تاریخ روسیه یک تاریخ پرآشوب و البته خونین است. جنگ جهانی اول بیش از پیش مردم خسته از جنگ این کشور و به ویژه کشاورزان را ناراضی کرده بود و همین موضوع باعث شد انقلاب روسیه در سال 1917 به شکلی برق آسا و با حمایت عمومی مردم انجام شود. بدنبال انقلاب روسیه بود که بلشویک ها قدرت را قبضه کرده و جمهوری های سوسیالیستی اتحاد شوروی یا همان شوروی در سال 1922 شکل گرفت. اما چیزی که به عنوان یک جامعه متنوع و اقتصادی ترکیبی در دهه 1920 آغاز شده بود به دوران استالین به جامعه و اقتصادی بسته و بسیار انعطاف ناپذیر تبدیل شد و در دهه 1980 به جایگاهی رسید که دیگر امکان پیش رفتن امور کشور وجود نداشته و فروپاشی رخ داد. در اواسط دهه 1980، بدنبال اصلاحات بزرگ میخاییل گورباچف بود که فروپاشی شوروی آرام آرام آغاز شده و در سال 1991 به طور کامل فرو پاشید. در ادامه این مطلب می خواهیم شما را با واقعیاتی در مورد اتحاد جماهیر شوروی آشنا کنیم که بدون شک تاکنون از آن ها اطلاع نداشته اید.

1- اتحاد جماهیر شوروی علیرغم تمام نقاط ضعفش باعث افزایش باسوادی در کشور شد
در سال 1987، تنها 33 درصد از مردان و 14 درصد از زنان روسی باسواد بودند. در سال 1929، این اعداد به 66.5 و 37.2 درصد افزایش یافت و در سال 1939 بار دیگر افزایش یافته و به اعداد 90.8 درصد برای مردان و 72.5 درصد برای زنان رسید. اما این پایان کار نبود به طوری که در دهه های 1970 و 1980، درصد باسوادها در اتحاد جماهیر شوروی در کل به عدد 99.7 درصد رسید. بدنبال انقلاب روسیه، مدارس دیگر مدیریت مناسب گذشته را نداشتند. سال ها بعد وقتی کمیساریای آموزش در روسیه شکل گرفت، آموزش پروپاگاندا افزایش یافته و از آموزش های مذهبی جلوگیری شد. اگر چه در سال 1914، نزدیک به 91 درصد از کودکان به مدرسه می رفتند، در جریان جنگ های داخلی و سال های اولیه حکومت کمونیست ها، این درصد به شدت کاهش یافت.
در 26 دسامبر 1919، لنین سیستم آموزش اجباری برای کودکان را اعلام کرد، فازی که تا سال 1939 ادامه یافته و با افزایش میزان باسوادی در کشور تا 75 درصد همراه شد. بین دهه 1930 تا 1950، آموزش و تحصیل بسیار سرکوب مآبانه بوده و علوم اجتماعی تحت کنترل شدید ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی قرار داشت که به از بین رفتن بسیاری از رشته های علمی مانند ژنتیک منجر شد. بین دهه 1960 تا 1990، شاخه های حذف شده تحصیلی بار دیگر برقرار شده و علیرغم اینکه فشار برای مطابقت علوم و آموزه ها با ایدئولوژی پیشین ادامه داشت، در دهه 1980 بود که دولت سیاست های نرم تر و بازتری را در این زمینه در پیش گرفت. در شرایطی که میزان باسوادی در کشور به 100 درصد نزدیک شده بود، کمترین میزان فشار در سیستم آموزشی برای مطابقت با ایدئولوژی های حاکمیتی وجود داشت.

2- در اتحاد جماهیر شوروی برای بی اعتبار کردن منتقدان از تاکتیک «نظرت در مورد … چیه» استفاده می شد
یک تاکتیک پروپاگاندا به نام «نظرت در مورد…چیه» (whataboutism) وجود دارد که در دوران اتحاد جماهیر شوروی برای بی اعتبار کردن و به چالش کشیدن منتقدان استفاده می شد که در آن وقتی انتقادی از رهبران شوروی یا طرفداران ایدئولوژی کمونیسم مورد نظر شوروی می شد، آن ها از این عبارت استفاده کرده و سپس به حادثه یا مشکلی در دنیای غرب اشاره می کردند. یکی از اولین موارد استفاده از تاکتیک سوال در برابر سوال اینچنینی در سال 1947 رخ داد، زمانی که یک سیاستمدار دموکرات آمریکایی به نام ویلیام آورل هریمن از سیاست سرمایه داری شوروی انتقاد می کرد. در پاسخ، ایلیا اهرنبرگ که یک انقلابی اهل شوروی و خبرنگار نیز بود در روزنامه دولتی مشهور Pravda نوشت که قوانین و سیاست های ایالات متحده در زمینه نژادی و اقلیت ها یک بی احترامی به شرافت انسانی در اتحاد جماهیر شوروی است.
این تاکتیک در تمام طول جنگ سرد توسط افراد رسانه ای و همچنین برای متهم کردن منتقدان به دورویی برای پرت کردن توجهات از انتقاد واقعی صورت گرفته استفاده می شد. اگر چه این تکنیک هنوز هم در بسیاری از کشورهای با دیدگاه انتقادی به غرب استفاده می شود اما در دوران اتحاد جماهیر شوروی به یک کلیشه تبدیل شده و در پایان جنگ سرد با تغییرات گسترده در قوانین حقوق مدنی در ایالات متحده، این تکنیک نیز رنگ باخت. تاکتیک «نظرت در مورد … چیه» در دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بار دیگر ظهور پیدا کرد، زمانی که حقوق شهروندی توسط دولت روسیه به طور گسترده سرکوب می شد. این تاکتیک در دوران زمامداری ولادیمیر پوتین و در جریان الحاق کریمه به خاک روسیه بیش از پیش مورد استفاده قرار گرفت.

3- شوروی تلاش های بسیار خاصی برای از بین بردن دین و مذهب انجام داد
بین سال های 1929 تا 1940، اتحاد جماهیر شوروی یک تقویم کار هفتگی پنج و شش روزه را به طور عمدی برای از بین بردن دین در این کشور طراحی و پیاده سازی کرد. در سال 1918، ولادیمیر لنین دستور اجرا و استفاده از تقویم گریگوری را به دلیل مقبولیت گسترده آن در سطح جهانی صادر کرد و بدین ترتیب این تقویم جایگزین تقویم رومی ژولیوسی شد که از قرن هجدهم توسط کلیسای ارتدوکس روسیه اعمال شده بود. در ژوئن 1929، شورای عال اقتصادی شوروی از کارشناسان خود خواست برنامه ای برای تولید مداوم طراحی کنند که در سال مالی 1929-1930 اجرایی شود. گفته می شود که بیش از 50 نسخه متفاوت از این تقویم وجود داشته و طولانی ترین ماه کاری آن دارای 37 روز کار با 30 روز کار مداوم و در ادامه آن 7 روز استراحت بود.
خیلی واضح بود که این برنامه کاری مداوم به خاطر از کار افتن ماشین آلات شکست خورد زیرا دیگر زمانی برای تعمیر و نگهداری ماشین آلات وجود نداشت. در سال 1931، کارخانجات در شوروی شروع به استفاده از سیستم شش روز کار در هفته و استراحت در روز هفتم کردند. روزهای تعطیلات مسیحی با 5 روز تعطیلات ملی جایگزین شد. در 26 ژوئن 1940، فرمانی دیگر صادر شده و سیستم هفت روزه هفتگی با اعلام یکشنبه به عنوان روز تعطیل بار دیگر برقرار شد.

4- دو سوم نوزادان پسری که در سال 1923 در شوروی به دنیا آمدند دوران پس از جنگ جهانی دوم را ندیدند
تعداد نوزادان پسری که در سال 1923 در شوروی به دنیا آمده بودند، 3.4 میلیون نفر بود. بیش از 1.6 میلیون نفر از این پسران در دوران نوزادی و کودکی به دلیل قحطی، بیماری و دیگر موارد مشابه جانشان را از دست دادند و تنها 1.8 میلیون نفر از آن ها در شروع جنگ جهانی دوم زنده بودند. در دوران جنگ جهانی دوم نیز 700,000 نفر از این جوانان جانشان را از دست دادند و بدین ترتیب در سال 1946 تنها 1.1 میلیون نفر از آن ها باقی ماند که در کل به نرخ مرگ و میر 68 درصد برای پسران متولد سال 1923 می رسد.

5- ارتش شوروی نقش مهمی در آزادسازی کمپ های نگهداری از یهودیان در آلمان داشت
این ارتش سرخ شوروی بود که کمپ نگهداری از یهودیان در آشوویتز را آزاد کرده و مرکز فرماندهی هیتلر موسوم به «لانه گرگ» را در 27 ژانویه 1945 تسخیر کرد، روزی که اکنون با عنوان روز جهانی هولوکاست شناخته می شود. در اوسط سال 1944، سربازان اس اس آلمانی نیمی از 130,000 زندانی آشوویتز را به دیگر کمپ های نگهداری از یهودیان منتقل کرده بودند. یک هفته قبل از آزادسازی این کمپ، آن ها ساختمان های متعددی از جمله ساختمان جسد سوزی و انبارهای کمپ را همراه با اسناد آرشیوی مربوط به آمار و ارقام زندانیان از بین بردند به طوری که آتش سوزی در این کمپ تا روزها ادامه داشت. وقتی واحد 322 زمینی ارتش سرخ کمپ آشوویتز را آزاد کرد، بیش از 7,500 زندانی را زنده و بیش از 600 نفر را مرده یافتند.
دو روز پیش از آن، مرکز فرماندهای نظامی جبهه شرقی هیتلر موسوم به «لانه گرگ» به دلیل پیشروی سریع و گسترده ارتش سرخ در جریان عملیات تهاجمی بالتیک، منفجر شده و نیروهای آلمانی آن را ترک کردند. اخبار مربوط به آزادسازی کمپ آشوویتز کمتر بازتاب یافته و تحت الشعاع اخبار آزادسازی کمپ ماژدانک و نشست متفقین در یالتا قرار گرفت. دلیل دیگر نیز تمایل شوروی به کاهش توجه به یهودیان به منظور اهداف پروپاگاندایی بود.

6- در جریان جنگ سرد، شوروی کامل ترین نقشه ها از جهان را طراحی کرد
در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی با چنان دقت، جزییات و جامعیتی نقشه جهان را طراحی کرده بود که ایالات متحده هنوز هم از آن ها به خاطر دقت بالایشان استفاده می کند. در حالی که ارتش و سرویس های اطلاعاتی ایالات متحده و بریتانیا در هنگام تهیه نقشه، روی مناطق خاصی از جهان با اهمیت استراتژیک تمرکز داشتند، دولت شوروی یک پروژه عظیم را برای نقشه کشی گسترده از جهان با جزییات دقیق راه اندازی کرد. نقشه های روس ها از شهرهای ایالات متحده بسیار دقیق و با جزییات بوده و جزییات بیشتری نیز در مورد ساختمان های نظامی آن ها ارائه شده بود که در نقشه های ساخت آمریکا در آن دوران وجود نداشت. نقشه های تهیه شده از ایالات متحده توسط روس ها، دارای نوشته ها و توضیحاتی در مورد مصالح ساختمانی به کار رفته در ساختمان ها، ظرفیت بار انواع پل ها، نوع ساختمان ها در مناطق خاص، درخت داشتن یا نداشتن خیابان ها و حتی عرض و شرایط کیفی جاده ها بود.
به گفته یک نقشه شناس مشهور بریتانیایی به نام جان دیویس که دهه ها را صرف مطالعه نقشه های تهیه شده در دوران جنگ سرد توسط شوروی کرده و کتابی جامع با عنوان The Red Atlas در این زمینه منتشر کرده، رهبران شوروی بر این باور بودند که کمونیسم در نهایت برنده شده و جهان را فرا گرفته و این نقشه ها به آن ها در تسخیر جهان کمک خواهند کرد. جدای از نقشه های تهیه شده از ایالات متحده، کارشناسان روسی نقشه های از دیگر کشورها مانند افغانستان تهیه کرده بودند که حاوی اطلاعاتی بصری در مورد مواقعی از سال بود که راه های کوهستانی خالی از برف بودند و همچنین نقشه هایی از چین تهیه شده بود که اطلاعات جامعی در مورد فضای سبز محلی و کیفیت آب نوشیدنی چاه های تمام مناطق آن در خود داشتند.
این نقشه ها جزو اسناد سری دولت شوروی بوده و حتی امروزه نیز دسترسی به آن ها سری بوده و انتقال اطلاعات آن ها به کشورهای دیگر با مجازات همراه می شود. در سال 2012، یک مقام بازنشسته وزارت دفاع روسیه به خاطر فروش 7,000 مورد از این نقشه ها که گفته می شد به دست پنتاگون رسیده اند به 12 سال زندان محکوم شد. بر اساس ادعای شبکه روسیه-24، این نقشه ها در حمله ایالات متحده به عراق در سال 2003 و پشتیبانی از گرجستان در جریان درگیری نظامی با روسیه بسیار موثر بوده اند.

7- عمیق ترین مته زنی جهان توسط شوروی در طی دو دهه انجام شد
از سال 1970 تا 1992، اتحاد جماهیر شوروی عمیق ترین سوراخ جهان به نام «حفره فراعمیق کولا» را با استفاده از مته ایجاد کردند که بیش از 12,262 متر عمق داشت. هدف این پروژه تنها ایجاد یک سوراخ مته کاری شده در زمین با بیشترین عمق ممکن بود. وقتی مته زنی این پروژه در 24 می 1970 آغاز شد، عمق هدف گذاری شده 15,000 متر بود. در سال 1979، عمق این سوراخ به 9,583 متر رسید و بدین ترتیب بود که رکورد عمیق ترین سوراخ که آن زمان با عنوان سوراخ برتا راجرز در اوکلاهاما، ایالات متحده، ایجاد شده بود شکسته شد. در سال 1989، مته کاری روس ها به عمق 12,262 متری زمین رسید. قرار بود عمق این سوراخ در سال 1990 به 13500 متر و در سال 1993 به 15000 متر برسد اما بعد از اینکه دما به جای 100 درجه سانتیگراد مورد انتظار، به 180 درجه سانتیگراد رسید، ادامه کار متوقف شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این پروژه نیز به حال خود رها شد. اما سوراخ عمیق کولا بسیار مورد بررسی دانشمندان قرار گرفته و برای سال ها به یک مرکز تحقیقاتی ژئوفیزیک تبدیل شد.
این حفره به یک سوم از پوسته قاره ای سپر بالتیک نفوذ کرده و به سنگ های پایه آرکاین که در دوران میانی پرکامبرین شکل گرفته بودند رسید. دانشمندان همچنین دریافتند که گرانیت به بازالت تبدیل نمی شود که به باور آن ها در عمق هفت کیلومتری باعث عدم تداوم امواج لرزه ای می شد. با استفاده از این حفره، همچنین دانشمندان دریافتند که سنگ های لایه های زیرین نیز تکه تکه بوده و مقادیر زیادی آب در خود دارند. یک کشف بزرگ دیگر این بود که مقادیر زیادی گاز هیدروژن در داخل این سنگ ها وجود دارد. ابرحفره کولا برای 20 سال رکورد بلندترین و عمیق ترین حفره جهان که با مته زنی ایجاد شده را در اختیار داشت و علیرغم اینکه مدت ها پیش رکورد طول را از دست داد اما همچنان عمیق ترین حفره مصنوعی ایجاد شده در زمین است.

8- اتحاد جماهیر شوروی یک مسابقه آواز تلویزیونی بین المللی با کمک از برق خانگی داشت
در دوران اتحاد جماهیر شوروی یک مسابقه آواز بین المللی از تلویزیون پخش می شد. در شرایطی که تلفن به ندرت در دسترس بود، تماشاگران در صورتی که از آهنگی خوششان می آمد چراغ های خانه را روشن و در صورت عدم علاقه، چراغ ها را خاموش می کردند. اداره برق هر شهر اطلاعات مربوط به قطع و وصل برق رد خانه ها را گرفته و به محل برگزاری مسابقه گزارش می داد و بدین ترتیب بود که برنده اعلام می شد. این رقابت در فستیوال آواز بین المللی سوپوت که معادل بلوک شرق رقابت آواز یوروویژن بود، در سال 1961 توسط ولادیسلاو اشپیلمن آغاز شد، یک پیانیست و آهنگساز لهستانی با ریشه یهودی که فیلم The Pianist ساخت رومن پولانسکی بر اساس زندگی او ساخته شده است. این رقابت بین سال های 1977 تا 1980 با رقابت آواز اینترویژن جایگزین شد اگر چه هنوز در شهر سوپوت، لهستان برگزار می شد.
شرکت کنندگان در این رقابت هم از کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی و هم کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای انتخاب می شدند. سیستم رأی گیری مبتنی بر برق خانگی در جریان این رقابت ها به این دلیل مورد استفاده قرار می گرفت که بینندگان این مسابقه در کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی دارای تلفن خانگی شخصی نبودند. محبوبیت این رقابت در دهه 1980 و به دنبال ظهور جنبش تجارت مستقل کاهش یافته و پس از فروپاشی شوروی به کلی فراموش شد. ولادیمیر پوتین در سال 2014 و به عنوان بخشی از «برنامه دیپلماسی فرهنگی گسترده» خود تلاش کرد این رقابت را برگرداند اما هیچگاه این اتفاق نیفتاد.

9- اتحاد جماهیر شوروی دارای کد دامنه خاص خود با عنوان «.su» بود
اتحاد جماهیر شوروی آنقدر دوام داشت که کد دامنه خاص خود با عنوان «.su» را برای اینترنت داشته باشد که تنها 15 ماه پیش از فروپاشی در اختیار این کشور قرار گرفته بود. اولین کشورهایی که دامنه خاص اینترنتی خود را دریافت کردند، کشورهای ایالات متحده و بریتانیا در سال 1985 بودند و سال بعد نیز کشورهای دیگری نیز این دامنه را دریافت کردند. بعد از سال 1989، کشورهای چکسلواکی، یوگسلاوی و آلمان شرقی نیز همراه با اتحاد جماهیر شوروی کد دامنه دریافت کردند. دامنه اینترنت شوروی قرار بود .ussr باشد اما یک دانشجوی 19 ساله فنلاندی به نام پتری اوجالا این گزینه جایگزین دو حرفی را پیشنهاد کرد. بدنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 26 دسامبر 1991، روسیه به استفاده از این دامنه تا سال 1993 ادامه داد زمانی که .ru جایگزین دامنه قبلی شد. قرار بود این دامنه به طور کلی حذف شود اما به دلیل محبوبیت آن در میان کاربران اینترنت و همچنین علاقمندی دولت روسیه، هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.

10- میخاییل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، در یک تبلیغ پیتزا حضور داشت
در رویکردی متفاوت نسبت به رهبران اتحاد جماهیر شوروی، میخاییل گورباچف که آخرین رهبر شوروی بود در سال 1997 در یک ویدیو تبلیغاتی 60 ثانیه برای Pizza Hut بازی کرد. گورباچف سیاست های موسوم به گلاسنوست (glasnost) به معنای «گشایش» و «باز کردن» و پرستوریکا (perestroika) به معنای «بازسازی» معرفی کرده و اهداف استراتژیک اتحاد جماهیر شوروی را کمی تغییر داد که به پایان جنگ سرد و در نهایت فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منجر شد. در سال 1989، مدال صلح اتو هان به خاطر مشارکت گورباچف در خلع سلاح هسته ای به گورباچف شده و سال بعد نیز به خاطر نقش سازنده در فرآیند صلح نیز جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. بدنبال کناره گیری گورباچف از رهبری اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی این اتحاد، وی کارهای متعددی در کنار نامزدی برای ریاست جمهوری روسیه و شکل دادن به ائتلاف های جدید انجام داد.
در سال 1993، گورباچف در نقش خودش در فیلمی با عنوان Faraway, So Close! بازی کرد که دنباله ای بر فیلم Wings of Desire بود. بعدها گورباچف همراه با نوه دخترش در یک ویدیو تبلیغاتی متعلق به برند پیتزای مشهور Pizza Hut حضور یافته و دستمزد وی برای این حضور نیز به بنیاد غیرانتفاعی گورباچف رسید. او همچنین برای برند لویی ویتون نیز در مقابل دوربین آنی لیبوویتز قرار گرفت و حتی آلبومی از ترانه های حماسی رمانتیک سنتی روسیه با نام Raisa نیز خواند که آن را به همسرش تقدیم کرده بود.
بیشتر بخوانید: ۱۱ واقعیت جالب و خواندنی در مورد جاسوسی دوران جنگ سرد بین ایالات متحده و شوروی





خدا رحمتش کند .،زحمت زیادی کشیده تا از طریق سیطره علمی آوازه پدر اتمی شهرت پیدا کرده.
کی رو خدا رحمت کنه؟؟؟؟
شوروی اگر اینکارها را نمیکرد تا حالا خیلی پیش تر از گورباچف سقوط کرده بود
حالا نه اینکه شوروی چندان هم حکومت خوبی بوده!!!!
بله اینکه تعدادی دستاورد داشت اما دین ستیزی و جنایات و دیکتاتوری و پلید بودن حکمرانی اش رو نمیشه توجیح کرد یا اینکه نادیده گرفت
خسته نباشید واقعا. ۶ تاش رو میدونستم. ۴ تای دیگه هم خیلی ارزش دونستن نداشت. در واقع هیچکدوم از ۱۰ مورد لایق چنین تیتر پر زرق وبرقی نبود.