۱۰ اتفاق کلیشه‌ای در فیلم ها و سریال ها که به وضوح توهین به شعور مخاطب هستند

۱۰ اتفاق کلیشه‌ای در فیلم ها و سریال ها که به وضوح توهین به شعور مخاطب هستند

سینما کارخانه ای فوق العاده از رویاهاست که فیلمسازان ماهر در آن می توانند به جاه طلبانه ترین ایده هایشان زندگی بخشیده و میلیون ها نفر را سرگرم سازند. و به همان اندازه که همه ما عاشق فیلم هستیم، جای تردید ندارد که گاهی اوقات کارگردانان به اندازه کافی نگران ایجاد تصویری واقعی از اتفاقات نیستند. این اتفاق ممکن است به چندین روش صورت گیرد و اغلب به شکلی ساده و با دنبال نکردن قوانین بنیادین دنیای اطراف انجام می شود. شاید شخصیت ها به سبکی رفتار می کنند که هیچگاه یک انسان واقعی آنطور رفتار نمی کند یا تهیه کنندگان بخشی از فیلم را حذف کرده و این کار به نوبه خود باعث حذف بخشی از شخصیتی می شود که خیلی زود توجه مخاطب را به خود جلب می کند. دلیل هر چه باشد، این ۱۰ اتفاق تکراری و کلیشه ای که در فیلم ها رخ می دهد همیشه اعصاب مخاطب را به هم می ریزند و باعث می شود از خود بپرسند چرا کارگردان فکر می کند مخاطبان آنقدر احمق هستند که این موضوع را بپذیرند یا چرا فیلمی با بودجه ای سنگین فکر می کند که می تواند اصولی بنیادین را نادیده بگیرد.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۱۰- رانندگی کردن بدون اینکه فرد جلوی خود را تماشا کند

حتی ساده ترین سکانس های رانندگی نیز آنقدر برای فیلمبرداری چالش برانگیز و پیچیده هستند که باور نمی کنید، دستکم در صورتی که بخواهید بسیار قانع کننده به نظر برسد. در حالی که از لحاظ تکنیکی این چنین صحنه هایی نیازمند قرار دادن بازیگر در داخل یک خودرو و پروجکت کردن تصویر بیرون روی خودرو یا استفاده از صفحه سبز رنگ است، رفتار راننده مهم ترین نقش را در باورپذیر کردن چنین صحنه ها بر عهده دارد. در فیلم های زیادی می بینیم که شخصیت راننده برای صحبت کردن با دیگر سرنشینان یا نگاه کردن به اطرافش، چشمش را از جاده و مسیر روبروی خود بر می دارد، کاری که در زندگی واقعی بسیار خطرناک و غیرمعقول است.

این گاف به شکلی بسیار جالب در فیلم Dumb and Dumber مورد تمسخر قرار می گیرد، جایی که شخصیت لوید (جیم کری) در حال رانندگی کردن صورت خود را برگردانده و به مسافر خود ماری (لورن هالی) می گوید که بر اساس آمار امکان مرگ او در مسیر رفتن به فرودگاه زیاد است، در حالی که خودروها جلوی او با هم تصادف کرده و منفجر می شوند. چنین کاری در یک فیلم جدی می تواند به سرعت باعث پرت شدن حواس مخاطب و بیرون آمدن او از حس تنش و تعلیق داستان شود. به همین دلیل بارها در فیلم های مختلف دیده ام که سبک رانندگی شخصیت پشت فرمان، نحوه تکان دادن دست هایش روی فرمان، صحبت کردنش با دیگر سرنشینان و نگاه کردن به آن ها و همچنین حرکت در مسیری صاف و بدون ذره ای پستی و بلندی نشان می دهد که این خودرو در جاده نبوده و در واقع ثابت است.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۹- نوشیدن از فنجان هایی که به وضوح خالی است

