۷ دلیل که کارمندان خوب، محل کارشان را ترک می کنند

بسیاری از ترک مشاغل، به دلیل رفتارهای نامناسب مدیران است

بدون نظر

برای برنده بودن در کار و داشتن یک شرکت خوب، ابتدا باید برنده حفظ بهترین کارمندانی که دارید، باشید.

همواره باید هزینه گزافی را برای جایگزینی کارمند خوبتان متحمل شوید و هیچ وقت تضمینی وجود ندارد که یک کارمند جدید، امتحان خود را به خوبی پس دهد. اگر هم نتوانید به موقع کارمند جدیدی را به مجموعه خود اضافه کنید، عملا در حال وارد کردن فشار مضاعف به سایر کارمندانتان هستید.

در برخی مواقع دلایل موجهی همچون دلایل شخصی باعث می شود که کارمندی محل کار را ترک کند. در چنین مواقعی اگرچه دشواری هایی را برای کارفرما به همراه خواهد داشت اما این روند غیرقابل اجتناب است و ناچار باید پذیرفته شود.

اما در صورتی که غیر از این باشد چطور؟

دانستن برخی از عواملی که سبب می شوند، کارمندان خوب محل کار را ترک کنند از اهمیت برخوردار است که در اینجا به بررسی ۷ مورد از آن می پردازیم:

۱- رخوت و رکود در کار

انسان ها دوست ندارند که در جایی زندانی و محبوس باشند و این روند تکراری را در طول ۲۰ تا ۴۰ سال آینده، ادامه دهند. بلکه دوست دارند که به جلو پیشرفت کنند و در زندگی حرفه ای شان، رشد داشته باشند. آنها دوست دارند که چیزی الهام بخش را در زندگی شان تجربه کنند. اگر پله ای برای ترقی در ساختاری که کارمندان در آن مشغول به کار هستند وجود نداشته باشد، آنها احساس نیاز می کنند که آن را در جای دیگری بیابند. در عین حال اگر چنین بستری فراهم نشود، دچار کسالت، ناخشنودی، آزرده شدن و سایر عواملی که در چگونگی ارائه کار گروهی شان تاثیر منفی دارد، می شوند.

۲- حجم زیاد کار

استرس و حجم بیش از حد کار که معمولا در تمامی مشاغل وجود دارند، به طور نرمال همه افراد را تحت تاثیر قرار می دهند اما کارمندان خوب در این موارد بیشتر از سایرین از کوره در می روند. همین کارمندانی که تحت فشار بالای کار قرار می گیرند، در واقع بهترین کارمندان شما هستند که از همه توانمندتر و قابل اعتمادتر هستند و شما همین طور بیشتر و بیشتر به آنها فشار وارد می کنید. اگر به همین روند و بدون ارتقا شغلی و مالی به کار خود ادامه دهید، این تصور را در آنها به وجود خواهید آورد که آنها را استثمار کرده اید و در حال سوئ استفاده کردن از توانمندی هایشان هستید. جمیع اینها باعث می شود که خود شما هم حس خوبی نداشته باشید.

۳- داشتن چشم اندازهای مبهم

هیچ چیز بدتر آن نیست که در محلی کار کنید که پر از چشم اندازها، آرزوها و آمال بزرگی باشد که برای این اهداف و راه های رسیدن به آنها استراتژی و راهکار خاصی تعریف نشده است و بدون اینکه جهت دهی مشخصی وجود داشته باشد فقط و فقط در مورد آن اهداف حرف زده می شود.  آیا آنچه یک فرد بااستعداد و پرانرژی می خواهد به عنوان حامی داشته باشد، باید چیزی نامعلوم و تعریف نشده باشد؟ افراد عمدتا دوست دارند که چیزی برای خلق و تولید داشته باشند نه اینکه حول یک محور، مدام بچرخند.

۴- ارجعیت سوددهی بر نیروهای انسانی

وقتی که در مجموعه ای به مسائل کم ارزش، بیش از کارمندانش اهمیت داده می شود، این کارمندان هم به جاهای دیگری می روند و جایی را که نسبت به آنها بی تفاوت بودند را به منظور یافتن کار دیگری ترک می کنند. در نتیجه، فرهنگ ارائه نه چندان خوب کاری، عدم رعایت ارزش های اخلاقی و حتی مسائلی چون نظم و انضباط نامناسب، شکل می گیرد. اابته که عواملی چون سود، بازدهی کاری، راضی نگهداشتن سهامداران و تولید، ارزشمند هستند اما درنهایت موفقیت وابسته به نیروهای انسانی است که در یک مجموعه کار می کنند.

۵- عدم شناخت

حتی افراد بسیار از خودگذشته هم، خواهان این هستند که شناسایی شوند و برای انجام کارهای خوبشان، مورد تعریف و تمجید قرار بگیرند. این درواقع بخشی از وضعیت انسانی ماست. زمانی که شما از شناختن کارمندتان غافل می شوید، نه تنها از دادن انگیزه به او امتناع کرده اید بلکه موثرترین راه برای تقویت کار او را نیز از دست می دهید. حتی اگر بودجه اضافه ای برای ارتقا حقوق یا مزایای کارمندتان را ندارید، راه های ارزان تری هم برای این کار وجود دارد که می تواند حداقل در حد یک تعریف و تمجید کلامی از او باشد. اگر به دیگران توجه نشان ندهید آنها هم اهمیت چندانی به کار شما نمی دهند.

۶- عدم اعتماد

بدانید که کارمندان تان، در مورد رفتارها و برخوردهای شما و خصوصا در مورد عدم انجام تعهدات شما، نگاه موشکافانه ای دارند. اگر ببینند که شما با فروشندگان تان رفتار مناسبی ندارید، یا به سهامداران تان دروغ می گویید، سر مشتری هایتان کلاه می گذارید و به حرفی که می زنید عمل نمی کنید، حتی منظم ترین و متعهدترین کارمندتان هم شما را ترک خواهند کرد. کسانی هم که در مجموعه باقی می مانند آنهایی هستند که دقیقا مثل خودتان عمل می کنند.

۷- وجود فاصله بیش از اندازه افراد از هم در سمت هایی که دارند

هر محل کاری نیازمند ساختار و رئیس است. اما اگر این رئیس و مرئوس بودن بیش از اندازه باشد، موجبات نارضایتی کارمندان را فراهم می آورد. اگر کارمندانی که در همفکری برای تصمیمات مهم کاری توانا هستند، به طور مداوم نادیده گرفته شوند و دایم مجبور باشند که مطیع تصمیمات دیگران شوند، رضایتمندی در آنها باقی نمی ماند.

در نهایت، بسیاری از افرادی که شغل هایشان را ترک می کنند، عمدتا به دلیل رفتارهای رئیس شان است و نه به خاطر خود مجموعه و یا کاری که انجام می دهند. اگر مدیر یا مسئول مجموعه ای هستید، با خود خلوت کنید و به این بیاندیشید که چه رفتارهایی از شما تا کنون باعث گریزان شدن کارمندان خوب تان شده است و تلاش کنید که تغییراتی را در روش های کنونی خود به وجود آورید.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود