در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، تصویر رسمی و تبلیغاتی از آدولف هیتلر بهعنوان رهبری منضبط، گیاهخوار و دور از هرگونه چیز مضر با واقعیت فاصله زیادی داشت. روایتهای تاریخی و اسناد آرشیوی نشان میدهند که رهبر آلمان نازی در سالهای آخر عمر، به مصرف ترکیبی از مواد مخدر، محرکها و داروهای هورمونی وابسته شده بود؛ وابستگی که نهتنها وضعیت جسمی او، بلکه تصمیمگیریهای سیاسی و نظامیاش را تحتتأثیر قرار داد.

این بخش کمتر گفتهشده از زندگی هیتلر، بهطور جدی توسط نورمن اوهلر، نویسنده آلمانی، در کتاب «نشئه» (Blitzed) بررسی شد. اوهلر با استناد به اسناد فدرال آلمان، خاطرات اطرافیان هیتلر و پروندههای پزشکی، نشان داد که مصرف مواد در رأس رایش سوم امری استثنایی نبود و از شخص هیتلر تا بدنه ارتش و جامعه گسترش داشت.
در سال ۱۹۴۵، زمانی که جنگ به روزهای پایانی خود نزدیک میشد، زنجیره تأمین مواد مخدر مورد استفاده هیتلر به دلیل بمباران کارخانههای داروسازی آلمان قطع شد. او که به مصرف روزانه اویکودال، یک مخدر قوی مشابه هروئین، و همچنین دوزهای بالای کوکائین عادت کرده بود، با علائم شدید ترک روبهرو شد. لرزش بدن، بیقراری، رفتارهای شیدایی و قطع ارتباط با واقعیت از جمله نشانههایی بود که اطرافیانش در پناهگاه برلین توصیف کردهاند.

بر اساس یافتههای اوهلر، هیتلر این مواد را در ابتدا با نسخه پزشک شخصیاش، تئو مورل، دریافت میکرد. مورل از سال ۱۹۳۶ با تزریق ویتامینها درمان هیتلر را آغاز کرد، اما بهتدریج پای هورمونها، محرکها و مواد افیونی به برنامه درمانی باز شد. پس از بیماری شدید هیتلر در سال ۱۹۴۱، اویکودال بهعنوان مسکن تجویز شد، اما اثر سرخوشی این ماده باعث مصرف مکرر و وابستگی شدید شد.
در سال ۱۹۴۴ و پس از انفجار نافرجام عملیات «والکری»، هیتلر به بهانه مشکلات گوش، کوکائین با خلوص بالا دریافت کرد. بنا بر اسناد، میزان تجویزشده بسیار فراتر از نیاز درمانی بود و مصرف جنبه تفریحی پیدا کرد. روانپزشکان معاصر، از جمله دیوید پودر، معتقدند که این ترکیب از مواد مخدر، محرکها و آرامبخشها باعث تشدید پارانویا، پرخاشگری، جسارت غیرواقعبینانه و کاهش کارکرد لوب پیشانی مغز هیتلر شده بود.

در همین دوره، تصمیمات نظامی غیرمنطقی، اصرار بر حملات ناممکن و نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی، ضربات سنگینی به ماشین جنگی آلمان وارد کرد. همزمان با تشدید شکستها، وضعیت جسمی و روانی هیتلر نیز رو به وخامت رفت. در ماههای پایانی، حتی گروههایی برای یافتن دارو در خیابانهای ویرانشده برلین اعزام شدند، اما تلاشها بینتیجه ماند. در نهایت، هیتلر و همسرش اوا براون در آوریل ۱۹۴۵ دست به خودکشی زدند.
اما مصرف مواد تنها به شخص هیتلر محدود نبود. اوهلر تأکید میکند که «فرهنگ دوپینگ» به تمام ارکان رایش سوم نفوذ کرده بود. متآمفتامین که در آلمان با نام پرویتین شناخته میشد، از اواخر دهه ۱۹۳۰ بهطور گسترده در میان غیرنظامیان و ارتش توزیع میشد. این ماده بدون نسخه در دسترس بود و از خانهدارها تا سربازان خط مقدم از آن استفاده میکردند.

تا سال ۱۹۳۹، پرویتین به بخشی از جیره سربازان تبدیل شده بود تا خستگی را سرکوب و ترس را خاموش کند. در جریان تهاجم به فرانسه، دهها میلیون قرص برای ارتش و لوفتوافه تولید شد. در سالهای پایانی جنگ، پروژههای افراطیتری نیز شکل گرفت؛ از جمله تولید آدامس کوکائینی برای مأموریتهای دریایی طولانی. آزمایش این مواد حتی در اردوگاه کار اجباری زاکسنهاوزن و روی زندانیان انجام شد؛ آزمایشهایی که بعدها بخشی از پرونده جنایات پزشکی نازیها شدند.

انتشار کتاب «نشئه» بحثهای تندی در میان تاریخنگاران به راه انداخت. برخی آن را اغراقآمیز دانستند، اما اوهلر تأکید دارد که اسناد مربوط به این آزمایشها و مصرف گسترده مواد، سالها در آرشیوها وجود داشته و فقط نادیده گرفته شدهاند. او معتقد است بدون درک نقش مواد مخدر، فهم تصمیمات و رفتارهای رایش سوم ناقص خواهد بود.
در کنار این روایتها، آثار رسانهای متعددی نیز به حواشی زندگی هیتلر پرداختهاند؛ از جمله فیلم دختر بریتانیایی هیتلر (Hitler’s British Girl) که به شایعات مربوط به رابطه او با یونی میتفورد میپردازد. هرچند این موضوع ارتباط مستقیمی با اعتیاد او ندارد، اما نشان میدهد که تصویر عمومی از هیتلر تا چه اندازه با زندگی پنهان و واقعیتهای کمتر گفتهشدهاش فاصله داشته است.





بدون نظر