سریع‌ترین جنگنده تاریخ؛ MiG-25 چگونه به سرعت باورنکردنی ماخ ۳.۲ رسید؟

سریع‌ترین جنگنده تاریخ؛ MiG-25 چگونه به سرعت باورنکردنی ماخ ۳.۲ رسید؟

جنگنده‌های مدرن مانند F-22 Raptor، F-35 Lightning II و J-20 بدون شک پیشرفته‌ترین هواپیماهای رزمی جهان هستند و از فناوری‌هایی مانند پنهان‌کاری، حسگرهای پیشرفته و نبرد شبکه‌محور بهره می‌برند. اما اگر معیار فقط سرعت باشد، هیچ‌یک از آن‌ها به جنگنده رهگیر افسانه‌ای MiG-25 Foxbat ساخت شرکت میکویان گورویچ در دوران اتحاد جماهیر شوروی نمی‌رسد.

MiG-25 که در اوج جنگ سرد توسعه یافت، همچنان سریع‌ترین جنگنده رهگیر تولید انبوه شده تاریخ محسوب می‌شود. اگرچه سرعت عملیاتی آن به‌طور رسمی به ماخ ۲.۸۳ محدود شده بود، اما این هواپیما می‌توانست برای مدت کوتاهی به سرعت حدود ماخ ۳.۲، معادل بیش از ۳,۵۲۰ کیلومتر بر ساعت نیز برسد. البته این کار می‌توانست به موتورهای آن آسیب دائمی وارد کند یا حتی آن‌ها را از کار بیندازد.

MiG-25 در اوایل دهه ۱۹۶۰ و زمانی طراحی شد که اتحاد جماهیر شوروی به دنبال راهی برای رهگیری اهداف پرسرعت و با ارتفاع پروازی بالایی مانند بمب‌افکن XB-70 Valkyrie و هواپیمای شناسایی Lockheed SR-71 Blackbird بود.

نمونه اولیه این جنگنده نخستین پرواز خود را در سال ۱۹۶۴ انجام داد و در سال ۱۹۷۰ وارد خدمت نیروی هوایی شوروی شد. مهندسان شوروی به‌جای ساخت یک جنگنده چابک برای نبردهای هوایی نزدیک، تقریباً تمام تمرکز خود را روی سرعت، سقف پرواز و نرخ اوج‌گیری قرار دادند.

نتیجه، رهگیری بود که می‌توانست تا ارتفاع بیش از ۸۰ هزار پا (حدود ۲۴.۴ کیلومتر) اوج بگیرد و سریع‌تر از تقریباً هر هواپیمای رزمی هم‌دوره خود شتاب بگیرد.

فاکسبت چگونه به چنین سرعتی رسید؟

برخلاف جنگنده‌های مدرن که میان چابکی، پنهان‌کاری و سامانه‌های حسگری تعادل برقرار می‌کنند، MiG-25 بر پایه قدرت خام طراحی شده بود. دو موتور توربوجت غول‌پیکر Tumansky R-15 نیروی رانش فوق‌العاده‌ای تولید می‌کردند و بدنه باریک هواپیما با سطح مقطع کوچک، مقاومت آیرودینامیکی را در سرعت‌های بسیار بالا کاهش می‌داد.

نکته جالب اینکه بخش عمده بدنه این هواپیما از فولاد ضدزنگ ساخته شده بود، نه تیتانیوم سبک‌وزن. هرچند فولاد سنگین‌تر بود، اما در برابر گرمایش شدید ناشی از پرواز مداوم با سرعت بالاتر از ماخ ۲.۵ مقاومت بیشتری داشت و تولید آن نیز برای شوروی بسیار ارزان‌تر و ساده‌تر از تیتانیوم بود.

در سرعت ماخ ۳، دمای بدنه هواپیما می‌توانست از ۳۰۰ درجه سانتی‌گراد فراتر برود؛ دمایی که برای تضعیف آلیاژهای معمول آلومینیوم کافی است. MiG-25 همچنین برای دستیابی به حداکثر سرعت، از چابکی صرف‌نظر کرده بود. بال‌های بزرگ آن برای پایداری در ارتفاعات بسیار بالا بهینه شده بودند، نه نبردهای نزدیک، و به همین دلیل در پرواز مستقیم فوق‌العاده سریع اما در مانورهای چرخشی نسبتاً کند بود.

بهای دستیابی به این سرعت

اگرچه معمولاً حداکثر سرعت MiG-25 را ماخ ۳.۲ عنوان می‌کنند، اما خلبانان به‌ندرت به چنین سرعتی نزدیک می‌شدند. گزارش‌ها نشان می‌دهد محدودیت عملیاتی رسمی این هواپیما ماخ ۲.۸۳ بود.

فراتر از این سرعت، دمای توربین‌ها به‌سرعت افزایش می‌یافت و موتورهای R-15 ممکن بود دچار آسیب جبران‌ناپذیر شوند. در بسیاری از موارد، اگر هواپیما از مرز ماخ ۳ عبور می‌کرد، پس از فرود نیاز به تعویض کامل موتور داشت.

مصرف سوخت نیز در این سرعت‌ها به‌شدت افزایش می‌یافت و برد عملیاتی هواپیما را کاهش می‌داد. به بیان دیگر، MiG-25 می‌توانست تقریباً از هر هواپیمایی سریع‌تر پرواز کند، اما این برتری هزینه سنگینی از نظر نگهداری به همراه داشت.

سریع‌تر از جنگنده‌های مدرن، اما نه بلک‌برد

حتی امروز نیز تعداد بسیار کمی از جنگنده‌های عملیاتی به سرعت فاکسبت نزدیک می‌شوند. F-22 Raptor معمولاً به حدود ماخ ۲ محدود است، در حالی که F-35 حداکثر به حدود ماخ ۱.۶ می‌رسد. MiG-31 روسیه که خود بر پایه MiG-25 توسعه یافته، همچنان یکی از سریع‌ترین رهگیرهای مدرن جهان با سرعتی در حدود ماخ ۲.۸ است.

با این حال، یک هواپیما از فاکسبت نیز سریع‌تر بود؛ Lockheed SR-71 Blackbird. این هواپیمای شناسایی راهبردی می‌توانست برای مدت طولانی با سرعتی بالاتر از ماخ ۳.۲ پرواز کند و از MiG-25 نیز سریع‌تر بود. اما بلک‌برد هرگز به‌عنوان یک جنگنده طراحی نشد و مأموریت اصلی آن جمع‌آوری اطلاعات بود، نه درگیری با هواپیماهای دشمن.

همین تفاوت، MiG-25 را منحصربه‌فرد می‌کند. اگرچه نمی‌توانست مانند SR-71 برای مدت طولانی با سرعت ماخ ۳ پرواز کند، اما همچنان سریع‌ترین جنگنده رهگیری است که تاکنون وارد خدمت عملیاتی شده است.

نماد مهندسی دوران جنگ سرد

زمانی که سازمان‌های اطلاعاتی غرب برای نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۶۰ از MiG-25 عکس‌برداری کردند، تحلیلگران توان مانور و سطح فناوری آن را بیش از حد واقعی برآورد نموده و همین موضوع به یکی از عوامل تسریع برنامه توسعه جنگنده F-15 Eagle در آمریکا تبدیل شد.

اما پس از آنکه ویکتور بلنکو، خلبان اهل شوروی، در سال ۱۹۷۶ با MiG-25 خود به ژاپن پناهنده شد، مهندسان غربی با هواپیمایی روبه‌رو شدند که بر پایه مهندسی نسبتاً ساده اما فوق‌العاده مقاوم ساخته شده بود. استفاده از تجهیزات الکترونیکی مبتنی بر لامپ خلأ، بدنه فولادی ضدزنگ و موتورهای عظیم، آن را از نظر فناوری ساده‌تر از انتظار نشان می‌داد، اما در انجام مأموریت اصلی خود عملکردی فوق‌العاده مؤثر داشت.

بیش از نیم قرن پس از نخستین پرواز، فاکسبت همچنان نمونه‌ای برجسته از مهندسی دوران جنگ سرد به‌شمار می‌رود. این هواپیما برای مانورپذیری بیشتر یا فرار از رادار طراحی نشده بود؛ بلکه مأموریت آن فقط یک چیز بود: سریع‌تر از تقریباً هر چیز دیگری در آسمان پرواز کردن. در انجام این مأموریت، کمتر هواپیمایی پیش از آن یا پس از آن توانسته به عملکردش نزدیک شود.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود