همه ما روزهای سختی در محل کار خود داشته ایم و روزهایی که ناگهان همه چیز خراب شده است را به چشم دیده ایم. این چنین روزهایی اوضاع خراب می شود و خرابی آن ها تمامی ندارد. در این گونه موارد هیچ گزینه ای برای مبارزه ندارید و فقط باید صبر کنید که این روزهای بد به پایان برسند. اما اگر یک مخترع باشید شرایط برای شما متفاوت خواهد بود زیرا باید درهای علم را با خلاقیت باز کرده و رازهای جدیدی را رمزگشایی نمایید. اما وقتی که شرایط برای مخترعان بر وفق مراد نباشد این موضوع واقعاً غیرقابل تحمل خواهد بود. بدترین اتفاق زمانی رخ می دهد که یک مخترع در اثر حادثه یا هر چیز دیگری توسط اختراع خود کشته شود.
1-توماس میجلی جونیور

توماس میجلی جونیور یک شیمیدان بود که بسیاری از مسائل و مشکلات خودروهای اولیه را هنگامی که برای شرکت جنرال موتورز کار می کرد حل نمود که یکی از آن ها ضربه زدن موتور بود. وی در نهایت برای حل این مشکل یه این نتیجه رسید که باید مواد خاصی را به بنزین اضافه کند تا موتور صدای تق تق ندهد. وی همچنین بنزین سرب دار و کلوروفلوئوروکربن ها را به دنیا معرفی کرد که سهم زیادی در تخریب لایه اوزون و در نهایت زندگی بشری داشتند. در سال های پایانی عمرش وی به دلیل بیماری کاملاً فلج شده بود بدین ترتیب وی وسیله ی خاصی ساخته بود که با استفاده از آن می توانست از تخت بلند شده و خود را به ویلچرش برساند. روزی از روزها وی مثل همیشه می خواست خودش را به ویلچرش برساند اما دستگاهی که ساخته بود به جای بلند کردنش او را خفه کرد.
2- سابین آرنولد وون سوچوکی

سابین آرنولد وون سوچوکی با این اسم عجیب و غریبش مخترع سرشناسی بود که نوع خاصی از رنگ تیره اختراع کرده بود که آن را «Undark» نام گذاشت. وی مدیر کارخانه ای بود که روزانه تعداد زیادی صفحه ساعت تولید می کرد. بعد از مدتی کارگران او یکی پس از دیگری می مردند زیرا در رنگ اختراعی او مواد رادیواکتیو وجود داشت که بسیار مرگبار بود. علی رغم این که شکایتی توسط کارگران زنده مانده علیه او به ثبت رسید اما این نوع از صفحات ساعت از سال 1928 تا پایان جنگ جهانی دوم همچنان تولید می شدند.
این زمان بود که خطرات مواد رادیواکتیو بیشتر و بهتر از گذشته درک شد. مطالعات مربوط به آلودگی زدایی در کارخانه متعلق به سوچوکی در سال 1983 آغاز به کار کرد و این مرکز تا سال 2016 به طور کلی پاکسازی شد. اما سوچوکی خود در سال 1928 در اثر مسموم شدن با مواد رادیواکتیو درگذشت. بدون شک ساعت مرگ او روی یکی از همان صفحات ساخت کارخانه ی خودش ثبت شده بود.
3- هنری وینستنلی

هنری وینستنلی ساختاری را اختراع کرد که جان هزاران نفر را نجات داد: فانوس دریایی دور از ساحل که اولین نمونه از آن در سال 1968 ساخته شد و در آن 50 شمع به کار رفته بود که توسط خود وینستنلی روشن می شدند. بدین ترتیب دیگر گم شدن در دریاهای انگلستان به امری تقریباً مخال تبدیل شده بود. اما به نظر شما چطور یک فانوس دریایی می تواند باعث قتل کسی شود؟ در واقع وینستنلی شبی که بعدها به شب «طوفان بزرگ» مشهور شد را برای تعمیر ساخته ی خود انتخاب کرد و در کمال ناباوری فانوس دریایی نیز همین شب را برای خراب شدن روی سر سازنده خود انتخاب نمود.
4- فرد دوسنبرگ

شهرت آلمان به خاطر تولید خودروهای محکم و قدرتمند با برادران دوسنبرگ، فرد و آگوست، آغاز شد. این دو اولین خودروی خود را در سال 1904 ساخته و کمپانی دوسنبرگ موتور را در سال 1913 در آیووا راه اندازی کردند. در اوایل دهه ی 1920، خودروهای دوسنبرگ همه ی رقبا را پشت سر گذاشته و در دهه ی بعد خودروهای لوکس آن ها بسیار مشهور و پرطرفدار شده بودند. مرگ فرد دوسنبرگ تا حدودی قابل پیش بینی بود زیرا وی عادت داشت که یکی از خودروهای ساخت خود را با سرعتی زیاد در یک جاده کوهستانی براند و در یکی از این روزها خودرو او چپ کرده و ستون فقرات فرد به سختی آسیب دید. اگر چه در ابتدا گمان می رفت که وی به سرعت خوب خواهد شد اما مشکلاتی پیش آمد و در نهایت وی به دلیل ذات الریه درگذشت.
5- پریلوس اهل آتن

پریلوس آتنی مردی در یونان باستان بود که در مورد جنایت دیدگاه بسیار تندی داشت. وی بر این باور بود که یک روش دردناک و بسیار وحشتناک برای اعدام خلافکاران می تواند دیگر شهروندان را از دور زدن و نادیده گرفتن قانون باز دارد، از این رو دستگاهی برای اعدام دردناک این افراد ساخت: گاو برنجی. این وسیله در واقع مجسمه ای به شکل گاو بود که از جنس برنز ساخته شده که یک نفر یا تعدادی از افراد خلافکار رادر درون آن انداخته و زیر آن آتش زده می شد.
در حالی که این خلافکاران نگون بخت زنده زنده کباب می شدند دود ناشی از آن و زجه های آن ها از دهان و بینی گاو به بیرون منتقل می شد. وی اختراع خود را به یک نجیب زاده سیسیلی به نام فالاریس معرفی کرد و او نیز از پریلوس خواست که وارد شکم گاو شده و نحوه ی کار آن را به او نشان دهد. وقتی که وی از طریق در روی شکم گاو وارد آن شد، همراهان فالاریس در را بسته و زیر شکم گاو آتشی روشن کردند و بدین ترتیب وی با نحوه ی کار این وسیله ی اعدام به شیوه ای معتبر و واقعی آشنا شد!
6- ویلیام نلسون

در اکتبر سال 1903، ویلیام نلسون 24 ساله، یک مهندس شاغل در کمپانی جنرال الکتریک برنامه ریزی کرد که اختراعش را برای اولین بار در معرض دید عموم قرار دهد. در واقع اختراع وی موتوری بود که به یک دوچرخه معمولی وصل می شد و این اختراع جدید به دوچرخه سواران این امید را می داد که بزودی با سرعت و راحتی بیشتری به سفرهای جاده ای بروند. اما برخلاف آرزوهای وی این روز خیلی زود به یک روز وحشتناک تبدیل شد. مهندس جوان در حال پایین رفتن از یک تپه با اختراع خود سرعت زیادی داشت و بدین ترتیب از روی دوچرخه پرت شده و بدنش خرد شد.
7- مایکل داکری

در سال 2004، مایکل داکری از تاکسی پرنده هشت سرنشینه خود که از دو موتور جت استفاده می کرد رونمایی کرد و بر این باور بود که اختراعش سفر هوایی را متحول خواهد ساخت. این خودرو طوری طراحی شده بود که به فضای بسیار کمی برای بلند شدن و فرود آمدن نیاز داشت و بدین ترتیب در صورت موفقیت آزمایشات اولیه به نظر می رسید که خیلی زود آسمان از این خودرو پر شود. با این وجود امنیت بسیار مهم تر از دیگر فاکتورها بوده و بعد از طی کردن آزمایشات متعدد اولین نمونه از این خودرو در سال 2009 برای آزمایش میدانی آماده شد. در حالی که دوکری سوار بر این خودرو بود، اختراع او به ارتفاع 650 پایی رسید اما بزودی کنترل آن از دست راننده/خلبان نگون بخت خارج شده و با زمین برخورد کرد. بدین ترتیب خودرو هوایی جدید همراه با راننده و مخترعش در آتش سوخته و رویای تاکسی های پرنده دستکم برای مدتی فراموش شد.
8- هنری اسمولینسکی

در کمال ناباوری ساخت اولین نمونه از خودروهای پرنده به سال 1917 باز می گردد. اما در دهه ی 1970، روی یک فورد پینتو دو بال ساده و یک پروانه بسیار بزرگ نصب شد و در هنگام آزمایش میدانی به محض بلند شدن سقوط کرد. مخترع این خودرو که هنری اسمولینسکی نام داشت همراه با شریکش هال بلیک بارها ای خودرو را در محوطه ی کارگاهی خصوصی خود با موفقیت به پرواز درآورده بودند اما یک اشکال در طراحی را نادیده گرفته بودند.
این خودرو طوری طراحی شده بود که در روی زمین بال های آن از بدنه جدا می شدند اما ناگهان این دو بال در هوا نیز هوس باز شدن از بدنه را کردند. بدین ترتیب این مخترعان نگون بخت ناگهان خود را سوار بر یک خودرو پینتو در هوا بدون بال یافتند و در برخورد با زمین و انفجار هر دو آن ها کشته شدند.
9- والرین آباکوفسکی

وصل کردن موتور هواپیما به وسایلی که چرخ داشتند سابقه ای طولانی داشته است. والرین آباکوفسکی که راننده ی سازمان امنیت ملی ولادیمیر لنین بود روابط بسیار خوبی با افسران بلند مرتبه روسی داشت. وی از این روابط خود برای توسعه ی ایده ی خود در ساخت یک واگن هوایی استفاده کرد که در واقع قطاری بود که با استفاده از پروانه نیروی لازم برای پیش بردنش تولید می شد. اما در نهایت باعث وقوع فجایع متعددی شد.
وی موفق شد تعدای از افسران بلند مرتبه را برای سوار شدن به واگن مرگ خود راضی کند تا اولین سفر آزمایشی را با اختراع جدید او انجام دهند. این خودرو در نهایت علی رغم تکان های شدید و تا دم مرگ بردن سرنشینانش توانست مسافت 121 مایلی بین مسکو و شهر تولا را بپیماید اما در مسیر برگشت به دلیل سرعت بسیار بالا و نقص در طراحی از ریل خارج شد و باعث مرگ مخترع و تعداد دیگری از سرنشینان گردید.
10- لوییس اسلوتین

لوییس اسلوتین در ساخت اولین بمب اتمی مشارکت داشت و به عنوان کارشناس خبره و بی همتای کار با مقادیر خطرناک پلوتونیوم شناخته می شد. در می سال 1946، وی برنامه ای ترتیب داد که هسته ی بمب اتمی را به مرز خطر انفجار برساند و نام این نمایش را «قلقلک دادن دم اژدها» نامید. وی این کار را با پوشیدن عینک هایی تیره و در حالی که سیگار می کشید انجام داد. شاهدان نوری آبی رنگ و شدید را دیدند که نشان دهنده ی این بود که مقداری تشعشع هسته ای آزاد شده است. تمامی این افراد بلافاصله برای ارزیابی پزشکی به بیمارستان منتقل شدند و بزودی مشخص شد که آسیب مرگباری به اسلوتین رسیده است.
تمام بدن او در واقع چهار برابر مقدار کشنده تشعشع رادیو اکتیو دریافت کرده بود و بدین ترتیب تمامی ارگان های درونی بدن او به سرعت شروع به از کار افتادن کردند. وی نه روز بعد درگذشت و به همه یادآوری کرد که قلقلک دادن دم اژدها عواقبی نیز در پی خواهد داشت. برای آشنایی با تعدادی دیگر از این مخترعان بدشانس که بدست اختراعات خود کشته شده اند با ادامه ی متن در قسمت دوم همراه باشید.





ماری کوری؟؟؟