در حالی که بیشتر کودکان در هفت سالگی درگیر جدول ضرب و تکالیف مدرسه هستند، وایلدِر مکگراو، کودک جهانگرد، با رسیدن به این سن موفق شده به هر هفت قاره جهان، از جمله جنوبگان، سفر کند. این دستاورد به گفته والدینش، نه حاصل یک برنامهریزی وسواسگونه، بلکه نتیجه سبک زندگی آنهاست که سفر را بخشی از هویت خود میدانند.
سفری که از یک اتفاق ساده آغاز شد
داستان وایلدِر مکگراو بیش از آنکه شبیه یک پروژه جاهطلبانه باشد، روایتی از تداوم یک علاقه خانوادگی است. جوردی لیپهمکگراو، نویسنده حوزه سفر و مادر پسر هفت ساله ساکن نیویورک، تأکید میکند که هدف آنها از ابتدا این نبود که فرزندی تربیت کنند که تا هفت سالگی تمام قارهها را ببیند. او در گفتوگو با نیویورکپست میگوید که سفر برای آنها یک انتخاب طبیعی و نه یک مأموریت از پیش تعیینشده بوده است.

نقطه عطف این مسیر زمانی رقم خورد که وایلدِر پنج ساله بود. والدین او پیش از سفر به آمریکای جنوبی، فهرستی از مقصدهای قبلیشان را مرور کردند و متوجه شدند پسرشان پیشتر به پنج قاره سفر کرده است؛ موضوعی که باعث شد ایده تکمیل این مسیر در ذهن آنها شکل بگیرد. راس مکگراو، همسر جوردی، میگوید با نگاهی به فهرست مقصدها با خود گفته است حالا که تا اینجا آمدهایم، بهتر است آن را کامل کنیم.

اولین تجربه سفر در ۸ هفتگی
اولین مهر پاسپورت وایلدِر تنها هشت هفته پس از تولدش ثبت شد؛ زمانی که خانواده به پرتغال سفر کردند. پس از آن، مقصدهایی مانند جزایر کارائیب، کانادا و مکزیک پیش از دو سالگی به فهرست سفرهای او اضافه شد. همهگیری کرونا برای مدتی این روند را متوقف کرد، اما با بازگشایی مرزها، خانواده دوباره به جاده و آسمان بازگشتند.

در سه سالگی، وایلدر به جزیره نویس در دریای کارائیب رفت و سپس مقصدهایی چون کاستاریکا، دبی و یک سافاری در زامبیا را تجربه کرد. سفر به چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، سوئیس، اسکاتلند، ایرلند و ایتالیا، بههمراه بازدید از جزایر گالاپاگوس، همگی پیش از پنج سالگی او انجام شد.

تابستان امسال، با سفر به آمستردام، سنگاپور، استرالیا و نیوزیلند، ششمین قاره نیز تکمیل شد و در نهایت، جنوبگان در ماه نوامبر به عنوان آخرین مقصد این خانواده سه نفره ثبت شد.


برای جوردی لیپهمکگراو، این سفر معنایی شخصی داشت. او پیشتر، زمانی که پنج ماه باردار بود، به جنوبگان سفر کرده بود و بازگشت به همان قاره، اینبار در کنار فرزندش، احساسی شبیه بستن یک حلقه ناتمام را برایش به همراه داشت. او این تجربه را پایانی بر مسیری میداند که حتی از وجودش آگاه نبودهاند.
سفر، راهی برای عبور از سوگ
سفر برای این خانواده تنها تفریح یا آموزش نیست، بلکه ابزاری برای ادامه زندگی محسوب میشود. جوردی لیپهمکگراو سالها پیش پدرش را در سانحه سقوط هواپیما از دست داد؛ اتفاقی که ترسی عمیق از پرواز را در او ایجاد کرد. با این حال، او تصمیم گرفت بهجای عقبنشینی از جهان، حرکت را بهعنوان راهی برای زندهماندن انتخاب کند.

او در گفتوگو با نیویورکپست میگوید که حرکت و کشف جهان به او کمک کرد دوباره احساس زندهبودن کند. این تجربه باعث شد بخواهد فرزندش با نگاهی کنجکاو و مطمئن و نه با ترس و محدودیت به دنیا نگاه کند. بهگفته او، وایلدر امروز جهان را جایی دستیافتنی میبیند، نه فضایی تهدیدکننده.

در عین حال، این سبک زندگی بدون چالش نیست. لیپهمکگراو اعتراف میکند که شبکههای اجتماعی تنها لحظههای درخشان و زیبا را نشان میدهند و در آنها خبری از خستگی، بیخوابی، تهوع دریایی یا گریههای بچه در فرودگاه نیست. او میگوید سفر خانوادگی گاهی آشفته و ناخوشایند است، اما همین تضادها باعث میشود لحظههای خوب ارزش بیشتری پیدا کنند.

آیا سفر با کودک خودخواهانه است؟
سفر با کودکان خردسال همواره با قضاوتهایی همراه بوده است. برخی منتقدان معتقدند کودکی که چیزی را به یاد نمیآورد، دلیلی برای سفر ندارد. کیلی کرکپاتریک، مدیر یک آژانس گردشگری و مادر یک نوجوان، در گفتوگو با نیویورکپست میگوید که این انتقادها این موضوع را نادیده میگیرند که شیوه فرزندپروری برای همه یکسان نیست.

از منظر روانشناسی رشد نیز، تجربه سفر میتواند حتی بدون خاطرهسازی آگاهانه، اثرگذار باشد. مایکل جی. وِتِر، روانشناس بالینی، توضیح میدهد که در سالهای ابتدایی زندگی، یادگیری بیشتر بهصورت ضمنی رخ میدهد و این تجربهها میتوانند بر شکلگیری هیجانات، تنظیم احساسات و الگوهای ارتباطی کودک اثر بگذارند. البته او تأکید میکند که این فواید تنها در صورتی حاصل میشود که سفر با ریتم مناسب و توجه به نیازهای کودک انجام شود.
خانواده مکگراو میگویند تلاش کردهاند این تعادل را حفظ کنند. آنها باور دارند که لازم نیست کودکان معنای کامل یک مکان را درک کنند تا آن تجربه بر شخصیتشان اثر بگذارد. بهگفته جوردی لیپهمکگراو، این یک سرمایهگذاری بلندمدت است که نتایج آن بهتدریج نمایان میشود.





بدون نظر