انتشار نخستین تصویر از محل نگهداری نیلوفر مجاور و روایت جدید برادرش از همدستان متهم

انتشار نخستین تصویر از محل نگهداری نیلوفر مجاور و روایت جدید برادرش از همدستان متهم

با گذشت نزدیک به ۱۷ روز از آغاز پرونده قتل نیلوفر مجاور، دختر جوان پیرانشهری، برادر او جزئیات تازه‌ای از محل نگهداری خواهرش، شرایطی که پیش از مرگ در آن قرار داشته و نقش احتمالی افراد دیگر در انتقال پیکر او مطرح کرده است. مظهر مجاور در گفت‌وگو با رکنا مدعی شده که خواهرش در یک کارخانه بازیافت زباله در پیرانشهر نگهداری شده و در آنجا مورد ضرب‌وجرح و شکنجه قرار گرفته است.

به گفته برادر نیلوفر، خانواده چند روز پس از وقوع جنایت برای بررسی صحنه جرم به کارخانه‌ای مراجعه کردند که نیلوفر پیش از مرگ در آن نگهداری می‌شد. او می‌گوید متهم از طریق سایت‌های کاریابی با این کارخانه آشنا شده و برای کار به آنجا مراجعه کرده بود. نیلوفر نیز به‌عنوان همسر او همراهش به کارخانه رفته بود.

مظهر مجاور در تشریح آنچه در این محل رخ داده، به رکنا گفت:

نیلوفر را به یک کارخانه بازیافت زباله در پیرانشهر برده بودند و در قسمت نگهبانی کارخانه نگهداری می‌شده است.

او به نقل از صاحب کارخانه مدعی شد که متهم در نخستین روز حضورش از او طناب خواسته و سپس نیلوفر را به صندلی بسته بود. برادر نیلوفر همچنین گفت بررسی‌های خانواده نشان می‌دهد خواهرش در این محل مورد ضرب‌وجرح و شکنجه قرار گرفته و وضعیت جسمی او در روزهای پایانی زندگی بسیار وخیم بوده است.

برادر نیلوفر مجاور مدعی شده است که متهم پس از اطلاع از مرگ خواهرش، با برادر خود تماس گرفته و ضمن اعلام اینکه نیلوفر را کشته، از او خواسته برای انتقال پیکر به محل دیگری به کارخانه بیاید.

به گفته مظهر مجاور، برادر متهم پس از این تماس در کارخانه حاضر شده و خانواده فیلم دوربین‌های مداربسته را نیز در اختیار دارند که حضور او را در محل نشان می‌دهد.

او همچنین درباره نقش احتمالی همسر برادر متهم توضیح داد که به گفته صاحب کارخانه، برادر متهم همراه همسرش برای بردن نیلوفر به آنجا مراجعه کرده بود.

مجاور مدعی شد که خودرو در تصاویر دوربین‌های مداربسته دیده می‌شود، اما بخش مربوط به لحظه انتقال نیلوفر دستکاری شده است. به گفته او، همین مسئله ابهاماتی درباره میزان نقش برادر متهم و همسرش در انتقال پیکر نیلوفر ایجاد کرده است.

برادر نیلوفر مجاور از روند رسیدگی به نقش احتمالی سایر افراد در این پرونده انتقاد کرده است.

او با اشاره به اینکه دادستان پیرانشهر به خانواده وعده پیگیری پرونده و مجازات عامل قتل را داده، پرسیده است چرا برادر متهم و همسرش همچنان آزاد هستند.

مظهر مجاور مدعی شده که این دو نفر در جابه‌جایی نیلوفر، انتقال پیکر او به نزدیکی اورژانس و رها کردنش در آن محل نقش داشته‌اند و خواستار بررسی دقیق نقش آنها شده است.

او همچنین اعلام کرده که پرونده برای ادامه رسیدگی به مهاباد ارسال شده و خانواده همچنان منتظر روشن شدن تمام ابعاد جنایت و تعیین نقش احتمالی افرادی هستند که ممکن است در انتقال پیکر یا پنهان کردن ماجرا دخالت داشته باشند.

ماجرای قتل نیلوفر مجاور چه بود؟

با بازداشت مرد متهم در پرونده نیلوفر مجاور، جزئیات تازه‌ای از روزهای ناپدیدشدن این زن جوان، نحوه انتقال او به بیمارستان و فرار متهم منتشر شده است. روزنامه «اعتماد» در گزارشی مفصل، روایت پدر نیلوفر را منتشر کرده و «جام‌جم» نیز با دایی او گفت‌وگو کرده است.

نیلوفر مجاور، زن ۲۸ ساله اهل منطقه پیرانشهر و اشنویه، پس از چند روز ناپدیدشدن با جراحات بسیار شدید به مرکز درمانی منتقل شد و در نهایت دچار مرگ مغزی شد. گزارش‌های اولیه از اعمال خشونت شدید جسمی و احتمال خشونت جنسی علیه او حکایت داشت.

بنا به گزارش‌های پیشین متهم که در روایت‌های اولیه از او با نام «سید عزت‌الدین سیدطاهری» یاد شده بود، پس از رسیدن به بانه قصد داشته از مسیر مرزی وارد اقلیم کردستان عراق شود و برای این کار پیشنهاد چندصد میلیون تومانی به یک کولبر داده است که کولبر پیشنهاد را نپذیرفته و موضوع را به مراجع مسئول اطلاع داده بود.

قاتل نیلوفر مجاور
تصویر منتسب به مرد متهم به شکنجه، تجاوز و قتل نیلوفر مجاور

با این حال پدر نیلوفر مجاور در مصاحبه جدید خود می‌گوید گروهی از کولبران متهم را در یکی از روستاهای مرزی بانه شناسایی و محل اختفای او را به پلیس اعلام کرده‌اند.

روایت تازه پدر نیلوفر؛ آشنایی با مردی که خود را خواستگار معرفی کرد

بر اساس روایت روزنامه اعتماد به نقل از پدر نیلوفر مجاور، مردی حدوداً ۴۵ ساله پس از دیدن نیلوفر خود را خواستگار او معرفی کرده و با مادر خانواده تماس گرفته است.

پدر نیلوفر درباره نحوه آشنایی این مرد با دخترش گفته است:

نیلوفر متولد ۱۳۷۷ و بسیار مظلوم و ساده بود. چند وقت پیش نیلوفر به همراه مادرش به یک مراسم دعوت می‌شود. آنجا این مرد هم بوده و نیلوفر را دیده و شماره تلفن مادر نیلوفر و نیلوفر را از یکی از خانم‌های حاضر در مراسم گرفته است. بعد از چند روز با مادر نیلوفر تماس گرفته و گفته قصد دارد با نیلوفر ازدواج کند. مادر نیلوفر هم به این آقا گفته اختلاف سنی او و نیلوفر زیاد است. چند بار هم با نیلوفر صحبت کرده تا اینکه سوم شهریور ماه ساعت یک بامداد با نیلوفر تماس گرفته و نیلوفر را تهدید کرده و به بهانه‌ای او را از خانه بیرون کشانده است.

آن شب او به همراه دو نفر دیگر نیلوفر را سوار ماشین کرده و به مکانی نامعلوم برده‌اند. این آقا صبح روز بعد با ما تماس می‌گیرد و می‌گوید نیلوفر را فراری داده و نیلوفر هم راضی است و می‌خواهند با هم زندگی کنند.

نزدیک هفت، هشت روز نیلوفر پیش این مرد بوده و مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته است. در این مدت نیلوفر یک بار با مادرش تماس می‌گیرد و می‌گوید غذا می‌خواهد، اما بار دیگر که زنگ می‌زند، می‌گوید همه چیز خوب است و قرار شده این آقا مشغول به کار شود؛ ناگفته نماند که این آقا کنار نیلوفر بوده و او را مجبور کرده این حرف‌ها را بزند.

این آقا یکی، دو بار هم با من تماس می‌گیرد و می‌گوید می‌خواهد به خواستگاری بیاید و صلح کند؛ در این منطقه رسم است اگر پسری، دختری را می‌خواهد و خانواده دختر رضایت نمی‌دهد دختر را ببرند و بعداً ریش‌سفیدان برای صلح پادرمیانی کنند و به خواستگاری دختر بیایند؛ عرف و سنت منطقه این است.

ما هم روی همین حساب تا روزی که این آقا به ما وعده می‌دهد، صبر می‌کنیم، اما روز موعود تماس می‌گیرد و می‌گوید عمویش حالش بد شده و دو روز دیگر هم فرصت می‌خواهد. من هم به این آقا می‌گویم دیگر تحمل ندارم و از او شکایت می‌کنم، اما این آقا می‌گوید باید دو روز دیگر تحمل کنید و اگر ماجرا را به پلیس اطلاع دهید نیلوفر را خواهد کشت.

نیلوفر مجاور

روایت دایی نیلوفر از نحوه آشنایی

هیوا بابک، یکی از دایی‌های نیلوفر، روایت دیگری از محل آشنایی این دو نفر ارائه کرده است. او به جام‌جم گفته نیلوفر و مادرش مدتی در یک سردخانه میوه در اشنویه کار می‌کردند و ظاهراً متهم نیز در همان محل مشغول کار بوده است:

نیلوفر و مادرش مدت کوتاهی در سردخانه میوه در اشنویه کار می‌کردند و گویا قاتل نیز آنجا مشغول بود که با نیلوفر آشنا شد و سپس با دادن وعده و وعید او را فریب داد. درواقع به نظر می‌آید او را برای اعمال شرورانه خود نشان کرده بود.

خواهرزاده‌ام دختر بسیار صاف و ساده و پاکی بود. متهم با نیلوفر ارتباط گرفت و احتمالا آنها ۱۰‌ روز تلفنی با هم صحبت می‌کردند اما خانواده‌اش از این موضوع اطلاع نداشتند. او در تماس با نیلوفر گفته بود می‌خواهد همراه عمویش برای خواستگاری پیشقدم شود. خواهرم هم به نیلوفر گفته بود صبر کن با پدر و برادرت صحبت کنم. خانواده خواهرم منتظر خواستگاری بودند، غافل از این‌که او نقشه شوم دیگری برای نیلوفر داشت.

هنوز هم برای ما مشخص نشده که متهم همدست داشته یا خیر، اما او نیلوفر را ربود و به مکانی مخفی که باز هم برای ما مشخص نیست کجا بود، انتقال داد.

مادر نیلوفر همه جا را دنبال او گشت. سپس قاتل با مادر او تماس گرفت و با تهدید گفت نیلوفر نزد من است. شما مرا نمی‌شناسید، من اسلحه دارم و اگر با کسی تماس بگیرید، همه‌تان را می‌کشم. اعضای خانواده نیز با توجه به تهدید او و گروگان بودن نیلوفر از مراجعه به پلیس آگاهی خودداری کردند. ما حتی نمی‌دانستیم که او اسلحه دارد یا خیر اما تهدیدش را جدی گرفتیم.

نیلوفر مجاور

پیش‌تر کردپا نوشته بود نیلوفر تنها چند کلاس ابتدایی تحصیل کرده و پس از ورشکستگی پدرش در کارهای خانه و مراقبت از برادران کوچک‌تر به مادر کمک می‌کرد. مادر خانواده در مزارع و در فصل سرد در سردخانه‌ها کار می‌کرد و نیلوفر گاهی همراه او می‌رفت.

تماس‌های نیلوفر در روزهای ناپدیدشدن

به گفته دایی نیلوفر، متهم در مدتی که این زن جوان نزد او بوده چند بار با مادرش تماس گرفته تا نشان دهد دخترش زنده است. او می‌گوید نیلوفر در یکی از این تماس‌ها گفته نمی‌داند کجاست و در تماس دیگری از مادرش درخواست غذا کرده است.

دایی نیلوفر ادامه داده است:

نیلوفر در یکی از تماس‌ها به مادرش گفت «تو را به خدا اگر آمدی برایم خوراکی بیاور». قاتل به‌شدت به نیلوفر گرسنگی داده بود اما این تنها آزاری نبود که در حق نیلوفر مرتکب شده بود. قاتل در تمام این مدت به اشکال مختلف؛ سوزاندن بدن، شلاق زدن، ضربه‌های شدید و شکنجه حتی به او تعرض نیز کرده بود. او نیلوفر را ۲ بار از پشت‌بام به پایین پرتاب کرده بود. در اثر شدت شکنجه‌ها نیلوفر نیمه‌جان شده بود و فاصله‌ای با مرگ نداشت.

نیلوفر مجاور

ادعای تعرض جنسی در این روایت از سوی دایی نیلوفر مطرح شده است. پدر نیلوفر اما گفته خانواده هنوز نمی‌داند آیا تجاوز رخ داده یا نه و منتظر نتیجه پزشکی قانونی است.

در گزارش‌های قبلی نیز کردپا به نقل از خاله نیلوفر از آثار جراحات شدید در ناحیه تناسلی و مقعدی و ظن خشونت جنسی نوشته بود. کبودی گسترده بدن، شکستگی چانه و استخوان‌های پهلو و آسیب شدید پشت سر ازجمله جراحات واردشده به نیلوفر مجاور عنوان شده بود.

انتقال نیلوفر به درمانگاه و فرار متهم

پدر نیلوفر گفته است:

یازدهم شهریور ماه این آقا، نیلوفر را از روستای پسوه که اطراف پیرانشهر است به یک درمانگاه می‌برد و آنجا عنوان می‌کند نیلوفر زنش است و در حال شستن فرش بوده که از پشت بام افتاده، اما پرستار درمانگاه به او گفته تمام بدن نیلوفر شکسته و چیزی که می‌گوید ربطی به پرت شدن از پشت بام ندارد.

پرستار با اورژانس تماس می‌گیرد و نیلوفر را به بیمارستان پیرانشهر منتقل می‌کنند، اما این آقا به محض اینکه ماشین آمبولانس به ورودی پیرانشهر می‌رسد، می‌گوید مدارک نیلوفر را نیاورده و باید برگردد تا مدارک را بردارد. گوشی، انگشتر و گوشواره طلای نیلوفر را هم برمی‌دارد و از ماشین پیاده می‌شود و فرار می‌کند.

ساعت ۱۱ شب با همسرم تماس می‌گیرد و می‌گوید تصادف کرده‌اند و نیلوفر را به بیمارستان رسانده است. ما وقتی به بیمارستان رفتیم متوجه شدیم او جنازه نیلوفر را تحویل بیمارستان داده و نیلوفر دچار مرگ مغزی شده؛ به ما گفته‌اند مرگ مغزی بر اثر ضربه شدید به جمجمه، گردن و افتادن از ارتفاع رخ داده است.

این آقا وقتی به سر نیلوفر ضربه وارد کرده خواسته صحنه‌سازی کند که نیلوفر از ماشین یا جایی پرت شده و ضربه مغزی بر اثر پرت شدن اتفاق افتاده است. بعد از این صحنه‌سازی جنازه را با آن وضع وحشتناک تحویل ما می‌دهند و ما تصمیم می‌گیریم کلیه و کبد نیلوفر را اهدا کنیم. ما ظهر روز چهاردهم شهریور ماه جنازه را تحویل گرفتیم و مراسم دفن را انجام دادیم.

این آقا در این مدت بدن نیلوفر را با سیگار سوزانده و او را شکنجه کرده، اما نمی‌دانیم تجاوز صورت گرفته یا نه؛ منتظر نتیجه پزشکی قانونی هستیم.

نیلوفر مجاور

دایی نیلوفر: کادر درمان به ماجرا مشکوک شد

هیوا بابک نیز جزئیات بیشتری از این بخش ماجرا مطرح کرده است:

متهم نیلوفر را سوار ماشین کرد و او را به درمانگاهی در یکی از روستاهای پیرانشهر انتقال داد اما وضعیت جسمی او آن‌قدر بحرانی بود که کادر درمان به او گفته بود باید به پیرانشهر منتقل شود. متهم گفت خودتان منتقل کنید، اما کادر درمان از او پرسیدند که شما چه نسبتی با این خانم دارید. او به دروغ گفت شوهرش هستم. آنها هم در جواب گفتند اگر شوهرش هستی باید همراه او باشید اما وی دوباره امتناع کرد.

کادر درمان هم گفتند اگر می‌خواهی او را منتقل کنیم، خودت باید همراهش باشی. درنهایت پذیرفت و همراه آنها به سمت پیرانشهر حرکت کرد. در ورودی پیرانشهر، متهم از راننده خواست توقف کند تا مدارک خود را بردارد. آنها هم سرعت ماشین را کم کردند و در همین هنگام قاتل با باز کردن در پا به فرار گذاشت. آنها هم که شرایط بحرانی نیلوفر را دیده بودند، از روی انسانیت او را به بیمارستان منتقل کردند.

کادر درمان با دیدن شرایط وخیم جسمی نیلوفر موضوع را به پلیس اطلاع دادند، آن هم در حالی‌که ما روح‌مان هم خبر نداشت چه فاجعه‌ای برای خواهرزاده‌ام رخ داده است.

یک شب همگی در خانه بودیم که متهم با مادر نیلوفر تماس گرفت و گفت ما تصادف کرده‌ایم و نیلوفر در بیمارستان است. پلیس دنبالم است و خودت تنها بیا و هیچ‌کس همراهت نباشد. با این تماس خود را به بیمارستان رساندیم و با صحنه هولناکی روبه‌رو شدیم. نیلوفر به‌شدت شکنجه شده و دست و پاهایش کبود بود. خواهرم با دیدن وضعیت نیلوفر بیهوش شد. براساس اعلام کادر درمان، نیلوفر حداقل یک هفته تحت شکنجه شدید قرار داشت.

پزشکان به نوعی اعلام کردند نیلوفر از دست رفته اما او را به بیمارستان نقده منتقل کردیم. تمام تلاش‌های لازم انجام شد اما متأسفانه نیلوفر دچار مرگ مغزی شد. البته براساس مدارک پزشکی قانونی نقده، مرگ مغزی او تایید شده، اما پزشکی قانونی ارومیه هنوز پاسخ رسمی درباره علت مرگ ارائه نداده است.

به همین دلیل خانواده رضایت دادند اعضای بدن او اهدا شود. بنابراین کلیه‌ها، قلب و کبد او در کردستان به بیماران نیازمند اهدا شد. آنها این تصمیم را گرفتند تا یاد و خاطره نیلوفر زنده بماند.

نیلوفر مجاور

خانواده پس از انتقال نیلوفر شکایت کرد

خانواده پس از بستری شدن نیلوفر به پلیس آگاهی مراجعه کرده و شکایت خود را از مرد که سن او حدود ۴۵ سال عنوان شده ثبت کرده‌اند.

دایی نیلوفر گفته خانواده تا پیش از این ماجرا شناختی از متهم نداشته و پس از اعلام نام او به مأموران پلیس با واکنشی مواجه شده‌اند که نشان می‌داده پلیس این فرد را می‌شناسد.

او گفته است:

براساس اطلاعات منابع رسمی پلیس و همچنین منابع مردمی، متهم به قتل سال‌ها پیش با زنی ایرانی در عراق ازدواج کرده که همسرش در تصادف فوت کرد. گفته شده بود او برای این تصادف صحنه‌سازی کرده است. متهم به قتل سابقه‌دار و مرتکب جرائم مختلفی شده بود.

ما حتی نمی‌دانیم متهم در این ۹ روز نیلوفر را کجا مخفی کرده بود. او پیش از کار در سردخانه میوه، در یک کارخانه بازیافت پلاستیک کار می‌کرد. پلیس حتی دوربین‌های آنجا را هم بررسی کرد اما تمام‌شان تخلیه شده بود.

درحالی‌که اعضای بدن نیلوفر به بیماران نیازمند اهدا شد، پلیس سردشت، پیرانشهر، اشنویه و بانه در هماهنگی با یکدیگر، قاتل را درحالی‌که با خانواده خود تماس گرفته، تقاضای پول کرده و قصد خروج از مرزهای کشور را داشت، دستگیر کردند.

در مورد جریان کولبری هیچ اطلاع دقیقی ندارم و نه آن را تأیید می‌کنم و نه تکذیب. درباره همدستانش نیز اطلاعی ندارم.

تقاضای ما از دستگاه قضا این است که یا متهم به قتل را در اختیار ما قرار دهند یا اشد مجازات را درباره او اجرا کنند. من در دادگستری بودم و قرار است قاتل را به زندان نقده منتقل کنند.

روایت پدر نیلوفر از سوابق متهم و شناسایی در بانه

پدر نیلوفر نیز ادعاهایی درباره گذشته متهم مطرح کرده است:

این آقا در کار قاچاق موادمخدر هم بوده و مدتی در اقلیم کردستان زندگی کرده و زن داشته، اما می‌گویند زنش را کشته و سپس صحنه‌سازی کرده که از قتل تبرئه شود. این‌طور که می‌گویند این آقا از سال ۱۳۹۱ که زنش را می‌کشد ظاهرا زندانی می‌شود، اما، چون این اتفاق در عراق افتاده به آنجا رفته و گفته زنش بر اثر تصادف فوت شده؛ یعنی دفعه قبل هم صحنه‌سازی کرده و همین مدارک را به ایران آورده و از زندان ارومیه آزاد شده است.

مجدد به عراق برمی‌گردد و خرداد ماه امسال با کوله‌باری از جنایت و خیانت به ایران بازمی‌گردد و مثل بختک به جان خانواده ما می‌افتد. ما بعد از این اتفاق ماجرا را به پلیس اطلاع دادیم و خبر را رسانه‌ای کردیم. ماموران هم با اقلیم کردستان هماهنگ شدند و عکس این فرد را دراختیار آنها قرار دادند تا اینکه متهم جمعه شب در یکی از روستا‌های مرزی در شهرستان بانه درحالی که مخفی شده بود، شناسایی می‌شود.

یک‌سری کولبران که در آن ناحیه بوده‌اند این فرد را شناسایی می‌کنند و به پلیس اطلاع می‌دهند که فلانی در فلان روستا در فلان خانه مخفی شده است. ماموران هم با بررسی‌های بیشتر متوجه می‌شوند این همان فرد مظنون است و با شگردی خاص او را دستگیر می‌کنند.

قرار شده این آقا را به شهرستان پیرانشهر منتقل کنند و اینجا از او اعتراف بگیرند که آیا این فرد عامل اصلی بوده یا افراد دیگری در این اتفاق دست داشته‌اند. فعلا تا این فرد اعتراف دقیق نکند چیزی مشخص نمی‌شود.

آمار هولناک زن‌کشی در ایران؛ ۱۶۵ زن در ۲ سال به دست مردان خانواده کشته شده‌اند

دادگستری: پرونده با سرعت و قاطعیت در حال رسیدگی است

رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی در توضیح درباره این پرونده اعلام کرده است متهم هنگام خروج از کشور دستگیر شده و پرونده در دست رسیدگی قرار دارد.

علی‌نژاد گفته است در پی وقوع این جنایت، دستورهای لازم به دادستان‌های اشنویه و پیرانشهر صادر شده و با همکاری پلیس آگاهی و دادستان شهرستان بانه، متهم متواری هنگام خروج از مرز بازداشت شده است.

به گفته رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی، متهم اکنون تحت قرار بازپرس رسیدگی‌کننده در بازداشت است و تحقیقات «با سرعت، دقت و قاطعیت» ادامه دارد. او همچنین تأکید کرده عاملان جنایت علیه نیلوفر مجاور مطابق قانون مجازات خواهند شد.

دادستان عمومی و انقلاب اشنویه نیز اعلام کرده دستگاه قضایی در این پرونده اغماض نخواهد کرد، رسیدگی خارج از نوبت انجام می‌شود و در صورت اثبات جرم، برخورد قضایی متناسب صورت خواهد گرفت.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
15 نظر

ورود

  • فرزاد شهریور 14, 1405

    متاسفانه……. پشت همچین مردایی در میاد و با همکاری سایر مردان زن کش وزن ستیز به این کار کثیفشون ,ادامه میدن و درنهایت با یک. ….جون این قاتلان کثیف نجات میدن

  • انسان شهریور 14, 1405

    طفلی این دختر و زنان دیگه که توسط یه همچین مردان کثیفی کشته میشن و زجر کش میشن در آخر هم این مردان یاغی از دم دار مجازات و اعدام رها میشن چرا که دیه اون زن ضعیف کمتر از اون مرد کثیف هست ، شرم تون باد

  • دکتر اصانلو جامعه شناس شهریور 15, 1405

    کاربر نامحترم با نام فرزاد؛ اگر سواد حقوقی ندارید لطفا دهن تون رو ببندید و داغ خانواده عزادار رو بیشتر نکنید.
    این آقا قتل انجام داده که براش ۲ امکان هست، یا اعدام می‌شود و یا رضایت متشاکی رو میگیره که باز بابت جرمی که انجام داده باید جزای عمومی رو متحمل بشه که در خصوص بخشودگی خانواده متوفی و امکان خشونت دیگر از این جانی، دیگر قوه قضائیه مستوجب توبیخ و انتقاد نیست.
    بنده دختر دارم و قلبم به درد اومد پس بگذارید داغ همین تیتر برایمان بس باشد و پیام های ناسنجیده ی شما اعصاب دیگران رو مخدوش نکنه.
    ان شاءالله قوه قضائیه جوری حکم دهد که گویی این عمل با دختر خود صورت گرفته و قاضی و دادستان طوری به پرونده بنگرند، که گویی خودشان، خانواده ی داغدار هستند

    • بابک شهریور 15, 1405

      مقصر قانون نیست . خود دختر و مرد هستن که برخلاف قانون و قبل از ازدواج به بهانه آشنایی و… وارد رابطه و دوستی میشن . قانون که منع کرده و گفته جرم هستش . ولی آیا دخترها و خانوم ها به قانون ن پایبند هستن و حاضرن برای خودشون ارزش قائل بشن و وارد رابطه و دوستی نشن؟ هرچی میکشن از این زن زندگی آزادی و روشن‌فکری هستش نه قانون و حکومت و دین و…

      • بابک خفه شهریور 15, 1405

        بابک خفه شو. لابد اونی که به نوزاد تجاوز کرده، نوزاد مقصره. کی خفه میشید شما نجاسات

      • بابک خفه شهریور 17, 1405

        تف تو روت

  • سیاهی شهریور 15, 1405

    سلام
    روحش شاد
    ولی وقتی میگن دخترتون رو کنترل کنبد برای همینه.
    بدون ازدواج و خارج از عرف دوستی میکنید و قرار میذارید و اعتماد میکنید و کلی کار دیگه و… درست نیست بعدش بخاطر انتخاب این راه و اینجور رابطه ها جامعه و دولت و حکومت مقصر بشن که.
    یکم منطقی نگاه کنید و تعصبی رفتار نکنید.
    قانون میگه روابط خارح از عرف و قانون و شرع ممنوع و جرم است . پس چرا بدون ازدواج دوستی میکنید و قرار میذارید و اعتماد میکنید که تحت فشار و تهدید قرار بگیرید و بعدش همچین بلاهایی سرتون بیاد.
    طرف خودش و با اراده خودش از خونه رفته بیرون. زورکی که نیومده خونه ببرتش.
    خودش رفته .حالا با تهدید یا وعده . بلاخره خودش راهش رو انتخاب کرده.
    اون اقا هم مجرم هستش چون قتل کرده.
    ولی در کل هردو مقصر هستن که رابطه ای و دوستی غیرقانونی داشتن . حالا هی بیاید بدون درک و عقل بگید زن کشی.
    یه جور میگید زن کشی انگار ازدواج کرده بودن.
    الکی به زمین و زمان و حکومت و قانون فحش ندید. قانون هم هست و قانون های خوبی هم داریم .ولی وقتی دختر جماعت به قانون پایبند نیست و خودش راهش رو انتخاب می‌کنه یعنی قانون و کشور مقصرن؟؟

    • سارا شهریور 15, 1405

      اون قسمتی که از کار و فقر شدید خانواده دختر گفته نفهمیدی چرا اعتماد می کنن؟

    • سفیدی شهریور 17, 1405

      تف تو ذاتت

  • سارا شهریور 15, 1405

    تاسفبارتر از تجاوز و جنایت، کامنتها در توجیه این سفاکیه. ابنکه دوست شدن یا اعتماد کردن دلیل میشه به فرد دیگه تجاوز کنن و آسیب تا این حد بزنن؟ این رفتار مگه عادیه که همه انجام بدن هر وقت دوست شدن؟

  • کوزت شهریور 15, 1405

    حال این دخترو درک می‌کنم . حتما فکر کرده ازدواج با این مرد کثافت آخرین فرصته برای خوشبخت شدنش ‌.‌ زندگی‌ سختی هم داشته . کاش بچه‌هامونو ی جور تربیت کنیم ‌ که از گفتن ‌ حقایق و رازهاشون بهمون نترسند . مخصوصا دخترا .‌خیلی از دخترا هنوزم ‌تهدید میشن ‌ ‌اما از ترسشون چیزی به‌خونواده نمیگن‌‌. یا با کشی ارتباط دارن و‌همش ‌‌پنهان می‌کنن . به دخترامون بگیم ‌هر اشتباهی که کردی نترس به‌ما بگو ما همیشه حامی ‌‌تو‌هستیم….

  • صنم شهریور 17, 1405

    چقدر شما آدما ترسناکید.البته اگه بشه اسمتون رو آدم گذاشت.بیشتر به هیولا میمونید.اونایی که این دخترو مقصر میدونن رو میگم. امیدوارم عزیزترینهاتون تجربه تلختر از این داشته باشن.البته شمایی که من میبینم اون موقع خودتون با دستای خودتون اون عزیز رو میکشید که مثلن آبروتون نره.حال بهم زنید

  • جیتی از بلوچستان شهریور 17, 1405

    این …..باید با بدترین حالت قصاص بشه ای کاش اینو میدادن دست من

  • سیییس مهر 5, 1405

    آقایون س خ. این مورد اصلا ربطی به زن کشی نداره. این یک مورد قتل و اخفاله. خواهشا کمتر ک بگید.

  • ناشناس مهر 10, 1405

    خانواده محترم قبل از قاتل شما مقصرین، لطفا توجیه نیارین، چطور الان از پلیس انتظار معجزه دارین، در حالی که همون روز اول از اون …بی همه چیز شکایت نکردین تا این معصوم بیچاره ایقد زجر و عذاب نکشه، انشاءالله شبها با وجدان راحت سر روی بالشت بزارین، خدا از سر تقصیراتتون بگذره و این قاتل حیوان صفت و با شمر لعین محشور کنه،