دوره های آنلاین
۴ نظر

طبق اعلام سازمان مهاجرت و گمرک آمریکا دانشجویان بین المللی که هم اکنون به خاطر تحصیل در آمریکا به سر می برند یا قصد ادامه تحصیل در این کشور را دارند، در صورتی که دانشگاه محل تحصیل شان تصمیم به برگزاری دوره ها به صورت آنلاین بگیرد، باید خاک آمریکا را ترک کنند.

این تصمیم اداره مهاجرت دولت آمریکا ممکن است زندگی هزاران دانشجوی خارجی که برای تحصیل در دانشگاه های برتر این کشور عازم آن می شوند یا حتی دانش آموزانی که مشغول سپری کردن دوره های فنی و حرفه ای هستند را تحت تاثیر قرار دهد.

دانشگاه های سراسر آمریکا به خاطر شیوع کووید ۱۹ مشغول تصمیم گیری برای گذار از دوره های حضوری به آنلاین هستند. برای مثال کلیه رشته های دانشگاه هاروارد (حتی برای دانشجویانی که در خوابگاه زندگی می کنند) در ترم آینده به صورت آنلاین برگزار خواهد شد و این یعنی کلیه دانشجویان بین المللی دانشگاه هاروارد باید خاک آمریکا را ترک نمایند.

دوره های آنلاین

والریا مندیولا دانشجوی ۲۶ ساله دانشگاه هاروارد در این باره می گوید:

خیلی ابهام در این باره وجود دارد. همه چیز ناامید کننده است. اگر باید به مکزیک برگردم میتوانم این کار را انجام دهم اما بسیاری از دانشجویان بین المللی این امکان را ندارند.

اداره مهاجرت آمریکا روز گذشته با انتشار بیانیه خبری تازه ای اعلام کرد دانشجویانی که دوره تحصیلی شان کاملا به صورت آنلاین برگزار نمی شود در آمریکا می مانند. همچنین وزارت کشور آمریکا اعلام کرده برای دانشجویانی که قرار است در دوره های تماما آنلاین شرکت کنند برای ترم پاییز ویزا صادر نمی کند و این افراد اجازه ورود به خاک آمریکا را نخواهند داشت.

این سازمان به دانشجویانی که هم اکنون در خاک آمریکا به سر می برند توصیه کرده روش های دیگری را امتحان کنند و  مثلا به دانشگاه هایی انتقالی بگیرند که دوره های آموزشی شان به صورت حضوری برگزار می شود. البته برای دانشگاه هایی که الگوی تدریس ترکیبی دارند یک استثنا وجود دارد؛ در این دانشگاه ها برخی دروس به صورت آنلاین و برخی حضوری ارائه می شوند که در این صورت دانشجو اجازه ماندن در آمریکا را پیدا خواهد کرد.

برد فارنزوورث معاونت شورای آموزش آمریکا در این باره اظهار داشت که این تصمیم او را شوکه کرده است. یکی از نگرانی های مطرح شده از سوی فارنزوورث این است که در صورت بدتر شدن شرایط بهداشتی و درمانی در پاییز بدتر شود چه اتفاقی می افتد. در این صورت دانشگاه هایی که دروس را به صورت حضوری ارائه می کنند باید به دوره های آنلاین شیفت کنند. شرایط دریافت ویزای دانشجویی آمریکا همیشه بسیار سخت بوده و حالا با برگزاری آنلاین این دوره ها، این افراد از ورود به آمریکا منع شده اند.

لری باکو رئیس دانشگاه هاروارد در بیانیه ای گفته است:

ما عمیقا نگران هستیم که تصمیم اخیر سازمان مهاجرت رویکردی کلی و نامناسب برای مشکل پیچیده دانشجویان بین المللی خصوصا دانشجویان دوره های آنلاین باشد و بهتر است گزینه های دیگری غیر از ترک کشور و انتقالی به دانشجویان دیگر وجود داشته باشد.

۴ نظر

ورود

  • نامجو تیر 17, 1399

    اصلا نمی فهمم چرا اداره مهاجرت امریکا چنین تصمیمی گرفته. یک دانشجوی خارجی اون هم در دانشگاههای امریکا حکم طلا رو برای جامعه امریکا داره. در ضمن بسیاری از دانشجوهای خارجی در امریکا همین الان هم کار میکنن و شهریه دانشگاه رو خودشون می پردازن و با تولید علم و ثروت و رشد تکنولوژی، آینده امریکا رو در برابر چین تضمین میکنن. ترامپ از ۶ ماه پیش تا الان اصرار داره امریکا رو بد و احمق جلوه بده. بزرگترین نقطه ضعف چین در برابر امریکا عدم توانایی چین در جذب برترین نخبه ها از سراسر دنیا هست.

    • صادق تیر 17, 1399

      تا ۸۰ درصد دانشجوهای بین المللی تو امریکا بعد اتمام تحصیل برمیگردن کشورشون یا کوچ میکنن به کشوری که سیستم رفاه داره. مثل کانادا یا اروپا یا بریتانیا. تو امریکا سیستم رفاهی ندارن. یعنی مریض شدی تا قرون اخر رو خودت میدی. بیمه ها خصوصیه. حالا پول داشتی بیمه ی نسبتا خوب میخری که بیمه پول درمان رو بده یا اگه پول نداشتی خب همون شعار پول نداری برو بمیر.
      شما امریکا رو از زبون هموطنامون نبین. ماها هرجا بریم به نووعی اغراق میکنیم. خودم کلی اشنا دارم خارج هستن. میدونم پول دولتی میگیرن ولی پزهایی میان که نگو. مثلا تو یه خرابه زندگی میکنن اما میگن تو قصرن.
      امریکایی که ما میشناسیم در واقع نتیجه ی این پز دادنای هموطناییه که رفتن. امریکای واقعی با چیزی که شما میگی فرق میکنه. تو امریکای امروزه شما هرچقدر تلاش کنی نمیتونی به جایی برسی. امریکای دهه ی ۷۰ و ۶۰ میلادی که به قولی میتونی امریکن دریم رو توش بسازی خیلی وقته تموم شده. الان از امریکن دریم فقط اسمش باقی مونده.
      تو امریکا اصلا چیزی به اسم دانشگاه مجانی وجود نداره که یکی کار کنه شهریه شو بده یا یکی کار نکنه و شهریه شو نده. یا یکی شهریه نده. تازه برا امریکا خیلی زور داره طرف دانشجوعه بیاد کار کنه و اون کار رو از چنگ یه امریکایی در بیاره. شما امریکا رو بر اساس منافع خودتون که امریکایی نیستین و حتی تو امریکا زندگی نمیکنین میبینین.
      بعدم کم کردن دانشجوهای بین المللی خیلی وقته شروع شده. کالیفرنیا یکی از ایالتاییه که دانشجوهای خارجی رو میخواد کم کنه و بعضی دانشگا های عمومی تو کالیفرنیا شاید حدود ۵ درصد یا کمترسهمیه برا دانشجوهای بین المللی گذاشتن و میزارن. برا مقایسه بگم که تو امریکا دانشگاه هایی هستن که هرساله ۵۰ درصد placeها رو به دانشجوهای بین المللی میدن. اما بالاتر گفتم امروزه اکثر دانشجوها بعد تحصیل برمیگردن برا همین دارن کم کم تغییر رویه میدن و میخوان از همون امریکا دانشجویی که امریکایی هست بگیرن. دانشجویی میگیرن که امریکایی هست و تا اخر عمر باقی میمونه تو امریکا. الان ۸۰ درصد برمیگردن و باعث میشن این سرمایه گذاری خارج بشه.
      شما فکر میکنی امریکاییا بیسواد احمق و کودن هستن که نمیتونن درس بخونن برا همین فکر میکنین امریکا نیاز داره. اما سیستم اموزشی امریکا خیلی رقابتی و کامل هست و یکی از بهتریناست. کلا این حرفای ما بهترین اونا بدترن. ما نژادمون اینه باهوشیم اونا نیستن رو بزارید کنار وگرنه با این منطق و با این اعتقاد برین امریکا تو گرداب وایت پاورها میوفتین و یهو میبینین برا یه گروه مواد جابجا میکنین. ادمای زیادی میشناسم امریکا هستن. پس الکی نمیگم. خودشونم اوایل گول میخوردن اما وقتی دیدن این وایت پاورها و کلا این گروهکهای برتری جویانه چطوری هستن سرشون به سنگ خورده.
      جذب نخبه و این چیزا به زور که نیست. طرف باید دلش بخواد بمونه. کشور باید طوری باشه طرف بمونه.
      ببین چرا اکثر هموطنایی که اختلاس میکنن راهی کانادا میشن و نه امریکا؟ چرا همشون سر از کانادا در میارن؟ حتی تو اروپا درس میخونن اما امریکا نمیرن. میرن کانادا. چرا؟
      چون حق انتخاب دارن. میتونن مقایسه کنن. میتونن ببینن امریکا چطوریه کانادا چطوریه و یکیشو انتخاب کنن. چوب زور بالا سرشون نیست برن کانادا یا برن امریکا. میبینن کانادا خوبه. میرن کانادا.
      میبینن امریکا به خوبی کانادا نیست پس نمیرن کانادا.

