افشاگری یاسین رامین درباره ازدواجش با مهناز افشار پس از پیوستن به اینستاگرام + ویدئو

افشاگری یاسین رامین درباره ازدواجش با مهناز افشار پس از پیوستن به اینستاگرام + ویدئو

یاسین رامین همسر سابق مهناز افشار همزمان با انتشار مصاحبه اش درباره ی ماجرای شیر خشک های فاسد به اینستاگرام پیوست و از پیشینه و ازدواجش با مهناز افشار گفت.

یاسین رامین که بعد از پست جنجالی مهناز افشار در روز مرد و انتشار تصاویر خبرساز خواهرش صالحه رامین ، این روزها بار دیگر نام خود و خانواده اش بر سر زبان ها افتاده، حضور خود در اینستاگرام را با انتشار یادداشتی درباره ی خود خطاب به مردم آغاز کرد.

یاسین رامین در این یادداشت مدعی است تمامی حواشی و اتهامات پیرامون او و مهناز افشار در سال های اخیر، به شکل هدفمند از سوی جریاناتی ایجاد شده که از ازدواج تابوشکن آن ها راضی نبودند چرا که مهناز افشار صدای مردم خود بوده و یاسین رامین از راه پدر خود فاصله گرفته و اگر این ازدواج صورت نمی گرفت هیچ کدام این اتفاقات هم رخ نمی داد.

او در این پست اینستاگرامی نوشت:

سلام‌ به آدمهای واقعی، آدمهای حقیقی؛

سلام به دنیای مجازی، دنیایی که این روزها مرزش با دنیای حقیقی مان مرزی است غبارآلود

سلام به دنیایی که خبر در آن به طرفت العینی در بوق می شود و دروغ در آن به سان ساعقه ای تمام شهر را می‌بلعد!

سلام به دنیایی که حکم در آن به طرفت العینی صادر می شود و سلام به دادگاهی که خودت به محاکمه ات دعوت نمی شوی

و سلام به دادگاهی که هیچ وقت نمی بینی چشمان قاضی ات را …

‎سال ها در اینستاگرام حضور نداشتم، چرا که نه اهل عکس و عکاسی بودم و نه اهل دنیای مجاز ها و حاشیه ها! سالها گذشت و به رغم عدم حضورم هر‌روز بیش از پیش نامم در کوران دروغ ها و جنجال ها قرار گرفت و در طوفان قضاوت ها غرق شدم.

“من یاسین رامین چهل سال دارم”

متولد و بزرگ شده آلمان؛ فارغ التحصیل رشته های علوم سیاسی، روابط بین الملل، حقوق بین الملل و اقتصاد از دانشگاه های آلمان، فرانسه و تهران، فعال اقتصادی و فرهنگی ، پسر پدری اصول گرا! والدینم به عنوان دو دانشجوی ساده که پیش ازانقلاب مهاجرت کرده بودند باهم آشنا و ازدواج کردند. تحصیل در آلمان در همه مقاطع برای همگان رایگان است؛ پس تا اینجای عمر نه آنها رانتی داشتند و نه ما و من. پدرم از زمانی که برگشتیم ایران وارد وزارت ارشاد شد و بعد از آن صداوسیما و بعد دوباره ارشاد؛ این عمده فعالیت های دولتی ایشون بود؛ نه کار نظامی و نه اقتصادی. اواسط دهه هفتاد آمدیم ایران؛ شد سال ۷۶ و انتخابات خاتمی در عنفوان جوانی؛ پدر در جبهه آقای ناطق بود و من در ستادهای طرف دیگر در میان هم نسلان خودم. از آن روز تا به امروز فرسنگ ها دور تر، در‌ ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ با خانم مهناز افشار ازدواج کردم ، عقدمان را آقای خاتمی خواند و مهرمان شد ۱۴ شاخه گل نرگس؛ از محضر که بیرون اومدیم مهریمون شد ۳۰ میلیارد ! من شدم مخوف ترین آقازاده ی جمهوری اسلامی و تاجر شیر خشک ‌فاسد و قاتل بچه های مردم ! مهناز افشار شد خطرناک ترین اپوزیسیون نظام.

اگر‌ اون روز به محضر نمی رفتیم تا هزار سال دیگر اسمم را کسی‌ به هیچ اتهامی نمی شنید ! هیچ وقت شبانه لقب نمی گرفتم سلطان شیر خشک فاسد و قاتل بچه های مردم ! اما‌ اسم من باید میشد ” آقازاده خاص” تا این ازدواج هرگز به سرانجامی نرسد ! مهناز افشاربشکند تا دیگر مهنازی جرات نکند صدای مردمش باشد ! تا کسی بیش تر از آن چه که باید حرف نزند ! اسم من باید به انواع جنایت گره میخورد تا دیگر یاسینی هوس نکند از راه پدرش فاصله بگیرد ! تا دیگر یاسینی هوس نکند جوری که برتو نمی پسندند بیاندیشد! ازدواج ما یک تابو شکنی بود که هزینه اش شد این همه سال تهمت و افترا و دروغ و پرونده و حکم و حبس و ممنوع الخروجی و ممنوع الورودی و ممنوع الکاری ..و هرکس به سودایی بر این ازدواج تاخت! یکی به دشمنی با من یکی به دوستی با من! یکی به خاطر احمدی نژاد یکی به خاطر خاتمی .. هر کسی به ظنی همراه شد با این موج دروغ و افترا و قضاوتی کرد و زخمی زد … و آن هایی که خوب می دانستند دارند چه می کنند، هی دمیدند در آتش این ظلم و سال هاست که تنعم می کنند از قبالش.

… آن چنان که دلشان نمی آید این آتش حتی برای لحظه ای خاموش شود

تصمیم گرفتم بیایم،

باشم، ببینم، بشنوم… و اگر خواستید .. من هم چند کلامی با شما بگویم…

مصاحبه جدید یاسین رامین درباره ازدواجش با مهناز افشار و شیر خشک های فاسد

همزمان با پیوستن یاسین رامین، تلویزیون اینترنتی تی وی پلاس بخش جدیدی از مصاحبه ی خود با یاسین رامین را منتشر کرده است، مصاحبه ای که قسمت های قبلی آن مدتی پیش منتشر شده بود. در بخش جدید این مصاحبه، یاسین رامین به ماجرای شیر خشک های فاسد و علت به زندان افتادنش صحبت کرده است.

خلاصه ای از بخش های مهم این مصاحبه در ادامه خواهد آمد:

مهناز افشار از ایران مهاجرت نکرده و قطعاً برمی گردد. به خاطر تحصیل دخترمان مجبور شد بماند.

هیچوقت در زندگی ام هیچ فعالیتی در رابطه با شیر خشک نداشته ام، نه تولیدکننده، نه واردکننده و نه خریدار شیر خشک نمی شناسم.

همه چیز از ازدواج ما شروع شد که شاید از نظر بعضی ها رد کردن بعضی خط قرمزها بود. این ازدواج نباید به عنوان یک اتفاق جالب در ذهن مردم می ماند و باید آنقدر تخریب می شد که چیزی از آن باقی نماند. کار جریانات سیاسی بود.

اول چند شایعه ی زرد و بی اهمیت مثل مهریه ی میلیاردی مهناز افشار درست کردند که وقتی دیدند آن ها تأثیری ندارد اتهامی زدند که احساسات هر کسی را برانگیزد. بعد از انتشار شایعه ی شیر خشک های فاسد مادربزرگ خودم تا دو ماه مرا به خانه اش راه نمی داد.

این شایعه توسط یکی از کانال های تلگرامی خارج از کشور متعلق به کسی که حالا در قید حیات نیست، منتشر شد (اشاره به کانال تلگرامی آمدنیوز و روح الله زم). خیلی دلم می خواست از او بپرسم چرا این خبر را منتشر کرد، خودش این کار را کرد یا کسی به او گفته بود.

این شایعه در داخل کشور توسط دکتر محمدعلی نجفی (شهردار سابق تهران) که آن زمان در دولت بود (مشاور اقتصادی حسن روحانی) رسمیت پیدا کرد. وقتی مجلس به دولت بابت حقوق های نجومی مسئولین انتقاد کرد، ایشان یک بار در پاسخ گفتند چرا دنبال پرونده ی واردات شیر خشک های فاسد آن آقازاده ی دولت قبل نمی روید.

محمدعلی نجفی یک بار در پشت صحنه ی تئاتری که مهناز افشار در آن بازی می کرد از او طلب حلالیت کرد که مهناز افشار به او گفت شما این حرف را علنی زدید که عواقبی برای ما داشت پس عذرخواهی خود را هم باید علنی اعلام کنید، اما او هرگز این کار را نکرد و ما هم از او شکایتی نکردیم چون خود بعداً دچار مشکلاتی شدند.

این شایعه تا جایی پیش رفت که در رسانه ها عنوان شد بازداشت من به خاطر شیر خشک های فاسد بوده اما اصلاً چنین اتهامی در پرونده ی من نبود.

در سال ۹۴ یکی از شرکت تابع هلال احمر سوار بر این موج شکایتی بر علیه من به خاطر یکی از فعالیت های تجاری ام که در حدود سال های ۸۹-۹۰ به پایان رسیده بود، مطرح کرد. این شکایت یک موضوع مالی بود و هیچ صحبتی از شیر خشک و دارو در آن نبود. این شکایت تبدیل به کیفرخواستی با اتهام اختلاس شد.

آن شرکت یک شرکت خصوصی بود که از من به عنوان یک شخص حقیقی شکایت کرده بود. اما مرا به اتهام اختلاس به زندان بردند در حالی که من نه کارمند دولت بودم نه تخلفی در رابطه با بودجه ی دولتی صورت گرفته بود.

بعد از این اتفاق همه ی دوستان و شرکایم مرا تنها گذاشتند و تنها خانواده ی دامادمان کنارم بودند و حتی خانواده ی خودم هم اما و اگرهایی درباره ی این موضوع نداشتند.

یکی از رؤسای هلال احمر در مصاحبه ای گفت مرا ممنوع الخروج کرده اند. وقتی برای پرس و جو درباره ی این موضوع به شعبه ی بازپرسی رفتم به من گفتند به اختلاس اعتراف کن و نحوه ی بازپرداخت پول را بنویس، اگر اعتراف نکنی بازداشت می شوی. همان موقع بازداشتم کردند.

به خاطر ذهنیت بدی که ایجاد شده بود، در زندان حتی زندانی ها به من می گفتند قاتل بچه های مردم.

حدود ۷ ماه به اتهام اختلاس در زندان بودم. اما بعد تبرئه شدم چون این اتهام اصلاً به من نمی خورد.

بعد از رد شدن اتهامی که از سوی بازپرس مطرح شده بود، بازپرس بر ادامه دادن پرونده اصرار ورزید و همان کیفرخواست اولیه را به خیانت در امانت تغییر داد.

شایعه ی شیر خشک های فاسد زمانی رسمی تر شد که در محکومیت بدوی، رسانه های رسمی کشور نوشتند یاسین رامین در پرونده ی شیر خشک های فاسد به ۱۷ سال زندان محکوم شد.

من در زندان فکر می کردم شاید کسی شیر خشک فاسد وارد کرده و حالا می خواهند آن را به گردن من بیاندازند به خاطر همین از هلال احمر و وزارت بهداشت استعلام کردیم. اما سخنگوی وزارت بهداشت اعلام کرد واردات شیر خشک فاسد به کشور به کلی صحت ندارد، چه توسط یاسین رامین و چه توسط هر شخص دیگری.

شایعه کرده اند که پدرم با آقای رئیسی (در زمان ریاست بر قوه قضاییه) تبانی کرد و من اینگونه تبرئه شدم. اما اگر قدرت و خواسته ای برای تبانی از سوی پدرم وجود داشت همان اول می توانست این کار را انجام دهند.

بیشتر اینکه من چگونه به اختلاس متهم شدم از منظر قانونی و حقوقی سؤال برانگیز است تا چگونگی تبرئه شدنم که بر اساس مستندات صورت گرفت.

با جوی که ایجاد شده بود قاضی تجدیدنظری که مرا تبرئه کرد خیلی شجاع بود و پیه خیلی چیزها را به تنش مالید. فضای جدیدی در قوه قضاییه حاکم شده که این شهامت را به قضات می دهد که جور دیگری رأی دهند.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
۲ نظر

ورود

  • ناشناس اسفند ۳, ۱۴۰۰

    حرفاش صادقانه بود راست میگه یادمه همون اوائل حتی مرضیه برومند هم به مهناز افشار تیکه پروند که مهریه اش میلیاردیه ، این دو همدیگه رو دوست داشتن ولی بعضیا نمیخواستن به هم برسن و اینهمه جنجال درست کردن

  • رسول اسفند ۳, ۱۴۰۰

    حالا ازدواج دوتا آدم چقدر زخم میزده مگه؟ مثلا کی مهناز افشار صدای ملت شوربخت بوده؟ ملت ایران فقط صدای توده های سیاسی بوده و هست و هرگز صدای مظلوم شنیدنی نبوده .