بابک زنجانی که با وعدههایی درباره راهاندازی ایرلاین، تاکسیهای برقی، رمزارز و پروژههای بزرگ اقتصادی به اقتصاد ایران بازگشته بود، شامگاه ۳۰ مرداد یک کافهقنادی در شهرک غرب تهران افتتاح کرد.
«سورینت VIP» یا «بیکری VIP» بهعنوان مجموعهای منتسب به زنجانی معرفی شده و انتشار تصاویر و ویدئوهای افتتاحیه پرزرقوبرق آن، واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی به دنبال داشته است.
بخش عمدهای از این واکنشها نه به راهاندازی یک کافه، بلکه به تفاوت برخورد با کسبوکارها مربوط میشود. کاربران یادآوری کردهاند که طی ماههای اخیر تعدادی از کافهها و رستورانها، از جمله به دلیل مسائل مرتبط با حجاب، با محدودیت یا پلمب مواجه شدهاند و بسیاری از صاحبان این کسبوکارها حتی در انتشار تصاویر فعالیت خود احتیاط زیادی به خرج میدهند.
پژمان موسوی، روزنامهنگار، در یادداشتی درباره این موضوع نوشته است که مسئله او در این ماجرا سابقه قضایی زنجانی یا نحوه آزادی و بازگشتش به فعالیت اقتصادی نیست، بلکه تفاوت در اجرای قواعد است.

او با اشاره به پلمب برخی کافهها به دلیل مسائل مربوط به حجاب، این پرسش را مطرح کرده که چگونه در چنین شرایطی، تصاویر افتتاحیه کافه منتسب به زنجانی با این شکل و بدون نگرانی از برخورد منتشر میشود، در حالی که بسیاری از کسبوکارهای دیگر برای انتشار محتوای خود با احتیاط رفتار میکنند.
موسوی تأکید کرده است که موافق پلمب این کافه نیست و مسئله اصلی از نگاه او، یکسان نبودن شرایط و قواعد برای همه کسبوکارهاست.

در واکنشی دیگر، کاربری با نام «آمینو اسید» با اشاره به موقعیت کافه در محدوده مهستان شهرک غرب، قیمت املاک تجاری این منطقه را نیز مطرح کرده و مدعی شده است که مغازههای تجاری شهرک غرب در برخی موارد با قیمتهایی در محدوده متری ۶۰۰ میلیون تا ۱.۴ میلیارد تومان عرضه میشوند.
بر مبنای ادعای این کاربر، ارزش یک واحد تجاری ۳۰ تا ۵۰ متری در چنین محدودهای میتواند به دهها میلیارد تومان برسد.

کاربری با نام «الهام» نیز موضوع را از خود کافه فراتر برده و بحث را به رابطه میان «قدرت، پول و رانت» کشانده است. از نگاه او، مسئله اصلی این نیست که سرمایه امروز در قالب تاکسی، شرکت، کافه یا کسبوکار دیگری ظاهر شده باشد؛ بلکه پرسش اصلی همچنان درباره منبع سرمایه و مسیری است که به شکلگیری این ثروت منتهی شده است.
برخی کاربران نیز مستقیماً به مقایسه وضعیت این کافه با کافهها و رستورانهایی پرداختهاند که در ماهها و سالهای اخیر با محدودیت و پلمب مواجه شدهاند.

حساب کاربری «دختر ایران» نیز با اشاره به همین موضوع نوشته است در شرایطی که برخی کافهها به دلایل مختلف پلمب میشوند و حتی در بعضی نقاط اقداماتی برای جلوگیری از تجمع و نشستن مردم صورت میگیرد، برگزاری چنین افتتاحیهای برای مجموعه منتسب به زنجانی، تناقض قابلتوجهی ایجاد کرده است.

صالح تسبیحی، هنرمند، زاویه دیگری را مطرح کرده و نوشته است مسئله اصلی لزوماً تجمل یا هزینه بالای یک افتتاحیه نیست. به اعتقاد او، اگر ثروت متعلق به خود فرد و منشأ آن روشن باشد، میتوان آن را ذیل همان تعبیر قدیمی «دارندگی و برازندگی» دید؛ اما مسئله از جایی پیچیده میشود که منشأ ثروت و سابقه اقتصادی صاحب آن برای جامعه همچنان محل پرسش باشد.
در بخش دیگری از واکنشها، برخی کاربران به استقبال احتمالی مردم از چنین فضایی پرداختهاند و این تناقض را برجسته کردهاند که جامعه ممکن است همزمان نسبت به سابقه اقتصادی صاحب یک مجموعه انتقاد داشته باشد و در عین حال با حضور، انتشار تصاویر و تبلیغ آن، به دیدهشدن و رونق دوباره همان کسبوکار کمک کند.
کاربری با نام «پوپک» نیز به تصاویر پرجمعیت افتتاحیه واکنش نشان داده و این پرسش را مطرح کرده که چرا با وجود سابقه پرونده قضایی زنجانی، چنین استقبالی از مجموعه منتسب به او صورت میگیرد.

بابک زنجانی از شناختهشدهترین محکومان پروندههای فساد اقتصادی در ایران است. او در دیماه ۱۳۹۲ بازداشت شد و در پروندهای مرتبط با بدهیهای نفتی و انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت، با اتهامهایی از جمله «افساد فیالارض»، اخلال در نظام اقتصادی، کلاهبرداری از شرکت ملی نفت و پولشویی محاکمه شد.
حکم اعدام او در سال ۱۳۹۵ در دیوان عالی کشور تأیید شد، اما پس از اعلام بازگرداندن اموال و تسویه بخش عمده بدهیها، این حکم در سال ۱۴۰۳ به ۲۰ سال حبس تبدیل شد.
زنجانی در سالهای اخیر بار دیگر با فعالیتهای اقتصادی و مجموعههایی از جمله «داتوان» به فضای تجاری بازگشته است.





بدون نظر