رتبه‌بندی ۱۳ فیلم پارک چان ووک از ضعیف‌ترین به بهترین؛ از Lady Vengeance تا Thirst

رتبه‌بندی ۱۳ فیلم پارک چان ووک از ضعیف‌ترین به بهترین؛ از Lady Vengeance تا Thirst

وقتی صحبت از فیلم‌سازان تحسین‌شده‌ای می‌شود که عمدتاً فیلم‌های غیرانگلیسی می‌سازند اما همچنان محبوبیت جهانی دارند، کمتر کسی را می‌توان هم‌سطح پارک چان ووک دانست. او فیلم‌سازی اهل کره جنوبی است که در کنار بونگ جون-هو، نقش مهمی در مطرح شدن سینمای کره جنوبی در اوایل دهه ۲۰۰۰ در سطح جهانی ایفا کرد. در دهه‌های بعد، فیلم‌ها و سریال‌های کره‌ای به سطوح تازه‌ای از محبوبیت و تحسین منتقدان در سراسر جهان رسیدند.

پارک چان ووک

پارک چان ووک در مجموع کارنامه سینمایی بسیار قوی دارد، هرچند برای یافتن صدای شخصی خود به‌عنوان کارگردان، به ساخت چند فیلم نیاز داشت و موفقیت و تحسین گسترده کمی بعدتر از اولین فیلم‌هایش نصیبش شد. بدون در نظر گرفتن فیلم‌های کوتاه یا آثار تلویزیونی، او تاکنون کارگردانی ۱۳ فیلم بلند سینمایی را بر عهده داشته است؛ آثاری که معمولاً با سبک بصری خاص، مضامین تاریک و آزاردهنده، و صحنه‌هایی از خشونت شناخته می‌شوند که اگرچه تحریک‌کننده‌اند، اما فراتر از شوک صرف، هدف و معنای مشخصی دارند.

سینمای منحصربه‌فرد پارک چان ووک شاید برای همه خوشایند نباشد، اما تحسین و ستایش آن چیزی نیست که بتوان ساده انکار کرد. در ادامه، تمام فیلم‌های بلند پارک چان ووک از ضعیف‌ترین تا بهترین رتبه‌بندی شده‌اند.

فیلم‌های پارک چان ووک

رتبه‌بندی فیلم‌های پارک چان ووک

۱۳- The Moon Is… the Sun’s Dream (1992)
۱۲- Trio (1997)
۱۱- Stoker (2013)
۱۰- I’m a Cyborg, But That’s OK (2006)
۹- Sympathy for Mr. Vengeance (2002)
۸- Three… Extremes (2004)
۷- Lady Vengeance (2005)
۶- Thirst (2009)
۵- Decision to Leave (2022)
۴- No Other Choice (2025)
۳- Joint Security Area (2000)
۲- The Handmaiden (2016)
۱- Oldboy (2003)

ماه است... رویای خورشید 1992

۱۳. The Moon Is… the Sun’s Dream (۱۹۹۲)

اولین فیلم پارک چان ووک اثری نسبتاً ناشناخته است و به‌راحتی می‌توان آن را یکی از ضعیف‌ترین آثار کارنامه‌اش دانست. این فیلم با عنوان ماه است… رویای خورشید تقریباً یک دهه پیش از موفقیت بزرگ او ساخته شد؛ زمانی که تنها ۲۹ سال داشت. داستان فیلم که در بوسان می‌گذرد، یک تریلر جنایی با چاشنی عاشقانه و درباره یک گانگستر است که معشوقه رئیسش را به همراه پول او می‌دزدد و سپس این دو از دست او فرار می‌کنند.

برای یک فیلم بلند اول، اثر بدی نیست، اما تأثیر ماندگاری از خود بر جا نمی‌گذارد. حتی خود پارک چان ووک نیز بعدها اعلام کرده که علاقه‌ای به نسخه نهایی فیلم ندارد.

سه‌نفره  ۱۹۹۷

۱۲. Trio (۱۹۹۷)

پس از The Moon Is… the Sun’s Dream در سال ۱۹۹۲، پارک چان ووک عمدتاً به‌عنوان منتقد فیلم فعالیت می‌کرد، چرا که اولین فیلمش موفقیت چشمگیری نداشت. با این حال، پنج سال بعد به صندلی کارگردانی بازگشت و فیلم سه‌نفره را ساخت؛ فیلمی که مانند اثر قبلی‌اش، تأثیر قابل‌توجهی بر منتقدان یا گیشه نداشت.

این فیلم نیز در ژانر جنایی قرار می‌گیرد، اما این‌بار با لحنی کمی کمدی‌تر و داستانی درباره سه فرد مشکل‌دار که برای سرقت از یک بانک با هم همراه می‌شوند. Trio اثری نسبتاً گمنام است و از نظر کیفیت به پای بهترین آثار پارک نمی‌رسد، اما با این حال، نسبت به فیلم اول او پیشرفتی جزئی به حساب می‌آید.

فیلم استوکر ۲۰۱۳

۱۱. Stoker (۲۰۱۳)

از سال ۲۰۰۰ به بعد، تقریباً تمام آثار پارک چان ووک دست‌کم «خوب» محسوب می‌شوند و از این نقطه به بعد، رتبه‌بندی فیلم‌هایش حال‌وهوای مثبت‌تری پیدا می‌کند. در میان فیلم‌های تحسین‌شده و باکیفیت او، تنها فیلم انگلیسی‌زبانش تا به امروز، یعنی استوکر محصول ۲۰۱۳، احتمالاً باید در رده‌های پایین‌تر قرار بگیرد؛ به‌اصطلاح، ضعیف‌ترین در میان بهترین‌ها.

این فیلم به‌شدت از آثار آلفرد هیچکاک الهام گرفته، بازی‌های خوبی دارد و از نظر بصری نیز به لطف سبک خاص پارک و فیلم‌برداری همکار همیشگی‌اش، چونگ چونگ هون، بسیار چشم‌نواز است. اما متأسفانه فیلمنامه ضعف قابل‌توجهی دارد؛ شخصیت‌های فرعی را به کلیشه‌هایی اغراق‌آمیز تبدیل می‌کند و دیالوگ‌های نسبتاً زمختی در اختیار بازیگران توانمندش می‌گذارد.

Stoker یکی از آثار ضعیف‌تر پارک چان ووک به شمار می‌رود، هرچند از آن‌جا که این فیلمساز کره‌ای نویسنده رسمی فیلمنامه نبود، نمی‌توان ضعف‌های آشکار آن را مستقیماً به او نسبت داد.

من یک سایبورگ هستم، ولی مشکلی نیست

۱۰. I’m a Cyborg, But That’s OK (۲۰۰۶)

این فیلم که عنوانی فوق‌العاده عجیب و به‌یادماندنی دارد، نماینده جنبه‌ای کاملاً متفاوت از سینمای پارک چان ووک نسبت به دیگر آثار اوست. من یک سایبورگ هستم، ولی مشکلی نیست اثری عجیب اما به‌شیوه خاص خودش جذاب است. داستان عمدتاً در یک مرکز روان‌پزشکی می‌گذرد؛ جایی که یک بیمار زن جوان از غذا خوردن امتناع می‌کند، زیرا باور دارد که یک ربات است و در نتیجه نیازی به غذای انسانی ندارد.

آنچه در ادامه می‌آید، برداشت نامتعارفی از یک کمدی-درام عاشقانه است؛ جایی که او عاشق بیمار جوان دیگری می‌شود که شاید بتواند به او کمک کند دوباره غذا خوردن را از سر بگیرد. فیلم حال‌وهوایی کاملاً منحصربه‌فرد دارد و حتی اگر برخی لحظات آن گیج‌کننده باشند، سکانس‌های دیگری به‌شدت تأثیرگذار و گیراتر از آن هستند که به‌راحتی فراموش شوند. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود I’m a Cyborg, But That’s OK اثری فراموش‌نشدنی باشد، حتی اگر در نهایت کمی نامنظم و شلوغ به نظر برسد.

همدردی با آقای انتقام ۲۰۰۲

۹. Sympathy for Mr. Vengeance (۲۰۰۲)

مشهورترین مجموعه آثار پارک چان ووک احتمالاً سه‌گانه انتقام اوست که بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ ساخته شدند. هر یک از این سه فیلم، به‌شیوه خاص خود، جسورانه و از نظر احساسی فرساینده‌اند. اگرچه هر فیلم شخصیت‌های متفاوتی را دنبال می‌کند، اما همگی به موضوعی مشترک می‌پردازند: دشواری‌ها و پوچیِ انتقام.

همدردی با آقای انتقام نخستین فیلم این سه‌گانه است و چرخه‌ای خشن از انتقام را روایت می‌کند که پس از شکست فاجعه‌بار یک آدم‌ربایی آغاز می‌شود. این فیلم به اندازه دو اثر بعدی سه‌گانه قدرتمند نیست، اما همچنان اثری بسیار قوی و درگیرکننده محسوب می‌شود. مضامینی که در این فیلم مطرح می‌شوند، در دو قسمت بعدی این سه‌گانه با عمق و جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار می‌گیرند.

سه… بی‌نهایت ۲۰۰۴

۸. Three… Extremes (۲۰۰۴)

از آن‌جا که سه… بی‌نهایت یک فیلم آنتولوژی ترسناک است، رتبه‌بندی آن در کارنامه پارک چان ووک کمی دشوار است. او یکی از کارگردانان این اثر به شمار می‌آید، اما از آن‌جا که فیلم شامل سه فیلم کوتاه مجزا در قالب یک اثر حدوداً دو ساعته است (همان‌طور که از عنوانش پیداست)، پارک تنها مسئول یکی از بخش‌ها بوده و دو بخش دیگر توسط فروت چان، فیلم‌ساز هنگ‌کنگی، و تاکاشی میکه، فیلم‌ساز ژاپنی، کارگردانی شده‌اند.

بخش ساخته‌شده توسط پارک چان ووک احتمالاً بهترین قسمت این مجموعه است (هرچند دو بخش دیگر هم ضعیف نیستند). این قسمت Cut نام دارد و داستان کارگردانی را روایت می‌کند که توسط یکی از سیاهی‌لشکرهایی که در تمام فیلم‌هایش حضور داشته، به اسارت گرفته می‌شود؛ فردی که مصمم است او را از نظر جسمی و روانی شکنجه دهد.

این بخش حال‌وهوایی شبیه به فیلم‌های مجموعه Saw دارد؛ نکته جالب این‌که Three… Extremes در همان سالی اکران شد که اولین فیلم مجموعه اره نیز روی پرده رفت. Cut یک فیلم کوتاه پرتنش و کاملاً درگیرکننده است و به‌خوبی نشان می‌دهد که تریلرهایی با فضای محدود و بسته تا چه اندازه می‌توانند تأثیرگذار باشند.

 بانوی انتقام ۲۰۰۵

۷. Lady Vengeance (۲۰۰۵)

به عنوان سومین فیلم از سه‌گانه انتقام ساخته پارک چان ووک، بانوی انتقام محصول سال ۲۰۰۵ است و از نظر روایت و لحن کلی، جسورانه‌ترین و نامتعارف‌ترین قسمت این سه‌گانه به شمار می‌آید. داستان درباره زنی است که به‌ناحق زندانی شده و پس از گذراندن ۱۳ سال در زندان، نقشه‌ای پیچیده برای انتقام طراحی می‌کند؛ انتقامی که اجرای آن پس از آزادی، با پیچیدگی‌ها و پیامدهای دشواری همراه می‌شود.

در این مرحله از سه‌گانه، همان‌طور که انتظار می‌رود، فیلم دارای صحنه‌هایی واقعاً شوکه‌کننده است و داستانی دارد که به تاریک‌ترین و افراطی‌ترین فضاها سر می‌زند. آنچه بانوی انتقام را متمایز می‌کند، تمرکز آن بر یک روایت زن‌محور از انتقام است. همچنین این فیلم نقطه‌ای مهم در کارنامه پارک محسوب می‌شود؛ جایی که او شروع به فاصله گرفتن از الگوهای قبلی خود می‌کند و در آثار بعدی‌اش، برخلاف بیشتر فیلم‌های پیش از سال ۲۰۰۵، بیش از گذشته به سراغ شخصیت‌های زن در نقش‌های اصلی می‌رود.

۶. Thirst (۲۰۰۹)

عطش با ارائه برداشتی کاملاً مدرن و به‌شدت خونین از اسطوره‌های کلاسیک خون‌آشام‌ها، یکی از فیلم‌های مهیج و در عین حال کمتر دیده‌شده پارک چان ووک است که معمولاً به اندازه برخی دیگر از آثارش مورد توجه قرار نمی‌گیرد. داستان درباره یک کشیش است که پس از تجربه‌ای خاص، به خون‌آشام تبدیل می‌شود و میل شدید او به نوشیدن خون انسان با باورها و ارزش‌هایی که در زندگی پیشین انسانی‌اش داشته، در تضاد قرار می‌گیرد.

این فیلم به‌وضوح اثری مرز‌شکن است؛ خشونت و مضامین جنسی که پیش‌تر در فیلم‌هایی مانند سه‌گانه انتقام دیده می‌شدند، در عطش به سطوح تازه و افراطی‌تری می‌رسند. با این حال، در هسته خود، فیلم داستانی جذاب و قابل‌فهم درباره طبیعت انسان، مذهب و میل را روایت می‌کند. همین ترکیب باعث می‌شود عطش برای مخاطبانی که تحمل دیدن حجم زیادی از خون را دارند، اثری دیدنی و ضروری باشد.

تصمیم جدایی ۲۰۲۲

۵. Decision to Leave (۲۰۲۲)

بهترین توصیف برای تصمیم جدایی این است که آن را یکی از گیج‌کننده‌ترین و سرگیجه‌آورترین تریلرهای روان‌شناختی سال‌های اخیر بدانیم؛ البته در معنای مثبت. فیلم در طول ۱۳۸ دقیقه زمان خود، مدام بین ژانرهای مختلف جابه‌جا می‌شود و در مقاطع مختلف شبیه یک تریلر، معمای جنایی، درام، عاشقانه و حتی کمدی سیاه به نظر می‌رسد.

انباشت بیش‌ازحد ایده‌ها و عناصر روایی می‌توانست به ضرر فیلم تمام شود، اما همین ویژگی باعث می‌شود تصمیم جدایی از آن دسته فیلم‌هایی باشد که بلافاصله پس از پایان، مخاطب را به بازبینی و کندوکاو دوباره ترغیب می‌کند. فیلم از نظر بصری خیره‌کننده است و غرق شدن در فضای آن تجربه‌ای مسحورکننده محسوب می‌شود. روایت یک قتل مرموز و زنی اغواگر و در عین حال رازآلود که مظنون اصلی پرونده است، بستری ساده فراهم می‌کند که پارک چان ووک روی آن بازی‌های روایی و فرمی متعددی انجام می‌دهد. این فیلم اثری پُرحجم و نفس‌گیر است، اما کسانی که به دنبال تجربه‌ای متفاوت و نامعمول هستند، نباید Decision to Leave را نادیده بگیرند.

 چاره‌ای نیست ۲۰۲۵

۴. No Other Choice (۲۰۲۵)

سه سال پس از تصمیم جدایی، پارک چان ووک فیلم چاره‌ای نیست را کارگردانی کرد؛ اثری که به‌راحتی می‌توان آن را بامزه‌ترین فیلم کارنامه او تا امروز دانست. اگرچه برخی آثار قبلی‌ این کارگردان کره‌ای لحظات طنزآمیز داشتند، اما این فیلم به‌طور کامل کمدی را در آغوش می‌کشد و در این کار بسیار موفق است؛ البته به شرطی که مخاطب با طنزی خشن، مرگ‌اندیش و تیره‌وتار مشکلی نداشته باشد. حفظ تعادل لحن در چنین فضایی کار دشواری است، اما چاره‌ای نیست به‌خوبی از پس آن برمی‌آید.

داستان درباره مردی است که زندگی خانوادگی نسبتاً راحتی دارد، اما شرایط کاری‌اش به‌تدریج تغییر می‌کند و او مجبور می‌شود از چیزهای بیشتری دست بکشد یا بفروشد. این روند او را به نقطه انفجار می‌رساند؛ جایی که استراتژی بقا را تغییر می‌دهد و به‌جای انفعال، به واکنش‌های تهاجمی دست می‌زند. او به سراغ افرادی می‌رود که آن‌ها را رقیب خود می‌داند و این مسیر هرچه جلوتر می‌رود، آشفته‌تر و خشن‌تر می‌شود.

 چاره‌ای نیست فیلم ۲۰۲۵

نکته جالب این است که شخصیت اصلی فیلم در ابتدا در قساوت چندان موفق نیست، اما به‌مرور در آن مهارت پیدا می‌کند. بسیاری از اهدافش نیز انسان‌هایی هستند که چندان هم شرور یا نفرت‌انگیز به نظر نمی‌رسند (در حالی که برخی شخصیت‌های واقعاً ناخوشایند فیلم اصلاً در معرض خطر قرار نمی‌گیرند، چون درگیر نوع دیگری از رقابت و مسابقه‌اند). از نظر اخلاقی، چاره‌ای نیست فیلمی است که احتمالاً واکنش‌های متفاوتی در میان تماشاگران ایجاد می‌کند؛ اینکه تا چه حد و تا کجا می‌توان با قهرمان داستان همدلی کرد.

این فیلم درباره ثروت، طبقه اجتماعی و سرمایه‌داری است؛ جایی که شاید خودِ سیستم، بزرگ‌ترین شرور داستان باشد، اما افراد درون آن سیستم نیز رفتارهایی دارند که مرز میان قابل‌درک بودن و شرارت را باریک می‌کند. No Other Choice پیش از هر چیز سرگرم‌کننده‌ای بسیار قوی است، اما پس از پایان، حرف‌ها و لایه‌های زیادی برای فکر کردن دارد. فیلم مملو از ایده‌ها و انتخاب‌های بصری، خلاقانه و سبکی غیرمعمول است و همه‌چیز با هدف و دقت طراحی شده. در این فیلم کاملاً حس می‌شود که پارک چان ووک از ابتدا تا انتها، کنترل کامل اثر را در دست داشته است. این فیلم از آن دست آثاری است که با گذشت زمان ارزشش بیشتر آشکار می‌شود و بازبینی دوباره آن سودمند خواهد بود. در تماشای اول، اثری فشرده و حتی کمی خسته‌کننده است، اما عمدتاً به شکلی مثبت و تأثیرگذار.

منطقه امنیتی مشترک ۲۰۰۰

۳- Joint Security Area (2000)

با اینکه منطقه امنیتی مشترک سومین فیلم پارک چان ووک محسوب می‌شود، اما نخستین اثری است که واقعاً حس یک فیلم بزرگ و شاخص را منتقل می‌کند و به همین دلیل نقش مهمی در مطرح شدن او به‌عنوان کارگردانی قابل‌توجه داشت. این فیلم در سال ۲۰۰۰ اکران شد (که سالی بسیار درخشان برای سینما بود) و داستان آن حول یک وضعیت بسیار پرتنش در منطقه غیرنظامی‌شده میان کره شمالی و کره جنوبی می‌چرخد.

ماجرا از جایی آغاز می‌شود که دو سرباز کره شمالی کشته می‌شوند و همین موضوع باعث ورود یک تیم بی‌طرف سوئیسی-سوئدی برای تحقیق در مورد شیوه مرگ آن‌ها می‌شود. در همین حین، نیروهای کره شمالی، یک سرباز کره جنوبی را مقصر این مرگ‌ها می‌دانند. Joint Security Area فیلمی بسیار پرتنش و به‌شدت خوش‌ساخت از نظر بازیگری است که از ایده اولیه فوق‌العاده‌اش، تعلیق و رمز و راز فراوانی استخراج می‌کند و وقتی داستان به جریان می‌افتد، به‌سختی اجازه رها شدن به مخاطب می‌دهد. از آن‌جا که این فیلم در ابتدای مسیر حرفه‌ای پارک چان ووک ساخته شده، گاهی در مقایسه با آثار بعدی او در دهه ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ نادیده گرفته می‌شود، اما واقعاً شایسته این بی‌توجهی نیست و اگر تاکنون آن را ندیده‌اید، تماشایش کاملاً ارزشمند است.

کنیز ۲۰۱۶

۲- The Handmaiden (2016)

The Handmaiden را می‌توان عاشقانه‌ترین فیلم پارک چان ووک و یکی از بهترین آثار او دانست. داستان در کره دهه ۱۹۳۰ می‌گذرد و درباره یک کلاهبردار و همدستش است که خود را جای افرادی دیگر جا می‌زنند تا ثروت یک وارثه ژاپنی را به سرقت ببرند.

این تنها نقطه شروع ماجراست و خیلی زود همه‌چیز پیچیده‌تر می‌شود؛ تا جایی که کنیز به یکی از آن فیلم‌هایی تبدیل می‌شود که حدس زدن مسیر داستانش به شکلی هیجان‌انگیز دشوار است. مانند Decision to Leave، این فیلم هم به چند ژانر مختلف تعلق داشته، اما ریتمی آرام‌تر و روایت قابل‌هضم‌تری دارد که باعث می‌شود در پایانِ نزدیک به دو ساعت و نیم زمانش، تأثیر احساسی بسیار عمیقی بر مخاطب بگذارد. کنیز را می‌توان یک فیلم اروتیک هم دانست، اما نه به شکلی سطحی یا استثمارگرانه؛ همه‌چیز صادقانه و هدفمند است و بار جنسی داستان کاملاً در خدمت روایت قرار دارد. از بسیاری جهات، این فیلم یک کلاسیک مدرن است که با گذر زمان حتی ارزشمندتر هم خواهد شد.

رفیق قدیمی ۲۰۰۳

۱- Oldboy (2003)

بهترین فیلم پارک چان ووک، در عین حال خشن‌ترین، تیره‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین اثر او نیز هست؛ فیلم افسانه‌ای Oldboy محصول ۲۰۰۳ که بدون تردید یکی از بهترین فیلم‌های انتقامی تاریخ سینما به شمار می‌رود و اوج سه‌گانه انتقام پارک چان ووک محسوب می‌شود.

داستان درباره مردی است که ۱۵ سال در یک اتاق کوچک زندانی می‌شود و ناگهان، بدون هیچ توضیحی درباره اینکه چه کسی یا چرا او را زندانی کرده، آزاد می‌شود. او در پی کشف حقیقت و انتقام از عاملان این زندانی شدن برمی‌آید و تماشاگر نیز همزمان با شخصیت اصلی، با مجموعه‌ای از افشاگری‌های شوکه‌کننده روبه‌رو می‌شود. رفیق قدیمی فیلمی بسیار پرتنش با ریتمی بی‌نقص است، روایتی معمایی در سطحی کاملاً ماندگار دارد و یکی از پیچیده‌ترین و غافلگیرکننده‌ترین آثار قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود. در کنار این‌ها، صحنه‌های اکشن خیره‌کننده‌ای هم دارد و مجموع این ویژگی‌ها (و حتی چیزهای بیشتر) باعث می‌شود Oldboy بدون تردید به‌عنوان بهترین فیلم کارنامه کارگردانی پارک چان ووک شناخته شود.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود