۱۱ واقعیت جالب و خواندنی در مورد جاسوسی دوران جنگ سرد بین ایالات متحده و شوروی

۱۱ واقعیت جالب و خواندنی در مورد جاسوسی دوران جنگ سرد بین ایالات متحده و شوروی
بدون نظر

گفتن اینکه دوره جنگ سرد دوره ای پرتنش و خطرناک بود چیزی فراتر از واقعیت است. از پایان جنگ جهانی دوم، هم پیمانان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به سرعت برای تسلط بر جهان روبروی یکدیگر قرار گرفته و بدون درگیری مستقیم سعی در برتری یافتن بر رقیب داشتند. این درگیری تا سال ۱۹۹۱ در نقطه جوش باقی ماند، اگر چه در سال های منتهی به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز تلاش هایی از سوی دو ابرقدرت آن زمان برای کاهش تنش ها صورت گرفته بود. در دوران اوج جنگ سرد شرایط بسیار بحرانی بود. برای بسیاری، بحران موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲ که نزدیک بود به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود، یک نمونه شفاف از شرایط پرتنش و شکننده ای بود که هر لحظه امکان انفجار آن وجود داشت.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

تمامی این تنش ها بدین معنا بود، دستکم برای مقامات ارشد ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، که هر برتری بر طرف دیگر، هر چقدر که کوچک باشد یا برای بدست آوردن آن زمان صرف شود، می تواند به معنای حفظ و تداوم صلح یا شروع جنگ جهانی سوم باشد. اینجا بود که جاسوسان وارد عمل می شدند. در تمام طول جنگ سرد، جاسوان نقش مهم و حیاتی در ایجاد این برتری در یکی از دو طرف نسبت به دیگری داشتند. با این وجود اندک مواردی از این جاسوسان جایگاهی شبیه جیمز باند یافتن. واقعیت جاسوسی در دوران جنگ سرد بسیار کثیف، خطرناک و گاهی حتی کسل کننده بود. با این وجود شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسان دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

جاسوسان آمریکایی دوران جنگ سرد شیفته تکنولوژی بودند اما جاسوسان شوروی سبک کلاسیک را می پسندیدند

اگر چه شروع جاسوس بازی در دوران جنگ سرد با مرکزیت تکنولوژی رخ می داد اما این واقعیت که چه کسانی وچطور گجت هایی جاسوسی را مورد استفاده عمده قرار می داند کمی پیچیده است. آژانس های جاسوسی ایالات متحده عمدتاً وقتی پای پاییدن اهداف در شوروی و فعالیت هایشان به میان می آمد به تکنولوژی و گجت های مخصوص پناه می بردند. این میل به تولید پیشرفت های تکنولوژیکی بسیار خاصی تبدیل شد، مانند زیردریایی های هسته ای و فضاپیماها و البته ماهواره هایی که می توانستند فعالیت های دشمن را رصد کنند.

در طرف مقابل اما اتحاد جماهیر شوروی بیشتر روی جاسوس انسان محور تمرکز داشته و به جاسوسان خود در اروپا برای کسب اطلاعات به همان شیوه های قدیمی و کلاسیک متکی بود. با این وجود، این به معنای بی میلی کامل شوروی به استفاده از تکنولوژی نبود زیرا دستکم در یک مورد، کا گ ب یک ماشین تایپ خاص را در دهه ۱۹۷۰ سفارت آمریکا در مسکو کرد. آژانس اطلاعات مرکزی ایالات متحده در نهایت متوجه شد که اطلاعاتی از سفارت این کشور در مسکو به بیرون درز کرده است اما مدت زمان زیادی طول کشید تا تمام وسایل الکترونیکی داخل سفارت مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود ماشین تایپ در واقع یک دستگاه فرستنده بوده است.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

برخی از جاسوسان دوران جنگ سرد برای مدت های طولانی پنهان باقی ماندند

اگر چه بیشتر جاسوسان انتظار ماموریت های کوتاه مدت را دارند، برخی ممکن بود عملیات جاسوسی شان ماه ها و حتی سال ها و دهه ها به طول بینجامد. این موضوع بسیار شبیه آنچه است که در سریال The Americans به تصویر کشیده شده که روی جاسوسان مخفی شوروی تمرکز دارد که سال ها به فعالیت مخفی خود ادامه می دادند. این سریال بر اساس داستان های واقعی برخی از جاسوسان روسی ساخته شده که برخی از آن ها تا به امروز نیز همچنان به فعالیت خود ادامه داده و شناسایی نشده اند. یکی از مشهورترین جاسوسی های طولانی دوران جنگ سرد مربوط به مردی به نام جک بارسکی بود.

