بدون نظر

تبلیغات سنتی همان بیلبورد اتوبان ها و سطح شهر و آگهی تلویزیونی و رادیویی است. یا پیامک های تبلیغاتی خواسته یا ناخواسته که صبح تا شب از فروشندگان لباس زیر مردانه و زنانه تا آژانس های گردشگری به آفریقا و فروشندگان پایان نامه دکترا و امثالهم برای ما ارسال میکنند و به تنها چیزی که توجه ندارند، جنس و سن و نیاز دریافت کننده این تبلیغات است! دوران این تبلیغات گذشته است و آنهایی که هنوز روی این موضوعات و سبک تبلیغات بازاریابی اصرار دارند، در معدن طلا، استخراج ماسه میکنند!

تبلیغات سنتی اشتباهات فراوان و محدودیت های بسیار در انتخاب شیوه ارائه محتوا و هم چنین نحوه دسترسی مخاطب به آن دارد و روز به روز هزینه تبلیغات سنتی افزایش و میزان کارایی کاهش می یابد. علت را باید در تغییر اکو سیستم تبلیغات و نیازهای مخاطبان و هم چنین دگردیسی در فناوری های جدید تبلیغاتی و رسانه ای دانست. در روزگاری که استارت آپ با تبلیغات اینترنتی غوغایی به پا کرده اند، کسب و کارهای سنتی که حتی قادر به حفظ مشتریان گذشته و جذب هوشمندانه مشتریان جدید نیستند، برگ برنده ای در اختیار نخواهند داشت و باید هر چه سریع تر برای عقب نیفتادن از قافله، به دنبال راه های خلاقانه و نوآورانه تبلیغات و بازاریابی به سمت جذب مشتری جدید باشند.

یکی از روش ها که حتی کسب و کارهای سنتی نیز باید به آن روی بیاورند، بازاریابی محتوا است. کسب و کارهای سنتی باید یک استراتژیست تبلیغات دیجیتالی و متخصصان تولید محتوا را در کنار خود داشته باشند. آنها به اندازه یک مشاور مالی قوی، موثر خواهند بود. مردم، به اطلاعات نیاز دارند و محتوا، و تولید محتوا، این اطلاعات را در اختیار آن ها قرار می دهد. بارها تماشا کردید که سایتی با رتبه ۲ هزار الکسا، دارای صفحاتی با صدها هزار بیینده است. چرا؟ چون محتوای خلاقانه، نوآورانه، جذاب و مبتنی بر نیازسنجی درست و دقیق مخاطب را در اختیار آنها قرار داده و از سایت هایی که رتبه های ۱ رقمی الکسا دارند، در آن کلید واژه ها، موفق تر عمل کرده است. جذب صدها هزار مخاطب حتی بدون ۱ ریال یا ۱ سنت تبلیغ سنتی!

پس باید تولید محتوا  و ترفندها و شیوه های تولید محتوای دیجیتالی جذاب و نوآورانه را جدی گرفت و این پیام مهمی به فریلنسرها است که در این عرصه نیز فعالیت کنند.

تبلیغات یا بازاریابی آنلاین؟

بازاریابی

کمپین دیجیتالی WEALTHSIMPLE نمونه موفقی برای بازاریابی دیجیتالی در حوزه امور مالی است

دنیای بازاریابی  آملاین یک دنیای غنی و متنوع است و در آن کسب  و کارها میتوانند از ده ها روش و استراتژی برای جذب افراد و افزایش نرخ تبدیل استفاده کنند. البته با وجود این تنوع، بیشترین استراتژی ها را میتوان در دو نوع اصلی دسته بندی کرد. بازاریابی ربایشی و برون گرا.

بازاریابی برون گرا شیوه سنتی تر تبلیغات است که در ان از تبلیغات خارجی برای جلب توجه کاربران جهت خرید یک محصول استفاده می شود. برای مثال، تبلیغات در نتایج جستجو میتواند یک کاربر را تشویف کند تا کتابی را مستقیما از صفحه نتایج موتورهای جستجو خریداری کند. اما بازاریابی ربایشی به معنای این است که کاربران را به صورت طبیعی به سایت هدایت کنید. منظور این است که روش های طبیعی، استفاده از روش هایی مثل SEO و بازاریابی محتوایی است.

البته استراتژی های زیادی وجود دارد که زیر مجموعه هر کدام از دو مورد گفته شده در بالا قرار میگیرند. اما بازاریابی محتوایی و تبلیغات، ۲ مورد از جدی ترین استراتژی هایی است که توسط کسب و کارها مورد استفاده قرار می گیرد. حال سوال این است که کدام یک از دو موثر تر است؟

اثرگذاری تبلیغات دیجیتالی

کمپین عشق سگ، یک نمونه موفق بازاریابی دیجیتالی برای فروش محصولات یک شرکت فعال در حوزه نگهداری حیوانات خانگی و فروش محصولات مربوط به آنهاست.

عنوان این گفتار این بود که اثرگذاری تبلیغات سنتی بیشتر است یا دیجیتالی؟ ابتدا باید مشخص کنیم که منظور ما از اثرگذاری چیست. معیار ما چیست. چگونه میتوان یک کمپین بازاریابی را اندازه گیری کنیم؟ آیا اثرگذاری یک کمپین را میزان درامد حاصله از آن تعیین میکند؟ این کمپین باید به چه اهداف خاصی دست پیدا کند که به عنوان یک کمپین موثر شناخته شود؟ بازگشت سرمایه مقوله مهمی است. یعنی هزینه صرف شده برای اجرای هر استراتژی و میزان سودی که از طریق این استراتژی به کسب و کار میرسد.

مزایای بازاریابی محتوایی و تبلیغاتی

بیایید در ابتدا به مزایای باورنکردنی نگاهی داشته باشیم. تبلیغات، روشی ساده تر است و میتوانید آن را به راحتی به سمت هدف نهایی هدایت کنید. اما طیف مزایای آن نیز محدود تر است . به عنوان مثال، اگر شما یکسری محصول را تبلیغ کنید، در واقع روی کسب بالاترین نرخ تبدیل، تمرکز خواهید کرد و مزایای دیگری در انتظار شما نخواهد بود. اما در همین یک مورد میتوانید مزایای خود را به حداکثر برسانید.

اما بازاریابی محتوایی از طرف دیگر، میزان مجموعه وسیعی از مزایا است. با استفاده از بهترین شیوه ها و استراتژی های در بازاریابی محتوایی میتوانید شاهد مزایایی مانند افزایش بازدید از برند، بهبود شهرت برند، افزایش ترافیک از منابع خارجی مانند موتورهای جستجو و شبکه های اجتماعی و نرخ تبدیل بهتر باشید.

هزینه ها

اتخاذ هر رویکرد در کنار مزایا، قطعا هزینه های خاص خود را نیز دارد. مدل تعیین هزینه های تبلیغاتی معمولا ساده تر است و در آن شما به ازای هر کلیکی مبلغی را پرداخت میکند و این مدلی نسبتا قابل پیش بینی و ساده برای اندازه گیری کمپین ها است. پلتفرم های  مختلف، هزینه های مختلفی نیز دارند و در اینجا ما نمیتوانیم به صورت کلی تخمین هزینه داشته باشیم. اما در حوزه محتوا کمی کار پیچیده تر است. زیرا لزوما نباید هزینه ای برای اتخاذ این استراتژی بکنید. در عوض، بازاریابی محتوایی به صرف حجم زیادی از زمان برای توسعه و انتشار محتوا نیاز دارد.

البته از آنجایی که هر کدام از این استراتژی ها در واقعیت با آن چیزی که ما در اینجا به صورت تئوری میگوییم متفاوت است نمیتوان به صورت قطعی در مورد هزینه های هر کدام نظر قطعی داد.

دستاوردهای کوتاه مدت و بلند مدت

دستاوردهایی که تبلیغات و بازاریابی محتوایی میتوانند در کوتاه مدت و بلند مدت بدست بدهند در واقع بزرگ ترین نقطه  تمایز بین این دو استراتژی است. بزرگ ترین نقطع قوت بازاریابی محتوایی در واقع بزرگ ترین نقطه ضعف آن نیز هست. بازاریابی محتوایی برای پا گرفتن به زمان نیاز دارد. احتمالا، در ماه های اولیه اجرای کمپین بازاریابی محتوایی (content marketing) به ندرت میتوانید شاهد یک جهش باشید. اما بعد از چند ماه، نشانه های بازدهی و بازگشت سرمایه آشکار می شود.

از طرف دیگر، تبلیغات میتواند در مدت کوتاه تری به نتیجه برسد. اما میزان رشد و اثرگذاری آن ممکن است از بازاریابی محتوایی کمتر باشد.

ملاحظات صنعتی

شما باید دقیقا بدانید که کدام استراتژی میتواند برای شما موثر باشد. برای مثل، یک بازاریابی محتوایی برای برخی کسب و کارها ممکن است بهتر از  تبلیغات جواب دهد. کسب و کارهایی B2B بیشتر تمایل به استفاده از بازاریابی محتوایی دارند و انواع B2C نیز معمولا به سراغ تبلیغات می روند. به دقت باید برای خود مشخص کنید که کسب و کار شما به کدام استراتژی نیاز دارد.

سخن پایانی

هر کدام از دو استراتٰژی تبلیغات سنتی و بازاریابی محتوایی اگر به درستی اجرا شوند، جایگاه موثر خود را دارند و شما باید هر کدام که برای موسسه یا سازمان شما موثر تر است را انتخاب کنید. بزرگ ترین نقطه تمایز بین این دو، زمان لازم برای نتیجه دادن و مزیت ها است. با استفاده از بازاریابی محتوایی، مزیت های بلند مدت تر بهتری در انتظار شما است و ارزان هم تمام میشود. یک صفحه خوب روی کلید واژه های خود و مفاهیم خوب اگر خوب SEO شود، میلیون ها بیننده روانه سایت شما میکند و INDIRECT USER را با کسب و کار شما آشنا میکند.

برای بسیاری از شرکت ها، یک مدل  ترکیبی از هر دو مفید است. اما باید بار بازاریابی محتوایی قابل توجه باشد. اگر چه هزینه کمتر اما اثربخشی بهتر در بلند مدت را نوید می دهد. در نهایت اگر صبر و حوصله کافی دارید، مثل بورس بازها، نگاه بلند مدت داشته و برای سود بیشتر، به دنبال صبر بیشتر با هزینه کمتر از طریق بازاریابی محتوایی باشید.

بدون نظر

ورود