واجب کفایی به گونهای از واجبات دینی گفته میشود که انجام آن بر همه واجب هست، اما اگر گروهی آن را انجام دهند، تکلیف از روی دوش دیگران برداشته میشود. در مقابل واجب کفایی، واجب عینی است. واجب عینی بر همه واجب است و برخلاف واجب کفایی، انجام دادن آن توسط یک عده باعث رفع تکلیف بقیه نمیشود. تجهیز میت، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر از واجبات کفایی و خواندن نمازهای یومیه و روزه ماه رمضان از واجبات عینی هستند.

واجب کفایی در بیشتر موارد مربوط به مصالح عمومی جامعه است؛ به همین دلیل، واجبهای کفایی را راهکار اسلام برای حفاظت از منافع جامعه معرفی کردهاند. در مواردی ممکن است واجب کفایی به واجب عینی تبدیل شود؛ چنانکه اگر تنها یک قاضی وجود داشته باشد، قضاوت بر او واجب عینی میشود. بهگفته عالمان اصول فقه، زمانی که شک وجود دارد واجبی کفایی است یا عینی، باید بنا را بر عینیبودن آن گذاشت.
تعریف فقهی
واجب کفایی بخشی از واجبات دینی است که هدف دین، تنها انجام شدن آن کار است و تفاوتی ندارد چه کسی آن را انجام دهد. در این واجب، همۀ افرادِ مُکَلَّف، به صورت مساوی مخاطب آن دستور هستند، اما اگر عدهای آن را انجام دهند، تکلیف از دیگران ساقط میشود. از جملۀ اعمالی که وجوب کفایی دارد، میتوان به کارهای واجبی چون پاککردن نجاست از مسجد، امر به معروف و نهی از منکر، تجهیز میت، جهاد و یادگیری و انجام شغلهایی که زندگی مردم به آنها وابسته است، اشاره کرد. واجب کفایی در بیشتر موارد مربوط به مصالح عمومی جامعه است؛ ازاینرو، واجبهای کفایی را راهکار اسلام برای حمایت از خدمات اجتماعی و حفاظت از منافع جامعه دانستهاند.
در تبیین علمی این مسأله که واجب کفایی دقیقاً بر چه کسی یا چه کسانی واجب است، اقوال مختلفی وجود دارد؛ تک تک افراد مکلّف (دیدگاه آخوند خراسانی)، فرد غیرمعین (دیدگاه امام خمینی)، یکی از افراد مکلف به صورت علیالبدل (نظریه سید محمدباقر صدر)، عموم مکلفین (نظریه منسوب به قطبالدین شیرازی) از جمله دیدگاههایی است که در این مسأله اصولی ذکر شده است.
تفاوت واجب کفایی و عینی
واجب کفایی در مقابل واجب عینی قرار دارد؛ واجب عینی، واجبی است که انجام آن بر تک تک مکلفین واجب است و اگر عدهای آن را انجام دهند، تکلیف از بقیه ساقط نمیشود، مانند خواندن نمازهای یومیه و روزۀ ماه رمضان. در واجب کفایی، تنها به انجامدهندۀ کار ثواب میدهند، ولی اگر هیچیک از مکلفان، واجب کفایی را انجام ندهند، همه گناهکار خواهند بود. یادگیری برخی علوم، واجب عینی و آموختن بعضی دیگر واجب کفایی است؛ دانشهایی که آموختن آنها مقدمهای برای تأمین نیازهای اجتماعی است (مانند آموختن علوم پزشکی) وجوب کفایی دارد، اما یادگیری احکام و عقاید که آموختن آنها مقدمهای برای سازندگی فردی است، وجوب عینی دارد.
تبدیل شدن واجب کفایی به واجب عینی
در صورتی که در بین افراد مکلف، تنها یک فرد بتواند واجب کفایی را انجام دهد، انجام آن عمل همچون انجام سایر واجبهای عینی بر شخص واجب میشود؛ مثلاً شهادت دادن در دادگاه اگر چه واجب کفایی است، اما اگر تنها یک شخص شاهد واقعهای باشد، ادای شهادت بر آن شخص، همچون سایر واجبات عینی، واجب خواهد بود.
واجب کفایی به این معنا نیست که هر شخصی بتواند آن واجب را انجام دهد، بلکه برای انجام آن، ابتدا باید اَهلیت یابد؛ مثلاً اگر چه قاضی شدن وجوب کفایی دارد، اما شخص برای قضاوت، نخست باید اَهلیت قضاوت داشته باشد. ازاینرو در مواردی که تنها یک فرد اَهلیت انجام واجب کفایی را داشته باشد، آن واجب کفایی نسبت به آن شخص، به واجب عینی تبدیل میشود.
اقسام
واجبهای کفایی اقسامی دارد:
واجبهایی که انجام دوبارۀ آن ممکن نیست، مانند وجوب کشتن سابُّ النَّبی (چرا که نمیتوان شخصی را دوبار به قتل رساند)؛
واجبهایی که اگرچه انجام دوبارۀ آنها امکان دارد، اما انجامِ دوبارۀ آن از نظر شرعی ممنوع است، مانند وجوب دفن میت (اگر چه میتوان نَبْشِ قبر کرد و میت را دوباره دفن کرد، اما نبش قبر حرام است)؛
واجبهایی که انجام دوبارۀ آن نه مطلوب است و نه ممنوع، مانند کَفَنکردن مَیت (چندبار کفن کردنِ میت، نه مستحب است و نه حرام)؛
واجبهایی که انجام دوبارۀ آن مطلوب است، مانند خواندن نماز میت که انجام دوبارۀ آن مستحب است.
شکداشتن در عینی یا کفاییبودن واجب
به گفته عالمان اصول فقه، در مواردی که معلوم نیست دستور خدا، به صورت کفایی واجب شده یا به صورت عینی، اصل بر این گذاشته میشود که آن واجب عینی است؛ زیرا در مواردی که معلوم نیست انجام عمل واجب از سوی فردی، تکلیف را از عهده سایر مکلفان ساقط میکند یا نه، مطابق حکم عقل، آن عمل باید دوباره انجام شود.





بدون نظر