بارسکی زندگی خود را در آلمان شرقی با نام آلبرت دیتریش آغاز کرد که در دهه ۱۹۷۰ توسط کا گ ب استخدام شده بود. آن ها هویت یک پسربچه که در سال ۱۹۵۵ درگذشته بود را گرفته و به عنوان پوشش برای جاسوس خود در نظر گرفتند. بارسکی بعدها فاش کرد که سختگیری های بیش از حد قانونی مانند دشواری در اخذ پاسپورت در آن دوران باعث شد وی هیچگاه نتواند به اسرار مهم دولتی دست یابد. همچنین وی در گزارشات خود بعد از دستگیری فاش کرد که مافوق های او در مسکو درک بسیار کم و ضعیفی از فرهنگ آمریکایی داشتند. بارسکی از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۸ در آمریکا برای شوروی جاسوسی می کرد و تا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز ناشناخته باقی مانده بود.

در نهایت او پس از اینکه در یک درگیری لفظی با همسرش اعتراف کرده بود جاسوس کا گ ب است توسط اف بی آی دستگیر شد. البته اف بی آی از قبل در خانه آن ها در آن دوران شنود کار گذاشته اما به این نتیجه رسیده بود که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بارسکی دیگر یک تهدید به شمار نمی آید و در واقع به او کمک کردند شهروندی آمریکا را بدست آورد. وی بعد از دستگیری اطلاعات ارزشمندی در اختیار سرویس های اطلاعاتی آمریکایی قرار داده و در صحبت هایی مشهور گفت: «من دیگر آلمانی نیستم، تکامل کامل شد».

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

جاسوس های دو جانبه در دوران جنگ سرد به وفور پیدا می شدند

جاسوس های دوجانبه که وانمود می کردند برای یک طرف کار می کنند اما در واقع از طرف دیگر حمایت می کردند، در دوران جنگ سرد به وفور پیدا می شدند و در هر نقطه ای از جهان که فکرش را بکنید نیز حضور داشتند. برای جاسوسانی که ضد شوروی بودند، داستان هولناک جرج بلیک آشنا بود. بلیک یکی از ماموران سرویس های امنیتی بریتانیا و همزمان جاسوس شوروی بود که نقش مهمی در شناسایی و افشای هویت دستکم ۴۰ مامور مخفی MI6 در شوروی و دستگیری خود در سال ۱۹۶۰ داشت. شش سال بعد، بلیک از زندان گریخته، به مسکو رفت و تا زمان مرگش در سال ۲۰۲۰ در مسکو ساکن بود. او هیچگاه فاش نکرد که چرا به به بریتانیا خیانت کرده است اما دستگیری در دوران جنگ کره توسط نیروهای کره شمالی نقش مهمی در تغییر دیدگاه های او و متمایل شدنش به سمت شرق و کمونیسم داشت.

شوروی نیز در داخل شبکه های اطلاعاتی خود از وجود جاسوس های دوجانبه در امان نبود. یکی از جاسوسانی که سال ها در سرویس های امنیتی شوروی برای غرب جاسوسی می کرد دمیتری پولیاکوف نام داشت که برای بیش از دو دهه اطلاعات مهمی را در اختیار ایالات متحده قرار می داد. او در سال ۱۹۸۴ و از طریق یک دستورالعمل پخت غذا در یک مجله خانوادگی از مقامات امنیتی درخواست کمک کرد اما بعد از بازنشستگی از سرویس امنیتی شوروی برای مدت ها از او خبری نبود. بعدها در سال ۱۹۹۰ روزنامه حزب کمونیست فاش کرد که پولیاکوف در سال ۱۹۸۸ و ۶ سال پس از بازنشستگی دستگیر شده و اعدام شده است.

بعدها مشخص شد جاسوسان دوجانبه ای که در سرویس امنیتی آمریکا نفوذ کرده بودند باعث لو رفتن هویت او شده بودند. برخی از این جاسوسان سال ها بعد و در سال ۲۰۰۱ کشف شدند. برخی بر این باورند که پولیاکوف در واقع یک جاسوس سه جانبه بوده که اطلاعات مفید بسیاری را نزد خود نگاه می داشت. با این وجود بسیاری بر این باورند که پولیاکوف اطلاعات بسیار مهمی را بدست آورده بود که نقش مهمی در جلوگیری از درگیری شدید بین دو طرف جنگ سرد داشت.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

جاسوسان جنگ سرد بیشتر از میان زنان انتخاب می شدند

این روزها دیگر کسی متعجب نمی شود که می خواند بسیاری از جاسوسان دوران جنگ سرد را زنان تشکیل می دادند، اما افشای هویت جاسوسان زن در دوران جنگ سرد برای بسیاری غافلگیر کننده بود. جاسوسان زن در دو طرف این مناقشه بسیار تاثیرگذار بودند. در مجارستانی که در دوران جنگ سرد در ظاهر بی طرف باقی مانده بود اما رابطه بسیار نزدیکی با اتحاد جماهیر شوروی داشت، زنان در سرویس های امنیتی به صورت گسترده استخدام می شدند. با این وجود به دلیل دیدگاه های تبعیض جنسیتی که در آن دوران بسیار شایع بود، از آن ها در نقش های فرعی و کمتر مهم مانند دستیاری و کارهای خدماتی استفاده می شد اما زنانی که به خط مقدم جاسوسی فرستاده می شدند در واقع نقش تله عسلی یا همان پرستو را بر عهده داشتند تا با وسوسه کردن مردان در کشورهای دشمن از آن ها اطلاعات کسب کنند.

وقتی پای دادن شانس به جاسوسان زن به میان می آمد، ایالات متحده و کشورهای هم پیمان نیز تفاوت چندانی نداشتند و تنها تعداد معدودی از جاسوسان زن توانستند جایگاه و اعتباری درخور در این زمینه کسب کنند. یکی از این زنان مارتا پیترسون بود که در دهه ۱۹۷۰ در مسکو برای آمریکا جاسوسی می کرد و مدت ها توانست به فعالیت خود ادامه دهد زیرا سرویس های امنیتی شوروی بر این باور بودند که آمریکایی ها از ماموران مخفی زن استفاده نمی کنند. در سال ۱۹۷۷ اما ماموران کا گ ب به پیترسون مشکوک شده و مدتی سعی کردند برای او تله گذاشته و ابزارهای جاسوسی اش را شناسایی کنند اما موفق به این کار نشدند. آن ها در نهایت این زن را از کشور اخراج کردند و بعدها روزنامه واشنگتن پست با قرار دادن عکس پیترسون در صفحه اول خود هویت این زن جاسوس را فاش کرد.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

دستگیری جاسوسان می توانست عواقب هولناکی برایشان داشته باشد

اگر چه در فیلم های جاسوسی، فرار جاسوسان از دستگیری بسیار معمول و هیجان انگیز به تصویر کشیده می شود اما در زندگی واقعی، جاسوسان هرگز سعی نمی کردند ذره ای شک و تردید را به خود جلب کنند زیرا در صورت دستگیر شدن عواقب سختی در انتظار آن ها بود؛ از شکنجه های هولناک تا اعدام. با این وجود، حتی خبره ترین، کم خطرترین و معمولی ترین جاسوسان نیز از دستگیری و تنبیه های شدید در امان نبودند. جولیوس و اتل روزنبرگ بعد از افشای مشارکتشان در برنامه های شوروی پس از دوران جنگ جهانی دوم به جوخه اعدام سپرده شدند، هر چند شهروند آمریکایی بوده و دو فرزند داشتند.

آن ها همزمان در ۱۹ ژوئن ۱۹۵۳ اعدام شدند زیرا در انتقال اطلاعات مربوط به برنامه هسته ای ایالات متحده به دانشمندان روسی نقش داشتند. دیوید گرین گلس، برادر اتل، که در آزمایشگاه ملی لوس آلاموس- موسسه ای که در زمینه برنامه های هسته ای نظامی آمریکا فعالیت می کرد- کار می کرد مورد خیانت قرار گرفته و دستگیر شدند، هر چند برخی بر این باورند گرین گلس خود منبع اطلاعات منتقل شده توسط خواهر و دامادش بوده است. دوایت دی آیزنهاور، رییس جمهور وقت آمریکا بعدها مدعی شد که «روزنبرگ ها با افزایش بی سابقه احتمال یک جنگ اتمی، می توانستند عامل مرگ ده ها میلیون انسان بیگناه در سراسر جهان باشند». با این وجود، مراحل محاکمه و اعدام این دو تا به امروز نیز بحث برانگیز باقی مانده است.

گاهی اوقات، جاسوسان وقتی خود را در آستانه دستگیری می دیدند دست به کارهای هولناکی می زدند. نورمن جی ریس که یک جاسوس دو جانبه بود به روزنامه دالاس هشدار داد در صورتی که مقاله ای که در آن به جاسوس بودن وی اشاره شده بود را چاپ کنند دست به خودکشی خواهد زد. روزنامه دالاس اما اعلام کرد که حقیقت را نمی توان سرکوب کرد و مقاله را چاپ نمود، ریس نیز پس از انتشار این مقاله به قول خود عمل کرده و خودکشی کرد.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

شوروی در ساخت گجت های جاسوسی بسیار خلاق بود و ابزارهای عجیب و غریبی می ساخت

اگر چه عمده جاسوسان و آژانس های جاسوسی دوران جنگ سرد ترجیح می دادند از تکنیک های کلاسیک جاسوسی استفاده کنند اما تقریباً غیرممکن بود که از تکنولوژی های جدید برای جاسوسی استفاده نکنند. بدین ترتیب گاهی اوقات وسایل و گجت های جاسوسی بسیار عجیب و غریب و دیوانه کننده ای کشف می شد. برخی از این گجت های کمک کننده طوری ساخته شده بودند که برای استفاده از آن ها باید از حیوانات کمک گرفته می شد، برای مثال دوربین های کوچکی که روی بدن کبوترها نصب می شد. نمونه دیگر دوربینی به نام Insectothopter بود که شبیه سنجاقک ساخته شده بود، یا گربه ماهی رباتیکی که برای نمونه برداری از آب اطراف رآکتورهای هسته ای استفاده می شد.

همچنین جاسوسان گاهی لباس های خاصی مجهز به دوربین می پوشیدند تا از مناطق مورد نظرشان به شکلی مخفیانه عکس بگیرند. یکی از عجیب ترین ابزارها استفاده از چیزی به بی خطری چتر برای کشتن اهداف مورد نظر بود. این همان اتفاقی بود که در مورد گئورگی مارکوف، مخالف سرسخت باورهای کمونیستی شوروی در بلغارستان رخ داد که در ابتدا تصور شد یک برخورد ساده و معمولی در خیابان را تجربه کرده است. اما او مدت کوتاهی بعد در سپتامبر ۱۹۷۸ درگذشت و تحقیقات در نهایت نشان داد که یک ماده سمی از طریق نوک یک چتر و توسط یک مرد ناشناس در خیابان به تهیگاه او تزریق شده است. اگر چه قاتل هیچگاه شناسایی نشد اما همه می دانستند وی یک مامور مخفی کا گ ب بوده که برای این کار استخدام شده است.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

تغییر چهره نقش مهمی در فرار جاسوسان از دستگیری داشت

اگر چه شاید به نظر برسد این باور از فیلم های درام جاسوسی سینما برگرفته شده باشد، اما در دوران جنگ سرد تغییر چهره موضوعی بود که به وفور رخ می داد. این موضوع برای جاسوسی چنان اهمیت داشت که یانا مندز، مامور بازنشسته سازان سیا و مقام ارشد بخش تغییر چهره این سازمان گفته است: «با تغییر چهره، ما از تصورات هر فردی فراتر می رفتیم. منظورم این است که موفقیت های بسیار باورنکردنی داشتیم». او همراه با همسرش مدت ها در دوران جنگ سرد در مسکو فعالیت می کرد و یک مانکن بادکردنی اما با ظاهر واقعی به نام «جک در قفس» ساخته بودند که برای گول زدن ماموران امنیتی روسی که در تعقیب آن ها بودند به کار گرفته می شد.

با این وجود، مندز مدعی بود بهترین تغییر چهره ها آن دسته تاکتیک هایی بودند که باعث می شدند جاسوسان ناپدید شوند. او به جاسوسان آمریکایی کمک می کرد ظاهری کاملاً جدید پیدا کنند و حتی کوچکترین رفتارهای خود را با توجه به هدفشان تغییر دهند، حتی جنسیتشان را عوض کنند. این کار با آموزش های فراوان و روش های کلاسیکی مانند عینک و کلاه گیس صورت می گرفت. در شرایطی که ماموران امنیتی شوروی هر لحظه در تعقیب افراد مشکوک بودند، کمی تغییر در نحوه راه رفتن یا یک کلاه گیس جدید می توانست تفاوت بین موفقیت در عملیات یا دستگیری را رقم بزند.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

برخی از ترفندهای جاسوسان از شعبده بازان الهام گرفته شده بود

بخش زیادی از هنر جاسوسی کاملاً خاکی و انسانی است. یک جاسوس خوب در دوران جنگ سرد کسی بود که جایگاه مناسبی داشت، مثلا یک شغل مهم و استراتژیک یا داشتن ارتباطات خوب با افراد مهم.  جاسوس باید محتاط و هوشیار می بود و با کمک دوربین های مخفی و کوچک و نقاطی از پیش تعیین شده برای گذاشتن اطلاعات می توانست وظیفه خود را انجام دهد. اما همیشه جا برای کمی کارهای فانتزی و انجام ترفندهای شعبده بازانه نیز وجود داشت. در مورد سازمان سیا، دستکم یک دستنوشته از طبقه بندی خارج شده نشان می داد که شعبده بازی یکی از ابزارهای جاسوسان آمریکا در دوران جنگ سرد بوده است.

در ابتدا برخی این موضوع را شایعه دانستند اما بعدها مشخص شد که جان مالهالند شعبده باز مشهور در دهه ۱۹۵۰ به مامورهای مخفی سازمان سیا آموزش می داده است. دو مورد از طرح های دستی مالهالند توسط یک مامور بازنشسته سازمان سیا و یک تاریخ نگار در کتابی با عنوان The Official C.I.A. Manual of Trickery and Deception آورده شده است. در واقع در این اسناد نشان داده شده که این شعبده باز چگونه ترفندها و تردستی های خود را برای برداشتن اسناد به جاسوسان آمریکایی آموزش می داده است.  همچنین گول زدن ماموران امنیتی و پرت کردن حواس آن ها در هنگام انداختن یک شیء یا ریختن چیزی در نوشیدنی افراد هدف نیز از دیگر ترفندهای یاد داده شده به جاسوسان بوده است.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

حلقه های جاسوسی به اشکال باورنکردنی کشف می شدند

اگر چه بسیاری امروزه فکر می کنند که جاسوسی یک کار تک نفره است، شبیه جیمز باند، اما واقعیت جاسوس در دوران جنگ سرد نشان می دهد که جاسوسی اغلب کاری جمعی و مشارکتی بوده است. در واقع حلقه جاسوسی برای تسهیل انتقال اطلاعات مهم به کار می رفت. اما وقتی این حلقه ها کشف می شدند موجی ایجاد می شد که نه تنها می توانست جاسوسان بسیار دیگری را لو بدهد بلکه بنیان یک دولت را نیز تکان دهد. برای مثال باید به یک حلقه جاسوسی متعلق به شوروی در کانادا اشاره کرد که به یک رسوایی بزرگ تبدیل شد. همه چیز در سپتامبر ۱۹۴۵ آغاز شد، وقتی ایگور گوزنکو از رفتن به خانه سر باز زد. این مامور کشف رمز روسی دستور یافته بود که از پست خود در سفارت شوروی در اتاوا را ترک کند اما وسوسه کننده بودن سبک زندگی غربی او را بر آن داشت که این دستور را اجرا نکند.

بدین ترتیب گوزنکو برخی از اسناد محرمانه سفارت را برداشته و چند هفته بعد وارد دفتر روزنامه اوتاوا ژورنال شد. او خطاب به حاضران در دفتر روزنامه گفت: «جنگ است و کار روسیه است»، بدین معنا که شوروی به همین زودی جاسوسی از کشورهای متحد خود در جنگ جهانی دوم را آغاز کرده است. این افشاگری اتحاد شکننده بین کانادا و شوروی را از بین برده و باعث شد تنش های شدیدی بین این دو کشور ایجاد شود. لندن نیز مکان یکی دیگر از حلقه های جاسوسی دراماتیک بود که ۱۵ سال بعد از ماجرا گوزنکو فاش شد. حلقه جاسوسی پورتلند در سال ۱۹۶۰ در لندن کشف شد که پس از تحقیقات ماموران اطلاعاتی در مورد یک سازمان فعال در زمینه ابزارهای شناسایی در زیر آب دستشان برای دولت رو شد.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

برخی از رازهای جاسوسی در دوران جنگ سرد ممکن است هیچگاه افشا نشوند

در دوران جنگ سرد خائنان و جاسوسان در دستگاه های امنیتی فراوان بودند اما یکی از آن ها علیرغم خبرساز بودنش همچنان کشف نشده باقی مانده است. در سال ۱۹۸۵، کا گ ب تعداد زیادی از جاسوسان آمریکایی را به یکباره شناسایی کرد و ده نفر از آن ها را به جوخه اعدام سپرد. این اتفاق باعث آغاز شدن یک برنامه ضد جاسوسی بزرگ توسط سازمان سیا برای شناسایی مامور دو جانبه ای که در این سازمان وجود داشت، شد. آن ها در ابتدا فکر می کردند این خائن کسی نیست جز آلدریچ ایمس که در سال ۱۹۹۴ دستگیر شد.

اما خیلی زود آشکار شد که یک خائن دیگر در ماجرا دست داشته است. بر اساس اعترافات ایمس و روایت سیا، پیش از شروع جاسوسی دوجانبه ایمس برای کا گ ب، دستکم سه تن از ماموران مخفی سیا در روسیه شناسایی و دستگیر شده بودند و بدین ترتیب شخص دیگری از درون سازمان به روس ها اطلاع داده بود. علیرغم تلاش های فراوان، هیچگاه سازمان سیا موفق به شناسایی این فرد نشد. در دوران جنگ سرد و پس از آن دستکم سه نفر جاسوس دوجانبه در سرویس های امنیتی آمریکا کشف شد.

شایعات درست و نادرست بسیاری در مورد جاسوسی در دوران جنگ سرد وجود دارد که در ادامه این مطلب قصد داریم درست ترین ترسیم را از آن داشته باشیم.

برخی از جاسوسی های جنگ سرد به نام علم انجام می شدند

بدون شک افراد بسیاری در اقدامات جاسوسی و ضدجاسوسی دوران جنگ سرد دخالت داشتند و کسی نمی داند چرا جاسوسان چنین کار خطرناک و مزورانه ای را می پذیرفتند. گاهی اوقات این کار برای پول صورت می گرفت و گاهی به امید یک زندگی جدید یا خدمت به کشور. گاهی اوقات نیز این کار به بهانه علم صورت می گرفت. در دوران جنگ سرد، دانشمندان و محققان در جایگاه منحصربفردی برای جاسوسی قرار می گرفتند. آن ها به طور گسترده به خاطر سفرهایشان و همچنین مراوداتشان با محققان کشورهای دیگر مورد موأخذه قرار می گرفتند. خطر جاسوسی در مورد محققانی که روی تکنولوژی های بسیار پیشرفته مانند هواپیماهای با برد و ارتفاع پروازی بالا، ماهواره های جاسوسی و بمب های هسته ای کار می کردند آن قدر بالا بود که باعث شده بود سازمان سیا و دیگر سازمان های اطلاعاتی در این مورد بسیار مراقب باشند.

این نگرانی ها چندان هم بیراه نبود زیرا برخی جاسوس ها در واقع از میان دانشمندان و محققان بودند. برای مثال، یک دانشمند آمریکایی که هنوز نام واقعی او فاش نشده اما با اسم رمز Perseus شناخته می شد عامل انتقال اسرار هسته ای آمریکا از آزمایشگاه هسته ای لوس آلاموس به شوروی بوده است. کلاوس فوکس یکی دیگر از این دانشمندان بود که یک فیزیکدان اهل آلمان بود و نقش مهمی در توسعه برنامه هسته ای شوروی از طریق انتقال اطلاعات و اسناد علمی آمریکا به این کشور داشت. او در سال ۱۹۵۰ به جاسوسی های خود اعتراف کرده و به ۱۵ سال زندان محکوم گردید.

بیشتر بخوانید: اورسولا کوژینسکی ؛ جاسوس روسی که نزدیک بود هیتلر را بکشد و شوروی را صاحب بمب اتمی کرد

آدولف تولکاچف؛ داستان باورنکردنی موفق ترین جاسوس آمریکا در دوران جنگ سرد [قسمت دوم]

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 4 / 5. تعداد رای: 26

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

منبع: grunge
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود