بدون نظر

پرتنش ترین و نفس گیر ترین سکانس های تاریخ سینما به خاطر آماده سازی های خارق العاده و دقیقی که کارگردانان برای رخ دادن آن ها انجام می دهند بسیار موثر هستند. کارگردانان بزرگ همواره توانسته اند بهترین سکانس های پرتنش را خلق کنند به طوری که برخی از آن ها چنان تنش زا بوده که مخاطب را با سکته قلبی مواجه کرده اند. اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

هشدار اسپویل: در شرح هر بخش از این مطلب به ناچار به بخشی از داستان فیلم ها اشاره خواهد شد که به همین دلیل بابت لو دادن داستان فیلم از شما خواننده محترم پوزش می طلبیم.

۱۰- دعوت – سکانس ننوشید!

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

فیلم «دعوت» (The Invitation) از سکانس ابتدایی تا آخرینش بسیار پرتنش، استرس زا و ناخوشایند است؛ از مونولوگ ترسناک جان کارول لینچ تا هر ثانیه از بازی لیندسی بورج. شخصیت ویل و نامزد جدیدش به یک مهمانی شام در خانه همسر سابقش، ایدن، همان خانه ای که در آن فرزندشان را از دست می دهند دعوت می شوند. در تمام طول شب، شواهد متعددی فاش می شود که نشان می دهند ایدن و شوهر کنونی اش، دیوید ، یک برنامه مخفی و ترسناک برای مهمانان خود دارند. در طول مهمانی یک نوار ویدیویی جذب نیرو در زمینه ریست کردن مغز پس از اتفاقات دردناک و فاجعه بار پخش می شود در حالی که یک مهمانی شام به هیچ عنوان فضایی مناسب برای نمایش یک خودکشی با کمک دیگران نیست.

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

در آخر شب و پس از چند آژیر هشدار دروغین، دیوید به افتخار دنیایی بهتر لیوان نوشیدنی خود را می نوشد و به سرعت دروازه جهنم باز می شود. ویل در حالی که بسیار غمگین و پارنوئید است تلاش می کند همه را از نوشیدن بازدارد و آن ها را نسبت به ماهیت واقعی مهمانی شامی که به آن دعوت شده اند آگاه سازد. این سکانس برای هیچ کس خوشایند نیست، نه برای شخصیت های حاضر در مهمانی فیلم و نه کسانی که در بیرون از خانه هستند، حتی تماشاگران فیلم که شاهد یکی از پرتنش ترین  و استرس زاترین سکانس ها در تاریخ سینمای وحشت هستند.

۹- مادلینِ مادلین- سکانس جشن تولد

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

در فیلم «مادلین مادلین» (Madeline’s Madeline)، شخصیت اصلی فیلم با نام مادلین که یک دختر نوجوان است، بعد از گذراندن مدتی در یک مرکز روان درمانی به یک گروه تئاتر می پیوندد تا کمکی باشد برای بازگشتش به جامعه. کارگردان این گروه که اونجلین نام دارد، مادلین که جوان ترین عضو گروه است را زیر پر و بال خود گرفته اما رابطه این دو با رفتارهای اونجلین و تحت فشار قرار گرفتن مادلین از طرف او در مسیر ناسالمی پیش می رود. رابطه این دو به خارج از صحنه نمایش کشیده شده و اونجلین او را به یک جشن تولد دعوت می کند. شرایط برای مادلین دشوار بوده و فضا بیش از اندازه روی دوش او سنگینی می کند، چیزی که همگان به غیر از اونجلین آن را به خوبی درک می کند.

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

مادلین مقداری مشروبات الکلی نوشیده و شروع به انجام نمایشی دراماتیک با الهام از گربه در مقابل مهمانان جشن تولد می کند و در ادامه به بدترین شکل ممکن با شوهر اونجلین خلوت می کند. در ادامه، اونجلین با اصراری ترسناک مادلین را وادار به اعتراف به بحران شخصیتی و دعواهایش با مادر خود می کند در حالی که مادرش نیز شاهد این ماجراهاست. این اتفاق برای تمامی اعضای گروه تئاتر ناخوشایند است.

بیشتر بخوانید: ۸ سکانس دردناک فیلم‌های سینمایی که بسیاری جرأت تماشای آن‌ها را ندارند

۸- پناه بگیر- سکانس یک طوفان در راه است

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

در فیلم «پناه بگیر» (Take Shelter) کورتیس نقش مردی دارای زن و یک دختر را روایت می کند که دچار پارانویا شده و فکر می کند که طوفانیی آخرالزمانی در راه است. وی شروع به ساختن یک پناهگاه زیرزمینی برای در امان ماندن خود و خانواده اش از طوفان می کند. ساخت این پناهگاه باعث می شود که جیب او خالی شود، دیگر پولی برای جراحی ضروری دختر ناشنوایش باقی نمانده و در حالی که به نظر می رسد او واقعاً دیوانه شده، رابطه او با همسرش نیز در آستانه فروپاشی قرار می گیرد. کورتیس از تمام کسانی که در توهمات و رویاهای خود می بیند دوری می کند، از دوستانش فاصله می گیرد و حتی ارتباط صمیمی اش با همکاران و سگش را نیز قطع می کند. در پرتنش ترین و استرس زاترین سکانس این فیلم او را در رویارویی با بهترین دوست و همکارش، دوارت، می بینیم که به خاطر مسائل کاری با یکدیگر درگیر می شوند.

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

این دو در هنگام خوردن شام در یک سالن غذاخوری محلی با یکدیگر زد و خورد می کنند که به یکی از خشن ترین و دردناک ترین فروپاشی های شخصیتی در تاریخ سینما و البته یکی از بهترین و تاثیرگذارترین سکانس های تاریخ مدرن سینما با بازی مایکل شانون منتهی می شود. کورتیس که دیگر نمی تواند ترس و درماندگی درونی اش را مخفی نگه دارد به شکلی بسیار دردناک ماجرای طوفان آخرالزمانی که در راه است با همگان در میان می گذارد و در حالی که می داند هیچ کس حتی خانواده اش حرف های او را باور ندارند در مقابل همسر و دخترش به گریه می افتد. او در سکانسی که باید حتماً دید به حاضرین در سالن اخطار می دهد: «طوفانی در راه است که شبیه اش را تاکنون ندیده اید! و هیچ یک از شما برای رویارویی با آن آماده نشده اید» و بدین ترتیب در عرض چند دقیقه او می فهمد که به غریبه ای در میان جمع تبدیل شده که هیچ کس او را نمی فهمد در حالی که کورتیس خود به درست بودن رویاهایش ایمان دارد و بدین ترتیب سال ها رابطه نزدیک او با دوستان، همکاران و همسایگانش نابود می شود. واکنش کورتیس به دیدن ترس در چهره دخترش در این سکانس بسیار دردناک و ویرانگر است.

۷- اتاق سبز- سکانس اونا می خوان ما رو بکشن! تفنگ رو نگهدار!

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

فیلم «اتاق سبز» (Green Room) به کارگردانی جرمی سالونیه داستان شخصیت پت و دیگر اعضای گروه موسیقی پانک او را روایت می کند که پس از اینکه شاهد یک قتل در یک کافه دوردست پر از نئونازی ها هستند خود را در یک اتاق سبز محبوس می یابند. این داستان برای یک فیلم بسیار ترسناک است و سالونیه نیز به بهترین و ترسناک ترین شکل ممکن این روایت را به تصویر می کشد. در سکانسی که از آن صحبت می کنیم، پت در حال گفتگو با دارسی، مالک کافه و مسئول برگزاری مراسم است که البته رهبری گروه نئونازی ها را نیز بر عهده دارد. وی از دارسی می خواهد که به او و همراهانش اجازه دهد بدون اینکه آسیبی به آن ها وارد شود کافه را ترک کنند. دارسی با این ایده موافقت می کند اما به این شرط که آن ها تپانچه ای که از یکی از نئونازی ها که به گروگان گرفته اند و اکنون همراه آنان در اتاق سبز است را به او تحویل دهند، تفنگی که در واقع گلوله ای نیز ندارد. پت که هیچ گزینه دیگری پیش روی خود نمی بیند با این خواسته موافقت کرده و در را باز می کند.

