چرا نیروی هوایی ایالات متحده ساخت جنگنده نسل ششم F-47 را به شرکت بوئینگ سپرد؟

چرا نیروی هوایی ایالات متحده ساخت جنگنده نسل ششم F-47 را به شرکت بوئینگ سپرد؟

زمانی که نیروی هوایی ایالات متحده در مارس ۲۰۲۵ اعلام کرد که شرکت بوئینگ سازنده جنگنده نسل ششم، برتری هوایی و پنهانکار جدید این سرویس با نام F-47 خواهد بود، این خبر مانند موجی شوک‌آور در جامعه‌ی دفاعی و هوافضا پیچید.

برای چندین دهه، لاکهید مارتین پیمانکار بی‌رقیب و سازنده‌ی جنگنده‌های پنهانکار آمریکا بوده است؛ از F-22 Raptor گرفته تا F-35 Lightning II. اما پیروزی بوئینگ در این رقابت نقطه‌ی عطفی بزرگ به‌ شمار می‌رود، نه فقط برای آینده‌ی این شرکت، بلکه برای چگونگی حفظ برتری هوایی آمریکا در دهه‌های پیش رو.

جنگنده اف-۴۷

بوئینگ در برابر لاکهید مارتین؛ مقایسه دو غول عرصه هوانوردی نظامی و بهترین محصولاتشان

این قرارداد، یک سفارش معمولی نظامی نبود؛ بلکه برنامه‌ی F-47 هسته‌ی اصلی پروژه‌ی عظیم برتری هوایی نسل جدید (Next Generation Air Dominance – NGAD) است بلندپروازانه‌ترین طرح ساخت هواپیمای جنگی از دهه‌ی ۱۹۸۰ تاکنون. هدف این برنامه تضمین برتری هوایی ایالات متحده تا دهه‌ی ۲۰۳۰ و پس از آن است؛ با ترکیب یک جنگنده‌ی سرنشین‌دار و شبکه‌ای از پهپادهای مستقل، حسگرها و سامانه‌های فرماندهی دیجیتال. تصمیم نیروی هوایی برای انتخاب بوئینگ به‌جای لاکهید مارتین برای این پروژه، حاصل یک منطق راهبردی عمیق بود: تنوع‌بخشی به پایگاه صنعتی دفاعی، تسریع در زمان تحویل، و پذیرش مدل جدید همکاری با سرنشین-بدون سرنشین.

رقابت بر سر NGAD و پیروزی بوئینگ

وقتی پروژه NGAD معرفی شد، نیروی هوایی آن را نه به‌عنوان یک هواپیمای واحد بلکه یک «سامانه‌ی ترکیبی» توصیف کرد: یک جنگنده‌ی سرنشین‌دار که در کنار پهپادهای خودران موسوم به Collaborative Combat Aircraft (CCA) فعالیت می‌کند. هدف روی کاغذ ساده اما در عمل عظیم بود: خلق یک «مدافع میانی» سرنشین‌دار که بتواند چندین پهپاد بال وفادار بدون سرنشین را کنترل کند؛ پهپادهایی که هرکدام مجهز به حسگرها، تسلیحات یا سیستم‌های اختلال راداری بوده و همه با هم چون یک گروه هوایی هماهنگ عمل کنند.

تا اوایل ۲۰۲۵، هر دو شرکت بوئینگ و لاکهید مارتین طرح‌های خود را برای پروژه NGAD ارائه دادند. هر دو وعده داده بودند که جنگنده‌هایشان از نظر پنهانکاری، بُرد و هوش مصنوعی فراتر از هر چیزی است که امروز در آسمان پرواز می‌کند.

در ۲۱ مارس ۲۰۲۵، نیروی هوایی رسماً اعلام کرد که طرح بوئینگ، با نام F-47، برنده این رقابت شده است.

