در یکی از مطالب امروز، خبر درگذشت فیدل کاسترو رهبر کوبا را به اطلاع شما رساندیم. در این مقاله قصد داریم چگونگی رسیدن او به قدرت و دوران 50 ساله حکم رانی وی را مورد بررسی قرار دهیم.
بسیاری از افراد، با سیاست های وی مخالف بودند و برخی دیگر نیز آن ها را درست می پنداشتند، اما به هر حال فیدل کاسترو فردی بود که توانست تاثیر زیادی بر روی جهان بگذارد و معادلات قدرت را به هم بزند. او نخستین دولت کمونیستی در غرب را تشکیل داد و بیش از نیم قرن بر کشور کوبا حکومت کرد.
او در 13 آگوست سال 1926 میلادی، در دهکده ای کوچک به نام بیران به دنیا آمد. پدر وی کشاورزی ثروت مند بود و در زمینه نیشکر فعالیت داشت. مادرش نیز خدمت کار همسر اول پدرش بود.
پدر او تا سن 17 سالگی – هنگامی که با مادر او ازدواج کرد – فیدل را به عنوان پسر خود نمی شناخت. وی در دوران دبیرستان، تحت آموزش های کاتولیک قرار گرفت. کاسترو بعدها ورزشکاری مطرح شد و به دانشگاه هاوانا راه یافت. فیدل کم کم در آن جا به سیاست و مسائل مربوط به آن علاقه مند شد.
کاسترو در سال 1947 میلادی، به جنبش مبارزه با فساد «ارتدوکس» پیوست. آن ها سعی داشتند «رافائل تروخیو» دیکتاتور جمهوری دومینیکن را سرنگون کنند اما موفق به انجام این کار نشدند.
فیدل کاسترو در سال 1950 میلادی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و دفتر حقوقی خود را دایر کرد. دو سال بعد، او پیشنهادی برای تشکیل مجلس نمایندگان کوبا ارائه داد، اما انتخابات هیچ گاه برگزار نشد. «فولخنثیو باتیستا» بعد از انجام کودتا و به دست گرفتن قدرت، از این کار جلوگیری نمود.
از آن به بعد، فیدل کاسترو اقدامات سیاسی خود را متوقف کرد و با تشکیل گروهی 100 نفره، در سال 1953 به پادگان ارتش مونکادا حمله ور شد. این اقدام موفقیت آمیز نبود و علاوه بر کشته شدن ده ها نفر، کاسترو را نیز برای 15 سال به زندان فرستاد.
با این حال، باتیستا در سال 1955 وی را از زندان آزاد کرد. رهبر پیشین کوبا به مکزیک رفت و کشیدن نقشه برای حمله ای دیگر را آغاز نمود. یک سال بعد، او همراه با 81 نفر دیگر از جمله چه گوارا و برادرش رائول، به سواحل شرقی کشور کوبا رفتند. آن ها در کوه های جنوب شرق این کشور کمین کرده بودند.

کودتا
بعد از انجام چند حمله در فاصله سال های 1957 تا 1959، فیدل کاسترو سرانجام موفق شد حکومت باتیستا را سرنگون کند و قدرت را به دست بگیرد. در اوایل حکومت، وی قول داده بود که آزادی های سیاسی و مدنی را به کشورش باز گرداند و به همین دلیل، از حمایت بیشتر شهروندان برخوردار بود.
او سیاست های ضد آمریکایی در پیش گرفت و در سال 1960 میلادی، قراردادی تجاری را با شوروی به امضا رساند. آمریکا در سال 1961، به طور رسمی روابط دیپلماتیکش با کوبا را قطع کرد. چند ماه بعد از این ماجرا، آمریکا 1500 تبعیدی کوبایی را مسلح کرد و به وسیله آن ها عملیات خلیج خوک ها را ترتیب داد. این کار با شکست مواجه گشت و باعث شد که روابط کوبا و شوروی مستحکم تر از قبل شود.
در سال 1962، شوروی تاسیسات موشکی خود را در سرزمین کاسترو مستقر کرد و می توانست به وسیله آن، شهرهای آمریکا را هدف حمله اتمی قرار دهد. آمریکا و شوروری بعدها طی توافقی، سامانه های موشکی خود را از کشورهای کوبا و ترکیه بیرون کشیدند.
در همین حال، فیدل کاسترو دولت تک حزبی خود را تشکیل داد و بر تمام جنبه های زندگی مردم تسلط پیدا کرد. وی امکانات اجتماعی و آموزشی را به گونه ای فراهم کرد که تمام اقشار بتوانند از آن ها استفاده کنند.
طی سال های آینده، اقتصاد کوبا کم کم تحیل رفت و شرایط نامناسبی بر آن حاکم شد. در سال 1976، کوبا شورای ملی را پدید آورد و فیدل کاسترو به عنوان رئیس جمهور این کشور انتخاب شد. وی قبلا سمت نخست وزیری را در اختیار داشت.
در دهه 80 میلادی، کاسترو به عنوان یکی از رهبران اصلی کشورهای مستقل شناخته می شد. با وجود آن که همچنان روابط میان کوبا و شوروی گرم بود، اما کاسترو تمایل داشت در صورت برداشته شدن تحریم های آمریکا، روابط با این کشور را دوباره از سر بگیرد. بیش از 125 هزار نفر از مردم کوبا، به آمریکا فرستاده شدند.
تثبیت حکومت به وسیله شوروی