این یکی وقتی که متوجهش شوید شما را دیوانه می کنید و هر چه سعی کنید نمی توانید آن را در فیلم ها و سریال های بعدی هم نادیده بگیرید. وقتی که شخصیتی در حال نوشیدن از فنجان یا لیوان است، معمولاً در هنگام خوردن قهوه، چای یا آب، معمولاً هیچ مایعی در درون این لیوان یا فنجان وجود ندارد و هر کسی که به وزن فنجانی پر از مایع توجه داشته باشد به خوبی می فهمد که این فنجان خالی است یا نه. نکته دیگر اینکه صدای خالی بودنی که هنگام گذاشتن فنجان روی میز تولید می شود و تلاش های ناخوشایند بازیگر برای اینکه وانمود کند مایعی که وجود ندارد را قورت می دهد با ذره ای دقت قابل مشاهده است. در حالی که قابل درک است که بازیگران نخواهند چندین فنجان مایع را در طی برداشت های متوالی بنوشند، آیا نمی شود یک جسم سنگین را داخل لیوان یا فنجان قرار داد که چنین سکانسی طبیعی تر جلوه کند؟ این نکته ناخوشایند تقریباً در هر فیلم و سریالی وجود داشته و همه هم متوجه آن می شوند.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۸- هیچ کسی قبل از قطع کردن تلفن خداحافظی نمی کند

فیلم ها به وضوح در به تصویر کشیدن گفتگوهای تلفنی ضعیف عمل کرده و این موضوع از دیرباز وجود داشته است. جالب اینکه در تماس های تلفنی فیلم ها و سریال ها هیچ گاه طرفین حرف یکدیگر را قطع نکرده یا همزمان صحبت نمی کنند و بدتر اینکه هیچ کسی خداحافظی نمی کند. تقریباً در هر فیلمی که تماسی تلفنی در آن باشد، شخصیت ها بدون به زبان آوردن عبارتی که نشان از خداحافظی مودبانه باشد، تلفن را قطعی می کنند انگار که این کار طبیعی ترین کار دنیاست. در دنیای واقعی چنین کاری حتی برای ناشناس ترین افراد نیز بسیار گستاخانه و بی ادبانه انگاشته می شود چه برسد به دوستان و اعضای خانواده. اگر چه این کار به منظور بهره وری در روایت داستان انجام می شود اما همزمان به ما یادآور می شود که در حال تماشای یک داستان بدور از واقعیت هستیم. اگر چنین چیزی در دنیای واقعی رخ دهد به احتمال زیاد فکر خواهید کرد که ارتباط قطع شده یا دستکم فکر می کنید کسی که تلفن را قطع کرده بی ادب بوده است. آیا صرفه جویی دو ثانیه ای در وقت روایت داستان آنقدر اهمیت دارد که چنین تاثیر ویرانگر و ناخوشایندی بر مخاطب را نادیده بگیرید؟

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۷- ناک اوت کردن افراد با یک مشت

اگر تصویرسازی سینما از خشونت را بپذیریم، پس باور خواهید کرد که تیراندازی اغلب موارد باعث مرگ افراد در کسری از ثانیه خواهد شد (به ویژه اگر آدم بدهای داستان باشند)، در فاصله چند متری از یک انفجار بزرگ بودن نیز ایمن است و ناک اوت کردن دیگران نیز کار دشواری نیست. در فیلم های اکشن بارها دیده می شود که افراد در نتیجه ضربات مشت و لگد بیهوش می شوند، تا جایی که درک مخاطبان از بیهوش شدن و ناک اوت شدن عوض می شود زیرا کمتر کسی از مخاطبان هست که چنین چیزی را در زندگی واقعی خود تجربه کرده باشد. ابتدا اینکه اگر آنقدر محکم کسی را بزنید که او را بیهوش کنید به احتمال فراوان دست خودتان نیز آسیب خواهد دید، به ویژه اگر ندانید که چطور درست مشت بزنید. بدین ترتیب زدن چندین مشت محکم به طرف مقابل می تواند باعث شکستن دست خودتان یا دستکم کبود شدن و غیرقابل استفاده بودن آن برای چند روز شود.

اما در مورد قربانی شرایط بسیار بدتر نیز هست. سینما اغلب افرادی را نشان می دهد که بعد از ناک اوت شدن از بیهوشی بیرون می آیند بدون اینکه هیچ عوارض درازمدتی داشته باشد، علیرغم این واقعیت که ناک اوت شدن در دنیای واقعی می تواند عوارض مرگبار و طولانی داشته باشد. اگر کسی در دنیای واقعی به شما مشت بزند، این احتمال زیاد است که هنگام افتادنتان زیر شما یک تشک نرم نگذارند و این بدان معناست که ممکن است سرتان با زمین برخورد کند و یک آسیب مغزی بسیار جدی ببینید. البته این در صورتی است که بخش حساسی از جمجمه شما مورد اصابت قرار نگرفته که می تواند همان لحظه به خونریزی مغزی و مرگتان منجر شود، اتفاقی که در دنیای واقعی بسیار رخ می دهد و به عواقب ترسناکی مانند هیپوکسیا، تورم مغزی و به کما رفتن منجر می شود.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۶- همه شخصیت ها همیشه تمیز و مرتب هستند

یک موضوع ناخوشایند در فیلم ها و به طور خاص در فیلم های پساآخرالزمانی وجود دارد که بدون توجه به میزان خطرناک بودن و ناخوشایندی شرایط و محیط، شخصیت ها بسیار خوش قیافه و جذاب به نظر می رسند. برای مثال فیلم اخیر Dune را در نظر بگیرد که وقتی شخصیت تیموتی شالامی در بیابان گرفتار شده نیز موهای او بسیار مرتب و شاداب به نظر می رسند. علیرغم قرار گرفتن در معرض شرایط آب و هوایی ناخوشایند و خطرناک سیاره آراکیس، موهای او چنان سالم و مرتب به نظر می رسند که برای یک قرار ملاقات مهم مناسب به نظر می رسند.

در بخش زنان نیز، در فیلم های پساآخرالزمانی نیز آن ها همچنان آرایش خود را حفظ کرده و برای زیبا نگه داشتن خود تلاش می کنند و موهای زیر بغل و بدنشان نیز کاملاٌ تمیز شده به نظر می رسد. البته منظورمان این نیست که وقتی شرایط دشوار می شود افراد به طور کلی تمیز کردن خود را فراموش می کنند اما تمیز و مرتب بودن بدون شک اولویت خود را از دست می دهد به ویژه در شرایطی که منابع کم شده و ابزارهای تمیز کردن نیز کمتر در دسترس خواهند بود. البته استودیوهای فیلمسازی می دانند که مخاطبان به افراد جذاب جذب می شوند و وقتی ۱۶۵ میلیون دلار برای یک فیلم بلاک باستر علمی تخیلی جاه طلبانه هزینه می کنند نمی خواهند هیچ بهانه ای به مخاطبان برای دور شدن از فیلم شان بدهند.

۵- سکانس های غیرواقعی روابط خصوصی

فیلمبرداری سکانس های روابط جنسی و خصوصی همیشه دشوار بوده حتی در فیلم هایی که نگرانی رتبه بندی نباشند. مهم ترین نکته در این سکانس ها، راحتی بازیگران است. جدای از آن، قوانین سختگیرانه ای در رابطه با شرایط این سکانس ها وجود دارد که بر رده بندی فیلم و تناسب آن برای سنین خاص تاثیرگذار است که تشریح آن ها در این مطلب نمی گنجد. به همین دلیل است که در این سکانس ها از ملافه یا حالت های خاص بدن برای مخفی نگه داشتن اندام های جنسی بازیگران استفاده می شود. به همین خاطر است که اکثر چنین سکانس هایی غیرواقعی از آب در می آیند و معلوم نیست که چرا کارگردان علیرغم تمام مشکلاتی که وجود دارد بر به تصویر کشیدن آن ها اصرار دارند.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۴- سرفه کردن به عنوان نشانه یک بیماری صعب العلاج

کمتر کلیشه ای در فیلم ها و سریال ها وجود دارد که ناخوشایندتر از سرفه های تند و خشن یک شخصیت باشد تا نشان دهد که بیماری او صعب العلاج بوده و او آخرین ساعات یا روزهای زندگی اش را می گذراند. گاهی اوقات نیز سرفه های خون آلود و خونی شدن دستمال و نشان دادن این خون در دوربین، اتفاقی تکراری است که در این سکانس ها رخ می دهد و نشان دهنده این است که شخصیت مذکور زنده فیلم را ترک نخواهد کرد. اما این کلیشه دیگر خیلی ناخوشایند و تکراری شده و تنها کارگردانان تنبل به سراغ آن می روند. این کلیشه به همان اندازه ناخوشایند است که بارداری زنان با یک حالت تهوع ناگهانی به تصویر کشیده می شود انگار که در دنیای سینما برای زنان مسمومیت غذایی، بیماری ها و حالات تهوع آور یا زیاده روی در مصرف مشروبات الکلی موضوعیت ندارد.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۳- هیچ کسی غذا یا نوشیدنی اش را تمام نمی کند

فیلمبرداری سکانس هایی که در آن شخصیت ها در حال غذا خوردن یا نوشیدن هستند می تواند یک کابوس لجستیکی باشد زیرا این نیاز وجود دارد که در میزان غذا یا نوشیدنی مصرف شده توسط شخصیت ها بسیار دقت صورت گیرد تا در طی برداشت های مکرر که گاهی ممکن است چند روز طول بکشند، حجم و ماهیت غذای آن ها تغییر نکند. به همین خاطر است که اغلب می بینید شخصیت ها در پشت میز غذاخوری حرف زده و با غذایشان بازی می کنند تا این حس را ایجاد کنند که در واقع ناهار می خورند بدون اینکه در عمل آن را بخورند و این موضوع یک سردرد ادامه دار در مخاطب ایجاد می کند. اما ناخوشایندتر این واقعیت است که ظاهراً هیچ کس تمام غذا یا نوشیدنی اش را در فیلم ها و سریال ها تمام نمی کند.

شاید یک زن و شوهر در حال خوردن صبحانه باشند اما به محض این کاه سکانس دیالوگ ها به پایان می رسد، او همسرش را بوسیده، اصرار دارد که دیرش شده و در حالی که نیمی از تخم مرغ و بیکن و سوسیس داخل بشقابش دست نخورده، از آنجا می رود. جدای از اینکه چنین کاری نوعی بی احترامی به کسی است که غذا را پخته، به طرز هولناکی اسراف است. آخه چرا؟! نوشیدنی ها هم همین وضعیت را دارند به ویژه در کافه ها، وقتی دیگر دیالوگی باقی نمانده و شخصیت ها بلند شده و محل را ترک کرده در حالی که اغلب اوقات نوشیدنی شان تقریباً دست نخورده باقی مانده یا بخش اعظم آن خورده نشده است. لااقل قبل از رفتن لیوان را سر بکشید و بروید!

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۲- تنفس مصنوعی همیشه موفقیت آمیز است و هیچ عوارضی نیز ندارد

اگر قضیه تنفس مصنوعی و سی پی آر در فیلم ها را خیلی سرسری در نظر بگیرید، چنین روشی برای بازگرداندن فردی در آستانه مرگ به زندگی بسیار ساده بوده و تقریباً عوارضی نیز ندارد. در اغلب قریب به اتفاق موارد تنفس مصنوعی باعث بازگشت یک شخصیت قهرمان به زندگی می شود اما در دنیای واقعی شانس اینکه بتوان کسی را در خارج از بیمارستان با تنفس مصنوعی زنده کرد کمتر از ۱.۹ درصد است. غیر از آن، در فیلم ها معمولاً هیچ عوارضی برای سی پی آر به تصویر کشیده نمی شود، عوارضی مانند آسیب مغزی به دلیل نرسیدن اکسیژن به مغز به مدت چند دقیقه یا شکستن دنده ها به دلیل ضربات سنگین به سینه فرد. در اکثر غریب به اتفاق موارد فرد دریافت کننده تنفس مصنوعی معمولاً سرفه کرده، برای لحظاتی نفس نفس زده، شاید کمی آب از دهانش خارج شود و سپس انگار که اتفاقی نیفتاده و کاملاً سرحال است. یکی از خنده دارترین این موارد به بازگشت شخصیت اتان هانت با بازی تام کروز در فیلم Mission: Impossible II باز می گردد در حالی که چند دقیقه قبلش دچار برق گرفتگی شده است.

10 اتفاق کلیشه ای در سینما که اعصاب ما را به هم ریخته و باعث می شوند حس کنیم فیلمسازان ما را احمق فرض می کنند

۱- بریدن دست برای خارج شدن خون

تقریبا هر باری که شخصیتی در فیلم ها و سریال ها می خواهد برای پیمان بستن یا هر دلیل دیگری از بدن خود خون بیرون بکشد، از یک چاقو برای بریدن کف دستش استفاده می کند. اکنون دهه هاست که این کلیشه بصری بسیار ترسناک وجود دارد و جالب اینکه هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد. اما جدای از اینکه یک کلیشه بسیار تکراری است، هیچ منطقی نیز در آن وجود ندارد زیرا دست یکی از مفیدترین، حیاتی ترین و کاربردی ترین اندام های بدن است و به همین دلیل ایجاد یک زخم عمیق در آن بدترین و احمقانه ترین کاری است که می توانید انجام دهید. بیش از ۱۷,۰۰۰ گیرنده عصبی و گیرنده درد در کف دست وجود دارد که باعث می شود کف دست نسبت به درد بسیار حساس باشد. بخش های کم گوشت تر و کمتر حساس دیگری در بدن وجود دارد که با یک نیشگون یا سوزنی نازک می توان از آن ها خون جاری کرد و ذره ای نیز به اندازه خطر بریدن کف دست خطرناک نیست.

مطلب برای شما مفید بود؟

به مطلب امتیاز دهید

میانگین امتیازها 4.4 / 5. تعداد رای: 31

تاکنون رأی داده نشده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

منبع:
مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۸ نظر

ورود

  • اسمم دی ۲۴, ۱۴۰۰

    عجب .. توجه نکرده بودم خیلی حق بود

  • پی اس آرنا دی ۲۵, ۱۴۰۰

    هیچوقت کسی توی فیلما دستشویی نمیره و خیلی مضخرفه اگر هم واردش بشن یا گریه میکنن یا با اتاقک بغلی حرف میزنن

  • Hamed دی ۲۵, ۱۴۰۰

    یک مقاله ی بی نقص از روزیاتو. به قول معروف دمتون گرم.
    میشه برای این مقاله یک قسمت دوم هم نوشت چون شش هفت کلیشه ی دیگه همین الان توی ذهنمه.

  • دانا دی ۲۵, ۱۴۰۰

    چمدونا و جعبه شیرینی ها هم همیشه خالیه

  • مصطفی دی ۲۵, ۱۴۰۰

    مواقع حساس انتن تلفنا میره

    سه نفر با رگبار نمیتونن قهرمان اصلی رو بزنن

  • کوروش دی ۲۶, ۱۴۰۰

    جانا حرف دل ما رو زدی. چند تا کلیشه استاندارد شده دیگه هم داریم. مثلا اینکه اکثر مردم جوان و خوشگل و خوشتیپ هستند.

  • . دی ۲۷, ۱۴۰۰

    در دیگ های بزرگ مطبخ ها فقط آب خالی است

  • سیما دی ۲۸, ۱۴۰۰

    کلیشه حالت تهوع برای نشون دادن باردار بودن زنا هم هست😑