رونمایی از رندر اف-۴۷

پشت این تصمیم، ماه‌ها ارزیابی دقیق قرار داشت. یکی از نقاط قوت اصلی نسخه پیشنهادی بوئینگ، بلوغ دیجیتالی بالای پروژه بود. مهندسان بوئینگ پیش از ساخت نمونه‌ی واقعی، یک «دوقلوی دیجیتال» در مقیاس کامل طراحی کرده بودند که به نیروی هوایی اجازه می‌داد ویژگی‌هایی مانند سطح مقطع راداری، تعمیرپذیری و نگهداری را پیشاپیش تحلیل کند؛ عاملی که ریسک پروژه را به‌طور چشمگیری کاهش داد؛ چیزی که طراحی آزمایشی‌تر لاکهید نتوانست به سطح آن برسد.

واکنش لاکهید سریع و عملگرایانه بود. تنها چند روز بعد، این شرکت اعلام کرد قصد دارد روی ارتقای ناوگان F-35 تمرکز کند و وعده داد که این ارتقاها می‌توانند «۸۰ درصد از قابلیت‌های F-47 را با نیمی از هزینه» آن فراهم کنند. این موضع‌گیری نوعی چرخش راهبردی و در عین حال اعتراف ضمنی بود که این بار بوئینگ از رقیب قدیمی خود جلو زده است.

برای بوئینگ، این لحظه رنگی از رستگاری داشت. پس از سال‌ها حضور منفی در سرتیتر رسانه‌ها، از بحران هواپیمای ۷۳۷ MAX تا تأخیرهای پروژه‌ی KC-46 Pegasus، این پیروزی، پرچمدار جدیدی برای بخش دفاعی بوئینگ به ارمغان آورد و روحیه‌ی از دست‌رفته مهندسان آن را احیا کرد. برای نیروی هوایی آمریکا، این تصمیم نوعی بازتعادل‌سازی بود: پایان دادن به ۲۵ سال سلطه‌ی لاکهید مارتین بر صنعت دفاع هوایی این کشور و دادن فرصت دوباره به بوئینگ برای رهبری در عرصه‌ی فناوری پنهانکار.

چرا بوئینگ بله و لاکهید نه؟ فاکتورهای صنعتی و استراتژیک

انتخاب نیروی هوایی آمریکا فقط درباره طراحی یک هواپیما نبود؛ بلکه بخشی از یک راهبرد صنعتی گسترده‌تر به شمار می‌رفت.

سال‌هاست که مقام‌های پنتاگون هشدار داده‌اند تمرکز بیش از حد ظرفیت تولید جنگنده‌های آمریکا در دست یک پیمانکار واحد، خطرناک است. با توجه به اینکه شرکت لاکهید مارتین همزمان سازنده‌ی جنگنده‌های F-22 و F-35 است، وزارت دفاع با خطر وابستگی بیش از اندازه به یک تأمین‌کننده مواجه شده بود.

جنگنده آمریکایی اف-۴۷

اعطای پروژه‌ی F-47 به بوئینگ حرکتی حساب‌شده برای تنوع‌بخشی به پایگاه صنعتی دفاعی بود؛ اصلی که بارها در گزارش‌های نظارتی کنگره بر آن تأکید شده است. روزنامه‌ی واشنگتن پست در این باره نوشت: «این تصمیم، تولید جت‌های نظامی آمریکا را میان شرکت‌های بیشتری تقسیم می‌کند.»

دومین عامل کلیدی، بلوغ فنی و کاهش ریسک پروژه بود. طراحی بوئینگ بر پایه‌ی سال‌ها آزمایش هواپیماهای تجربی موسوم به X-plane بنا شده بود؛ پروژه‌هایی که با حمایت دارپا (DARPA) اجرا شده و شامل فناوری‌هایی چون موتورهای تطبیقی، مواد پنهانکار پیشرفته، و سامانه‌های پرواز مبتنی بر هوش مصنوعی بودند. این تجربیات، مسیر توسعه‌ی پلتفرم NGAD را هموار کردند و به بوئینگ برتری قابل اندازه‌گیری از نظر آمادگی و اطمینان عملیاتی بخشیدند.

سومین عامل، فوریت راهبردی بود. در حالی‌ که چین و روسیه به‌سرعت مشغول توسعه‌ی جنگنده‌های نسل بعد خود (مانند J-20B و J-35 چین و همچنین Su-57M و طرح مفهومی Su-75 روسیه) هستند، نیروی هوایی آمریکا به همان اندازه که به پنهانکاری نیاز داشت، به سرعت در اجرا نیز محتاج بود.

در بودجه مالی سال ۲۰۲۶، حدود ۳.۵ میلیارد دلار برای ادامه‌ی توسعه‌ی F-47 اختصاص یافته است؛ رقمی که نشان می‌دهد این پروژه در صدر اولویت‌های دفاعی آمریکا قرار دارد.

در مقابل، پروژه‌ی موازی نیروی دریایی آمریکا برای جنگنده‌ی نسل ششم، با نام F/A-XX، مقیاس کوچک‌تری یافته تا منابع مالی و انسانی بیشتر بر برنامه‌ی نیروی هوایی متمرکز شود.

در نهایت، بُعد شرکتی و اقتصادی ماجرا نیز نقش مهمی داشت.

جنگنده نسل ششمی اف-۴۷

بوئینگ به‌شدت نیازمند یک پروژه‌ی دفاعی بلندمدت بود تا بتواند بحران‌های ناشی از مشکلات بخش هوانوردی غیرنظامی خود را جبران کند. قرارداد F-47 دقیقاً همین فرصت را برای این شرکت فراهم کرد: فرصتی برای بازسازی اعتبار، تثبیت کارخانه تولید جنگنده در سنت‌لوئیس، و جذب نسل جدیدی از مهندسان جوان و متخصص.

در مقابل، لاکهید مارتین تصمیم گرفت تمرکز خود را بر ارتقا و صادرات مدل‌های موجود بگذارد.

به بیان ساده، پیروزی بوئینگ فقط به خاطر طراحی برتر نبود، بلکه به این دلیل بود که مسیر کم‌ریسک‌تر و آماده‌تری برای تولید ارائه داد و در عین حال، واگذاری این قرارداد به بوئینگ با منافع صنعتی و راهبردی آمریکا هم‌راستا بود.

الزامات فنی و عملیاتی جنگنده F-47

اما این جنگنده قرار است چه نیازهایی را برآورده کند و چرا اصلاً به چنین پلتفرمی نیاز است؟

طبق اعلام نیروی هوایی ایالات متحده، F-47 طوری طراحی شده که «فناوری‌های مرگبار و پیشرفته نسل بعد را برای حفظ برتری هوایی نیروهای مشترک در هر نوع درگیری» ارائه دهد.

در ادامه، مهم‌ترین مشخصات فنی و الزامات عملیاتی جنگنده F-47 آورده شده است:

۱. پنهانکاری عمیق:

F-47 ترکیبی از پنهانکاری عمیق، برد بلند، سامانه‌های ماژولار، و توان همکاری مستقیم با پهپادها خواهد داشت. پیش‌بینی می‌شود که این جنگنده از مواد کامپوزیتی جاذب رادار پیشرفته‌تر از F-35 استفاده کند، ورودی‌های هوای تطبیقی داشته باشد که موتور را از دید رادار پنهان کند، و همچنین نسل جدیدی از حسگرها که داده‌های میدان نبرد را از زمین، دریا، هوا و فضا به‌صورت یکپارچه ترکیب می‌کنند.

۲. همکاری با پهپادها:

یکی از مفاهیم کلیدی طراحی این است که F-47 هرگز تنها پرواز نخواهد کرد. این جنگنده به‌عنوان «مغز فرمانده» یا «مدافع میانی» گروهی از پهپادهای جنگی موسوم به Collaborative Combat Aircraft (CCA) عمل می‌کند که توانایی، برد و انعطاف عملیاتی آن را افزایش می‌دهند.

۳. برد و پایداری بالا:

درگیری‌های آینده در منطقه اقیانوس آرام می‌توانند هزاران کیلومتر از پایگاه‌های امن فاصله داشته باشند. به همین دلیل، نیروی هوایی بر توسعه‌ی موتور چرخه تطبیقی (Adaptive-Cycle Engine) تأکید دارد؛ محصولی مشترک از شرکت‌های GE Aerospace و Pratt & Whitney که قادر است جریان هوا را برای کارآیی یا رانش بیشتر به‌طور خودکار تنظیم کند.

۴. ساختار ماژولار و قابل ارتقا:

با توجه به سرعت پیشرفت فناوری، این پلتفرم باید بتواند بدون نیاز به طراحی مجدد کامل، پذیرای ارتقاهای جدید در زمینه‌ی حسگرها، پیشرانه یا تسلیحات باشد. اسناد بودجه‌ی نیروی هوایی و سازمان FAA این ویژگی را یکی از عناصر حیاتی پروژه معرفی کرده‌اند.

۵. سرعت و چابکی بالا:

اگرچه مشخصات عملکردی F-47 طبقه‌بندی شده‌اند، گزارش‌ها حاکی از آن‌ است که اولین پرواز آزمایشی برای سال ۲۰۲۸ برنامه‌ریزی شده و ورود رسمی به خدمت در اوایل دهه‌ی ۲۰۳۰ هدف‌گذاری شده است.

تمام این ویژگی‌ها باعث می‌شود که F-47 نه صرفاً یک جنگنده، بلکه یک پلتفرم نسل آینده برای مفاهیم نبرد هوایی آینده باشد؛ پلتفرمی که قابل‌انطباق، قابل‌به‌روزرسانی و به‌طور عمیق متصل به پهپادهای همراه خود است.

جنگنده آمریکایی اف-۴۷

هزینه، زمان‌بندی و محاسبه ریسک

توسعه‌ی یک جنگنده‌ی نسل ششم، نه ارزان است و نه ساده. در بودجه‌ی سال مالی ۲۰۲۶ نیروی هوایی آمریکا، حدود ۳.۵ میلیارد دلار برای ادامه‌ی کار روی پروژه‌ی F-47 تخصیص یافته است؛ بخشی از هزینه کلی که کارشناسان تخمین می‌زنند پیش از آغاز تولید، مجموع آن از مرز ۲۰ میلیارد دلار فراتر رود.

بیشتر این سرمایه از طریق کارخانه‌ی بوئینگ در سنت‌لوئیس هزینه می‌شود، همان کارخانه‌ای که در حال حاضر جنگنده‌های F-15EX و T-7A Red Hawk را می‌سازد.

زمان‌بندی پروژه نیز بلندپروازانه است، حتی بر اساس استانداردهای امروزی. استفاده از فناوری «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin) به مهندسان اجازه می‌دهد پیش از آغاز آزمایش‌های واقعی، مشکلات تولید را پیش‌بینی کنند و همین یکی از دلایلی است که مقام‌ها باور دارند بوئینگ می‌تواند سریع‌تر از انتظار، این جنگنده نسل ششم را تحویل دهد.

مشخصات احتمالی جنگنده F-47 (بر اساس داده‌های موجود)

مشخصهمقدار تقریبیتوضیح / منبع
تعداد سفارش تولیدحدود ۱۸۵ فروندطبق نمودار رسمی نیروی هوایی آمریکا منتشرشده توسط ژنرال دیوید آلوین
شعاع عملیاتی رزمیبیش از ۱,۸۵۰ کیلومتر گزارش رسمی نیروی هوایی آمریکا و تحلیل رسانه‌ای
حداکثر سرعتبیش از ۲ ماخذکرشده در منابع عمومی و رسانه‌های دفاعی
درجه پنهانکاریبرچسب‌گذاری شده با عنوان «پنهانکار ++» (در مقابل پنهانکار + برای اف-۲۲ و پنهانکار برای اف-۳۵)تحلیل گرافیک‌های نیروی هوایی آمریکا
زمان هدف برای نخستین پروازحدود سال ۲۰۲۸چند منبع معتبر صنعتی این زمان را تأیید کرده‌اند
آغاز خدمت عملیاتی (IOC)اوایل دهه‌ی ۲۰۳۰پیش‌بینی صنعت دفاعی
کلاس موتور / رانش تقریبیحدود ۱۶۰ کیلو نیوتن (≈ ۳۵,۰۰۰ پوند رانش) /موتور چرخه‌متغیربر اساس تحلیل فناوری پیشران F-47
نقش و مأموریت اصلیجنگنده‌ی سرنشین‌دار فرمانده (Quarterback) با کنترل پهپادهای جنگی CCAتأییدشده توسط نیروی هوایی آمریکا

مسیر متفاوت لاکهید مارتین

در همین حال، لاکهید مارتین مسیر دیگری را انتخاب کرده است: تمرکز بر مدرن‌سازی جنگنده‌ی F-35 و تبدیل آن به چیزی که شرکت از آن با عنوان «نسل +۵» (Fifth-Generation Plus) یاد می‌کند.

مدیرعامل لاکهید مارتین در نشست مالی اخیر گفت این پروژه یک «معادله ارزش» است؛ یعنی ارائه‌ی قابلیت‌هایی نزدیک به NGAD با نصف قیمت برای مشتریان متحد آمریکا.

به این ترتیب، لاکهید همچنان رهبر بازار جنگنده‌های صادراتی باقی می‌ماند، حتی در حالی که بوئینگ فعلاً رهبری فناوری نسل ششم را در داخل آمریکا بر عهده دارد.

اف-۴۷ آمریکایی

معنای این برای لاکهید مارتین و بازار جنگنده در جهان چیست؟

شرکت لاکهید مارتین شاید پروژه‌ی F-47 را از دست داده باشد، اما جایگاه خود را نه‌تنها از دست نداده، بلکه باهوش‌تر از گذشته عمل می‌کند. چرخش استراتژیک این شرکت به سمت به‌روزرسانی F-35 نشان‌دهنده‌ی درک عمیق آن از بازار جهانی است: تقاضا برای جنگنده‌های پیشرفته هنوز در حال رشد بوده، اما همه کشورها توان خرید جنگنده‌ی نسل ششم را ندارند.

ساختار دو‌سطحی جدید در بازار جنگنده‌ها

آنچه در حال شکل‌گیری است، یک ساختار دو‌لایه در صنعت هوانوردی نظامی است:

  • بوئینگ در رأس بازار قرار دارد، با تولید تعداد محدودی F-47 برای نیروی هوایی آمریکا و احتمالاً متحدان خاصی چون ژاپن یا بریتانیا.
  • در مقابل، لاکهید مارتین میدان گسترده‌تر صادرات را در اختیار دارد و نسخه‌های ارتقایافته‌ی F-35 را به ده‌ها کشور می‌فروشد.

برای بوئینگ، این پروژه فرصتی استثنایی و نادر است تا جایگاه خود را به‌عنوان غول جنگنده‌سازی آمریکا بازپس گیرد. برای لاکهید، این باخت فرصتی است تا F-35 را به یک برند ماندگار و سودآور، مشابه F-16 در دهه‌های گذشته، تبدیل کند.

بوئینگ جنگنده اف-۴۷ را می سازد

و برای دولت آمریکا، این روند نشانه‌ای است از اینکه رقابت واقعی همچنان می‌تواند نوآوری را در بازاری که تنها دو غول در آن حکومت می‌کنند، زنده نگه دارد.

مقایسه‌ی راهبردی بوئینگ و لاکهید مارتین

دسته‌بندیبوئینگ (F-47 NGAD)لاکهید مارتین (F-35 / F-35+)
نسل فناورینسل ششمنسل پنجم «پلاس»
مشتری اصلینیروی هوایی ایالات متحدهشبکه‌ی متحدان جهانی (بیش از ۲۰ کشور)
نقش عملیاتیجنگنده‌ی برتری هوایی با فرماندهی هوش مصنوعی و کنترل پهپادهاپلتفرم چندمنظوره با ارتقاهای تدریجی
مرکز تولیدسنت‌لوئیس، ایالت میزوری (واحد دفاعی بوئینگ)فورت ورث (آمریکا)، کامیِری (ایتالیا)، ناگویا (ژاپن)
زمان ورود به خدمتاوایل دهه‌ی ۲۰۳۰در حال خدمت؛ نسخه‌های ارتقایافته تا دهه‌ی ۲۰۴۰
چشم‌انداز صادراتیمحدود؛ فروش احتمالی به متحدان نزدیک (ژاپن، بریتانیا)گسترده؛ در دسترس شرکای ناتو و منطقه‌ی هند-پاسیفیک
تمرکز راهبردینفوذ در عمق، فرماندهی پهپادها با کمک هوش مصنوعی، عملیات برد بلندمقرون‌به‌صرفه بودن، نگهداری آسان، ارتقاهای تدریجی فناوری

