بدون نظر

زمان : ۴۵ : ۱۹ غروب شنبه  سی ام مرداد ۱۳۹۵

مکان : منطقه شمیران نو در شمال شرق تهران

سوژه : علی  ۱۳ ساله

موضوع : پرواز تا ابدیت

وقتی علی از خانه خارج می شد هرگز فکرش را هم نمی کرد این آخرین باری باشد که از در خانه شان  بیرون می آید ، فکرش راهم نمی کرد دیگر صدای مادرش را که همیشه با بیرون رفتن او مخالفت می کرد، نخواهد شنید .

علی به جنگ نمی رفت . علی حتی قرارنبود از خانه شان بیش از چند صدمتر دور شود . اما ……

علی قصد داشت به عشق فوتبال با دوستانش به پارک محلشان برود،

علی همیشه آرزوی فوتبالیست شدن را در سرش می پروراند ، همیشه دلش می خواست جای یکی از فوتبالیست های مطرح، در زمین بازی کند ، اما افسوس……

زمانیکه  بازی کن تیم مقابل شوت مرگبار را به سمت دروازه تیم علی شلیک کرد  خودش هم فکر نمی کرد این توپ به خون دوستش آغشته شود.

شوت بازیکن تیم حریف از کنار دروازه تیم علی به اوت رفت و به داخل آبنمای پارک افتاد، علی با شوق اینکه هرچه سریعتر توپ را به زمین بازی بیاورد و شوت حریف را جبران کند دوان دوان  به سوی آبنما رفت . علی بازهم فکرش را نمی کرد که این آبنما محل پرواز اوست ، علی برای برداشتن توپ از داخل آب، اقدام کرد  اما ناگهان سوزشی عظیم تمام وجود نحیفش را فرار گرفت، در کسری از ثانیه قلبش ایستاد، علی رفت …. علی به همین سادگی و سرعت به فاطمه پیوست  . فاطمه ای که سه ماه پیش از در یکی دیگر از بوستان های تهران پرکشیده بود.

اورژانس آمد هرچند باتاخیر ، اما آمد ، ولی علی دیگر نفس نمی کشید، علی رفته بود ، علی پرکشیده بود و همه آرزوهایش را با خودش به آسمان برده بود . علی رفت تا ما بمانیم  با ندانم کاری هایمان . مابمانیم و بی مسئولیت هایمان ما بمانیم و …..

علی هوشنگی،نوجوان ۱۳ ساله براثر برق گرفتگی در آبنمای پارک الغدیر تهران جان باخت . پیکر بی جان پسرک به پزشکی قانونی منتقل شد .

بازهم طبق معمول همیشه پس از اتفاقات این چنینی مسئولان در پی رفع تکلیف و فرار از زیر بار مسئولیت برآمدند. یکی علت این حادثه را دیر رسیدن اورژانس اعلام کردو  یکی هم  از تشکیل تیم ویژه برای بررسی فوت علی ۱۳ ساله  خبر داد .

شهردار تهران هم که همچنان رویایی ریاست جمهوری را در سر می پروراند پشت تریبون قرار گرفت  و با افتخار اعلام  کرد ، دستور پیگیری داده، انگار نه انگار که همین خرداد ماه بود که فاطمه ۵ ساله به داخل  آبنمایی یکی دیگر از بوستان های تهران ـ  که البته نام قتلگاه برای آنها مناسب تر است ـ  افتاد و بدن قطعه قطعه شده است از پمپ مکش این آبنما بیرون کشیده شد . انگار همین دوسال پیش نبود که  جگر گوشه یک خانواده  دیگر تهرانی براثربرق گرفتگی در بوستان کناری بیمارستان شهید فهمیده پر پر شد.

اما از جناب آقای قالیباف که رویای اداره کشور دارد و البته دیگر مسئولان شهر تهران  باید پرسید با تشکیل تیم ویژه بررسی چه مشکلی از خانواده های داغدار حل می شود . آیا با این گونه بلوف های تبلیغاتی و حتی غیر تبلیغاتی کودکان  نگون بخت  داستان ما دوباره زنده می شود.   آیا پدران و مادرانشان بار دیگر می توانند آنان را درآغوش بکشند .  آیا بهتر نیست مدیران  شهری علاج واقعه، پیش از وقوع کنند؟ آیا بهتر نیست به جای تشکیل تیم وِیژه رسیدگی به علت  مرگ کودکان نازنین این شهر در بوستان های شهری  ، تیم ویژه راه هنگامی عقد قرار داد  با پیمانکارانی که می خواهد  یک بنای عمومی بسازند تشکیل دهند، تا داغی را به دل خانواده ای ننشانند؟   از کودکی شنیده ایم که بزرگان دینمان گفته اند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود، اما ظاهرا که مسولان شهر تهران از یک سوارخ بارها گزیده می شوند و بازهم  از خواب خرگوشی بیدار نمی شوند.

بدون نظر

ورود