تصور کنید یک روز از خواب بیدار شوید، در آینه نگاه کنید و کاملاً باور داشته باشید که مردهاید. یا چهره آدمهای اطرافتان برایتان به شکل موجوداتی عجیب و هیولاوار باشد. این سناریوها بیشتر شبیه فیلمهای ترسناک هستند، اما برخی بیماریها و اختلالات نادر پزشکی واقعاً میتوانند تجربههایی ایجاد کنند که یادآور ارواح، زامبیها، گرگینهها و خونآشامهای داستانی باشند.
ارواح؛ سندرم شارل بونه
افراد مبتلا به سندرم شارل بونه (Charles Bonnet Syndrome) ممکن است چیزهایی را ببینند که در واقع وجود ندارند؛ از اشکال و الگوها گرفته تا انسانها، حیوانات، ساختمانها یا اشیای مختلف.
این توهمات صرفاً بصری هستند و ممکن است ثابت یا متحرک باشند و از چند دقیقه تا چند ساعت ادامه پیدا کنند. نکته مهم این است که بیشتر مبتلایان میدانند چیزی که میبینند واقعی نیست.

سندرم شارل بونه معمولاً در افرادی رخ میدهد که بخش قابلتوجهی از بینایی خود را از دست دادهاند. بیماریهایی مانند دژنراسیون ماکولا وابسته به سن، آب مروارید و گلوکوم میتوانند با آن ارتباط داشته باشند.
متخصصان معتقدند وقتی مغز اطلاعات بصری کمتری از چشمها دریافت میکند، گاهی این خلأ را با تولید تصاویر پر میکند. به همین دلیل این وضعیت برخلاف تصور بعضی افراد، بهخودیخود نشانه زوال عقل یا یک اختلال روانپزشکی نیست.

درمان قطعی مشخصی برای سندرم شارل بونه وجود ندارد، اما بهبود شرایط بینایی و اقداماتی مثل تغییر نور محیط، حرکت دادن چشمها، راه رفتن یا تغییر فعالیت میتواند در بعضی افراد شدت توهمات را کاهش دهد.
زامبیها؛ سندرم کوتار
سندرم کوتار (Cotard Syndrome) یا «هذیان کوتار» از نادرترین اختلالات روانپزشکی است. فرد ممکن است واقعاً باور داشته باشد که مرده، وجود ندارد یا بخشهایی از بدن و اندامهای داخلیاش از بین رفتهاند.
این وضعیت گاهی با عنوان غیررسمی «سندرم جسد متحرک» شناخته میشود، اما یک بیماری مستقل با معیارهای تشخیصی مشخص نیست و بیشتر بهعنوان نوعی هذیان بسیار نادر در زمینه بیماریهای روانپزشکی یا عصبی دیده میشود.

ژول کوتار، عصبشناس فرانسوی، نخستین بار در سال ۱۸۸۰ چنین حالتی را توصیف کرد. این سندرم بهخصوص در بعضی موارد افسردگی شدید همراه با علائم روانپریشی دیده شده، اما میتواند در بیماریهای دیگری نیز رخ دهد.
در موارد شدید، فرد ممکن است به دلیل این باور که دیگر زنده نیست یا نیازی به غذا ندارد، خوردن و مراقبت از خود را کنار بگذارد. درنتیجه این وضعیت میتواند بسیار خطرناک باشد و نیاز به ارزیابی فوری پزشکی دارد.

گزارشهای پزشکی نشان دادهاند که علائم بعضی بیماران با داروهای ضدافسردگی، داروهای ضدروانپریشی و در برخی موارد الکتروشوکدرمانی یا ECT بهبود یافته است.
گرگینهها؛ هایپرتریکوز
هایپرتریکوز (Hypertrichosis) به رشد بیش از حد مو در بخشهایی از بدن گفته میشود و برخی انواع بسیار نادر آن به دلیل ظاهر فرد، با عنوان «سندرم گرگینه» شناخته شدهاند.

این وضعیت میتواند مادرزادی یا اکتسابی باشد و ممکن است تمام بدن یا تنها نواحی محدودی را درگیر کند. بعضی انواع مادرزادی آن بسیار نادرند؛ برای مثال، برای هایپرتریکوز مادرزادی لانوجینوزا تنها حدود ۵۰ مورد در منابع پزشکی گزارش شده است.
انواع مادرزادی معمولاً با تغییرات ژنتیکی مرتبط هستند، در حالی که هایپرتریکوز اکتسابی میتواند در ارتباط با برخی داروها، سوءتغذیه، بعضی بیماریها و در مواردی سرطان ایجاد شود.

برای کاهش موهای اضافی میتوان از روشهایی مانند اصلاح، اپیلاسیون، الکترولیز یا لیزر استفاده کرد؛ هرچند انتخاب روش مناسب به نوع بیماری و شرایط فرد بستگی دارد.
خونآشامها؛ بیماریهایی که نور خورشید را دردناک میکنند
اصطلاح «حساسیت به خورشید» میتواند به چند بیماری متفاوت اشاره داشته باشد. یکی از آنها بثورات نوری چندشکلی یا Polymorphic Light Eruption است؛ نوعی واکنش پوستی به نور خورشید که معمولاً چند ساعت تا چند روز پس از قرار گرفتن در معرض آفتاب ایجاد میشود. ضایعات ممکن است خارشدار یا سوزان باشند و به شکل لکه، برجستگی یا تاول ظاهر شوند.

اما بیماری نادرتر و بسیار شدیدتری به نام پروتوپورفیری اریتروپوئتیک (EPP) وجود دارد که معمولاً از دوران کودکی آغاز میشود.
EPP یک اختلال ارثی متابولیک است که در آن به دلیل اختلال در مسیر تولید هم، مادهای به نام پروتوپورفیرین در بدن تجمع پیدا میکند. نور، بهخصوص بخشهایی از نور مرئی، این ماده را فعال میکند و میتواند گاهی حتی پس از مدت کوتاهی قرار گرفتن در معرض نور، باعث درد شدید، سوزش، خارش و تورم پوست شود.

EPP الزاماً باعث تاولهای واضح پوستی نمیشود و بسیاری از بیماران درد شدیدی دارند بدون اینکه تغییرات ظاهری شدیدی روی پوست دیده شود.
مدیریت بیماری بیشتر شامل محدود کردن تماس با نور، استفاده از پوشش مناسب و برخی روشهای درمانی تخصصی است. دارویی به نام افاملانوتاید نیز در برخی کشورها برای کاهش حساسیت به نور در بیماران واجد شرایط استفاده میشود.

گاهی در روایتهای عامه این بیماری به افسانه خونآشامها ارتباط داده میشود، اما اینکه مبتلایان در گذشته واقعاً برای درمان خود خون حیوانات مینوشیدهاند یا بیماریهایی مانند EPP مستقیماً منشأ افسانه خونآشامها بودهاند، فرضیهای اثباتشده نیست.
«شاخ شیطانی»؛ شاخ پوستی
بله، انسان واقعاً میتواند ضایعهای شبیه شاخ روی پوست داشته باشد. شاخ پوستی (Cutaneous Horn) یک برجستگی سخت و مخروطیشکل است که عمدتاً از کراتین، همان پروتئین موجود در مو و ناخن، تشکیل شده است. این ضایعات بیشتر روی قسمتهایی از پوست که در معرض نور خورشید هستند، بهویژه سر، صورت، گوشها، دستها و ساعد، دیده میشوند.

رنگ آنها ممکن است زرد، قهوهای یا خاکستری باشد و اندازهشان نیز بسیار متفاوت است. در موارد نادر، شاخ پوستی میتواند به اندازه قابلتوجهی رشد کند.
اما نکته مهمتر، چیزی است که در پایه این ضایعه قرار دارد. شاخ پوستی ممکن است روی یک ضایعه خوشخیم، پیشسرطانی یا سرطانی رشد کرده باشد.

بر اساس گزارشها، حدود نیمی از شاخهای پوستی روی ضایعات خوشخیم قرار دارند و نیم دیگر میتوانند با ضایعات پیشسرطانی یا بدخیم مرتبط باشند. به همین دلیل بررسی بافتشناسی پایه ضایعه اهمیت زیادی دارد.
درمان معمولاً شامل برداشتن ضایعه و بررسی نمونه در آزمایشگاه است و اگر سرطان یا بیماری پوستی زمینهای وجود داشته باشد، آن نیز باید درمان شود.
«دست بیگانه»؛ وقتی دست بدون اراده فرد حرکت میکند
سندرم دست بیگانه (Alien Hand Syndrome) یک اختلال واقعی عصبی است که در آن دست یا گاهی اندام دیگری از بدن حرکاتی هدفمند انجام میدهد که فرد آگاهانه دستور انجام آنها را نداده است.

برای مثال ممکن است دست بهطور ناگهانی چیزی را بردارد، دکمه لباس را باز کند یا عملی را انجام دهد که دست دیگر فرد تازه آن را اصلاح کرده است. فرد معمولاً میداند این دست متعلق به خودش است، اما احساس میکند کنترل طبیعی روی حرکات آن ندارد.
این سندرم میتواند پس از برخی جراحیهای مغز، سکته مغزی، آسیب مغزی یا در ارتباط با بعضی بیماریهای عصبی رخ دهد.

نام «سندرم دکتر استرنجلاو» نیز گاهی برای آن استفاده میشود؛ اشارهای به شخصیت فیلم دکتر استرنجلاو (Dr. Strangelove) محصول ۱۹۶۴ که دستش بدون کنترل خودش حرکت میکرد.
درمان قطعی واحدی برای سندرم دست بیگانه وجود ندارد، اما بسته به علت و شدت علائم، روشهایی مانند کاردرمانی، آموزش مجدد اندام، بوتولینوم توکسین و «آینهدرمانی» ممکن است برای کنترل علائم استفاده شوند.





بدون نظر