در دهه 1980 میلادی، با وجود آن که میخائیل گورباچوف دست به انجام اصلاحات دموکراتیکی زده بود که به کشورها اجازه می داد همکاری خود را با شوروی قطع کنند، کاسترو حکومت خویش را بر پایه کمونیسم بنا نهاد.
هنگامی که شوروی در سال 1991 فرو پاشید، فیدل کاسترو سعی کرد با اجرای برخی سیاست های بازار آزاد، اقتصاد کشورش را ترمیم کند. این حرکت، اقدامی مثبت بود، اما وی هنوز هم کنترل بخش زیادی از زندگی مردم را در دست داشت.
در سال 1993، دختر وی به کشور آمریکا پناهنده شد و شرایط را تغییر داد. «آلینا فرناندز ریویلتا» طی سخنانی سیاست های حکومت پدرش را محکوم کرد. یک سال بعد از آن، گسترده ترین اعتراض ها علیه دوران 35 ساله حکم رانی کاسترو شکل گرفت. در طی این ماجرا، بیش از 30 هزار نفر به کشور آمریکا فرستاده شدند. این بزرگترین مهاجرت دسته جمعی کوبا از سال 1980 به بعد محسوب می شد.

نرم شدن در حکومت
سیاست های منزوی کننده کوبا، در سال 1998 میلای هنگام بازدید پاپ ژان پل دوم از این کشور، اندکی تعدیل یافت. پاپ بندیکت نیز یک دهه بعد کار مشابهی را انجام داد. در سال 2002، فیدل کاسترو اعلام کرد که برای 5 سال دیگر رئیس جمهور خواهد بود. او در سال های پایانی حکومتش، طرح های مختلفی را اجرا کرد که به سرکوب گسترده روزنامه نگاران مستقل، مخالفان و فعالان سیاسی انجامید.
در این میان، روابط کوبا و ونزوئلا مستحکم تر از قبل شد و سرزمین کاسترو در ازای دریافت نفتِ با تخفیف، متخصصان سلامت و پزشکی را به این کشور فرستاد.
در سال 2006، فیدل حکومت را به علت انجام جراحی سنگین روده، موقتا به برادرش واگذار کرد و برای نخستین بار در 47 سال گذشته، فرمان روایی را کنار گذاشت.
دو سال بعد هنگامی که مجلس نمایندگان برای اعلام دوباره فیدل کاسترو به عنوان رهبر آماده می شد، وی طی نامه ای از پذیرش این مقام انصراف داد. این نامه در وب سایت حزب کمونیسم منتشر شد و او در آن گفته بود: “من از شما خداحافظی نمی کنم و تنها آرزویم این است که همانند یک سرباز برای افکار و ایده هایم بجنگم.”
وی در سال 2010 بیشتر در معرض دید عموم قرار گرفت، اما یک سال بعد به طور رسمی از حزب کمونیسم خارج شد. با قدرت گرفتن برادر فیدل کاسترو، بعد از نیم قرن نخستین ملاقات میان رؤسای جمهور آمریکا و کوبا شکل گرفت و توافق نامه ای برای از سر گیری روابط دیپلماتیک به امضا رسید. فیدل کاسترو روز قبل در سن 90 سالگی چشم از جهان فرو بست.





بدون نظر