و وقتی آبراهام در آخرین لحظات زندگی اش با نگاهی به ساشا به شکلی با او خداحافظی کرد بسیار تاثیرگذارتر نیز شد.

۴- فرماندار آندریا را رها می کند تا بمیرد

آندریا در ابتدا فکر می کرد که با همکاری با فرماندار در حال انجام کاری به سود گروه بازماندگان به رهبری ریک است و با این امید رابطه عاشقانه اش با فرماندار را آغاز کرد تا بتواند زندگی بهتری برای خود پیدا کرده و به یک رهبر زن در کنار وی تبدیل شود. در حالی که باید آندریا از اول می دانست که نمی تواند ذات فرماندار را تغییر دهد، فرماندار نه تنها با کنار گذاشتن آندریا به او خیانت کرد بلکه او را با دست و پای بسته در اتاق رها کرد و سپس میلتون را زخمی نمود تا در ادامه با تبدیل شدن به زامبی، آندریا را نیز به زامبی تبدیل کند. او می دانست که میلتون در نهایت می میرد، به زامبی تبدیل شده و به این زن بی دفاع حمله خواهد کرد. فرماندار فکر می کرد که در این سناریو به او خیانت شده است و آندریا به خاطر ناتوانی اش در شناخت درست افراد، در طول سریال به یکی از بدترین شخصیت های داستان تبدیل شد هر چند پیش از مرگ شاهد نوعی رستگاری برای او بودیم.

۵- شین سعی می کند ریک را بکشد

تنش ها بین ریک و شین از همان ابتدای داستان به شدت افزایش یافت. با تشدید این تنش بعد از اینکه ریک به رابطه شین و لوری پی می برد و اینکه لوری اکنون باردار بوده و به احتمال فراوان فرزند درون شکمش متعلق به شین است، رابطه این دو وارد دشمنی بسیار خطرناکی می شود. اما این تنش زمانی به اوج خود می رسد که به وضوح دیده می شود سبک رهبری این دو با هم تفاوت بسیاری دارد و در نهایت در مورد اینکه چه کسی باید رهبری گروه را بر عهده داشته باشد بین آن ها درگیری پیش می آید. اما در شوکه کننده ترین خیانت ممکن، شین به این نتیجه می رسد که تنها پاسخ برای پایان این تنش کشتن دوست نزدیک سابقش است. البته ریک یک قدم از شین جلوتر بوده و با پیشدستی، شین را می کشد. این اتفاق یکی از مهم ترین سکانس های سریال در فصول ابتدایی بود، به ویژه پس از اینکه شین به زامبی تبدیل شده و کارل او را کشت و در نهایت فهمید که همه بعد از کشته شدن به زامبی تبدیل می شوند.

۶- ماجرای نیکلاس و گلن روی سطل زباله

این سکانس یکی از مهم ترین و تعلیقی ترین سکانس های سریال بود و طرفداران با بررسی تمام زوایای آن به این باور رسیده بودند که به احتمال فراوان شخصیت گلن به عنوان یکی از اصلی ترین و محبوب ترین شخصیت های سریال کشته شده است. بعد از ترک کردن نوآه که به مرگ دردناک او به عنوان یکی از تکان دهنده ترین مرگ های سریال مردگان متحرک منجر شد، نیکلاس در ادامه نزدیک بود گلن را نیز بکشد. بعد از اینکه این دو روی یک سطل آشغال به محاصره زامبی ها در می آیند، نیکلاس تصمیم می گیرد که باید به زندگی خود پایان دهد و به سر خود شلیک می کند. مرگ او باعث می شود که وزن او به سمت جلو سطل زباله فشار وارد کرده و هر دوی آن ها را روی زمین بیندازد.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۷- دوایت به گروه ریک و دوستانش می پیوندد

دوایت در درون خود انسان خوبی بود و یکی از بهترین داستان های رستگاری کل سریال مردگان متحرک را داشت که بعد از انتقال به دنیای سریال Fear the Walking Dead نیز همچنان ادامه یافت. او که با کارهای هولناکی که در دوران کار به عنوان دست راست نیگان مشکل داشت، از جمله کشتن دنیس، دوایت در نهایت می خواست کار درست را انجام داده و به رستگاری برسد و در نهایت نیز همین کار را کرد. دوایت کاملاً به نیگان خیانت کرد و به ریک و گروهش کمک کرد به مکان امنی بگریزند که باعث خشم و درماندگی نیگان از این موضوع شد که یکی از نزدیک ترین متحدانش به او خیانت کرده است.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۸- یوجین و کمک به نجات دهندگان

دوایت تنها کسی نبود که به نیگان و گروه نجات دهندگان خیانت کرد. یوجین نیز برای مدت طولانی یکی از اعضای وفادار و مهم نجات دهندگان بود که مسئولیت کمک به آن ها در تولید گلوله و تقویت موقعیت هایشان را بر عهده داشت. طرفداران سریال همواره منتظر بودند و امید داشتند که یوجین یک بازی طولانی را بازی کرده و در واقع در حال نقش بازی کردن است. اما واقعیت این بود که او از موقعیت کنونی اش در کنار نیگان راضی بوده و این جایگاه را دوست داشت. با این وجود، او دائماً با احساس گناه دست و پنجه نرم می کرد و بر این باور بود که گرووه قبلی اش هرگز ارزش واقعی او را درک نکرده بود. با این وجود، در پایان، یوجین با خراب کردن تفنگ های نجات دهندگان که قرار بود علیه ریک و دیگر گروه ها استفاده شوند به نیگان خیانت کرد. یوجین در نهایت وفاداری واقعی خود را نشان داد و جان همه اعضای گروه را با این کار خود نجات داد.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۹- معامله گریگوری با نجات دهندگان

گریگوری در تصمیمی زیرکانه تصمیم گرفت به ساکنان الکساندریا خیانت کند و با این تصمیم خائنانه، به نجات دهندگان پیوست تا کنترل دوباره هیل تاپ را بدست آورد. او این کار را به دلایل خودخواهانه انجام داده و بهترین و ساده ترین گزینه برای برون رفت از این بحران می دانست. اما وقتی خیانت او آشکار شد، کنترل هیل تاپ را از دست می دهد که یکی از قوی ترین و مستحکم ترین جوامع در دنیای مردگان متحرک بود و به دست مگی کشته شد. این خیانت باعث شد که گریگوری نه تنها مدافعان و حامیانش را از دست بدهد بلکه احترامی که نزد نجات دهندگان داشت را نیز دیگر نداشته باشد زیرا آن ها نیز دریافتند که ساکنان الکساندریا و هیل تاپ به طور کامل از مگی پشتیبانی کرده و اکنون اوست که برایشان تصمیم می گیرد.

۱۰- ماجرای بین جادیس و ریک

خیانت دیگری که نیگان در آن مشارکت داشت. ریک فکر می کرد که اتحاد نزدیکی با جادیس و زباله گردها تشکیل داده است اما مشخص شد که جادیس رهبر فرصت طلبی است و تنها به فکر معامله بهتری است که به سود خودش و افرادش باشد. او به وفاداری یا خیانت اهمیتی نداده و در کسری از ثانیه به ریک خیانت کرد، به محض اینکه نیگان پیشنهاد بهتری نسبت به ریک به او داد. او نه تنها ریک را دستگیر کرد و او را خوار کرد بلکه در ادامه ریک را وادار به رویارویی با وینسلو با زرهی مملو از نیزه کرد در شرایطی که ریک نمی توانست با او مقابله کند.

۱۱- بازی خوردن یوجین توسط استفانی

تمام چیزی که یوجین در طول حضورش در داستان می خواست این بود که یک همراه و دوست نزدیک داشته باشد. از این رو وقتی فکر کرد کسی را یافته که می تواند دوست نزدیکش باشد، دیگر سر از پا نمی شناخت. او که از طریق بی سیم با چنین شخصیتی آشنا شده بود، در تلاش برای پیدا کردن استفانی به جماعت مشترک المنافع رسید، جایی که در نهایت با زنی زیبا روبرو شد که فکر می کرد نیمه گمشده اش است. اما او در ادامه فهمید که استفانی یک مامور مخفی با نام واقعی شیرا است که در تمام این مدت او را بازی داده است.در حالی که یوجین در نهایت با استفانی واقعی روبرو می شود که در واقع مکس نام دارد و رابطه نزدیکی بین آن ها شکل می گیرد اما دلشکستگی یوجین یکی از بزرگ ترین خیانت ها هم برای شخصیت وی و هم کل سریال بود.

بدترین و شوکه کننده ترین خیانت ها در سریال مردگان متحرک

۱۲- لنس هورنزبی بدون اطلاع پاملا دست به کارهای مخفیانه ای زده بود

کاملاً مشخص بود که پاملا به شدت از لنس سوء استفاده کرده و او را از لحاظ احساسی در کنترل دارد، در شرایطی که بعدها مشخص شد لنس در واقع پسر راننده سابق او بوده است. پاملا تنها به این خاطر لنس را در مقام قدرت قرار داد زیرا می دانست که می تواند او را تحت کنترل خود نگه دارد و او تحت هر شرایطی از پاملا پیروزی خواهد کرد یا این فکری بود که او داشت. در یکی از بزرگ ترین پیچش های داستانی فصل پایانی مردگان متحرک، فاش شد که لنس بدون اطلاع پاملا دست به کارهایی زده، تلاش کرده با ملحق کردن جوامع دیگر به مشترک المنافع به هر وسیله ای برای خود قدرتی دست و پا کند. خیانت آخر او پایانی بر پسر زامبی شده پاملا به نام سباستین بود و اینکه سکه مشهورش را روی بدنش قرار داد تا پاملا بداند که لنس پشت ماجرا بوده است. علیرغم اینکه پاملا از سبک رفتار ناخوشایند خود با لنس آگاه بود اما وقتی فهمید لنس دست به چه کاری زده به وضوح ترسیده و احساس خیانت می کرد.

۱۳- مرسر و جماعت مشترک المنافع

از زمان معرفی مرسر به مردگان متحرک، این شخصیت به یکی از محبوب ترین شخصیت ها در نگاه بینندگان سریال تبدیل شد. او به وضوح مردی با قدرت قابل توجه در مشترک المنافع است که با برخی واقعیت های دردناک در مورد این جماعت مشکل دارد. با این وجود او همچنان به انجام وظیفه ادامه می دهد زیرا به چشم یک شغل به آن نگاه می کند. آنطور که به پرنسس می گوید، مرسر فکر نمی کند که بتواند تغییری ایجاد کند و برای او، اینکه اکثر ساکنان این جامعه مجبور بودند بیرون از حصارهای امن آن زندگی کنند، واقعیت ناخوشایندتری بود. اما بعد از سخنرانی الهام بخش یوجین و درک اینکه مرگ یوجین می تواند ضربه سختی به خواهرش باشد، مرسر نظرش را تغییر می دهد. در یکی از هیجان انگیزترین دیالوگ های سریال و یکی از معدود بمب های رکیک سریال، مرسر به یوجین می گوید که زمان خرابکاری فرا رسیده است. بینندگان سریال از اینکه می دیدند بالاخره مرسر به گروه ریک پیوسته و آماده خیانت به پاملا است به شدت خوشحال بودند.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
یک نظر

ورود

  • احسان آبان ۲۸, ۱۴۰۱

    ای ول دمت گرم که انقد ریز مسائل رو گفتی. من عاشق این سریال هستم و هرکس که پیگیرش هست هم دوستش دارم