برای تحلیلگران نظامی و هوایی، این روند به‌معنای ظهور یک الگوی دو‌مسیره در نبردهای آینده است: یک مسیر برای تهدیدات در سطح بالای تکنولوژیک (نسل ۶) و مسیر دیگر برای ماموریت‌های انتقالی و مقرون‌به‌صرفه‌تر (نسل +۵).

این تقسیم بازار می‌تواند تأثیر عمیقی بر قیمت‌ها، زنجیره‌های تأمین، و رقابت جهانی گذاشته و شاید آینده‌ی نبردهای هوایی را برای دهه‌های آینده تعیین کند.

چشم‌انداز آینده: استقرار، صادرات و تأثیر تاکتیکی

مسیر رسیدن به مرحله عملیاتی طولانی اما سرنوشت‌ساز خواهد بود. بوئینگ و نیروی هوایی ایالات متحده انتظار دارند که F-47 تا سال ۲۰۲۸ پرواز آزمایشی خود را انجام دهد و در اوایل دهه ۲۰۳۰ وارد خدمت شود. پس از عملیاتی شدن، این جنگنده به تدریج مأموریت برتری هوایی را از F-22 تحویل خواهد گرفت و احتمالاً در کنار F-35ها و پهپادها در قالب واحدهای ترکیبی پرواز خواهد کرد.

جنگنده اف-۴۷ ساخت بوئینگ

وقتی این اتفاق بیفتد، تاکتیک‌های هوایی نیز تغییر خواهند کرد. F-47 دیگر مانند جنگنده‌های سنتی درگیر نبرد نزدیک نخواهد شد، بلکه وظیفه هدایت دیگران را بر عهده می‌گیرد. این جنگنده به عنوان یک گره فرماندهی می‌تواند پهپادها را برای شناسایی دفاع دشمن، اختلال در حسگرها یا شلیک موشک‌های دوربرد اعزام کند؛ بدون اینکه جان خلبان به خطر بیفتد. این شکل جدیدی از برتری هوایی است که بر پایه هماهنگی و فرماندهی بنا شده، نه صرفاً قدرت فیزیکی.

صادرات این جنگنده محتمل اما غیرقطعی به نظر می‌رسد. گزارش‌ها حاکی از آن است که ژاپن علاقه خود را به نسخه صادراتی F-47 اعلام کرده، هرچند چنین قراردادهایی به سیاست‌های دولت آمریکا بستگی دارد. در صورت تأیید، احتمالاً الگوی مشابه F-35 دنبال خواهد شد، به‌طوری‌که کشورهای شریک نسخه‌های اختصاصی خود را خریداری کنند که با سامانه‌های آمریکا هماهنگ است اما مرزهای امنیتی را حفظ می‌کند.

برای بوئینگ، چالش بعدی صنعتی است: افزایش ظرفیت تولید، نوسازی تأسیسات سنت‌لوئیس و مدیریت نسل جدیدی از تأمین‌کنندگان. در سوی دیگر، نیروی هوایی باید اطمینان حاصل کند که F-47، پهپادهای همراه آن و ناوگان جنگنده‌های فعلی بتوانند به‌طور یکپارچه با هم ارتباط برقرار کنند.

در مقیاس وسیع‌تر، F-47 پیامی روشن به دشمنان و متحدان ایالات متحده می‌فرستد: آمریکا دوباره با سرعت به پیش می‌رود. پس از سال‌ها تأخیر در چرخه‌های توسعه، نیروی هوایی این بار روی چابکی در طراحی و راهبرد حساب باز کرده است.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود