ماجرای عکس های دختران بی حجاب و محجبه مقابل دانشگاه تهران چه بود؟

ماجرای عکس های دختران بی حجاب و محجبه مقابل دانشگاه تهران چه بود؟

چند روز قبل تصویری از چند دانشجوی دختر با لباس فارغ التحصیلی در مقابل دانشگاه تهران منتشر شد که حجاب بر سر نداشتند. پس از آن گروهی از زنان محجبه در پاسخ به این اقدام همان عکس را به شیوه ی خود بازسازی کردند.

انتشار این تصاویر در فضای مجازی جنجال برانگیز شد و واکنش های زیادی را از سوی مخالفان و موافقان هر دو گروه به دنبال داشت.

روشن نیست چه انگیزه ای در پشت عکس دسته جمعی فارغ التحصیلان دانشگاه تهران وجود داشته اما برخی از جمله عبدالله گنجی، فعال رسانه ای، مدعی شدند این دختران از دانشجویان خارجی مقیم ایران بودند.

گنجی در توییتر خود نوشت:

«چند روز پیش تعدادی دانشجوی خارجی مقیم ایران در جشن فارغ التحصیلی با سر در دانشگاه تهران عکس نمادین گرفتند. اینجا حامیان و مخالفان حجاب هر دو حمله به جمهوری اسلامی را شروع کردند.

حالا بعضی بدون اینکه بدانند اونها کی بودند با شکلی گرایی و سطحی گرایی مثلا به توطئه پاسخ دادند.»

کاربران شبکه های اجتماعی هم نظرات مختلفی درباره ی این تصاویر داشتند.

محسن‌ حسام مظاهری نوشت:

«از گفتاری که مواجهه‌اش با فرهنگ هم مثل همه‌ی دیگر مقولات مواجهه‌ای نظامی است و همه‌جا را میدان جنگ می‌بیند و همه‌ی آن‌ها که با خودش متفاوت‌اند را «دشمن» و «جبهه‌ی مقابل» می‌پندارد و در زبانش پربسامدترین واژگان، اصطلاحات نظامی است، جز این نمی‌شود انتظار داشت.

اما کاش زنان و دختران ایرانی، چه آن‌ها که پوششی شبیه دختران عکس بالایی دارند و چه آن‌ها که شبیه عکس پایینی، فریب این صف‌آرایی‌ها و تقابل‌ها و دوقطبی‌های کاذب را نخورند. این مسیر انحرافی، فرجامی جز جنگ خیابانی و فروپاشی جامعه‌ی ایرانی ندارد.

واقعیت جامعه‌ی ایرانی، تکثر و تنوع سبک‌های زندگی است. این تکثر و تنوع را باید به رسمیت شناخت؛ و این تنها از مسیر گفتگو و تعامل و تفاهم و مدارا می‌گذرد. از مسیر «خودتنظیمی جامعه» و عرف، نه «اراده‌گرایی دولت» و قانون. در روندی تدریجی و بطئی و آرام بدون دستکاری و مداخله.»

فرهاد قنبری نوشت:

«ایران مملکت بزرگی است، آنقدر بزرگ که در آن برای هر تفکر و گفتمانی و هر سبک و شیوه زندگی جا هست. ایران آنقدر بزرگ است که نیازی نیست کسی جمعتر بنشیند. ایران آنقدر بزرگ است که در آن همه از هر عقیده و مذهب و ایدئولوژی و قومیتی و سبک زندگی می‌توانند در گوشه‌ای نشسته و بدون مزاحمت برای یکدیگر روزگار بگذراند.ما نیازی به دراز کشیدن بر سرتاسر سرزمین و تنگ کردن جای دیگری نداریم.فراموش نکنیم اگر به سبک زندگی و پوشش و اعتقادات و رسومات خود باور قلبی داریم نیازی به اجبار دیگران برای پذیرش آن‌ها نداریم. اعتقادات و باورهایمان اگر برایمان ارزشمندند آن‌ها را بازیچه جدل‌های مجازی نکنیم.

ایرانیان با تمام تنوع قومی و عقدیتی و فرهنگی قرن‌های متمادی در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و در زمان‌هایی که نژادپرستی و قوم گرایی و جنگ مذهبی و عقیدتی در سراسر جهان رواج داشت با رواداری و تساهل بدون مشکل خاصی در کنار یکدیگر با صلح زیسته اند. این ملت هنوز هم قرار است در کنار یکدیگر با صلح و آرامش زندگی کند، با ایجاد دوقطبی‌های دشمن ساز و به رسمیت نشناختن سبک زندگی “دیگری”، سرزمینمان را به سمت جدال‌های بی پایان سوق ندهیم.»

حسین دهباشی نوشت:

«از قضا خیلی هم خوب. آفرین. هزار و سیصد آفرین. این مملکت برایِ همه‌ی سلایق است؛ و گذشته از ساختار‌ها و روبنا‌های خراب‌شده، بنیانِ این میهنِ عزیز، آن‌قدر محکم و متنوع است که هیچ‌کس جایِ دیگری را تنگ نمی‌کند. البته اگر آن‌هایی بگذارند که کاش -به قول سهراب- جایشان درخت نشانده بودند!»

کاربر دیگری هم نوشت:

«ایکاش می‌فهمیدیم که ما ایرانی‌ها همگی یک ملتیم، صف آرایی‌های اخیرِ سر در دانشگاه تهران معنایی جز دو قطبی با حجاب و بی حجاب نمیدهد. عزیزان همه یک خانواده ایم. در فضای جنگ نرم و فرهنگ، کَل کَل‌های این چنینی دردی از کشور دوا نمی‌کند. به نظرم آن هنجار شکنیِ خلافِ عرفی که، در سردر دانشگاه تهران اتفاق افتاد هم به سادگی قابل گذر نیست. اما راه حل؛ حرکت متضاد نیست.»

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
دیجیاتو
یک نظر

ورود

  • h آبان ۱۷, ۱۴۰۰

    نتیجه چهل و چند سال اجبار و زور زدن برای جا انداختن چیزی که عموم قبول نمیکنن همین میشه
    اگه اجبار باشه ، حتی کار خوب و شایسته هم مخالف خواهد داشت