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

در حالی که او در را باز می کند، امبر که یکی دیگر از گروه اوست متوجه پاهای اضافی و تبرهایی در پشت در می شود و می فهمد که این یک توطئه و نقشه ای برای شبیخون به گروه است. او فریاد می زند: «اونا می خوان ما رو بکشن. تفنگ رو نگه دار!» اما دیگر خیلی دیر شده است. پت سعی می کند تفنگ را نگه دارد اما در خارج از در، دست او با ضربات تبر تکه تکه می شود. دوستانش موفق شده او را به درون اتاق کشیده و در را ببندند اما با جراحت هولناک و درد شدید پت مواجه می شوند. در گرماگرم این بلوا، گروگان نئونازی آن ها سعی در فرار دارد که امبر بدون لحظه ای درنگ و از روی خشم با کاتر خود شکم او را می شکافد و بدین ترتیب به زندگی او و تنها شانس و اهرم فشاری که برای آزادی داشتند پایان می دهد. این سکانسی است که در آن همه چیز شکل واقعیت به خود می گیرد و مشخص می شود که هیچ اتفاق خوبی در انتظار افراد گروه که در اتاق گیر افتاده اند نخواهد بود. هیچ پایان خوشی در کار نیست و وحشت واقعی، خشونت حقیقی و پیامدهایی هولناک چیزی است که مخاطب از این سکانس حس می کند.

۶- جانور سکسی- سکانس نه، نه، نه، نه!

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

فیلم «جانور سکسی» (Sexy Beast) به کارگردانی جاناتان گلیزر داستان یک متخصص باز کردن گاو صندوق بازنشسته به نام گَل را روایت می کند که همراه با همسرش زندگی ایده آلی در یک ویلا در سواحل اسپانیا دارد. زندگی لذت بخش او با معرفی شدن شخصیت دیوانه دان لوگان پایان می یابد که به صورت ناخوانده وارد محل زندگی گَل شده و به او پیشنهاد یک سرقت جدید را می دهد هر چند واژه «پیشنهاد» چندان برای این موقعیت مناسب نیست زیرا این گانگستر ترسناک به هیچ عنوان از شنیدن جواب نه خوشش نمی آید.

اگر چه چنین سکانس های پرتعلیق و تنش زایی در تاریخ سینما کم نیستند اما در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با بهترین موارد آن در فیلم های قرن بیست و یکم آشنا کنیم.

بعد از رد شدن پیشنهاد او توسط گل، دان دیوانه شده و محل را با عصبانیت ترک می کند اما پس از بیرون انداخته شدن از هواپیما باز می گردد و گَل و تمام کسانی که در خانه هستند را از تصمیم گل پشیمان می کند. البته سکانس «دن کجاست؟» در پایان فیلم نیز ارزش اشاره را دارد اما زیبایی اصلی فیلم در بازی خیره کننده بن کینگزلی نهفته است که برای آن نامزد دریافت جایزه اسکار شده و بسیاری آن را بهترین نقش آفرینی هزاره جدید دانستند.

قسمت دوم این مطلب را در این لینک مطالعه نمایید.

بیشتر بخوانید: ۱۰ سکانس شوکه کننده و ویرانگر تاریخ تلویزیون که کسی انتظار آن ها را نداشت [قسمت اول]

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود