میگویند جنگ هیچوقت تغییر نمیکند. شاید این موضوع درباره ویرانیهایی که جنگ بهجا میگذارد درست باشد، اما درباره سلاحهایی که برای جنگیدن استفاده میشوند نمیتوان همین را گفت.
در واقع، در طول تاریخ شاهد «جهشهای عظیم» فناوری بودهایم که چهره جنگ را کاملاً دگرگون کردهاند. ورود سلاحهای فولادی، ظهور هواپیماها و توسعه تسلیحات هستهای، هرکدام جنگ را بهشکلی بنیادین تغییر دادند؛ نهفقط از نظر نحوه نبرد، بلکه از نظر اینکه چه کسی برتری را در اختیار دارد.

امروز شاید تحول دیگری در حال شکلگیری باشد؛ تغییری که نه بر پایه سامانههای پیچیده و بسیار گرانقیمت، بلکه بر اساس تجهیزات سادهتر و ارزانتری مانند پهپادها و مهمات سرگردان موشکی انجام میشود. گسترش این سامانهها با استفاده از فناوریهای دومنظوره و قطعات تجاری آماده امکانپذیر شده و همین موضوع باعث تولید انبوه و کاهش چشمگیر هزینه هر واحد شده است.
از اوکراین تا ایران، این فناوریهای ارزان و انعطافپذیر بهطور فزایندهای برای غلبه بر سامانههای پیشرفته و گرانقیمتی مانند تانکها، توپخانه، سامانههای پدافند هوایی، هلیکوپترها و هواپیماها استفاده میشوند.
پس آیا ما در حال مشاهده تحول بزرگ بعدی در جنگها هستیم؟ بیایید بررسی کنیم.
برتری اشباع بر دقت
حتی برای ناظران عادی هم یک نکته در جنگهای اخیر اوکراین و خاورمیانه کاملاً مشخص است: استفاده از دستههای پهپادی برای اشباع و فرسودهکردن سامانههای دفاعی.

و این کار دلیل مشخصی دارد؛ از نظر اقتصادی در بلندمدت منطقیتر است. موشکهای کروز و مهمات هدایتشونده دقیق اگرچه بسیار مؤثر هستند، اما بسیار گرانقیمتاند و جایگزینی آنها پس از استفاده نیز معمولاً زمانبر است.
در مقابل، صدها پهپاد ارزانقیمت که اغلب در دسته پهپادهای Low Slow Small یا LSS قرار میگیرند، میتوانند به اهداف عملیاتی مشابهی دست پیدا کنند. مهمتر اینکه این پهپادها با هزینهای بسیار کمتر از چند سلاح پیشرفته تولید و در مقیاس گسترده بهکار گرفته میشوند.

البته استفاده از هرکدام به هدف عملیات بستگی دارد، اما روند کلی نشان میدهد مهمات ارزانقیمت برای وادارکردن دشمن به واکنشهای پرهزینه استفاده میشوند.
زمانی که این پهپادها در کنار مهمات واقعی بهکار گرفته میشوند، مدافع مجبور است همه اهداف را تهدید واقعی در نظر بگیرد و به آنها پاسخ دهد؛ موضوعی که باعث هدررفتن موشکهای رهگیر گرانقیمت میشود. این فقط جنگ سنتی نیست، بلکه خالصترین شکل جنگ اقتصادی است.
بنابراین اگر برای ساقطکردن یک پهپاد انتحاری شاهد یکبار مصرف ۳۵ هزار دلاری نیاز به یک موشک رهگیر ۴ میلیون دلاری باشد، معادلات اقتصادی دفاع خیلی سریع بههم میریزد. البته در مقیاس بزرگتر تاریخ، این موضوع چیز جدیدی نیست.

برای مثال، ناوهای جنگی عظیم در نهایت با حملات انبوه هواپیماهایی که از ناوهای هواپیمابر به پرواز درمیآمدند، عملاً منسوخ شدند. استفاده از پهپادها و طعمههای فریب نیز ادامه طبیعی همان ایده است، البته در ابعادی بسیار شدیدتر.
سلاحهای ساده؛ برابر کننده معادله
یکی دیگر از جنبههای جالب این روند، کاهش آستانه ورود به جنگ مؤثر با استفاده از فناوریهای ارزان مانند پهپادها است. این موضوع از نظر تئوری به نیروهای کوچکتر اجازه میدهد حداقل برای مدتی قدرتهای بزرگ را به چالش بکشند.

برای مثال در اوکراین، پهپادهای تجاری ارزانقیمت برای استفاده بهعنوان مهمات سرگردان FPV و همچنین ابزارهای شناسایی تغییر کاربری داده شدهاند. این روند نهتنها از خریدهای نظامی سنتی ارزانتر است، بلکه بسیار سریعتر و انعطافپذیرتر نیز بهنظر میرسد.
این موضوع به نیروهای کوچکتر اجازه میدهد تجهیزات خود را خیلی سریع اصلاح و بهینهسازی کنند؛ حتی در خط مقدم جنگ. در مقابل، روند خرید و توسعه تجهیزات در ارتشهای سنتی معمولاً بسیار کند است.
این نوع جنگ نامتقارن به بازیگران کوچکتر اجازه میدهد عملیاتهایی مانند حملات دقیق، جمعآوری اطلاعات و مختلکردن لجستیک دشمن را بدون نیاز به نیروی هوایی، ارتش یا نیروی دریایی عظیم انجام دهند.
البته این نیروهای سنتی همچنان برای جنگهای گسترده ضروری هستند، اما اگر هدف فقط آزار دادن دشمن یا خریدن زمان باشد، گزینههای ارزانقیمت مزیت بزرگی محسوب میشوند.
بازی اعداد
حتی اگر مهمات بازیگران کوچکتر بهاندازه تجهیزات پیشرفته کشورهای بزرگ کارآیی نداشته باشند، حملات آنها همچنان نیازمند پاسخ هستند و همین نکته اهمیت دارد: در بلندمدت معمولاً حجم آتش برنده میشود.

و اگر این حجم آتش ارزانتر باشد، میتوان مدت بیشتری به نبرد ادامه داد.
دیگر بخشهای جنگ هم در حال تغییر هستند. یکی از نمونههای اصلی، نقش تکتیراندازها است. در گذشته، آنها یا در حملات گسترده نقش کلیدی داشتند یا بهعنوان نیروهای مستقل برای آزار دشمن عمل میکردند.
اما امروز این نقش دوم ممکن است رو به پایان باشد. پهپادهای FPV ارزانقیمت مجهز به تصویربرداری حرارتی میتوانند آنها را از فاصله حدود ۱.۶ کیلومتری شناسایی کنند و یا با پرتاب نارنجک از بالا، یا با هدایت سایر پهپادها و توپخانه، آنها را از بین ببرند.
حتی بهترین استتار و آموزشهای پیشرفته که خود بسیار پرهزینه هستند هم نمیتوانند شما را از قوانین فیزیک پنهان کنند.
جوجهها را خیلی زود نشمارید
نیروهای مسلح سنتی هم طبیعتاً به همین نتیجه رسیدهاند. بسیاری از کشورها در حال کار روی ادغام فناوریهای ارزانقیمت مشابه در ساختار نظامی خود هستند.

علاوه بر این، با بودجه، تجربه و تخصص بسیار بیشتر این کشورها، احتمالاً فقط مسئله زمان است تا ورق دوباره برگردد. این روند هم شامل پذیرش همین فناوریها میشود و هم سرمایهگذاری روی فناوریهای مقابله با پهپادها و طعمههای فریبدهنده.
طبق گزارش Defense One، ارتش آمریکا اکنون متعهد شده ذخیره بزرگی از سامانههای ارزانقیمت و یکبار مصرف برای خود ایجاد کند. همانطور که گزارش شده، ارتش آمریکا در حال تجربه تغییری بنیادین در دکترین نظامی خود است؛ تغییری از سامانههای «بسیار پیشرفته و گرانقیمت» به سمت تجهیزات «ارزان و انبوه».
یکی از نمونهها سامانه Low Altitude Stalking and Strike Ordnance یا LASSO است که با نام Hellhound S3 شناخته میشود. این پهپاد سبک که کاملاً با چاپ سهبعدی ساخته شده، از موتور توربوجت بهره میبرد، چندمنظوره است و میتوان آن را در میدان نبرد تعمیر یا اصلاح کرد.
فناوریهای قدیمی؛ سود با هزینه کم
اما ارتشهای بزرگ فقط روی این گزینهها تمرکز نکردهاند و همزمان به سراغ فناوریهای پیشرفته یا حتی بازاستفاده از فناوریهای قدیمی هم رفتهاند. یکی از مهمترین نمونهها سامانههای انرژی هدایتشده مانند مایکروویوها و لیزرها هستند. هرچند توسعه این فناوریها ارزان نیست، اما پس از عملیاتیشدن، هر شلیک فقط چند سنت هزینه دارد، با سرعت نور حرکت میکند و دقت بسیار بالایی دارد.
فناوریهای قدیمیتر نیز بهعنوان ابزار مقابله با پهپادها مؤثر ظاهر شدهاند. از جمله آنها میتوان به راکتها و سامانههای توپ پدافند هوایی مانند Bofors L/70 و ZSU-23-4 Shilka اشاره کرد که با استفاده از سامانههای هدایت الکترواپتیکی، مادون قرمز، رادار و کنترل آتش ارتقا یافتهاند. این سامانهها توانایی بالایی در مقابله اقتصادی با دستههای پهپادی از خود نشان دادهاند. بیشتر این سامانهها تعداد زیادی گلوله با مهمات انفجاری هوایی شلیک میکنند تا احتمال اصابت به هدف افزایش یابد.
پلتفرمهای هوایی مانند A-10 Thunderbolt و AH-64 Apache نیز از همین ترکیب اقتصادی راکت و توپ برای نابودی دستههای پهپادی استفاده میکنند. هوابرد بودن این سامانهها مزیت دیگری هم دارد: شناسایی زودهنگام پهپادهای دسته LSS. سطح مقطع راداری این پهپادها احتمالاً بین ۰.۰۱ تا ۰.۱ متر مربع است؛ یعنی چیزی بین سطح مقطع راداری یک انسان و یک پرنده، که شناسایی و طبقهبندی آنها را دشوار میکند.

اگر تاریخ معیار درستی باشد، این تحول احتمالاً پایان فناوریهای گرانقیمت نظامی نخواهد بود، بلکه آغاز نوعی توازن جدید است. سامانههای پیشرفته همچنان اهمیت خواهند داشت، اما بهتدریج در کنار پلتفرمهای ارزان، انعطافپذیر و مصرفشدنی فعالیت خواهند کرد.
در جنگهای مدرن، پیروزی شاید دیگر فقط متعلق به پیشرفتهترین ارتش از نظر فناوری نباشد، بلکه نصیب نیرویی شود که سریعتر نوآوری میکند، سریعتر خود را تطبیق میدهد و توان تولید انبوه بیشتری دارد.
اما در نهایت، زمان همهچیز را مشخص خواهد کرد.





بدون نظر