در حالی که فضای رسمی از کنترل بازار و مدیریت شرایط سخن میگوید، واقعیت در کف جامعه تصویر دیگری دارد. گزارش روزنامه «جهان صنعت» نشان میدهد همزمان با تبعات جنگ و جهش تورم، فشار بیسابقهای بر معیشت خانوارها وارد شده و افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش قدرت خرید و موج بیکاری، زندگی بسیاری از مردم را به مرحله بقا رسانده است. آنچه امروز در بازارها دیده میشود، نه صرفاً گرانی، بلکه نشانهای از یک بحران عمیق اقتصادی است.
گزارش روزنامه جهان صنعت را در ادامه میخوانید.
اینروزها جنگ را تنها نمیتوان در خاورمیانه یا خلیج فارس جستوجو کرد. کافی است سری بهسوپرمارکتها و مراکز خرید زد تا جنگ معیشتی را نیز مشاهده کرد. مردم بردبار ایران اینروزها در حال تجربه سختترین روزهای زندگی خود در چهار دهه اخیر هستند. جنگ و منازعه از یکسو و گرانی و کاهش قدرت خرید از سوی دیگر رمقی برای آنان باقی نگذاشته و شرایط هر لحظه سختتر میشود. افزایش قیمتها بهویژه مواد غذایی در روزهای اخیر سفره خانوار ایرانی را بیش از هر زمان دیگری کوچک کرده و اضطراب و نگرانی از تشدید اوضاع را افزایش داده است.
موج بیکاری، عدم تعادل درآمد و هزینهها و رشد قیمت ارز نیز بر فهرست مشکلات افزوده شده و زندگی را برای بسیاری بهتلاشی برای بقا تبدیل کرده است.

کارشناسان معتقدند جنگ عامل اصلی این وضعیت است اما نباید نقش دولت و مسوولان را در مقابله با گرانی، نظارت و تلاش برای بهبود شرایط نادیده گرفت؛ اقدامی که در اینروزهای تعلیق دیده نشده و نمیشود. با اندکی درنگ میتوان دریافت که شرایط جامعه چگونه است. با آغاز موج بیکاری در کشور بحرانهای معیشتی در روزهای آینده تشدید خواهد شد. ازسوی دیگر حقوق افراد شاغل نیز پاسخگوی گرانیهای افسارگسیخته نیست و بسیاری ناچارند از پسانداز خود «اگر پساندازی وجود داشته باشد» خرج کنند. گرچه جمهوری اسلامی با جبهه آمریکا و اسرائیل بهآتشبس رسیده اما باید آگاه باشد که منازعه در سفرههای مردم و قیمتها همچنان پابرجا و هر روز درحال رکوردشکنی است.
سقوط معیشت بهروایت قیمتها
به اینقیمتها توجه کنید: گوشت گوساله در هرکیلوگرم متغیر بین یکمیلیون و ۳۹۷ هزار تومان تا یکمیلیون و ۷۵۰ هزارتومان، گوشت چرخ کرده در هرکیلوگرم متغیر بین ۷۸۰ تا ۸۴۰ هزارتومان، گوشت مرغ در هر کیلوگرم ۱۹۹ هزار و ۸۰۰ تومان، ماهی قزلآلا در هرکیلوگرم ۴۵۰ هزار تومان، تخممرغ ۳۰ عددی شانهای ۳۴۹ هزارتومان، کره ۱۰۰ گرمی قالبی ۷۳ تا ۷۶ هزار تومان، شیر بطری پرچرب ۷۶ هزارتومان، قند ۷۰۰ گرمی ۱۰۳ هزارتومان، چای معطر بسته بهبرند ۴۰۲ تا ۵۰۲ هزار تومان، ماکارونی ۷۰۰ گرمی ۵۷ هزارتومان، رب گوجهفرنگی ۸۰۰ گرمی ۱۱۹ هزار و ۹۰۰ تومان، پنیر سفید ۴۰۰ گرمی متغیر بین ۱۲۸ تا ۱۵۹ هزار تومان، برنج هاشمی در هر کیلوگرم متغیر بین ۳۶۰ تا ۴۲۰ هزارتومان، تنماهی متغیر بسته بهبرند بین ۱۳۸ تا ۱۷۰ هزارتومان، لوبیا قرمز بستهبندی فروشگاهی ۹۰۰ گرمی متغیر بین ۳۹۹ تا ۴۸۸ هزارتومان و روغن ۵/۱لیتری سرخکردنی ۴۲۳ هزارتومان.
قیمت تمامی این اقلام مربوط به۹ بهمنماه سال گذشته است.

حال بهاین قیمتها توجه کنید: گوشت گوساله در هرکیلوگرم متغیر بین یکمیلیون و ۸۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان، گوشت چرخ کرده در هرکیلوگرم متغیر بین ۹۶۵ تا یک میلیون و ۸۹۰ هزار تومان، گوشت مرغ در هر کیلوگرم ۳۳۰ هزار تومان، ماهی قزلآلا در هر کیلوگرم ۸۲۵ هزار تومان، تخممرغ ۳۰ عددی شانهای ۵۶۴ هزار تومان، کره ۱۰۰ گرمی قالبی ۷۵ تا ۸۵ هزار تومان، شیر بطری پرچرب ۱۰۹ تا ۱۲۳ هزار تومان، قند ۷۰۰ گرمی ۱۴۰ هزار تومان، چای معطر بسته به برند ۶۷۹ هزار تومان، ماکارونی ۷۰۰ گرمی ۵۷ تا ۹۷ هزار تومان، رب گوجهفرنگی ۸۰۰ گرمی ۱۳۹ هزار تومان، پنیر سفید ۴۰۰ گرمی متغیر بین ۱۴۵ تا ۱۸۹هزار تومان، برنج هاشمی در هر کیلوگرم متغیر بین ۴۹۰ تا ۵۲۹ هزار تومان، تنماهی متغیر بسته بهبرند ۱۹۰ تا ۲۶۳ هزار تومان، لوبیا قرمز بستهبندی فروشگاهی ۹۰۰ گرمی متغیر بین ۳۹۹ تا ۴۹۰ هزار تومان و روغن ۵/۱ لیتری سرخکردنی ۵۴۹ هزار تومان. قیمت تمامی ایناقلام مربوطبه ۱۱ اریبهشت سال جاری است.
آنچه که بیش از همه ترسناک «حداقل برای نگارنده» بهنظر میرسد رشد قیمتی طی بازه سهماه گذشته است. با یک حساب سرانگشتی میتوان محاسبه کرد که یک خانوار سهنفره در سال گذشته برای تهیه یک سبد خرید چه میزان هزینه میکرد و اکنون باید چقدر هزینه کند.
اگر کمی قیمتها را بالا و پایین کنیم و اسرافی هم در کار نباشد یک خانواده سهنفره برای خرید گوشت گوساله بهمقدار ۲ کیلوگرم، گوشت مرغ ۳ کیلوگرم، ماهی قزلآلا یک کیلوگرم، یک شانه تخممرغ ۳۰ عددی، سه عدد کره ۱۰۰ گرمی، یک بطری شیر پرچرب، یک بسته قند ۷۰۰ گرمی، یک بسته چای معطر، سهبسته ماکارونی ۷۰۰ گرمی، دوبسته پنیر سفید ۴۰۰ گرمی، ۵ کیلو برنج هاشمی، دو بسته تنماهی، دو بسته لوبیا قرمز ۹۰۰ گرمی فروشگاهی و دو بطری روغن ۵/۱ لیتری در سال ۱۴۰۴ بهطور میانگین باید مجموعا چیزی حدود ۹ میلیون و ۸۵۷ هزار و ۷۰۰ تومان پرداخت میکرد اما برای تهیه همین سبد که تقریبا همه آن جزو اقلام ضروری و اساسی است باید بهطور میانگین چیزی حدود ۱۲ تا ۱۳ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان پرداخت کند.

از شواهد و قرائن پیداست که قیمتها بهمیزان قابل توجهی افزایش یافته است. آنچه از مقایسه ایندو سبد خرید میتوان دریافت تصویری از سفره مردمی است که روزگاری عطر خوش غذاهایش بهمشام میرسید اما اکنون چیزی جز حسرت و گرانی در آن دیده نمیشود. در شرایطی که بسیاری بهواسطه جنگ شغل خود را از دست دادند و رکود و تورم ساعتی افزایش پیدا میکند دولتمردان همواره نوید نظارت و کاهش قیمتها میدهند؛ سخنانی که فقط حسرت را برای سفره ایرانیان بهارمغان آورده است.
صدای دردمند مردم
برای درک وضعیت فعلی با یکی از شهروندانی که از قضا بهخاطر جنگ ۴۰ روزه شغلش را از دست داده گفتوگو کردیم. اینشهروند که تا پیش از درگیری اسفندماه در یک شرکت خصوصی مشغول بهکار بود و با درآمدی بالغ بر ۲۰ میلیون تومان ماهانه زندگی خود را پیش میبرد. وی درباره وضعیت خود به «جهانصنعت» گفت: قبل از جنگ نیز وضعیت زندگی من سخت بود اما حداقل خیالم راحت بود که ماهانه درآمدی دارم. بعد از پایان تعطیلات نوروز که با پیام تعدیل نیرو مواجهه شدم فهیدم که وضعیت از آنچه که بود سختتر نیز میشود. هر روز برای دریافت بیمه بیکاری بهشعب وزارت کار مراجعه میکنم اما دائما در اینمیان با چالش مواجه میشوم. مرتب میگویند پرونده نقض مدارک دارد. باوجود اینکه من تمامی مدارک را بهآنها دادم. آیا مسوولان بهاین مساله فکر نکردند که ما اکنون باید چه اقدامی بکنیم؟ هزینهها مرتب بالا میرود. قبل از جنگ برای تهیه یک سبد خرید معمولی حداقل باید ۷تا۸میلیونتومان هزینه میکردم اما حالا باید برای تهیه همان کالاها چیزی حدود ۱۰تا۱۱میلیونتومان هزینه پرداخت کنم.

این شهروند میگوید: بههرکس که میگوییم چرا قیمتها لحظهای بالا میرود میگویند جنگ است. مگر دولت نباید در شرایط جنگی بهفکر معیشت مردم باشد؟ در برنامههای تلویزیونی مرتب اعلام میکنند که قیمتها تحت کنترل است، مردم نگران نباشند، کاهش قیمت و از اینصحبتها. من بههمراه مادرم و خواهرم زندگی میکنم و تنها نانآور خانه هستم. اکنون که بیکار شدم ناچارا با ماشین مادرم در تاکسی اینترنتی مشغول بهکار شدم و بههیچوجه نمیتوانم هزینههای جاری زندگی را پرداخت کنم. نه کالابرگ توانسته از ما دردی دوا کند و نه صحبتهای رنگین مسوولان. هرلحظه نیز ممکن است دوباره جنگ آغاز و شرایط از اینی که هست بدتر شود.
وقتی حقوق به نیمهماه نمیرسد
در روزهایی که بازار ملتهب است مردم نگران امروزوفردای خود هستند. شهروندی که با او گفتوگو کردیم راست میگوید. هر وقت که کانالهای تلویزیونی را جلووعقب میکنیم مسوولان مرتب نوید میدهند که روزهای خوش فرا میرسد، قیمتها تحت کنترل و افزایش قیمتهای اتفاقافتاده موقتی است اما این«موقت» قرار است سرانجام چه زمانی بهپایان برسد؟ اینروزها جامعه دردمند ایران درحال مبارزه برای بقاست؛ معیشتی که روزبهروز تحلیل میرود و حقوقهایی که واریز نشده تمام میشود. آنهایی که خودرویی دارند با کارکردن چند دهساعته حداقل درآمدی بهدست میآورند اما آنهایی که از چنین امکاناتی محرومند چه اقدامی باید بکنند؟ وظیفه هر دولت و حکومتی ایناست که در شرایط جنگی بهمیزانی که ادوات نظامی تهیه میکند همان میزان از معیشت مردمش نیز حمایت کند.

براساس بررسیها تورم نقطه بهنقطه فروردینماه ۱۴۰۵ خانوارهای کشور ۵/۷۳ درصد بوده یعنی خانوارهای کشور بهطور میانگین ۵/۷۳ درصد بیشتر از فروردینماه ۱۴۰۴ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کردند. تورم نقطهبهنقطه فروردینماه ۱۴۰۵ درمقایسه با ماه قبل ۷/۱واحددرصد افزایش داشته است. ایناعداد و ارقام صرفا یک عدد ساده و معمولی نیستند بلکه واقعیت امروز سفره مردمند؛ مردمی که گرانی و تورم نه یک اتفاق کوتاهمدت بلکه بهیک امر عادی و تجربه زیسته برای آنها بدل شده است.
جدای از بحث قیمتها موج بیکاری که در کشور بهراه افتاده نیز نگرانکننده و ترسناک است. کارشناسان هشدار دادند که نزدیک به ۳تا ۴ میلیوننفر طی مدت جنگ شغل خود را از دست دادند. اینعدد بهمعنای معیشت و سفره ۳ تا ۴ میلیوننفر است. ۴ میلیونخانواده، نانآور خانوادهشان از کار بیکار شده؛ نانآوری که پیش از جنگ با هزار زحمت حداقل یک لقمه نان را برای آنها فراهم میکرد اما در حال حاضر در سایتهای کاریابی مشغول یافتن شغلی است که بتواند خرجی خانه را بدهد. جنگ بیش از اینکه برای طرفین درگیری هزینه داشته باشد برای مردم ایران زمین فقط خسارت و ویرانی بههمراه آورده است. سفره ایرانیان که روزگاری بهخاطر رنگ و طعمش شهره جهان بود حالا چیزی از آن باقی نمانده است. امید میرود روزی نه فقط حداقل بلکه همواره حداکثر امکانات و درآمد برای یکایک ایرانیان فراهم باشد تا آنها نیز روزی طعم خوشبختی را بچشند.





واقعا شرم آوره.داریم به فنا میریم…
اما دلشون خوشه به تبلیغات تهوع آور صدا و سیمای میلی،خودشونم باورشون شده ظاهراً که این چند صد نفری که به عشق ساندیس و نذری هرشب جمع میکنن،صدای نود میلیون نفره …
…..
هر چه سریعتر به دست مردم 🔫 برسونید تا وضع خرابتر نشده
اینا فقط اومدن نسل ایران و ایرانی رو ریشه کن کنن