تا سال ۲۰۲۶، نیروی دریایی ایالات متحده ۱۱ ناو هواپیمابر هستهای فعال در اختیار دارد؛ رقمی که از مجموع ناوهای هواپیمابر همه کشورهای دیگر جهان بیشتر است. در حالیکه آمریکا همچنان پیشگام بلامنازع این حوزه محسوب میشود، سایر کشورها نیز در حال گسترش تواناییهای خود در زمینه ناوهای هواپیمابر هستند. فرانسه تنها کشور دیگری است که یک ناو هواپیمابر هستهای در اختیار دارد، اما نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین اکنون سه ناو متعارف با پیشرانه دیزلی به آب انداخته است. نیروی دریایی هند نیز مانند چین دو ناو هواپیمابر در اختیار دارد.
یکی از ناوهای هند در ابتدا از روسیه خریداری شده و دیگری در داخل این کشور ساخته شده است. ناوهای سبک مجهز به رمپ پرش (ski jump) یا ناوهای هلیکوپتربر مجهز به جنگندههای با قابلیت برخاست کوتاه و فرود عمودی (VSTOL)، به لطف جنگنده پنهانکار F-35B ساخت لاکهید مارتین که به «jump jet» معروف است، قدرتمندتر از همیشه شدهاند. نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا دو ناو از کلاس Queen Elizabeth در اختیار داشته و ایتالیا نیز دو ناو مشابه دارد که اکنون این جنگندههای نسل پنجمی را حمل میکنند.

ایالات متحده بیش از ۱۰۰ سال است که ناو هواپیمابر توسعه داده و بهکار گرفته و همین موضوع سطحی از تخصص در عملیات پیچیده ناوهای هواپیمابر ایجاد کرده که قدرتهای نوظهور هنوز برای رسیدن به آن تلاش میکنند و حتی متحدان نزدیک نیز به آن نزدیک نشدهاند. بااینحال، در قرن بیستویکم، ناوهای هواپیمابر غولپیکر علاوه بر ارزش راهبردی، بهدلیل تهدید سلاحهای جدید مانند پهپادها و موشکهای هایپرسونیک پیشرفته، بهطور فزایندهای بهعنوان نقاط ضعف راهبردی نیز تلقی میشوند.
نیروی دریایی آمریکا به زبان اعداد: کیفیت و کمیت
ناوگان نیروی دریایی آمریکا از پیشرفتهترین فناوریها، دههها تجربه عملیاتی و یک شبکه پشتیبانی عظیم شامل گروههای رزمی و لجستیک جهانی بهره میبرد. هر ناو هواپیمابر آمریکایی بیش از ۱۰۰ هزار تن قدرت جابهجایی دارد و میتواند بیش از ۷۵ هواگرد شامل جنگندهها، هواپیماهای جنگ الکترونیک و هلیکوپترها را حمل کند. مجموع تناژ ناوگان نیروی دریایی آمریکا بیش از ۸٫۲ میلیون تن است که بهمراتب بیشتر از ۳٫۱ میلیون تن ناوگان چین محسوب میشود.

یک ناو از کلاس Ford میتواند روزانه تا ۱۶۰ مأموریت رزمی انجام دهد و در مدت ۲۴ ساعت، قدرت آتش بیشتری نسبت به توان هفتگی بسیاری از نیروهای هوایی ملی فراهم کند. هر ۱۱ ناو هواپیمابر آمریکا دارای پیشرانه هستهای هستند که برد عملیاتی تقریباً نامحدود و امکان حرکت با سرعت بالا، بیش از ۳۰ گره دریایی (۵۵.۵ کیلومتر بر ساعت)، برای چندین دهه بدون نیاز به سوختگیری را فراهم میکند. ناوهای کلاس Nimitz در حال رسیدن به پایان عمر عملیاتی خود هستند و قرار است ناو USS Nimitz در ماه مه ۲۰۲۶ بازنشسته شده و یک ناو از کلاس Gerald R. Ford جایگزین آن شود.

کشورهای با قدرت متوسط میتوانند با استفاده از ناوهای کوچکتر و چندمنظوره، توان قابل توجهی برای اجرای عملیات هوایی ایجاد کنند، بدون اینکه هزینه ۱۳ میلیارد دلاری یک ابرناو را متحمل شوند. نیروی دریایی آمریکا ۹ ناو تهاجمی آبیخاکی از کلاسهای Wasp و America نیز در اختیار دارد. ناوهای کلاس America اغلب «Lightning Carrier» نامیده میشوند، زیرا میتوانند تا ۲۰ جنگنده F-35B حمل کنند و قدرت رزمی آنها با برخی ناوهای بزرگ سایر کشورها رقابت میکند.
برتری عرشههای بزرگ
ابرناوها که ملوانان آمریکایی بهصورت غیررسمی آنها را «the boat» مینامند، همواره ظرفیت بیشتری برای پشتیبانی از عملیات نظامی نسبت به ناوهای سبک یا هلیکوپتربر دارند. بااینحال، این ناوها نیز مزایای خاص خود را دارند. این ناوها که در نیروی دریایی آمریکا «big decks» یا عرشههای بزرگ نامیده میشوند، با استفاده از هواگردهای VSTOL و فناوری پیشرفته جنگنده F-35B، اکنون به سطحی از توان رزمی رسیدهاند که هرگز پیش از این وجود نداشت.

ایالات متحده و متحدانش اصلیترین دارندگان ناوهای هواپیمابر در جهان هستند. بیشتر ناوهای سبک آنها یا برای پشتیبانی از جنگنده F-35B ارتقا یافتهاند یا از ابتدا برای استقرار این جنگنده طراحی شدهاند. این جنگندهها نسبت به نسخه F-35C که روی ابرناوها مستقر میشود، برد کمتری دارند و ناوهای سبک نیز تعداد کمتری هواگرد حمل میکنند، اما هزینه ساخت و بهرهبرداری آنها بهمراتب کمتر است.
| رتبه | کشور | تعداد ناوهای هواپیمابر | توضیحات |
|---|---|---|---|
| ۱ | ایالات متحده | ۱۱ | همگی با پیشرانه هستهای و قدرت جابهجایی بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ تن |
| ۲ | چین | ۳ | در حال توسعه سریع با سامانههای پرتاب الکترومغناطیسی آینده |
| ۳ | بریتانیا | ۲ | بهینهسازیشده برای جنگنده F-35B Lightning II |
| ۳ | ایتالیا | ۲ | ناوهای سبک مجهز به هواگردهای STOVL |
| ۳ | هند | ۲ | شامل نخستین ناو هواپیمابر ساخت داخل هند |
| ۴ | فرانسه | ۱ | تنها ناو هواپیمابر هستهای غیرآمریکایی فعال |
| ۴ | روسیه | ۱ | ناو Admiral Kuznetsov با مشکلات عملیاتی مکرر |
| ۴ | اسپانیا | ۱ | ناو چندمنظوره مجهز به رمپ پرش و با نقش ناو سبک |
جدول بالا مقایسهای میان قدرتهای اصلی هوانوردی دریایی جهان از نظر تعداد ناوهای هواپیمابر ارائه میدهد و شکاف میان بزرگترین ناوگانها و شباهت میان سایر کشورها را نشان میدهد. رتبههای سوم و چهارم شامل چندین کشور با یک یا دو ناو هواپیمابر هستند. این آمار بر اساس World Database of Modern Military Warships تهیه شده است.

ناوهای بهینهشده برای قابلیت برخاست کوتاه و فرود عمودی، به سامانههای پرتاب بخار یا الکترومغناطیسی و کابلهای فرود پیچیده نیاز ندارند. این ناوها به تعداد پرسنل کمتری برای عملیات عرشه پرواز نیاز خواهند داشت، زیرا فاقد سامانههای پیچیده پرتاب و بازیابی هواگردها هستند. از آنجا که بسیاری از متحدان آمریکا از جنگنده F-35B استفاده میکنند، این هواگردها میتوانند روی ناوهای یکدیگر فرود بیایند و سوختگیری کنند. این موضوع یک ناوگان ائتلافی گسترده و توزیعشده ایجاد میکند که پیشتر در عملیات مشترک میان بریتانیا، ژاپن و ایالات متحده در اقیانوس آرام به نمایش گذاشته شده است.
هوانوردی دریایی: نوک نیزه
جای تعجب نیست که بال هوایی ناو هواپیمابر مستقر روی ابرناوهای کلاس نیمیتز یا فورد نیروی دریایی آمریکا، چیزی فراتر از یک یگان تخصصی معمولی است. بال هوایی مستقر روی یک ناو ایالات متحده، از نیروی هوایی بسیاری از کشورهای جهان بزرگتر است. هر یک از این ناوهای عظیم جنگی، نیروی هوایی و پایگاه هوایی کاملاً عملیاتی خود را در اختیار دارد که میتواند از طریق آبهای آزاد به هر نقطهای از جهان منتقل شود.

بال هوایی ناو هواپیمابر دارای عمق عملیاتی بینقص و توانایی انجام تقریباً هر مأموریتی است که یک اسکادران مستقر در پایگاه زمینی نیروی هوایی ایالات متحده قادر به انجام آن باشد. درست است که بیشتر هواگردهایی که برای عملیات از روی ناو طراحی شدهاند، بهدلیل محدودیتهای مهندسی، عملکردی پایینتر از نمونههای مستقر در خشکی دارند. بااینحال، مزیت استقرار پایگاه عملیاتی در نزدیکی ساحل هدف، این تفاوت عملکرد را جبران میکند.
شکاف عملکردی میان هواگردهای مستقر در خشکی و ناو نیز در حال کاهش است. این موضوع عمدتاً بهدلیل خانواده جنگندههای پنهانکار نسل پنجمی F-35 و سه نسخه مختلف آن است که به پلتفرم استاندارد برای آمریکا و متحدانش تبدیل شدهاند. جنگنده F/A-18 Super Hornet ساخت بوئینگ نیز با معرفی مجموعهای از سامانههای خودکار و فناوریهای جدید، نهتنها عملیات برخاست و فرود روی ناو را ایمنتر و کارآمدتر کرده، بلکه اثربخشی مأموریتها را نیز افزایش داده است.
هامر: چشم آسمان
یکی از هواگردهای مهم اما کمتر مورد توجه بال هوایی ناوهای هواپیمابر، هواپیمای هشدار زودهنگام هوابرد Grumman E-2 Hawkeye ملقب به «Hummer» است. جدیدترین نسخه آن، E-2D، میتواند از روی ناو برخاسته و به یک پایگاه راداری پرنده با تواناییهای پیشرفته تبدیل شود که با سامانه بسیار گرانقیمت E-7 Wedgetail AWACS ساخت بوئینگ رقابت میکند. اسکادرانهای VAW نیروی دریایی آمریکا که از E-2D و نسخه قدیمیتر E-2C استفاده میکنند، نقش حیاتی در عملیات بال هوایی دارند.

هر یک از این هواپیماها میتواند صدها هدف را از فاصله نزدیک به ۵۰۰ کیلومتری ردیابی کند و با پشتیبانی از یگانهای هوایی، دریایی و زمینی گروه رزمی ناو هواپیمابر و سایر نیروهای مشترک، کل میدان نبرد را هماهنگ کند. پیش از معرفی F-35، هواپیمای E-2D گرانترین پلتفرم مستقر روی ناو محسوب میشد و هزینه توسعه آن توسط بخشهای هوایی و سطحی نیروی دریایی تأمین شده بود، زیرا رادار قدرتمند آن اثربخشی رزمی کل ناوگان را افزایش میدهد.
ناوگانهای ائتلافی مشترک میتوانند به هواپیمای E-2 آمریکایی تکیه کنند، اما ناوهای سبک یا هلیکوپتربر که بهصورت مستقل فعالیت میکنند، از مزایای این سامانه راداری بهرهمند نمیشوند. فعالیت مستقل به این معناست که ناو باید تنها از رادار خود استفاده کند یا به سامانههای مستقر در خشکی برای افزایش پوشش متکی باشد. برخی ناوهای کوچکتر دارای پلتفرمهای هشدار زودهنگام مبتنی بر هلیکوپتر هستند، اما این سامانهها برد کمتر، سقف پرواز پایینتر و زمان حضور بسیار کوتاهتری دارند و همین موضوع ناوگان را در برابر حملات موشکی دوربرد آسیبپذیرتر میکند.

هواپیمای E-2D Hawkeye بهقدری کارآمد و در عین حال ارزانتر از E-7 است که مورد توجه نیروهای هوایی متحدان آمریکا نیز قرار گرفته است. نیروی هوایی ایالات متحده حتی در حال بررسی خرید تعدادی از این هواپیماها بهعنوان راهکار موقت است، زیرا قرار است هواپیماهای E-3 Sentry بازنشسته شده و محدودیتهای بودجهای مانع خرید فوری E-7 شده است.
رقیب نوظهور نیروی دریایی آمریکا
نیروی دریایی چین بهتدریج از یک نیروی دفاع ساحلی به یک نیروی دریایی اقیانوسپیما و جهانی، موسوم به «blue water navy»، تبدیل میشود. ناوهای هواپیمابر چین بهطور فزایندهای در مناطق دورتر، از جمله غرب اقیانوس آرام و نزدیکی ژاپن، مستقر میشوند تا توانایی خود در به چالش کشیدن حضور آمریکا را نشان دهند. هدف این اقدام، دور نگه داشتن ناوهای آمریکایی از طریق راهبردهای موسوم به Anti-Access/Area Denial است.

تمرکز اصلی این توسعه بر سه ناو هواپیمابر فعلی است که هرکدام نسبت به نسخه قبلی پیشرفتهتر هستند. جدیدترین آنها ناو Fujian (Type 003) است. پنتاگون اعلام کرده چین قصد دارد تا سال ۲۰۳۵ در مجموع ۹ ناو هواپیمابر بسازد. ناو چهارم، موسوم به Type 004، که احتمالاً دارای پیشرانه هستهای خواهد بود، در حال حاضر در شهر دالیان در دست ساخت است. انتظار میرود نیروی دریایی چین استقرارهای منظم ناوهای هواپیمابر خود را در اقیانوس هند آغاز کند تا مسیرهای تجاری را ایمن کند و قدرتهای منطقهای مانند هند را به چالش بکشد.
اگرچه این ناوها هنوز به سطح ناوهای هستهای آمریکا نرسیدهاند، انتظار میرود در آینده نزدیک به جنگنده پنهانکار Shenyang J-35 مجهز شوند که توان رزمی آنها را بهطور قابل توجهی افزایش خواهد داد. تا فوریه ۲۰۲۶، ناو فوجیان با موفقیت عملیات پرتاب و بازیابی هواگردهای رزمی را با استفاده از سامانه پرتاب الکترومغناطیسی انجام داده است. این فناوری امکان پرتاب هواگردهای سنگینتر و پیشرفتهتر مانند هواپیمای هشدار زودهنگام KJ-600 و جنگنده پنهانکار J-35 را فراهم میکند.





بدون نظر