      اکثر ماها غرق فیلم ممل امریکایی و امریکای دهه ۷۰ و حتی ۸۰ هستیم. با این ذهنیت امریکا رو میبینیم. اره امریکا اون موقعا عالی بود. اما الان نه.
      الان اسکاندیناوی کانادا استرالیا نیوزلند بهترین مناطق برا مهاجرت هستن. شعار امریکن دریم رو تو ۲۰۲۰ تو امریکا شما نمیتونی پیدا کنی. الان کانادا اسکاندیناوی استرالیا و نیوزلند و یکم ژاپن شدن محلی برای محقق کردن امریکن دریم. البته منظورم از امریکن دریم همون زحمت و تلاش و بعدم رسیدن به موفقیت تو عرصه های زندگی هست.
      امریکا غرق رسانه و شعاره. من یکی میتونم بگم حتی بیشتر از ایران شعار های رنگارنگ میدن. طوری که طرف نه سواد داره نه پول این شعارها رو باور میکنه میره. اخرشم سر از مک دونالدز در میاره و تا اخر عمر همونجا مشغول میشه.
      درصدهای موفقیت تو امریکا بعد ۷۰ خیلی پایین اومده. اکثرا شکست میخورن. مخصوصا با بحرانهای اختلاف طبقاتی بین سفیدها و مهاجرین و لاتین و افرریکن امریکاییها. به نظر من شما اگه پوست سفید قفقازی نداری کلا بی خیال امریکا شو. شب و روز تو خیابون بهت توهین میکنن.
      دلیلشم سادس. چون امریکا از همون اول بناش بر اساس اختلافات طبقانی چیده شد. البته تا یه زمانی درست کار میکرد. چون طرف میتونست تلاش کنه اختلاف رو کم کنه برسه به بالا و جامعه ی بالا. اما الان نه. ۵۰ ساله که اختلاف اینقدر بالا رفته که نمیشه.
      چون از همون اولش مردم چشمهاشونو بسته بودن و نمیخواستن شکست این نوع استراتژی رو ببینن. و به نوعی این تبعیض و برتری رو حق خودشون میدونن. هموطنای خودمون که طبق معمول فکر میکنن سفید تو امریکا به معنی سفید و سیاه افریقایی هست. اما تو امریکا منظورشون از سفید یه سفید المانی یا هلندی هستش. به این سفیدها میگن قفقازی یعنی خیلی خیلی سفید. به من و تو سفید نمیگن. برا همین خیلیا بدونه اینکه این چیزا رو بدونن سریعا فکر میکنن سفیدای امریکا که به برتری خودشون معتقدن منظورش ماهام هستیم. اما منظورش ماها نیستیم. به ما میگن میدل ایسترن. یعنی خاورمیانه ایی. لاتین ها. افریکن امریکن. اژین یا اسیایی. پس تو امریکا ما میشیم غیر سفید.
      و این مشکل از اونجا شروع شد که حتی تو وام دادن برا خرید خونه سفید و غیر سفید کردن.
      سفیدها که اول رسیدن با گرفت همه منابع صاحب همه چی شدن. با هریتت و ارث رسیدن این ثروت به بچه هاشون رسید و الان شما میبینی یه سفید به طور متوسط ۱۵۰ هزار دلار دارایی داره اما قشر غیر سفید ۳۰ هزار دلار. تازه این قشر غیر سفید با کلی زحمت تونسته ۳۰ هزار دلار دارایی جمع کنه. اما اون سفید همه چی براش مهیا بود. موقعیت بهش ارث رسید. پدر مادرش به ارث بردن تونستن با امکاناتی که بهش رسیده تولید ثروت کنن. بعدم به بچه هاشون ارث بدن. بچه هاشون رو بفرستن مدرسه و دانشگاه. پول برا بیمه داشتن و دارن. مریض بشن بیمه میده و یه شبه کل ثروتشون برا درمان خرج نمیشه.

      با لغو برده داری سیاه ها هیچی نداشتن. اموزش و تحصیل هم که پولی بود. تا همین ۵۰ سال پیش که اصلا راه نمیدادن و گارد ملی فرستادن با با زور یه سیاه بره رو ببرن مدرسه درس بخونه. بیمه ایی در کار نیست. پدر مادر کلی زحمت میکشن مثلا ۳۰ هزار دلار جمع میکنه یهو یکیشون مریض بشه کل ۳۰ هزار دلار میره. یه امبولانس هزینش حدود ۲ هزار دلاره. ببین فقط اموبالانس ۲۰۰۰ دلار هزینش میشه. حالا حساب کن دکتر درمان و دارو چقدر میشه. چون طرف بیمه نداره. کل درامد طرف به زور به ماهی ۲ هزار دلار میرسه. خب ایا طرف میتونه ماهی ۷۰۰ دلار برا بیمه ی درمانی پول بده؟ امریکا یه کشور سوسیالیستی یا سوسیال دموکرات نیست که بگیم خب طرف با دست خالی بیاد میتونه درس بخونه مهندس بشه. خیر حتی برا امبولانس طرف باید ۲۰۰۰ دلار پول بده. برا تک تک چیزایی که تو ایران مجانیه باید پول بده.

      فقط سیاه ها اینطوری نیستن.
      اسیایی ها اومدن و اسیایی ها حتی تا ۶۰ سال پیش حتی جزو مردم امریکا حساب نمیشدن. یعنی طرف بچش تو امریکا به دنیا میومد اونو امریکایی حساب نمیکردن. اسیایی ها البته اکثرا ثروت با خودشون اوردن. یعنی مثل افریقاییا نبودن که از اول هیچی نداشته باشن. اسیاییا عموما تو کشور خودشون کار میکردن سرمایه ایی جمع میکردن میومدن امریکا. برا همین تونستن مغازه بخرن بیزینس راه بندازن.
      لاتین ها اومدن. لاتینها اما اکثرا تخصص داشتن. درس خونده بودن. دانشگاه رفته بودن تو کشور خودشون. چون عموما از کشورای سوسیالیستی جنوب میومدن و تو کشور خودشون دانشگاه مجانی بود و میتونستن برن. بعد تموم کردن دانشگاه میومدن امریکا. اینطوری بود که لاتینهام به نوعی موفق شدن.
      بعدم عربها و ایرانیها اومدن که اکثرا قشر مرفه بودن که عموما دولتهاشون هزینه های زندگیشونو میدادن. برا تحصیل میومدن اکثرا. نفت داشتیم و به راحتی هزینه ها رو میدادیم. دانشجو بورسیه میکردیم. یا اکثرا همینجا تو کشور به جاهایی رسیده بودن و ثروتی جمع کرده بودن و میرفتن امریکا. البته بعد انقلاب این رویه برعکس شد و اکثر کسایی که میرفتن امریکا قشر متوسط رو به پایین بودن. اما به اندازه ایی ثروت و دارایی داشتن که بتونن ۱ سال سرپا بمونن و زندگی رو درست کنن.
      البته طبق معمول سفید و غیر سفید تو تک تک اقشار جامعه ی امریکا نفوذ کرده و خیلی از ایرانیا مثلا نمیتونستن برا فعالیتی وام بگیرن. نه تنها ایرانیا بلکه افریقاییا لاتینها اسیاییها تنها رو کاغذ برابر بودن. اما مثلا طرف کار میکنه میخواد خونه بخره. کل پول خونه رو نداره. باید وام بگیره. اینجاست که اختلاف ها شروع میشه و بانکها عموما وامهای غیر سفید رو خودکار رد میکردن. نه به این دلیل که طرف نمیتونست بپردازه بلکه به این دلیل که به نوعی خونه دار شدن یک غیر سفید براشون عذاب بود. طرف اعتقاد داره سفید برتره پس هرکاری میکنه غیر سفید موفق نشه. تو کشوری که همه چی باید با وام جور بشه به غیر سفید وام نمیدن. اگه به روند موفقیت خیلی از ایرانیا نگاه کنی پول مورد نیاز اولیه رو یه امریکایی سفید بهشون نداد. یه ایرانی دیگه اومد پول رو جور کرد برا یه ایرانی. متاسفانه جامعه ایرانی بعضی چیزا رو نمیخوان بگن. نمیخوان بگن تو لوس انجلس که بهش تهرانجلس هم میگن چقدر ایرانیا سختی کشیدن یه پولی جور کنن برا راه انداختن یه بیزینس. اصولا به همین علت بود که تو لوس انجلس بنیادهای ایرانی هستش که برا راه انداختن بیزینس به ایرانیا وام میدن. چون سفیدها ما رو سفید حساب نمیکنن و وام نمیدن. اسیایی ها همینطور بنیاد دارن. بنیادهای زیادی برای سیاه ها هست. لاتین ها بنیادهای خودشون رو دارن.
      حتی تو اسم گذاری هم شاهد سفید و غیر سفید هستیم. طرف سفیده اجدادش پیشینه المانی داره. اما نمیگن المانی امریکایی. طرف سفیده اجدادش از بریتانیا اومده بهش نمیگن بریتانیایی المانی. مثل ترامپ.
      طرف سفیده اجدادش از هلند اومده نمیگه هلندی امریکایی. از نروژ از سوئد و از باقی کشورای غربی اومده
      اجدادش به خودشون نمیگن مثلا نروژی امریکایی.
      اما این رویه ی نام گذاری رو برا بقیه دارن . طرف پدر مادرش همینجا به دنیا اومده بهش میگن عرب امریکایی. طرف ایرانیه پدر مادرش زاده امریکاست. اما بهش میگن ایرانی امریکایی.
      طرف سیاهه به زور ۵۰۰ سال پیش اجدادشو اوردن اینجا بهش امریکایی نمیگن. میگن افریکن امریکن.
      طرف لاتینه از زمان الحاق تگزاس اینجاست یعنی اجدادش حداقل ۲۰۰ سال اینجاست بهش نمیگن امریکایی. میگن لاتینو. خیلیا لاتینو امریکن نمیگن.
      چون به این طریق میخوان این مفهوم که امریکا فقط برا سفید هست رو تو ذهن مردم هک کنن. اینو میخوان تو ذهن مردم جا بندازن که اگه من ایرانی ام امریکایی کامل نیستم. ایرانی امریکایی هستم. حتی پدر مادرم متولد امریکا باشن و از همون روز اول تولد امریکایی باشن بازم امریکایی حساب نمیشم. نصف نیمه امریکایی حساب میشم. حالا بعضیا این رویه رو اشتباه متوجه میشن.
      طرف عرب باشه پدر مادرش همینجا به دنیا اومده باشه همینو دربارش میگن.
      این نوع نام گذاری رو خود سفیدها ایجاد کردن. مثلا یه عرب یا یه ایرانی یا یه اسیایی نیومده بگه اسیایی امریکایی ام. یا بگه ایرانی امریکایی ام. بلکه این رویه رو ایجاد کردن از همون اول بعدم طی این سالها اینقدر گفتن که اکثرا قبول کردن. اما ریشه ی اینو مطالعه کنیم به راسیسم و برتری سفید و پست بودن غیر سفید میرسیم.
      حالا این هیچی. همین الان که هفتم جولای هست یه مهاجر اروپای غربی بیاد امریکا مثلا یه هلندی از هلند پاشه بیاد امریکا و بعد ۵ سال سیتیزن بشه بهش نمیگن هلندی امریکایی. بهش میگن امریکن. یو ار امریکن. این هلندی حتی تو امریکا به دنیا نیومده اما ۵ سال زندگی کرده شده سیتیزن. بهش میگن امریکن.
      حالا اون عرب یا یه ایرانی یا یه اسیایی نه تنها خودش بلکه اجدادش امریکا به دنیا اومده خودش تو امریکا به دنیا اومده و از همون روز اول تولد تابعیت داره نمیخوان بگن امریکن. بلکه میگن ایرانین امریکن. اژین امریکن یا اسیای امریکایی.
      دلیل این نوع نام گذاری از طرف جامعه ی سفید اینه که شب و روز بهمون یاداوری کنن یه عرب یه ایرانی یه اسیایی یه لاتین یه افریقایی هیچوقت هیچوقت هیچوقت امریکایی نمیشه و نخواهد شد. متاسفانه اینقدر این نام گذاری عادی شده که بعضیا این نوع نام گذاری رو یه چیز خوب میدونن. مثلا دیدم میگن اره ایرانی هستیم ولی امریکایی هم هستیم. در حالی که این تعریف ما هست از این نوع اسم گذاری. این نوع اسم یا نام گذاری رو ما ایجاد نکردیم که معنیشو ما کنیم. این نوع نام گذاری رو خود سفیدها ایجاد کردن. برا اینکه ما رو از جامعه ی امریکایی جدا نگهدارن. این نوع نام گذاری رو ایجاد کردن که بگن فقط سفید قفقازی یا همون سفید اروپایی میتونه امریکن خطاب بشه. بقیه حتی اگه اجدادش اینجا بوده باشن و اینجا به دنیا اومده باشن فوقش ۵۰ درصد امریکایی هستن. و خیلی از اسیاییا ایرانیا عربا افریقاییا این نوع نام گذاری رو قبول کردن. قبول کردن که اره درسته ما نصف امریکایی هستیم و هیچوقت نصف دیگمون امریکایی نمیشه.

      حالا دلیلش چیه؟ دلیلش اینه که مثلا در اینده تقی به توقی خورد بگن اسیایی ها رو اخراج کنین چون اینا امریکایی کامل نیستن و اسیایی امریکایی هستن. تو این تظاهراتای اخیر دیدیم خیلیا گفتن حتی تو شبکه های تلویزیونی اومدن گفتن افریکن هستن نه امریکایی. برن افریقا.
      تابلو میگرفتن دستشون میگفتن یو ار افریکن گو افریکا. حتی ترامپ با افتخار ویدیوی وایت پاور رو شیر میکنه تا بگه بله امریکا فقط سفید نه بقیه. بقیه یا اسیای هست یا عرب یا لاتین یا ایرانی.
      همین ترامپ اسکاتلندی بریتانیایی هست. اما به خودش نمیگه اسکاتیش امریکن. به خودش میگه امریکن. چون سفیده. و امریکن رو حق سفیدها میدونه نه بقیه.
      متاسفانه اون ویدیوی تویتر رو دیدم و هموطنامون که حتی ساکن امریکا هستن و ریشه و دلایل این چیزا رو نمیدونن ترامپو حسابی تشویق کردن. حالا یکیشون نبود که بپرسه تویی که به خودت میگی امریکن و نه اسکاتیش امریکن، پس چرا من ایرانی رو به عنوان امریکایی نمیشناسی و شب و روز بهمون میگین ایرانین امریکن؟
      یکی نبود بپرسه. خودمم نپرسیدم حداقل تشویقش نکردم. حالا بگذریم خیلی از همینا نوشته بودن وی نید اسلیوز. یعنی ما به برده نیاز داریم. اما فکر نمیکنن تو امریکا سفیدها برده دار بودن. غیر سفیدها برده. و هیچوقت ما رو جزو سفیدها حساب نمیکنن.

      این نوع دید درباره ی امریکا رو هیچوقت کسی بهت نمیگه. تک تک هموطنایی که میرسن امریکا اولین کارشون پز و کلاس گذاشتنه و اگه تو خیابون بخوابن حاظر نیستن حقیقتو بگن. چون به همون حرف ” پس مردم چی میگن” میرسیم. حفظ ظاهر و با سیلی صورت رو سرخ نگهداشتن یه فرهنگه تو جامعه ما.

      خسته شدم