در روزهای اخیر، اظهارنظر محیا دهقانی درباره سبک زندگی جوانان ایرانی خبرساز شده و واکنشهای زیادی در شبکههای اجتماعی به همراه داشته است. او در گفتوگویی گفته بود «نصف جوانهای ایرانی بیکارند، اما خوب میخورند، خوب میگردند و خوب مهمانی میروند»؛ جملهای که بسیاری از کاربران آن را بیتوجه به فشارهای اقتصادی، بیکاری و ناامیدی نسل جوان دانستند.
حالا رسول بهروش، روزنامهنگار، در یادداشتی انتقادی با عنوان «قورباغههای سپهسالار» به این اظهارات واکنش نشان داده است.
این یادداشت را در ادامه میخوانید:
جوان ایرانی شاید امید نداشته باشد، رونق و رفاه نداشته باشد، شغل و عائله و آتیه نداشته باشد، اما تا دلتان بخواهد مدعی و معارض دارد، حرف مفتزنهای بیبته، فرومایههای پوک و پوچ که تا تریبون پیدا میکنند، ژست پیر دانا میگیرند و فاز پند و نصیحت برمیدارند.

تازهترین مثالش، شاید محیا دهقانی باشد؛ بازیگر درجه چهاری که جلوی یکی بدتر از خودش نشسته و چوب ملامت بر سر ملت مستاصل میکوبد: «نصف جوانان ایرانی بیکارند، اما خوب میخورند، میگردند و مهمانی میروند. همینها اگر در یک کشور دیگر باشند، مدام باید کار کنند و مالیات بدهند.»
خب البته بیکاری، سگش شرف دارد به پول گرفتن بابت حضور در چنین برنامههایی و سر هم کردن این لاطائلات. از مالهکشهای ارزانقیمت و مزدبگیری چون شما هم توقع نمیرود منابع آماریشان را برای این خوش خدمتیها مطرح کنند. میفهمیم که هدف، فقط جلب رضایت ارباب است و به کف آوردن لقمه نانی چربتر. با این همه اما، نهایت بلاهت و خباثت خواهد بود اگر گشت و گذار روزمره عدهای جوان را نشانه فراغ بال و بیعاری آنها بدانیم.
چند دهه پیش، خیلی از جوانان در همین سن و سال، تشکیل خانواده داده بودند و سر و همسر داشتند، زیر سقفی سر بر بالین میگذاشتند که سندش به نام خودشان بود، گوشت را شقهای میخریدند و برنج را کیسهای، آخر شب هم همه عشقشان بالا و پایین انداختن بچههایشان بود، نه این که در چهل سالگی، هنوز ساکن خانه پدر و مادر باشند و این رنج و غم، پیرشان کند.

آن سرزمین سر پا، امروز به خانهای غبارآلود با میلیونها ساکن معلق و سرگردان تبدیل شده که تکلیف دو ساعت بعدشان را هم نمیدانند. میزان موالید یک مملکت نود میلیونی، به فقط هشتصد هزار نوزاد در سال نزول کرده و جمعیت کشور رسما در خطر انقراض است؛ بعد قهوه خوردن چند تینایجر در کافهها، خار شده و در چشمتان فرو رفته؟ میخواهید همینها هم بمیرند تا کلا راحت شوید؟
ماهیهای این حوض، دیریست کنار کشیدهاند و قورباغهها سپهسالار شدهاند. بیحیایی محیا چه جای تعجب دارد، وقتی پویان مختاری به اسوه وطندوستی تبدیل میشود و مدیران مملکت اسم بازگشت مشتی بلاگر برهنه را میگذارند «جذب نخبگان»؟! حتی «قیصر» این جماعت هم خواننده گمنامی است که خودشان نمیتوانند یک ثانیه از کلیپهایش را پخش کنند. ای دریغ از آن قیصرهای حقیقی؛ آنها که غریبانه بر خاک افتادند، بیقصر و بیقصور…





بدون نظر