نقدی بر توافق احتمالی ایران و آمریکا؛ مصالحه‌ای پایدار یا آغاز بحرانی تازه؟

نقدی بر توافق احتمالی ایران و آمریکا؛ مصالحه‌ای پایدار یا آغاز بحرانی تازه؟

توافق احتمالی ایران و آمریکا، پیش از اعلام رسمی، به موضوعی پرابهام و چندلایه تبدیل شده است. تفاهمی که به گفته اشکان زارع، روزنامه‌نگار، بیش از آنکه نشانه پایان تنش باشد، می‌تواند «آتش‌بسی مسلحانه» برای بازسازی توان دو طرف و تثبیت دستاوردهای جنگ باشد.

در شرایطی که منابع غربی از پذیرش برخی شروط هسته‌ای آمریکا از سوی ایران، از جمله تعلیق بلندمدت غنی‌سازی سخن می‌گویند و در مقابل، رسانه‌هایی مانند فارس و تسنیم این روایت را تکذیب کرده‌اند، زارع معتقد است هر دو طرف در حال تحمیل روایت مطلوب خود در فضای رسانه‌ای هستند.

به باور این روزنامه‌نگار، پیش‌نویس مورد ادعا بر پایه «ابهام سازنده» شکل گرفته است؛ ابهامی که به ایران امکان می‌دهد از حقوق و جایگاه منطقه‌ای خود سخن بگوید و همزمان به آمریکا اجازه می‌دهد آن را ابزاری برای مهار نظامی و هسته‌ای ایران معرفی کند.

زارع می‌گوید برخلاف برجام که بر محدودیت‌های نظارتی استوار بود، متن جدید ظاهراً بر تغییر وضعیت موجود تمرکز دارد و هدف آن کاهش توان ایران برای «گریز هسته‌ای» و کاستن از تهدید علیه متحدان منطقه‌ای آمریکا، به‌ویژه اسرائیل است.

توافق ایران و آمریکا

او این تفاهم احتمالی را نه «صلح پایدار»، بلکه نوعی توقف موقت در مسیر تقابل می‌داند؛ توقفی که اختلافات اصلی، یعنی نفوذ منطقه‌ای، برنامه هسته‌ای و بازدارندگی ایران را حل نمی‌کند، بلکه فقط هزینه جنگ تمام‌عیار را برای مدتی کاهش می‌دهد.

به نوشته زارع، میدان جنگ اکنون دستور کار دیپلماسی را می‌نویسد و هر دو طرف، چه با دستاورد واقعی و چه با دستاورد ادعایی، تلاش دارند موقعیت خود را پس از جنگ تثبیت کنند.

او در نهایت هشدار می‌دهد حتی اگر این تفاهم امضا شود، نباید آن را پایان تنش دانست. از نگاه او، چنین توافقی بیش از آنکه حل بحران باشد، «تأخیر در سرنوشت» است؛ زیرا نه ذهنیت آمریکا درباره مهار ایران تغییر کرده و نه ایران قصد دارد اهرم‌های بازدارندگی خود را کنار بگذارد.

تنگه هرمز

متن کامل این تحلیل را در ادامه می‌خوانید:

-پیش‌نویسی از تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده منتشر شده که هر بندی از آن، بلافاصله پس از امضا، توسط طرف دیگر به عنوان تهدید می‌تواند تفسیر می‌شود.

-ترامپ اعلام کرده که مذاکرات «بسیار نزدیک» به نهایی شدن است، اما در همین ادعا تاکید کرده که فقط در صورت تامین تمامی خواسته‌های آمریکا (از جمله در مورد برنامه هسته‌ای و تنگه هرمز) توافق را امضا می‌کند!

_در تهران با تایید جریان «تفاهم و نزدیکی»، همزمان تاکید دارد که در برابر «حقوق مشروع» خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده که مکانیزم تنگه هرمز باید با کشورهای همسایه (نه آمریکا) توافق شود.

_جنگ آمریکا با ایران با تغییر آنچه فشار حداکثری از سوی آمریکا نامیده می‌شد همراه بوده است؛ امروز، جنگ ساختار جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر داده است. هر دو طرف جنگ به دنبال تثبیت دستاورد خود از جنگ هستند. (چه واقعی و چه موهوم) شاید بتوان گفت، این تفاهم نه یک «صلح پایدار»، بلکه یک «آتش‌بسِ مسلحانه» برای بازیابی توان است.

-برخلاف دوران برجام که بر «محدودیت‌های نظارتی» تکیه داشت، بندهای هسته‌ای این پیش‌نویس بر «تغییر وضعیت موجود» (Status Quo) تاکید دارد. آنچه در متن مورد ادعا دیده می‌شود، خروج از رویکرد غنی‌سازی متمرکز و حرکت به سمت «نظارت نظامی-صنعتی» است. از منظر واقع‌گرایی سیاسی، این بندها عملاً می‌خواهند ایران را از توانایی «گریز هسته‌ای» خارج کنند تا تهدید وجودی برای متحدان منطقه‌ای آمریکا (به‌ویژه اسرائیل) کاهش یابد. اما آیا جمهوری اسلامی ایران به آن تن می‌دهد؟

جنگ ایران و آمریکا

-این توافق/ تفاهم بر پایه «ابهام سازنده» بنا شده است. ایران به دنبال مشروعیت‌بخشی به حضور منطقه‌ای خود است و آمریکا به دنبال مهار نظامی ایران است.

-دوران پیش از جنگ، دیپلماسی در حاشیه میدان بود؛ امروز میدان، دستور کارِ دیپلماسی را می‌نویسد. این متن مورد ادعا در واقع سعی دارند هزینه‌های «جنگ تمام‌عیار» را برای هر دو طرف کاهش دهند بدون اینکه به ریشه اختلافات (نفوذ منطقه‌ای و هسته‌ای) پاسخ دهند.

-احتمال شکست این توافق احتمالی بسیار خواهد بود، چرا که هیچ‌کدام از بندها به «تغییر ذهنیت» طرف مقابل منجر نمی‌شود. آمریکا همچنان به دنبال مهار از طریق برتری مطلق است و ایران به دنبال تثبیت بازدارندگی خود است.

-با این تفاسیر می‌توان توافق برای آمریکا یک «هدف استراتژیک» نیست، یک «ابزارِ گذرا» است. این متن مورد ادعا  تا زمانی که «واقعیت موثر» در منطقه تغییر نکند، ارزشی بیش از کاغذهایش ندارند.

-آنچه آمریکا می‌داند این است که دوران توافق‌های طولانی‌مدت و چندلایه (مانند برجام‌های گذشته) تمام شده است. اگر متن مورد ادعا اجرا نشود — که به احتمال زیاد نخواهد شد — نتیجه نهایی این مسیر دیگر «مذاکره جدید» نیست. نتیجه نهایی، «تغییرِ وضعیت» خواهد بود. آمریکا بر این باور است که در نهایت به نقطه‌ای خواهند که یا ایران «تسلیمِ استراتژیک» را می‌پذیرد و تمام اهرم‌های قدرتش را زمین می‌گذارد، یا اینکه با یک تقابلِ نظامیِ تمام‌عیار مواجه خواهد شد که دیگر «وقفه» یا «آتش‌بسی» در آن وجود ندارد.

حتی اگر تفاهم‌/توافق امضا شود نمی‌توان آن را به عنوان «پایانِ تنش» ‌دیپ؛ می‌توان آن را «تأخیر در سرنوشت» نام‌ نهاد.

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
یک نظر

ورود

  • محمد خرداد ۳, ۱۴۰۵

    مشکل ایران و آمریکا با توافق حل نمیشه، چرا که مشکل ایران و آمریکا یک مشکل ایدولوژیک هست و در واقع تقابل دوتا تفکر هست در این یکی از تفکر ها باید به طور کامل از بین بره

    مشابه اتفاقی که در جنگ سرد افتاد شوروی سابق فروپاشی کرد و آمریکا یک تاز جهان شد

    ایران اگه میخواد یک بار برای همیشه امنیت خودش و مردم ایران رو تامین کنه راهش ساخت سلاح هسته‌ای هست چرا که سلاح های هسته ای تاثیرات بسیار مخربی دارن و عملا بیش از اون که برای به کار گیری مستقیم باشن برای بازدارندگی کشورها هستن!

    متاسفانه جماعت اصلاح طلب و غرب گرا که بیش ۳۷ سال در این مملکت پست مدیریت و اجرایی رو در اختیار دارن با دروغ و ایجاد ترس بین مردم که اگه ایران سلاح هسته‌ای داشته باشه میشیم مثل کره شمالی و منزوی میشیم همواره از دسترسی حاکمیت به یک عنصر امنیتی پایدار مثل سلاح هسته‌ای جلوگیری کردن!

    دلیلش هم ساده است چون جماعت اصلاح طلب و غرب گرا در خارج از ایران اموال و یا دارایی ها دارن و حتی بعضی هاشون بچه هاشون خارج از کشور زندگی میکنن و ترس این رو دارن که بچه هاشون از این کشورها اخراج بشن و یا اموال و داری های که سال ها با رانت رابطه تو ایران به دست آوردن توسط دولت های غربی الخصوص آمریکا مصادره بشه!

    و از طرفی بعضی از همین اصلاح طلبان و غرب گرا ها به واسطه اینکه سال ها در ایران مسولیت داشتن از همین رانت استفاده کردن و شرکت ها واردات ایجاد کردن و در واقع کاسبان تحریم خود این جماعت هستن اون دنبال حل مشکل نیستن بلکه میخوان همواره ایران و مردم ایران زیر تیغ نگهدارن تا بتونن به عنوان اینکه مذاکره بهترین راه هست با حفظ خودشون در راس قدرت منافع شخصی شون رو تامین کنن