فحاشی به مادر رسول خطیبی و بیانیه عجیب پرسپولیسی ها

چرایی رواج فرهنگ فحاشی در استادیوم های فوتبال ایران

۳ نظر

فرهنگ فحاشی در ورزشگاه های ایران، اگر چه منحصر به استادیوم آزادی یا تبریز یا مشهد یا شیراز یا خوزستان نیست، اما در سال های اخیر، شاهد رواج فرهنگ فحاشی سازمان یافته در سالن های بسکتبال، فوتسال و والیبال هستیم که گاها به زد و خورد تماشاگران با هم و بعضا، گلاویز شدن تماشاگران با کادر فنی و بازیکنان تیم ها هم شده است.

فوتبال، بازی سیاسی و پر هیجان قرن بیستم، جایی است که هر  هفته حداقل در ایران، محفل و پاتوق جذابی برای عاشقان فحاشی و رواج دهندگان فرهنگ های مبتذل می شود. شاید یکی از دلایل مخالفت با ورود زنان به ورزشگاه های ایران، همین فرهنگ مبتذل قدیمی فحاشی در استادیوم ها باشد که البته، ورود یا عدم ورود بانوان، مشکلی از این مساله حل نخواهد کرد و مشکل جای دیگر است.

چند روز پیش در پی برگزاری مسابقه فوتبال بین پرسپولیس تهران و ماشین سازی تبریز ، هزاران تماشاگر و هوادار باشگاه پرسپولیس، علیه مادر رسول خطیبی، شروع به فحاشی کرده و رکیک ترین الفاظ را به مادر ایشان نسبت دادند. موضوعی که باعث انتشار بیانیه باشگاه پرسپولیس، ابراز تاسف و عذرخواهی از مربی تیم ماشین سازی و مادر مکرمه ایشان شد. در بیانیه باشگاه پرسپولیس امده بود که تماشاگران این باشگاه، مطلع نبودند که مادر محترم رسول خان خطیبی، والده دو شهید سرافزار است و از خانواده معظم شهدا محسوب می شود!

این متن بیانیه عجیب باشگاه پرسپولیس که این روزها به طنز در شبکه های  اجتماعی هم رد و بدل می شود، این تصور را در ذهن ایجاد می کند که فحاشی به مادر دیگر فوتبالیست ها که از خانواده معظم شهدا نباشند، اشکالی ندارد! به نظر می رسد که بیانیه نویس های باشگاه پرسپولیس، توانایی های لازم را برای تحریر یک بیانیه سیاسی با لحاظ کردن جنبه های حقوقی و اجتماعی ندارند تا چنین گاف هایی در اطلاعیه های رسمی یک باشگاه پرطرفدار ایرانی مشاهده نشود.

رسول خطیبی

بخش هایی از بیانیه باشگاه پرسپولیس در پی اهانت به خانواده معظم رسول خطیبی

به هر حال اگر از تراژدی فحاشی شماری از تماشاگران باشگاه پرسپولیس به مادر رسول خطیبی بگذریم، بایستی هم چنان فدراسیون فوتبال و جامعه فوتبالی ها را نسبت به وضع موجود، هشدار داد. این که از دهه پنجاه هجری شمسی تا امروز که روزهای پایانی دهه نود هجری شمسی را می گذارنیم، هم چنان شاهد فرهنگ ابتذال گرایی، ضد ورزشی، ‌ضد اخلاقی و ضد انسانیت در استادیوم های فوتبال ایران در سراسر کشور باشیم، یک تاسف ملی و شرم سازی را روایت می کند.

این که چرا در رقابت های فوتبال در ایران نیم قرن اخیر، همچنان شاهد یک نوع ادبیات خاص در فحاشی به داوران، کادر فنی و بازیکنان تیم ها باشیم و منش مبتذلی در استادیوم ها حاکم است و برای برون رفت از این  تراژدی تاسف بر انگیز، راهکاری اندیشه نشده است، پرسش بی پاسخ ایران عصر ۱۴۰۰ است.

از سالها پیش، داوران و کادر فنی و بسیاری از بازیکنان فوتبال، از این که به پدر و مادر و همسر و خواهر و برادر آن ها اهانت می شود ، دلخور بودند و با خاطره بد، خیلی از رقابت ها را ترک می کردند. در نمونه بارز، مایلی کهن بود که گاها برخی از تماشاگرنماها، در مسابقاتی که هیچ ربطی به حضور مایلی کهن و تیمش نداشت، به منظور اعتراض به تیم مقابل و رای داور، به این پیشکسوت زحمتکش فوتبال ایران،  فحاشی می کردند!

فحاشی در رقابت های فوتبال ایران و افزایش زد و خورد، ناهنجاری های مستطیل سبز را به مرز قرمز رسانده است. اکنون در تهران و تبریز و بعضی از شهرها، شعارهای قومیتی به کلکسیون فحاشی های عده ای اضافه شده و این یک زنگ خطر برای  آینده فوتبال، اتحاد ملی و هم  چنین زنگ خطری برای صنعت ورزش است که از یک برنامه ورزشی وتفریحی تبدیل به یک سبک اعتراض سیاسی و فرهنگی و حتی امنیتی شده که در مختصات پدافند غیرعامل باید بررسی شود.

رواج فحاشی در فوتبال امروز ایران، ریشه های فرهنگی و اقتصادی دارد و ربطی به فوتبال ندارد. راه برخورد با این پدیده زشت، حکم تعلیق و بیانیه و رای کمیته انضباطی و محرومیت از برگزاری دیدار بدون تماشاگر و غیره، نیست. این راهکارهای موقتی، نشان داده که هیچ دردی از این مشکل دوا نکرده و هر روز، شاهد اتفاقات جدید هستیم. وقتی عده ای، یک  «بازی» را «جدی» می گیرند و شروع به فحاشی می‌کنند، احتمالا خیلی از «جدی» ها را «بازی» تلقی می کنند.

پدیده رواج فحاشی در استادیوم های ایران، پدیده ای است که باید ریشه یابی و دلایل بروز آن آسیب شناسی حرفه ای شود و برای رفع این چالش، در قالب یک برنامه بلند مدت فرهنگی و  اجتماعی، فضای استادیوم های ایران را از اکوسیستم خشونت طلبی به فضای یک رقابت دوستانه و تفریحی، تغییر داد. احتمالا، ورود باشگاه ها به بازار بورس، تغییر معماری ورزشگاه ها، حضور خانواده ها در استادیوم ها و فرهنگ سازی رسانه ملی در این عرصه، می تواند بخشی از مشکلات را مرتفع کند.

فحاشی به مادر رسول خطیبی، یک پیام مهم  دارد: تاب آوری جامعه ایران، کاهش یافته و این، فقط یک مشکل فرهنگی و اجتماعی نیست و ابعاد اقتصادی هم دارد.

حتما بخوانید: پایان بازی میلیاردر پوشالی فوتبالیست ها

مطالب مرتبط
۳ نظر

ورود

  • مهدی نوامبر 3, 2019

    با خوندن این متن ادم فقط حرص میخوره یه مشت حیوان ادم نما اصلا حیف حیوان…

  • zc نوامبر 4, 2019

    کاملا حرفتون درست بود تاب آوری کاهش یافته حقیقته فساد کشور رکورد زده حقیقته سانسور شدید انتقادات حقیقته آقای زمانی بابت مقالتون تشکر می کنم ….. هیچ خورشیدی تا ابد پشت ابر نمی مونه