۱۰ فیلم انیمه دیستوپیایی دیدنی و مهیج که باید ببینید؛ از Appleseed تا Angel’s Egg

۱۰ فیلم انیمه دیستوپیایی دیدنی و مهیج که باید ببینید؛ از Appleseed تا Angel’s Egg

یک آینده‌ی دیستوپیایی (ویران‌شهری) به‌طور کلی به عنوان دنیایی تعریف می‌شود که برای بیشتر مردم بد است، یا جایی که رنج و سختی زیادی در آن وجود دارد. بنابراین، فیلم‌های دیستوپیایی معمولاً چنین جهان‌هایی را اغلب در آینده‌ای نزدیک یا دور به تصویر می‌کشند. این فیلم‌ها می‌توانند هشداری درباره چیزهایی باشند که ممکن است رخ دهند، به‌ویژه زمانی که سطح ویران‌شهری واقع‌گرایانه‌تر و نه آشکارا، هولناک باشد؛ بیشتر شوم و پرمخاطره. همچنین ممکن است این اشاره وجود داشته باشد که اوضاع می‌تواند بیش از این فروبپاشد و به نوعی رویداد پایان جهان (که بیشتر در ژانرهای «آخرالزمانی» یا «پساآخرالزمانی» جای می‌گیرد) منتهی شود.

۱۰ انیمه جنگی برتر تاریخ با روایت‌هایی عمدتاً ویرانگر؛ از Sky Crawlers تا Barefoot Gen

نائوشیکا از دره باد ۱۹۸۴

برخی از فیلم‌های دیستوپیایی در قالب انیمه و عمدتاً ژاپنی هستند. بسیاری از این انیمه‌ها در ژانر علمی‌تخیلی قرار می‌گیرند، اما بعضی از آن‌ها توانسته‌اند با استفاده از ژانرهای دیگر، جوامع دیستوپیایی (شاید ملایم‌تر) را نیز به تصویر بکشند. در ادامه، بهترین انیمه‌های دیستوپیایی را معرفی خواهیم کرد.

بهترین انیمه‌های دیستوپیایی

۱۰. Appleseed (۱۹۸۸)
۹. The Animatrix (۲۰۰۳)
۸. Jin-Roh: The Wolf Brigade (۱۹۹۹)
۷. Angel’s Egg (۱۹۸۵)
۶. Ghost in the Shell (۱۹۹۵)
۵. Memories (۱۹۹۵)
۴. Nausicaä of the Valley of the Wind (۱۹۸۴)
۳. Metropolis (۲۰۰۱)
۲. Evangelion: 3.0+1.0 Thrice Upon a Time (۲۰۲۱)
۱. Akira (۱۹۸۸)

دانه سیب ۱۹۸۸ انیمه

۱۰. Appleseed (۱۹۸۸)

خب، باید گفت که انیمه دانه سیب در مجموع یک شاهکار نیست، اما داستان آن در آینده‌ای پس از وقوع جنگ جهانی سوم روایت می‌شود و در نتیجه، عناصری از دنیای دیستوپیایی را در خود دارد. زندگی برای اکثر مردم همچنان آشفته و نابرابر است، اما فناوری هنوز آن‌قدر پیشرفته باقی مانده که به بسیاری از افراد امکان دسترسی به اندام‌های بیونیک را بدهد.

پس می‌توان گفت این اثر بیشتر به «سایبرپانک» نزدیک است، اما دنیایی که در این فیلم نسبتاً کوتاه سال ۱۹۸۸ به تصویر کشیده می‌شود، حال‌وهوای دیستوپیایی هم دارد و حداقل از نظر بصری جذاب است. Appleseed همچنین یک فرانچایز گسترده‌تر به شمار می‌آید؛ در اصل یک مجموعه مانگا بوده و بعدها چندین اقتباس سینمایی دیگر، یک سریال و حتی چند بازی ویدیویی هم بر اساس آن ساخته شده‌اند.

انیماتریکس ۲۰۰۳

۹. The Animatrix (۲۰۰۳)

رقابت با فیلم اورجینال در سری فیلم‌های The Matrix کار سختی خواهد بود، چون آن فیلم تقریباً بی‌نقص است؛ اما خب، بسیاری از دنباله‌ها یا آثاری که دنیای ماتریکس را گسترش داده‌اند، همچنان جذاب باقی مانده‌اند. یکی از آن‌ها The Animatrix است که همان‌طور که از نامش پیداست، بر دنیای ماتریکس تمرکز دارد اما در قالب انیمیشن روایت می‌شود.

این اثر یک فیلم آنتالوژی است که مجموعه‌ای از داستان‌ها را به تصویر می‌کشد؛ در حالی که هر کدام تلاش می‌کنند بخشی از دنیای پیچیده و جذاب ماتریکس را پررنگ‌تر کنند. و درست مثل سایر فیلم‌های این مجموعه، انیماتریکس هم بخشی از ژانر دیستوپیایی به حساب می‌آید، چرا که روایت کل این سری فیلم‌ها دنیایی است که تحت سلطه ماشین‌ها قرار دارد و جمعیت انسانی از طریق شبیه‌سازی پیشرفته‌ای به نام ماتریکس تحت کنترل نگه داشته می‌شود.

جین رو: فرقه گرگ‌ها ۱۹۹۹

۸. Jin-Roh: The Wolf Brigade (۱۹۹۹)

در مقایسه با برخی دیگر از انیمه‌هایی که اینجا ذکر می‌شوند، Jin-Roh: The Wolf Brigade به‌عنوان یک فیلم دیستوپیایی حال‌وهوای واقع‌گرایانه‌تری دارد. برخلاف بعضی دیگر از آثار، عناصر علمی‌تخیلی در این فیلم پررنگ نیستند و داستان نیز در گذشته روایت می‌شود؛ به‌طور مشخص در یک دهه ۱۹۵۰ متفاوت از آنچه در تاریخ می‌شناسیم. در این تاریخ جایگزین، پایان جنگ جهانی دوم به شکلی متفاوت رقم خورده و همین یکی از دلایلی است که دنیای فیلم حالتی دیستوپیایی پیدا کرده است.

از نظر ژانر و داستان، جین رو: فرقه گرگ‌ها بیشتر یک تریلر است و ماجرای عضوی از یک واحد ضدتروریسم را روایت می‌کند که پس از کنار آمدن با یک واقعه آسیب‌زا، با درگیری میان بخش‌های مختلف پلیس و چالش‌های روانی خود دست و پنجه نرم می‌کند. فیلم شاید کمی شلوغ و سنگین باشد، اما قطعاً از ایده‌ها و زیبایی‌شناسی جذاب خالی نیست و به‌عنوان یک داستان مرتبط با دیستوپیا، منحصربه‌فرد و ارزشمند است.

انیمه تخم فرشته ۱۹۸۵

۷. Angel’s Egg (۱۹۸۵)

Angel’s Egg شاید یکی از ترسناک‌ترین انیمیشن‌هایی باشد که تاکنون ساخته شده، و در عین حال یک فیلم دیستوپیایی متفاوت که چندان روی عناصر علمی‌تخیلی متمرکز نیست؛ و همین باعث می‌شود از بقیه متمایز باشد. خلاصه‌کردن داستان این انیمه دیستوپیایی ساده نیست: این انیمه ماجرای دختری است که با یک تخم بزرگ در دنیایی بسیار عجیب و به شکل نگران‌کننده‌ای خالی سرگردان است؛ و تقریباً همین.

البته برای مدتی اینطور است و شخصیت‌های دیگری هم در داستان حضور دارند، اما تعدادشان بسیار اندک است. تخم فرشته فیلمی با روایت بسیار کند است و تقریباً همه‌چیز را به تفسیر و برداشت مخاطب می‌سپارد، اما در عین حال آن‌قدر تأثیرگذار و خاص هست که ارزش تماشا داشته باشد؛ به‌ویژه اگر دنبال تجربه‌ای متفاوت باشید. و اگر هم از آن خوشتان نیامد، حداقل زمان زیادی از دست نداده‌اید: فقط ۷۱ دقیقه. فیلم‌های بسیار بدتری وجود دارند که با کمال میل زمان بیشتری از شما تلف می‌کنند!

شبح درون پوسته ۱۹۹۵

۶. Ghost in the Shell (۱۹۹۵)

یکی دیگر از آثاری که بیشتر در ژانر سایبرپانک جا می‌گیرد اما اگر کمی در تعریف دیستوپیا سخاوتمند باشید می‌توان آن را دیستوپیایی هم دانست فیلم Ghost in the Shell است. این اثر از مشهورترین و محبوب‌ترین انیمه‌های تاریخ به شمار می‌آید و داستان آن در آینده نه‌چندان دور در سال ۲۰۲۹ رخ می‌دهد؛ دنیایی که به‌واسطه پیشرفت‌های فناورانه به‌طور بنیادین تغییر کرده است.

البته همه این پیشرفت‌ها برای همه انسان‌ها خوب نبوده‌اند. محور داستان این انیمه حول یک گروه ویژه پلیس (مسلح به ابزارهای سایبرنتیکی) می‌چرخد که در تعقیب یک هکر/تروریست خطرناک هستند و تقریباً هیچ ملاحظه‌ای به خرج نمی‌دهند. مرزهای قانون محو می‌شوند، اخلاقیات به چالش کشیده می‌شود و تقابل میان دو سوی قانون در یک جامعه آینده‌نگر همه باعث می‌شوند شبح درون پوسته تجربه‌ای تماشایی باشد. تازه این بدون در نظر گرفتن جلوه‌های بصری خیره‌کننده و جاودانه آن است.

انیمه خاطرات ۱۹۹۵

۵. Memories (۱۹۹۵)

از آنجا که Memories یک فیلم آنتالوژی است، همه بخش‌های آن کاملاً دیستوپیایی نیستند؛ اما یکی از اپیزودها به‌طور قطع در این دسته قرار می‌گیرد. این اپیزود سومین و آخرین بخش فیلم است و Cannon Fodder یا گوشت دم توپ نام دارد. داستان این بخش درباره شهری است که دائماً در وضعیت جنگی به سر می‌برد و زندگی یک خانواده را در این شرایط به تصویر می‌کشد؛ به‌ویژه تلاش آن‌ها برای بقا در شرایطی که جنگ همیشگی است.

داستان دوم، Stink Bomb یا بمب بدبو حال‌وهوای علمی‌تخیلی و البته کمدی دارد و درباره بی‌کفایتی در مقیاس وسیع است؛ تلاشی برای جلوگیری از یک فاجعه بالقوه عظیم که مدام خراب‌تر می‌شود. Magnetic Rose اپیزود آغازگر فیلم است و بیشتر ترکیبی از ژانر علمی‌تخیلی و فانتزی محسوب می‌شود تا چیزی نزدیک به دیستوپیا. با این حال، یک‌ونیم اپیزود دیستوپیایی (شاید؟) برای یک فیلم آنتالوژی اصلاً بد نیست.

نائوشیکا از دره باد ۱۹۸۴ انیمه

۴. Nausicaä of the Valley of the Wind (۱۹۸۴)

هایائو میازاکی آثار انیمه‌ای فوق‌العاده زیادی ساخته که اغلب در ژانر فانتزی قرار می‌گیرند. Nausicaä of the Valley of the Wind یکی از نخستین فیلم‌های او بود و بی‌تردید یک اثر فانتزی محسوب می‌شود؛ اما در عین حال درباره جامعه‌ای است که حدود ۱,۰۰۰ سال پس از نابودی جهان در اثر یک جنگ عظیم، دوباره در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.

این فیلم در برخی جهات حال‌وهوای پساآخرالزمانی دارد، اما از سوی دیگر رنگ و بوی فانتزی نیز در آن پررنگ است: موجودات عظیم‌الجثه حشره‌مانندی توسط نیروهای یک امپراتوری هدف گرفته می‌شوند؛ امپراتوری‌ که می‌خواهد بر باقی‌مانده جهان سلطه یابد. این مضامین بعدها در شاهزاده مونونوکه نیز دوباره بررسی شدند، اما آن فیلم به اندازه نائوشیکا از دره باد در مرز میان فانتزی و داستان‌های آخرالزمانی حرکت نمی‌کند و به همین دلیل، این یکی در لیست حاضر جای گرفته است.

انیمه متروپولیس ۲۰۰۱

۳. Metropolis (۲۰۰۱)

Metropolis یکی از چشمگیرترین انیمه‌های دهه ۲۰۰۰ است و به‌خوبی به بررسی تعارضات درون یک شهر آینده‌نگرانه می‌پردازد؛ تقریباً به اندازه فیلم کلاسیک ساخته سال ۱۹۲۷ با همین نام. این اثر دقیقاً بازسازی آن فیلم نیست، اما شباهت‌هایی دارد: هر دو علمی‌تخیلی هستند، نام مشترک دارند، و شخصیت محوری هر دو داستان یک ربات انسان‌نما با ظاهر زنانه است.

این فیلم بر اساس مانگایی از اوسامو تزوکا ساخته شده است؛ کسی که هم در مانگا و هم در انیمه تأثیرگذار بوده. متروپولیس مرز میان داستان دیستوپیایی و سایبرپانک را به‌خوبی دنبال می‌کند و از نظر بصری چیزهای زیادی برای تحسین دارد. هرچند درباره آینده‌ای ناخوشایند است، اما با تصویر پرهیاهو و رنگارنگ روایت می‌شود و همین تضاد باعث می‌شود همیشه جذاب و تأمل‌برانگیز باقی بماند.

انیمه اونگلیون: ۳٫۰+۱٫۰ سه بار در یک زمان

۲. Evangelion: 3.0+1.0 Thrice Upon a Time (۲۰۲۱)

قرار دادن The End of Evangelion در این رتبه وسوسه‌انگیز بود، اما آن فیلم در مجموعه بزرگ‌تر Neon Genesis Evangelion بیش از حد «آخرالزمانی» است؛ نه صرفاً دیستوپیایی یا پساآخرالزمانی. آن اثر درباره پایان کامل جهان است؛ همه‌چیز فرو می‌پاشد، امیدی باقی نمی‌ماند، و ماجرا به شکلی قطعی و دراماتیک تمام می‌شود.

اما مجموعه Rebuild of Evangelion راهی برای بازنگری و تغییر برخی چیزها فراهم کرد، و اونگلیون: ۳٫۰+۱٫۰ سه بار در یک زمان آخرین قسمت آن شد. این فیلم کمی مثبت‌تر است؛ نگاهی به آنچه تقریباً پایان جهان بود، اما با پیشنهاد راه‌هایی برای بازسازی و ادامه زندگی. این روایت، پایانی متعادل‌تر، کمتر انفجاری و کمتر تلخ برای اونگلیون رقم می‌زند. و البته توضیح ساده‌اش دشوار است، چون برای درک کامل باید سریال و فیلم‌های پیشین را دیده باشید تا ارزش واقعی آنچه این اثر ارائه می‌دهد را دریابید.

انیمه آکیرا ۱۹۸۸

۱. Akira (۱۹۸۸)

انتخاب Akira به‌عنوان برترین انیمه دیستوپیایی شبیه همان پاسخی است که وقتی کسی بپرسد «بهترین فیلم گانگستری تاریخ کدام است؟» و شما بگویید The Godfather. پاسخی قابل‌انتظار، اما ضروری. سخت است استدلال کرد که انیمه دیگری از ژاپن توانسته باشد دنیایی دیستوپیایی را به‌اندازه آکیرا درخشان و ماندگار به تصویر بکشد.

این انیمه دیستوپیایی مملو از محتواست و بخش زیادی (هرچند نه همه) از مانگای اصلی با همین نام را در یک فیلم محدود جا داده است. نیروهای خارق‌العاده، سازمان‌های مخفی، تهدیدهای آخرالزمانی، فضای پر از پارانویا، و همچنین اکشن و هیجان بخشی از روایت آن هستند. تماشای این انیمه تجربه‌ای بی‌نظیر است، و البته مانگای اصلی حتی دیوانه‌وارتر هم پیش می‌رود. در هر صورت، Akira یک کلاسیک بی‌چون‌وچرا و یک فیلم انیمه تعیین‌کننده است، هر طور که بخواهید آن را تعریف کنید.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
دیجیاتو
بدون نظر

ورود