بسیاری از زنان مشهور در طول زندگی خود با مردان متعددی رابطه عاشقانه داشته اند اما تازه بعد از 40 سالگی عشق زندگی شان را پیدا کردند. با این حال، اعتقاد بر این است که احتمال ازدواج زنان بعد از این سال 40 درصد است. گذشته از این ها، زنان بعد از 40 سالگی نگاه متفاوتی نسبت به مردان پیدا می کنند و می دانند که به طور قطع از رابطه ی خود چه می خواهند. آن ها نه با چشمی که عشق آن را کور کرده، بلکه با چشمانی باز و هوشیار به شریک عاطفی خود نگاه می کنند.
در ادامه از زنان مشهوری خواهیم گفت عشق زندگی شان را بعد از 40 سالگی پیدا کردند.
هایدی کلوم

هایدی کلوم با تام کاولیتز، گیتاریست گروه موسیقی «توکیو هتل» در آلمان آشنا شد. رابطه ی آن ها زمانی برملا شد که تصاویری از ابراز علاقه ی کلوم و کاولیتز به یکدیگر در زمان فیلمبرداری یک سریال تلویزیونی منتشر شد. کاولیتز در شب کریسمس سال 2018 از هایدی خواستگاری کرد و آن ها در فوریه ی سال بعد، در مراسمی خصوصی با یکدیگر ازدواج کردند. کلوم در آن زمان 45 سال داشت.
هایدی کلوم خوشحال است که توانسته بالاخره مردی را پیدا کند که به اندازه ی خودش رمانتیک است. او در اینباره گفته: «این اولین باری است که احساس می کنم واقعاً شریک عاطفی ای دارم که در هر کاری با من همراه است.»
سوفیا ورگارا

سوفیا ورگارا و جو منگنیلو در سال 2014 در ضیافت شام کاخ سفید با یکدیگر آشنا شدند. ورگارا در آن زمان با مرد دیگری نامزد بود. با این حال، آن ها هنوز ازدواج نکرده بودند. یک ماه بعد از این آشنایی، رابطه ی عاشقانه ی ورگارا و منگنیلو آغاز شد.
منگنیلو 6 ماه بعد، از ورگارا خواستگاری کرد و آن ها در سال 2015 با یکدیگر ازدواج کردند. ورگارا در آن زمان 43 سال داشت.
رابین رایت

رابین رایت در سال 2018 در مراسمی خصوصی در حالی که 52 سال داشت ازدواج کرد. او کلمنت ژیروده 31 ساله را به همسری برگزیده که مدیر اجرایی خانه ی مد «ایو سن لورن» است. هواداران از طریق یک ویدئو از این مراسم باخبر شدند که دختر رایت در صفحه ی اینستاگرام خود منتشر کرد.
باربارا استرایسند

باربارا استرایسند و جیمز برولین در یک قرار آشنایی که بدون شناخت قبلی ترتیب داده شده بود، با یکدیگر آشنا شدند. البته آن ها همدیگر را می شناختند اما تا پیش از آن ملاقات حضوری با یکدیگر نداشتند. به گفته ی استرایسند او انتظار داشت با مردی با موهای آشفته و ریش فراوان مواجه شود اما برولین ظاهری مرتب و آراسته داشت. استرایسند ابتدا برولین را نشناخت اما وقتی فهمید او برولین است، پرسید: «چه بر سر موهایت آمده؟»
برولین بعدتر به استرایسند اعتراف کرد که همان زمان به او دل باخته بود. این زوج در سال 1998 ازدواج کردند و استرایسند در آن زمان 56 سال داشت.
تینا ترنر

تینا ترنر در سال 1968 در فرودگاه دوسلدورف ِ آلمان با اروین باخ که یک تهیه کننده ی موسیقی بود، آشنا شد. باخ از طرف شرکت ضبط موسیقی EMI به دیدن این خواننده رفته بود. ترنر با اینکه 16 سال از باخ بزرگ تر بود اما در همان نگاه اول به او دل باخت.
گرچه آن ها ابتدا رابطه ای دوستانه داشتند، اما چند ماه بعد این رابطه شکلی عاشقانه پیدا کرد. آن ها در سال 2013 پس از 27 سال رابطه عاشقانه بالاخره با یکدیگر ازدواج کردند. مراسم عروسی آن ها در ساحل دریاچه ای در سوییس برگزار شد. ترنر در آن زمان 73 ساله بود.
کالیستا فلاکهارت

کالیستا فلاکهارت با همسر آینده اش، هریسون فورد در سال 2002 در مراسم گلدن گلوب آشنا شد. رابطه عاشقانه ی آن ها بعد از آن شروع شد. آن ها 8 سال بعد با یکدیگر ازدواج کردند. فلاکهارت در آن زمان 45 ساله و فورد 67 ساله بود.
شوخ طبعی راز پایداری عشق میان آن ها است. فلاکهارت در پاسخ به سؤالی درباره ی اینکه او و فورد چطور این علاقه را زنده نگه می دارند، گفت: «من و هریسون زیاد می خندیم و طنز و شوخ طبعی برای من همه چیز است.»
گوئینت پالترو

گوئینت پالترو در سال 2014 با برد فالچک وارد رابطه عاشقانه شد. آن ها در جریان ساخت سریال Glee در سال 2010 با یکدیگر آشنا شده بودند. این زوج در سال 2015 رابطه ی خود را علنی کردند و مراسم ازدواج آن ها در سال 2018 برگزار شد. پالترو در آن زمان 46 سال داشت. آنطور که پالترو در یکی از مصاحبه هایش گفته، رابطه ی آن ها به قدری رمانتیک است که گویی هنوز در ماه عسل به سر می برند.
جولیان مور

جولیان مور با بارت فرایندلش وارد رابطه عاشقانه شد، تهیه کننده ی فیلم The Myth of Fingerprints که مور در سال 1996 در آن بازی کرده بود. این زوج صاحب یک پسر و یک دختر شدند اما با یکدیگر ازدواج نکردند، تا سال 2013 که بالاخره رسماً به عقد یکدیگر درآمدند. جولیان مور در آن زمان 42 سال داشت.





دیگه حالم از این کلمه سلبریتی بهم میخوره.
الانم این سلبریتی های داخلی خفه خون گرفتن.
مملکت به جایی رسیده که یه ارازل بیاد گلوی پلیس رو ببره مظلومه و پلیس ظالم.
همون چند سال قبل که این سلبریتیهای پاپتی این جریان رو راه انداختن من امروز رو میدیدم.
حتی یادمه به دوستایی که اطرافم بودن گفتم. گفتم با این رفتار و این قوانین روزی میاد تو خیابون پلیس رو میزنن و سلبریتیها میرن از قاتل تشکر میکنن.
معضل سگ های خیابانی. تازه الان یه سری توقعشون اونقدر بالا رفته میگن چرا شهرداری برا سگ ها پناهگاه نمیسازه. بازم پای این سلبریتیهای دوزاری. حالا خوبه همشونم رفتن خارج با پول ما و دیدن.
فکر نکنین هلند مثل امروز بودا. هلند معروف بود به شهر دود و زباله و سگ خیابونی.به این سه چیز معروف بود. زمان قدیم هم نبود. همین ۳۰ سال پیشا بود. تنها مناطقی از هاگ و امستردام قشنگ بودن.
یه ماه کامل فقط سگ خیابونی میدیدن با تفنگ دارت میزدن بعدم تو اون کوره های اتش سوزی، میسوزوندن. وقتی پاکسازی کردن کلی قانون تصویب کردن. همه ی سگها باید رجیستر و ثبت بشن به اسم صاحابشون. اگه سگ تو خیابون بود صفر تا اخر هزینه هایی که ایجاد کرده رو از صاحابش میگیرن. کلی هم جریمه تا دفعه بعد صاحابش مواظب باشه. بعد اینجا سلبریتی دوزاری میگه چیکار دارین؟
همون اول باید یه مشت میزدیم تو دهن این سلبریتیها و بعد المان و هلند رو نشون میدادیم تا ربطشو بدونن. بیسوادای اشغال.
و کار از این کشید تا به مجرمین رسید.
طرف به دختر همسایش تجاوز کرده بود. دستگیر شد. یه سلبریتی اومد ازش دفاع کرد. و گفتش پسره بیگناهه. پسره یه شرور معروف بودش و هستش.
یا همون سعادت اباد نشینا کی بودن؟ وحید مرادی بود اسمش فکر کنم. چه گریه ایی براش سر ندادن. سابقه شو بخونی میگی چرا همون اول اعدام نشد؟ حداقل ۵ تا تجاوز به دخترای مردم داشت. یادتون باشه گفتن تهدید میکرد تا دخترا شکایتو پس بگیرن. طرف قتل کرده بود قبلش. دزدی. رعب و وحشت. و تازه رو این خلافکار شرور ناموس پرست گذاشته بودن. اره سلبریتیهای عوضی. جون عمتون. طرف حداقل ۵ تا شکایت ثبت شده ی تجاوز داشت.
بارها ارازل قمه به دست رفتن پارک و یا تو کوچه مردم رو زدن. فیلمشو خود من دیدم. هرکی رد میشد با قمه میزد بهش. یکی از این مردم رفت تو کما. پلیس اومد با گلوله زد به پاش. قمه رو ننداخت طرف و دوباره به پلیس حمله کرد. پلیس دوباره با گلوله زد تو پاش. بعد سلبریتیهای اشغال ریخته بودن برا این ارازل اشک میریختن چرا پلیس بهش شلیک کرده.
امریکا رو نمیگم که حتی به پلیس دست بزنی به طرف شلیک میکنه و مردم و قانون هم برا پلیس دست میزنن.
همین اروپا. شما کافیه از دست پلیس فرار کنین. به طرف شلیک میکنه. دقت کنین. فرار میکنینا. به پلیس حمله نمیکنین. شما فرار میکنین. پلیس شما رو میزنه با تیر. چون حق داره.
شما یه لگد به پلیس بزن. پلیس همونجا میخوابونتت رو زمین. اگه قبلش سوراخت نکرده باشه.
چون پلیسه. طرف گلفروش دم محلتون نیست.
امیدوارم یکی از همین سلبریتیها وقتی با پول ما و مردم بدبخت میره ترکیه یه پلیس بهش بگه واستا. بعدم سوراخ سوراخش کنه. تا عبرت بشه برا تک تک این سلبریتیهای دوزاری